تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۷۵۹۶۴

طرح بازگرداندن مخالفین به درون نظام


صادق زیباکلام
اندیشه بازگرداندن مخالفین و منتقدین بعد از حوادث تلخ انتخابات 22 خرداد سال پیش به نظام که از سوی حجت‌الاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران در خطبه‌های نماز جمعه در این هفته پیشنهاد شد بلافاصله با استقبال شماری از چهره‌های شاخص روحانیت مبارز و برخی گروه‌ها و جریانات سیاسی دیگر اصولگرا مواجه شد. قبل از هر حرکتی، نشستی و اقدامی در این راستا، طرح چند نکته ضروری است. یا درست‌تر گفته باشم، یادآوری چند نکته از همین آغاز ضروری به نظر می‌رسد. بحث آنکه فکر یک آشتی ملی یا وفاق ملی نه اولین بار است که بعد از حوادث تلخ سال گذشته دارد اعلام می‌شود و نه حجت‌الاسلام صدیقی نخستین چهره سیاسی - مذهبی هستند که پی به ضرورت این مهم برده‌اند.
در آخرین نماز جمعه تاریخی‌شان در 26 تیر سال گذشته، آقای هاشمی رفسنجانی راه برون‌رفت از بحران و مشکلات به وجود آمده در آن مقطع را در یک آشتی ملی دانستند. به منظور از قوه به فعل درآمدن آن آشتی ملی هم پیشنهادات عملی و اجرایی ارائه دادند که متأسفانه مورد موافقت قرار نگرفت. بعد از ایشان هم شخصیت‌های شاخص دیگری همچون آیت‌الله جوادی آملی، مهدوی‌کنی، امینی، ناطق نوری و شمار دیگری از بزرگان بحث آشتی ملی و رفتن به سمت وفاق را مطرح کردند که در تمامی موارد به آنان نیز پاسخ منفی داده شد. بعضاً نه چندان خیلی صریح و مستقیم، سخنگویان جریان رادیکال اصولگرا به پیشنهاد آشتی ملی پاسخ داده‌اند که با «فتنه‌گران» مصالحه و آشتی نمی‌تواند صورت گیرد. برعکس آنان خواستار برخورد تندتر، شدیدتر و قلع و قمع بیشتر مخالفان بوده‌اند. البته جریان اصولگرا ظرف 15 ماه گذشته از پستی و بلندی‌های زیادی مجبور شد عبور کند.
قبض و بسط‌های عدیده‌ای شد و بسیاری از اعضای آن نسبت به یکدیگر آشنایی بیشتر و مهم‌تری پیدا کردند. تا جایی که این روزها شاهد هستیم که جریانات، چهره‌ها و شخصیت‌های معقول‌تر، میانه‌روتر و تعقل‌گراتر اصولگرا مجبور شده‌اند تا حدودی از جریانات رادیکال اصولگرا فاصله بگیرند. فی‌الواقع پایان یافتن خطر جریان منتقد یا اصلاح‌طلب و فیصله یافتن دست کم ظاهری ابعاد بحرانی که به دنبال اعلام نتایج انتخابات سال گذشته کشور را در خود فرو برد، باعث شده اصولگرایان اندکی مجال و توجه بیشتری به درون مجموعه خودشان پیدا کنند. شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارد که فی‌الواقع اصولگرایان مشکلات عدیده‌ای درون اردوگاه خودشان دارند. اینکه این مشکلات تاکنون مطرح و ظاهر نشده بودند به واسطه رویارویی مجموعه اصولگرا با مخالفان بود. اکنون که آب‌ها از آسیاب افتاده و دیگر خطر و تهدید بیرونی وجود ندارد، اصولگرایان دارند از یک‌سو متوجه عمق مشکلات و مصائب عدیده‌ای که با آنها روبه‌رو هستند، می‌شوند و از سویی دیگر دارند متوجه می‌شوند که خیلی هم متحد، یکدست و منسجم نبوده‌اند. «فتنه‌‌گران» آنها را موقتاً یکدست و متحد ساخته بودند.
به علاوه اکنون که شرایط عادی‌تر شده و اوضاع سیاسی آرامش پیدا کرده برخی از اصولگرایان دارند متوجه می‌شوند که ظرف این 15 ماه چها که صورت نگرفته و شاید برخی از آنها دارند متوجه می‌شوند که اطلاق عنوان فتنه‌گر به بسیاری از کسانی که به عنوان «فتنه‌گر» با آنها برخورد شد، خیلی هم منصفانه نبود. شاید شماری از اصولگرایان اکنون که گرد و غبار فرو نشسته دارند متوجه می‌شوند خیلی از کسانی که مورد غضب قرار گرفتند، خیلی هم مقصر، خطاکار و «فتنه‌گر» نبودند. سهل است که بسیاری از آنان در زمره بهترین «بچه‌ها» و «فرزندان» انقلاب بودند. فی‌الواقع نخستین پرسشی که فراروی جناب حجت‌الاسلام صدیقی، اکرمی، مصباحی‌مقدم و... و سایر اصولگرایانی که به اندیشه بازگرداندن مخالفان و منتقدان بعد از اعلام نتایج انتخابات سال گذشته افتاده‌اند وجود دارد آن است که:
کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را
بخش قابل توجهی از منتقدان و مخالفان 15 ماه گذشته کی بیرون از نظام بودند یا رفتند که حالا بخواهیم آنها را به نظام برگردانیم؟ آنان کی ز دل رفته بودند و کی گم شده بودند که حالا بگردیم آنان را پیدا کرده و به دل بازگردانیم؟
به حرمت این ماه عزیز دعا می‌کنم که هیچ وقت این مملکت و نظام در خطر و تهدیدی قرار نگیرد، اما من مرده و شما زنده، اگر روزی روزگاری خطری و تهدیدی متوجه این نظام شود، خواهید دید که بسیاری از آنان که به اتهام «فتنه» علیه نظام در این 15 ماه گرفتار شدند، مقدم بر خیلی‌های دیگر سلاح برگرفته و با چنگ و دندان دارند از نظام و انقلاب دفاع می‌کنند. حکایت بسیاری از کسانی که قرار است در طرح جناب صدیقی به درون نظام بازگردانیده شوند، حکایت ندای حضرت باریتعالی است به مجنون:
گفت این دیوانه، لیلایت منم/ در رگ پنهان و پیدایت منم
سال‌ها با جور لیلا ساختی/ من کنارت بودم و نشناختی
مشکل بازگرداندن آنها به نظام نیست. اشکال در «نشناختن» و «ندیدن» یاران مخلص و باوفایی بود که سال‌ها در کنارمان بودند اما نخواستیم یا نتوانستیم آنها را بشناسیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات