تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۷۶۴۱۵

آیا آمریکا واقعا عقب‌نشینی کرده است؟


دیدارهای سیاسی در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در روزهای اخیر , پیرامون مسائل مهم بین المللی متمرکز بوده است . فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران و پیشنهاد تغییر الگوی مذاکرات هسته ای , یکی از جدی ترین مواردی است که کانونهای خبری و رسانه های بین المللی با حساسیت فراوانی به تعقیب آن پرداخته اند.
نکات مهمی در این زمینه وجود دارد که توجه خاص به آنها می تواند با دقت بیشتری , آینده را برای ما روشن سازد.
1 ـ یکی از جدی ترین مسائل مطرح در روند کنونی , کمرنگ شدن نقش آمریکا و اروپا درمسائل هسته ای ایران است که آمریکا و اروپا با تلخکامی فراوانی , احساس می کنند که ناچار به پذیرش آن هستند , اگرچه حتی در شرایط کنونی هم حاضر به اعلام این شکست نیستند.
مسئله اینست که 3 کشور اروپائی بعنوان « میانجی بیطرف » وارد صحنه شدند و سعی داشتند که اعتماد ایران را به خود جلب نمایند لکن پس از جلب اعتماد ایران , یکباره تغییر موضع دادند و به تکرار همان حرفهائی پرداختند که آمریکا و اسرائیل , خواهان آن بودند و دیدیم که در آخرین مرحله , 3 کشور اروپائی فقط « نقش نامه رسان » را ایفا کردند و خواسته های آمریکا و اسرائیل را به ایران ابلاغ نمودند. البته در این میان , اروپا خیلی زیان کرد و حیثیت جهانی خود را بسیار ارزان فروخت و تقریبا چیز زیادی هم بدست نیاورد.
2 ـ مسئله اینست که 3 کشور اروپائی در مذاکرات و توافقات خود , بویژه در متن « توافقنامه پاریس » , وجود چرخه سوخت هسته ای ایران را پذیرفته بودند و آنرا به رسمیت شناخته بودند. برمبنای توافقات فیمابین , قرار بود برای اعتمادسازی , چرخه سوخت هسته ای ایران , داوطلبانه و در یک اقدام غیرالزام آور , موقتا بحال تعلیق درآید ولی نهایتا در پیشنهاد سه کشور اروپائی نه تنها به رسمیت شناختن هرچه سوخت هسته ای ایران هیچگونه اشاره ای نداشت , بلکه حتی تصریح کرده بود که ایران بایستی چرخه سوخت هسته ای خود را برای همیشه کنار بگذارد.
این تغییر رفتار سیاسی اروپا , البته بدون واکنش نبود و ایران با اعلام موضع در این زمینه نشان داد که مواضع منفی اروپا را بعنوان « نقض توافقنامه پاریس » از سوی اروپا تلقی می کند و بخاطر همین تغییر رفتار اروپا , حسن نیت یکطرفه ای را که با تعلیق فعالیت واحد « یو سی اف » اصفهان از خود بروز داده بود , پایان می دهد. این رفتار متین و منطقی جمهوری اسلامی ایران به طرفهای اروپائی نشان داد که بایستی در رفتار خود تجدیدنظر کنندو عملکرد خود بعنوان « نامه رسان آمریکا » را کنار بگذارند.
3 ـ در روزهای اخیر , کاملا آشکار شده است که اروپا در صحنه معادلات جهانی و بویژه در ماجرای مذاکرات هسته ای ایران , فاقد وزن و جایگاه مورد انتظار است و برای حرکت در مسیر خود , مرتبا در انتظار دریافت « چراغ سبز آمریکا » است.
اظهارات اخیر بوش و رایس درباره فعالیتهای هسته ای ایران , دقیقا از همین زاویه است که معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا می کند.
در روزهای اخیر , شاهد اعلام 2 موضع جدید از سوی آمریکا در قبال فعالیتهای هسته ای ایران بوده ایم .
الف : بوش اعلام کرد که آمریکا فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران برای تولید انرژی برق اتمی را به رسمیت می شناسد.
ب : رایس اعلام کرد که آمریکا فعلا برای ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت , ضرورتی نمی بیند.
البته ممکن است کسانی با ساده اندیشی و خوش باوری چنین تلقی کنند که گویا این دو موضع , نشانگر عقب نشینی آمریکا از مواضع گذشته است و حتی ممکن است آنرا به حساب « واقع گرائی آمریکا » هم بگذارند. حال آنکه واقعیت , چیز دیگری است .
شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که در موضع واشنگتن در قبال ایران , تغییری حاصل نشده است و آنچه در صحنه سیاسی ـ تبلیغاتی شاهد آنیم , صرفا « تغییر تاکتیک » آمریکا برای تامین « اهداف استراتژیک » آنها در قبال فعالیتهای هسته ای ایران است .
برای درک اهمیت موضوع , لازمست به این نکته حیاتی توجه خاص داشته باشیم که در اصل ماهیت اهداف آمریکا در جهت ایجاد موانع جدی و مستمر در راه تکامل فعالیتهای هسته ای ایران هیچ تغییری بوجود نیامده است و حتی همین امروز هم مقامات واشنگتن در جهت ضرورت مقابله با فناوری هسته ای ایران , کاملا خصمانه عمل می کنند. طبعا سئوال اینست که در اینصورت آنچه می شنویم , چه معانی و مفاهیمی را در بر می گیرد؟
پاسخ این سئوال کاملا روشن است . بوش کوچک و دستیارانش برای مدتها برروی ضرورت کنار گذاشتن هرگونه فعالیت هسته ای ایران , حتی بصورت صلح آمیز آن , مانور سیاسی ـ تبلیغاتی می دادند و اکنون چنین وانمود می کنند که گوئی با به رسمیت شناختن حق ایران برای فعالیتهای صلح آمیز هسته ای , امتیازی به ایران داده اند. حال آنکه مطابق مفاد معاهده « ان پی تی » , این حق برای تمامی کشورها و ملتها به رسمیت شناخته شده و بوش کوچک با تغییر موضع خود , هیچ امتیازی نداده است بلکه در واقع به ناکامی و ناتوانی خود برای جلوگیری از چنین حقی برای ملت و دولت ایران اعتراف کرده است.
موضوع بعدی به اظهارات « رایس » در مورد عدم ضررت ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت باز می گردد. در واقع حتی همین لحظه هم اگر واشنگتن بتواند برای ارجاع پرونده به شورای امنیت به اجماع دلخواهش برسد , لحظه ای تردید نخواهد کرد. اما این یک شگرد سیاسی ـ تبلیغاتی است که آمریکا حتی ناتوانی خود برای انجام این خواسته را هم به حساب نوعی « همراهی » با دیگران و « دادن فرصت به اروپا » برای ادامه مذاکره می گذارد و چنین وانمود می سازد که گویا « سیاست صبرو انتظار » را در پیش گرفته و فعلا از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت منصرف شده است . بعبارت بهتر , آمریکا هنوز هم می خواهد پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع دهد ولی آرا لازم را همراه خود ندارد و به همین دلیل ادعا می کند که فعلا این کار ضروری نیست!
4 ـ موضوع مهم دیگری که نباید از آن غافل شویم , اینکه « دلالان اروپائی » , یعنی همان 3 کشور انگلیس , فرانسه و آلمان سعی دارند همین « عقب نشینی تاکتیکی آمریکا » را در مذاکره با ایران , « خرج » کنند و چنین وانمود سازند که گویا آنها تلاش کرده اند و بنفع ما از آمریکا امتیازی گرفته اند و در واقع می خواهند بر سر ایران « منت » بگذارند که این ما بودیم که آمریکا را وادار به عقب نشینی کردیم ! حال آنکه حتی این ادعا هم درست نیست .
آمریکا و طرفهای اروپائی در یک « تقسیم کار » ساده , در واقع نقش های متفاوتی را برای تامین یک « هدف واحد » به نمایش گذاشته اند. این بدان معنی است که طرفهای اروپائی , مجری طرحهائی هستند که ماموریت اجرای آن به آنها محول شده است و فقط « بازیگر » هستند , نه سیاستگذار.
طرفهای اروپائی در ماههای اخیر , بیشتر از گذشته , دستشان « رو » شده و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که گفته می شود طرفهای اروپائی , آمادگی خود را برای از سرگیری دور جدیدی از مذاکره اعلام کرده اند. نباید ورود به دور جدید مذاکرات هسته ای , فرصت تازه ای برای اتلاف وقت و مانور سیاسی تبلیغاتی علیه ایران شود. اگر قرار است مذاکرات هسته ای جدیدی شکل بگیرد , بایستی اروپا پیشنهادات روشنی ارائه دهد و مشخصا , پیشنهادات اهانت آمیز قبلی را « پس بگیرد».
علاوه بر این , هر پیشنهادی بایستی مشخصا در برگیرنده حقوق ایران در حفظ فناوری « چرخه سوخت هسته ای » باشد که یک « فناوری بومی » تلقی می شود و هیچکس نمی تواند آنرا از ملت ایران و دانشمندان ایرانی , دریغ کند.
5 ـ می خواهند ایران را از فناوریهای روز در این دنیای پیشرفته محروم سازند. فناوری هسته ای , فناوری جنگ افزارهای پیشرفته دفاعی و از جمله موشکها و هواپیماهای فوق مدرن و فناوری های زیستی (بیوتکنولژی ) از جمله مواردی است که در فهرست « علوم و فنون ممنوعه » می گنجد و ایران بایستی از دستیابی به آنها محروم شود تا قدرت دفاع در برابر دشمنانش را نداشته باشد. رفتار مشکوک بوش و رایس در عقب نشینی تاکتیکی در این مقوله , دقیقا از همین زاویه است که معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا می کند و هدف نهائی , تامین همین محرومیت ایران از فناوریهای پیشرفته در دنیای امروز است .
اگرچه اعتراف بوش و رایس در این زمینه برای آمریکا یک شکست محسوب می شود , ولی آنها هنوز هم با کینه و دشمنی فراوانی برای تامین اهداف ضدانسانی و ضدایرانی خود , وسوسه می شوند. آنها هنوز کاملا مایوس و ناکام نشده اند.
دقیقا به همین دلیل است که عقب نشینی تاکتیکی آمریکا , یک « حیله تبلیغاتی » است و آمریکا هنوز هم « دشمن شماره یک » ملت ایران است . بایستی هشیار باشیم که چنین دشمن کینه توزی , برای تامین اهداف ناپاک خود , فرصت پیدا نکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات