تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۷۶۳۵۸

کنکاشی در گزارش البرادعی(بخش دوم)


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
بررسیهای ما نشان داد که گزارش منتسب به البرادعی، محصول دستکاریهای آمریکا بوده و البرادعی فقط «نامه رسان» این گزارش بوده است. بعلاوه دریافتیم که حسن نیت یکطرفه ای که جمهوری اسلامی ایران در قبال مذاکرات هسته ای بروز داده، منشا اعمال فشارهای غیراصولی آمریکا و صهیونیست ها از طریق آژانس و 3 کشور اروپائی علیه ایران شده است و حال آنکه حتی تعلیق غنی سازی اورانیوم نیز داوطلبانه بوده و الزام آور تلقی نمی‌شود.
متن گزارش منتسب به البرادعی نشان می دهد که روح حاکم بر گزارش اخیر، مبتنی بر ذهنیات منفی و خصمانه است و تحت هیچ شرایطی باموقعیت مثبت امروز پرونده هسته ای ایران تطابق نمی کند و از جمله سعی شده است که پیشرفتها را کم رنگ و ناملموس جلوه دهد و آنرا در فهرستی طولانی از موارد مختومه، آنچنان محو سازد که هرگز بعنوان اعتراف آژانس و طرفهای اروپائی و آمریکا به صحت اظهارات ایران و ابطال موارد ادعائی آژانس و اروپا تلقی نشود.
ممکن است کسانی نتوانند به خوبی، ابعاد کار و اهمیت این مسئله را درک نمایند و برای آنها قابل درک نباشد که این موضوع، در مقطع خاص کنونی چه اهمیتی دارد، حال آنکه اگر قرار بود گزارش نهائی البرادعی، به صورت صادقانه و مثبت، به رشته نگارش درآید، بایستی مطالب زیر را قطعا بطور صریح شامل می‌شد.
1 ـ خواسته های قبلی از جمهوری اسلامی ایران بمراتب فراتر از مفاد «ان.پی.تی» بوده ولی ایران بخاطر اعتمادسازی بطور داوطلبانه تعلیق را پذیرفته است لکن بعلت عدم اجرای تعهدات طرفهای اروپائی، فعالیت واحد «یوسی اف» اصفهان را از سرگرفته ولی تعلیق را همچنان ادامه می‌دهد.
2 ـ بررسیها، نمونه برداریها و آزمایش های انجام شده برروی ذرات اورانیوم غنی شده مشخص کرد که گزارش های ایران صحت دارد و منشا تولید این ذرات اورانیوم غنی شده، از سانتریفیوژهای وارداتی بوده است. بدین ترتیب صداقت ایران در اظهارات و عملکردش، یکبار دیگر ثابت شد.
3 ـ با در نظر گرفتن تهدیداتی که براساس شواهد و قرائن قبلی وجود داشت که پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارجاع شود، با توجه به نتایج تحقیقات و آزمایش های اخیر که صحت گزارش ها و صداقت ایران را ثابت کرد و مشخص شد که عملکرد ایران هیچگونه تناقضی با مفاد ان پی تی ندارد، موضوع ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، به خودی خود منتفی است.
اینها موارد روشنی هستند که بایستی به تصریح در گزارش اخیر منتسب به البرادعی مورد استناد قرار می گرفتند. اما سئوال اینست که چرا این موارد، بصورتی ضعیف و نخ نما شده، در لابلای مطالبی که اصولا مختومه گردیده و موضوعیت نداشته اند، کاملا کمرنگ و بی اثر منعکس شده است؟
مسئله کاملا روشن است. نقش آمریکا و اسرائیل در پشت پرده این بازیهای رسوا، آنچنان محرز و مشخص است که ادعا برای عدم شناخت نقش آنها، نشانه ای بر عدم فهم نکات آشکار این گزارش است. آمریکا با پیش فرض اثبات وجود فعالیتهای نظامی هسته ای ایران وارد صحنه شده بود و اکنون با تلخکامی احساس می کند که هیچ دلیلی برای اثبات ادعاها و فرضیات ذهنی غلط و خصمانه اش وجود ندارد اما با تغییر محتوا و متن گزارش سعی دارد از اعترافات به این حقیقت همچنان طفره برود و گزارشی پرابهام، خصمانه و تهاجمی علیه ایران، بگونه ای تنظیم شود که فرصت برای اثبات دروغ پردازیهای آمریکا و مزدورانش، از میان برود.
با وجود این، شیوه برخورد مقامات آژانس و دستهای پشت پرده با ایران، کره جنوبی و برزیل در ماههای اخیر کاملا محسوس و سئوال برانگیز است. آژانس در کره جنوبی توانسته است نمونه برداریهای با غلظت بیش از 80 درصد انجام دهد لکن در توجیه مطلب ادعا شد که گویا عده ای از دانشمندان خودسر! در کره جنوبی، بدون اطلاع دولت این کشور برای تولید اورانیوم با غلظت بیش از 80 درصد اقدام کرده بودند که خوشبختانه دولت کره جنوبی با اطلاع از این عمل، مانع اقدام خودسرانه آنها شده است!
در مورد برزیل نیز این کشور فرصت یافت با ادعای اینکه دارای تکنولژی اختصاصی و بومی همان کشور است و درصورت بازرسی بیشتر به افشای تکنولژی آنها منجر خواهد شد، مسئله در همان مرحله مختومه و به فراموشی سپرده شد!
خوبست این موارد حیرت انگیز را با مورد ایران مقایسه کنیم که حتی گودبرداری از خاک یک محوطه در حومه اصفهان، بخاطر آنکه قبل از گودبرداری به اطلاع آژانس نرسیده، بعنوان نمونه آشکاری از پنهانکاری ایران فهرست شده و مورد سئوال قرار گرفته است که چرا پس از گودبرداری به آژانس اعلام شده و آژانس نتوانسته بر گودبرداری بولدوزرها و انتقال خاک توسط کامیونها نظارت کند!
این مقایسه ها از آن جهت اهمیت پیدا می کند که وجود «استاندارد دوگانه» در آژانس در قبال ایران و دیگران، بخوبی قابل لمس است و با درک این مطلب، طبعا بایستی مسئولین مذاکرات هسته ای ایران، در عین استواری بر مواضع خود، مانع هرگونه افزون طلبی طرفهای مقابل بشوند. بعلاوه درهر فرصت ممکن با به رخ کشیدن موارد خطای آشکار آژانس و طرفهای دیگر به افشای ماهیت غیرمنطقی مناسبات موجود بپردازند.
مسئله اینست که این فشارها دقیقا توسط کسانی اعمال می شود که خود از جدی ترین موارد نقض مفاد «ان.پی.تی» را در پرونده عملیاتی خود ثبت کرده اند و اگر قرار باشد مرجع مسئولی در قبال این موضوعات، بدون پرده پوشی، به قضاوت بپردازد، آنها جزو مهمترین ردیف اول چنان محکمه ای خواهند بود.
آمریکا نه تنها بعنوان کشوری که عملا از بمب اتمی علیه بشریت استفاده کرده و تنها متهم این پرونده محسوب می شود، بلکه حتی بعنوان عامل بوجود آوردن نسل جدیدی از سلاحهای اتمی، بزرگترین ناقض ان پی تی محسوب می‌شود.
بعلاوه اسرائیل تاکنون از پذیرش متن ان پی تی امتناع ورزیده و در عوض 200 کلاهک اتمی آماده استفاده در اختیار دارد و همچنان به فعالیتهای غیرمجاز در لابراتوارهای تولید سلاحهای کشتار جمعی سرگرم است و هنوز به هیچ ناظری اجازه برای بازرسی از تاسیسات نظامی و اتمی خود نداده است. تکلیف طرفهای اروپائی بعنوان مجریان طرحهای آمریکا و اسرائیل هم روشن است. آنها مطالبی را می گویند که خودشان هم آنرا قبول ندارند و تهدیداتی را مطرح می کنند که خودشان فاقد توان اجرای تهدیداتشان هستند ولی در عین حال مجبور به تکرار مطالبی هستند که برای آنها دیکته شده است.
یکی از انحرافی ترین مطالب در روند مذاکرات هسته ای ایران و اروپا، همین «تغییر چهره اروپا» از یک میانجی به یک عامل تهدید کننده بود که اروپا با وقاحت کامل به اجرای این نقش پرداخت و باقیمانده اعتبار جهانی خودش را نیز «حراج» کرد.
مشاهده متن گزارش منتسب به البرادعی، یکبار دیگر نقش متغیر اروپا را در ذهن ها تداعی می کند. در واقع اروپا هم از بررسیهاو مذاکرات فنی آغاز کرد و تدریجا به یک فضای کاملا سیاسی، وارد شد. اکنون در گزارش آژانس هم، سعی براینست که یک رویکرد غیرحقوقی با اهداف شاخص سیاسی، در ذهن ها ترسیم گردد و فشارهای سیاسی، تدریجا حالت آشکارتری به خود بگیرد.
جدی ترین مورد در این مقوله، گنجانیدن مطالب و اهداف خاص در بازرسی آژانس از مناطق غیرمرتبط با فعالیتهای هسته ای است که مشخصا اهداف جاسوسی دارد و انگیزه بدست آوردن اطلاعات غیرمرتبط با مسائل اتمی تنظیم و پیگیری می شود. موضوع صریح دیگر، گره زدن موضوعات و تحقیقات هسته ای خارج از آژانس است که طرفهای ثالث را که عموما با اهداف خاص، اعمال نفوذ می کنند و یا زمینه های اعمال نفوذ آنها در آینده مطرح است، در این پرونده دخیل می سازد. این امر به وضوع نشانگر ضعف و ناتوانی آژانس و مهمتر از آن، فراهم کردن زمینه های اعمال نفوذ طرفهای ثالث از این ضعف و ناتوانی آشکار آژانس در جهت اهداف جاسوسی و سیاسی آنها می‌باشد.
جدی ترین مسئله در این زمینه، طرح «گمانه زنی های مستمر» در پرونده اتمی ایران است که در طول این دوره 2 سال و نیمه وبویژه در متن گزارش اخیر، با طرح احتمالاتی که ممکن است در روند فعالیتهای هسته ای ایران به وقوع بپیوندد، همواره سعی شده است که پرونده هسته ای ایران مفتوح باشد و هرگز مختومه نگردد. طبعا اگر حسن نیتی در کار نباشد، این پرونده را می توان برای ابد، باز نگهداشت!
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که محتوای حقوق بین الملل، حقوق اعضای آژانس و محتوای ان پی تی، هیچ زمینه ای برای «متهم» ارزیابی کردن کشورها فراهم نمی کند که طرح «ابهامات کشدار» که شاید هیچگاه فرصتی برای اثبات ابدی آنها وجود نداشته باشد، همواره کشورها را بر کرسی اتهام بنشانیم.
برهمین اساس، در گزارش منتسب به البرادعی اختیارات بیش از حد مجاز مورد مطالبه قرار گرفته و در بازرسی ها، درخواستهائی بمراتب فراتر از پروتکل الحاقی نیز مدنظر قرار گرفته است. طبعا برای ایجاد فضای ذهنی در جهت توجیه ضرورت اینهمه موشکافی، مدیر کل آژانس به قصه پردازی و طرح احتمالات و سوظن های غیرمنطقی پرداخته و حتی بر همین اساس قضاوت کرده است که البته به دور از موضع بیطرفی مدیر کل آژانس است.
آژانس و مدیر کل آن بایستی به غیر از فعالیت در چارچوب شرح وظایف و اختیارات خود، عملکرد دیگری داشته باشند و تحت هر شرایطی فاقد حق گمانه زنی و قضاوت برهمین مبنا هستند. چیزی که در محتوای گزارش منتسب به البرادعی در فرصت های مختلفی، زبان رایج برای تبیین مطالب بوده است که منطقا مردود و غیرقابل قبول است.
جمهوری اسلامی ایران بایستی با استمرار موضع کنونی خود، به آژانس و طرفهائی که بهر طریق ممکن بعنوان مخاطب ما وارد عمل می شوند، بفهماند که چیزی از مفاد ان پی تی را نخواهد پذیرفت و به آن متعهد نخواهد شد و با کنار گذاشتن مذاکره با اروپا هم، حتی برای آژانس نیز محدوده ای بیش از جایگاه قانونی آن را قائل نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات