تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۷۶۳۶۳
نگاهی به مقاله « مایک ویتنی » خبرنگار آمریکایی درباره برنامه هسته‌ای ایران

توان هسته‌ای حق ایران است


مایک ویتنی خبرنگار مستقل آمریکایی در مقاله ای درباره برنامه هسته ای ایران نوشت : برنامه هسته ای ایران نظامی نیست .
مایک ویتنی در پایگاه اینترنتی اینفورمیشین کلیرینگ هاوس نوشت : تاکنون هیچ کس مدرکی معتبر درباره ماهیت نظامی برنامه هسته ای ایران ارائه نکرده است .
این پایگاه , یک پایگاه خبری است که سیاستهای ضد جنگ و مغایر سیاستهای کاخ سفید دارد و معمولا خبرهایی را که از شبکه های تلویزیونی آمریکا پخش نمی شود , منتشر می کند.
ویتنی در ادامه نوشت : با این حال دولت بوش همواره اتهامات به ایران وارد می کند و از تهدید دست بر نمی دارد.
به علاوه رسانه های طرفدار دولت آمریکا همواره می کوشند در خبرهایشان وانمود کنند ایران برنامه تسلیحاتی خود را از آژانس بین المللی انرژی اتمی پنهان می کند.
به نوشته ویتنی در حقیقت رسانه های آمریکایی همواره ادعاهای سازمانهای تروریستی نظیر مجاهدین خلق را منعکس می کنند تا این شبهه را ایجاد کنند که ایران برنامه مخفی هسته ای دارد.
نباید فراموش کرد : این گروه در فهرست سازمانهای تروریستی از نظر وزارت خارجه آمریکا قرار دارد.
ثابت شده است که این اتهامات بی اساس هستند و باید چنین ادعاهایی را به نوعی ابزار جنگ تبلیغاتی واشنگتن در نظر گرفت .
محمد البرادعی مدیرکل آژانس نیز پیشتر اعلام کرده بود ایران برنامه هسته ای نظامی ندارد.
سازمان بین المللی انرژی اتمی از دو سال پیش به دقت و به طور مستمر از همه سایتهایی که مشکوک تشخیص داده شده بودند بازرسی می کند و هر بار یک نتیجه بیشتر به دست نیامده است هیچ چیز قابل توجهی در این سایتها وجود ندارد.
ویتنی ادامه داد : اگر نتوانیم به نتایج تحقیقات دقیق کارشناسان هسته ای اعتماد کنیم پس باید آژانس بین المللی انرژی اتمی را تعطیل و پیمان منع تکثیر هسته ای را منسوخ کرد.
البته آمریکا و اسرائیل که اصلا در نظر ندارند تسلیم قوانین و پیمانهای بین المللی شوند و می خواهند با ایران به رویارویی مسلحانه بپردازند از سازمانهایی نظیر آژانس بین المللی انرژی اتمی رضایت ندارند و حذف این گونه نهادها را می پسندند.
به نظر می رسد آمریکا و اسرائیل به دنبال بهانه برای جنگ با ایران می گردند.
سخنگوی وزارت خارجه ایران در 15 مرداد رسما پیشنهادهای اعضای اتحادیه اروپا را در خصوص ممنوعیت فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم در ایران رد کرد و گفت : این پیشنهادها پذیرفتنی نیست .
آمریکا به خارجی ها اجازه نمی دهد از سایتهای تسلیحات اتمی اش بازدید کنند این درحالی است که تنها کشوری که از بمب اتم استفاده کرده است آمریکاست و هم اینک در حال تولید نسل جدید بمب اتمی موسوم به « کرک بانکر » است که می تواند زرادخانه های زیرزمینی را منهدم کند.
آمریکا همچنین تنها کشور در جهان است که این حق را برای خود در نظر گرفته است که درصورتی که تشخیص دهد امنیت ملی اش در خطر است در استفاده از بمب اتمی پیش قدم شود.
تنها نقش « ان پی تی » ترساندن کشورهای دیگری که هنوز بمب اتم ندارند و وادار کردن آنها به تسلیم شدن در برابر مقرراتی است که قدرتمندترین کشورها تهیه کرده اند.
این پیمان برای تضمین جاودانگی ساختار بین المللی کنونی طراحی شده است نه برای تضمین صلح .
در هر صورت ایران پیمان را نقض نکرده و برنامه غنی سازی اورانیوم نیز مغایر پیمان نیست , ایران حتی سانتریفوژ کافی برای اجرای چنین طرحی ندارد.
بازگشایی مجتمع اصفهان ثابت می کند ایران می خواهد فعالیتهای تبدیل اورانیوم را برای تولید سوخت لازم برای نیروگاههای هسته ای از سر گیرد.
بر اساس مفاد پیمان چنین فعالیتهایی قانونی است .
ایرانیان مدتی پذیرفتند برای افزایش اعتمادسازی به طور موقت از این حق خود بگذرند و به اتحادیه اروپا ثابت کنند در یافتن راه حلی رضایت بخش برای همه جدی هستند اما امروزه اتحادیه اروپا تسلیم فشارهای دولت بوش شده است و می کوشد از بخش مربوط به مسئولیتهای خود طبق موافقتنامه پاریس طفره رود و حتی عبارات موافقتنامه را تغییر دهد.
در این موافقتنامه آمده است , سه کشور اروپایی می پذیرند که تعلیق فعالیتهای مربوط به فراوری و غنی سازی اورانیوم اقدامی داوطلبانه و با هدف جلب اعتماد و نه اجباری قانونی است .
اعضای اتحادیه اروپا یعنی انگلیس , فرانسه وآلمان در تلاشی زیرکانه فقط به این علت از موضع خود عقب نشینی کرده اند تا بتوانند برای خوشایند واشنگتن و تل آویو به آنها خوش خدمتی کنند.
به علاوه هنگام بازگشایی کارخانه اصفهان بازرسان آژانس به دقت بر فعالیت ها نظارت دارند و همه فعالیتهای حساس را کنترل می کنند.
ایران نشان داد که نمی خواهد اجازه دهد واشنگتن نقش مستبد را ایفا کند.
دولت بوش اتحادیه اروپا را مامور کرده است نظم خود را به شیوه ای دوگانه اعمال کند و حتی به تهدید نظامی نیز روی آورده است اما دوگانگی سیاست آمریکا در قبال ایران و اسرائیل مشخص می شود.
چرا ایران باید از غنی سازی اورانیوم انصراف دهد در حالی که در پیمان قید شده است این حقش است . آیا اسرائیل یا پاکستان نیز با چنین چیزی برای خود موافق خواهند بود البته که نه .
اسرائیل و پاکستان با نادیده گرفتن پیمان مقابل چشمان جامعه بین المللی به زرادخانه هسته ای دست یافته اند.
توجه جهانی فقط متوجه ایران است و این ایران است که به علت رعایت پیمان مجازات شده است . اینها نشانگر آن است که آمریکا در صحنه بین المللی همه کاره است .
مخالفت ایران به اتحادیه اروپا اجازه داد جلسه اضطراری آژانس را تشکیل دهد و سپس درباره ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت تصمیم گرفته شود. با این حال چه پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع داده شود چه نشود بوش , شارون و رسانه های غربی آن قدر جار و جنجال به پا خواهند کرد که جهانیان به مجرم بودن ایران اطمینان پیدا کنند و به این ترتیب زمینه برای حمله ای پیشگیرانه مساعد خواهد شد.
جنگ طلبان اجازه نخواهند داد حقایق فاش شود و بی گناهی ایران به اثبات برسد.
مایک ویتنی در ادامه این مقاله نوشته است ایران به طرز ماهرانه ای به حملات رسانه ها و اتهامات دولت بوش واکنش نشان داد .
ایران از خود احتیاط و نظم نشان داد و ثابت کرد برای مشکلات جدی به دنبال راه حلهای منطقی می گردد.
ایران با اینحال قاطعانه از حق خود در چارچوب ان پی تی دفاع کرد.
این رفتار نشان می دهد در صورتی که آمریکا تصمیم به حمله یک جانبه به ایران بگیرد , ممکن است رفتاری بسیار مصمم داشته باشد.
باید انتظار داشت ایران قدرتمندانه واکنش نشان دهد و تهدیدهای هسته ای را نادیده بگیرد. حق با ایران خواهد بود .
فقط کافی است به اوضاع عراق نگاهی بیندازیم تا متوجه شویم هنگامی که کشوری از خود دفاع نکند چه بلایی به سرش می اید.
در این حمله البته باید حمله اسرائیل و حمله نیروهای آمریکایی حاضر در عراق را نیز گنجاند.
بدیهی است دولت ایران نیز احتمال جنگ را در نظر گرفته و برای رویارویی با آن استراتژی بسیار مستحکمی تدارک دیده است .
از جمله راهبردهای ایران می توان به بی ثبات کردن بازار نفت و حمله به منافع آمریکا درجهان اشاره کرد.
ویتنی به صورت بدبینانه ای در مقاله خود می افزاید : طبیعی است که هنگامی که کشوری با دشمنی مواجه می شود که می خواهد حکومت آن را براندازد هرچه در توان دارد به کار گیرد تا در جنگ پیروز شود.
سازمانهای اطلاعاتی ایران به طور حتم پیش بینی کرده اند عملیاتی مخفی در صورت حمله یکجانبه به سایتهایشان ترتیب دهند.
وی در ادامه ادعا می کند : همچنین ممکن است ایران فعالانه از گروههای تروریستی بین المللی حمایت کند و به استخدام مهاجم علیه منافع آمریکا در جهان بپردازد.
در هر صورت حمله به ایران به معنای اعلام جنگ کلی خواهد بود.
اگر ایران به حملات تلافی جویانه علیه اسرائیل و آمریکا بپردازد , تل اویو و واشنگتن راهبردی از پیش طراحی شده را در پیش خواهند گرفت که هدف آن نابود کردن همه زرادخانه های بیولوژیکی , شیمیایی و متعارف ایران خواهد بود.
درحقیقت هدف نهایی استراتژی آمریکا همین است نه ادعای حذف سایتهای سلاحهای هسته ای تخیلی .
آمریکا و اسرائیل می خواهند رژیم ایران را با هدف دسترسی بدون رقیب به منابع حیاتی منطقه حذف کنند و هر گونه مانع را در این منطقه در آینده برچینند.
با این حال درکوتاه مدت این نقشه مشکلات قابل توجهی دارد.
امروزه منابع نفتی جهان برای تحمل اغتشاش در بازارها کافی نیست و اکثر کارشناسان از احتمال کمبود نفت در سه ماهه پایانی امسال ابراز نگرانی کرده اند. اگر به ایران اعلام جنگ شود شاهد بحران جدی نفتی و اقتصادی فاجعه آمیزی خواهیم بود.
همچنین دیک چنی به تازگی از استارت کام فرماندهی راهبردی آمریکا خواسته است نقشه ای برای نجات در صورت جنگ هسته ای تاکتیکی با ایران طراحی کند.
هدف از آن ایجاد این احساس است که آمریکا اماده رویارویی با هر احتمالی است و می خواهد ایران را پیش از واکنشی متقاعد کند. این امر تغییری در اصل قضیه نمی دهد. اگر به ایران حمله شود ایرانیان بدون تردید واکنش نشان خواهند داد. این خبرنگار با بدبینی کامل درباره آینده در پایان نتیجه گیری می کند.
هنگامی که بمبهای آمریکا به پناهگاههای ایران اصابت کند , جنگ جهانی سوم آغاز خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات