طرح کشت قزوین
طرح کشت و صنعت قزوین , یکی از بزرگ ترین طرح های کشاورزی است که اسرائیلی ها نقش گسترده ای در راه اندازی و اداره آن داشتند . شهریور 1341 (سپتامبر 1962 ) زمین لرزه شدیدی منطقه بوئین زهرا را در قزوین به شدت تکان داد که خرابی های بسیاری به بار آورد وموجب مرگ بیش از چهارده هزار نفر و ویرانی کلی چهارده روستا شد. موشه دایان وزیر کشاورزی وقت اسرائیل چند روز پس از وقوع زلزله به ایران آمد. وی قبل از انجام این سفر , طی ملاقاتی با « تیموری » در تل آویو و صرف نهار , پیشنهاد کمک برای خانه سازی و روستاسازی را با روش های نوین کشاورزی در مناطق زلزله زده مطرح کرد. وی در این سفر به همراه حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی وقت ایران از مناطق زلزله زده بازدید کرده , آمادگی خود را برای همکاری در طرح تجدید بنای منطقه قزوین به اطلاع شاه رساند. شاه و اطرافیانش پیشنهاد همکاری وی را پذیرفتند و در 16 دی 6,1341 ژانویه 1963 قراردادی در این باره بین ایران و اسرائیل امضا شد.
پس از امدادرسانی اولیه و بررسی دقیق خرابی ها , وزارت کشاورزی ایران تصمیم گرفت تا یک برنامه جامع بازسازی و توسعه در منطقه زلزله زده قزوین را به مورد اجرا بگذارد. سال بعد یک شرکت اسرائیلی به نام تاهال (سازمان طراحی آب اسرائیل ) در مناقصه مربوطه انتخاب شد و به عنوان پروژه بعدی شروع به کار کرد. هنگامی که لایحه قرارداد و پروژه قزوین برای تصویب به مجلس سنا رفت , ذکری از همکاری اسرائیل به میان نیامد. اگرچه دکتر سجادی رئیس سنا از مشارکت اسرائیلی ها در این خصوص مطلع بود. یک گروه کارشاسی اسرائیلی پیش از ارائه نظریات خود به سازمان برنامه ایران , مدت شش ماه در منطقه قزوین به بررسی و مطالعه پرداختند. سرپرستی گروه را مهندسی به نام « لواالیاو » برعهده داشت که در توسعه منطقه لاچیش در اسرائیل مابین « تل آویو » و « نقب » نقش مهمی ایفا کرده بود.
پروژه قزوین شامل چهار مرحله بود و اسرائیلی ها توانسته بودند با نفوذ خود در واشنگتن , نظر بانک جهانی را برای پرداخت بیست میلیون دلار وام برای اجرای طرح جلب کنند.
اسرائیلی ها , با ا ظهارخوشحالی از پیشرفت های خود در پروژه قزوین سعی کردند تا با بهره برداری از آن در جهت ایجاد یک سفارتخانه رسمی استفاده کنند. اظهارات « دیوید تورگمن » دبیر دوم هیئت نمایندگی اسرائیلی در ملاقات با « توماس گرین » کارمند سیاسی سفارت آمریکا در 22 دسامبر 1965 (یکم دی 1344 ) مبین این واقعیت است :
« طرح مشاوره برنامه کشاورزی در منطقه قزوین خیلی موفق بوده است و ما امیدواریم که مانند آن بیشتر تاسیس بشود. دوستی بین دو کشور خیلی مودت آمیز می باشد , ولی هنوز تا حدودی جاهای کلیدی کمی وجود دارد , زیرا هنوز یک سفارتخانه اسرائیلی که به معنای یک سفارتخانه باشد , در اینجا وجود ندارد ... » (1 )
البته علاوه بر سفارتخانه فعال اسرائیل در تهران , دفتر پروژه قزوین کمتر از یک سفارتخانه نبود , زیرا این دفتر دارای شصت نفر کارمند و شبیه به یک سفارتخانه کامل بود . (2 ) اسرائیلی ها تحت پوشش پروژه قزوین افراد نفوذی و اطلاعاتی خود رابه ایران اعزام می کردند. سهراب سبحانی در کتاب خود در این باره می نویسد :
« ...از بین افراد اصلی کارشناسان که به ایران اعزام شدند , تعداد دوازده نفر عوامل اطلاعاتی اسرائیل بودند که تحت پوشش پروژه قزوین وارد ایران شدند که در واقع در رادیو اهواز فعالیت داشتند و کار آنها , خنثی کردن تبلیغات کشورهای عربی بود که برای اقلیت عرب ها در خوزستان برنامه پخش می کردند. »
شاه در دومین بازدید خود از دشت قزوین در سال 1974 آشکارا تحت تاثیر پیشرفتی قرار گرفت که در نتیجه مساعی مشترک اسرائیلی ها و ایرانی ها در عمران آن منطقه بعد از زلزله 1962 حاصل شده بود . وقتی رئیس سازمان عمران منطقه دشت قزوین به شاه گزارش داد که کارشناسان ایرانی در اسرائیل تعلیم یافته اند , شاه جواب داد : « این نتیجه استفاده از تخصص اسرائیلی هاست » و هنگامی که با هلیکوپتر خود مجددا از روی دشت پرواز کرد , به همراهان خود گفت : « این است آنچه من برای کشورم آرزو می کنم . » (3 )
برخلاف خوشحالی زایدالوصف شاه از نتایج پروژه دشت قزوین , برخی از نویسندگان معتقدند که طرح مذکور , بیش از آنچه برای ایران سود داشته , برای اسرائیلی ها سودمند بوده و حتی قرارداد طرح دشت قزوین پیامدهای زیانباری نیز برای ایران دربرداشته است . نویسنده کتاب ایران و تحولات فلسطین دراین باره می نویسد :
« این پروژه اهمیت فوق العاده ای برای اسرائیلی ها داشت , اولا بزرگترین طرح کشاورزی بود که تا آن زمان برای یک کشور خارجی تهیه شده بود. دیگر اینکه تکمیل این طرح تنها یک موفقیت فنی و تکنولوژیکی به شمار نمی رفت , بلکه با درنظر گرفتن نقشی که دربالابردن پرستیژ اسرائیل در کشورهای آسیایی و افریقایی ایفا می نمود , یک موفقیت سیاسی پرارزش محسوب می گردید. دیگر اینکه این قرارداد امتیاز مضاعفی نسبت به سایر فعالیت های عمرانی گذشته اسرائیل در ایران داشت و آن اینکه این قرارداد نخستین توافقی بود که فیمابین دو دولت به عمل می آمد و می توانست مقدمه و پیش درآمد یک مرحله جدید در روابط دو کشور باشد که از آن به بعد , روابط دوستانه به صورت علنی تری ادامه یابد . (4 )
نویسنده کتاب « جهان زیر سلطه صهیونیزم » ضمن اشاره به نکات مهم قرارداد طرح دشت قزوین , پیامدهای منفی ناشی از قرارداد مزبور را به شرح زیر عنوان می کند :
« 1 ـ از لحاظ مالکیت , این منطقه به تدریج در تصرف سران نظامی و غیرنظامی درمی آمد.
2 ـ از لحاظ تولید , ملاک سود حداکثر در حداقل مدت بود و نه یک تولید دائمی . نتیجه این نحوه کشت که در خوزستان نیز عینا همین گونه معمول بود , فرسودگی و فرسایش سریع خاک است .
3 ـ با حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق , سطح آب های زیرزمینی را پایین برده و آثاری سخت زیانبار به جا گذارده است . با حفر چاه های عمیق , قنات های روستاهای این منطقه و روستاهای مجاور خشکیده و روستاییان از آب اندک خود نیز به سود صاحبان سرمایه , محروم گردیدند. 4 ـ از لحاظ نوع تولید , دشت قزوین دنباله بخش کشاورزی اسرائیل بود. اسرائیل می خواست با توسعه وابستگی کشاورزی ایران به آن کشور , وضع را غیرقابل برگشت سازد . » (5 )
مطبوعات اسرائیلی از تمام فرصت هایی که از ناحیه پروژه قزوین به دست می آمد , در راستای منافع اسرائیلی تبلیغ می کردند. مثلا روزی را که شاه از دشت قزوین بازدید کرد , « روز اسرائیل » نام نهادند. روزنامه « عل همیشمار » نیز ضمن درج مقاله ای با عنوان « قزوین , امپراطوری اسرائیلی در ایران » نوشت که کولونی اسرائیلی در قزوین دائما توسعه می یابد , هم اکنون شصت خانوار در آن زندگی می کنند , فعالیت های اجتماعی در آن بسیار توسعه یافته است , و علاوه بر دبستان و کودکستان , باشگاه نیز دارند و از زمانی که اسرائیلی ها به قزوین آمده اند , کرایه خانه در آنجا بالا رفته است . (6 )
هر چند پروژه قزوین به لحاظ اقتصادی نتایج قابل توجهی را در برداشت , اما با در نظر گرفتن این مسئله که چنین طرح ها و فعالیت هایی در مجموع سبب تقویت دشمنان ملت مظلوم فلسطین می شد , در منظر مردم با ایمان ایران و مسلمین جهان , امری مذموم و ناپسند به شمار می رفت .
4 ـ همکاری علمی , فنی وآموزشی
یکی از عوامل نزدیکی ایران به اسرائیل , بهره گیری از تخصص اسرائیلی ها در امور مختلف , به ویژه امور آموزشی بود . این امر از اوایل دهه 40 شتاب بیشتری گرفت و بعضا کارشناسان اسرائیلی به منظور تعلیم و آموزش ایرانیان به ایران سفر کردند. اما عمدتا کارآموزان ایرانی بودند که به اسرائیل اعزام می شدند و در آنجا تحت تاثیرات تبلیغات آنها قرار می گرفتند. روزنامه « هاآرتص » چاپ اسرائیل در تاریخ 1964,2,9 در خصوص ورود اولین دسته از کارمندان ایرانی به اسرائیل نوشت :
« ایران عده ای از کارمندان عالیرتبه و اعضای سازمان های دولتی را برای کسب تخصص به اسرائیل خواهد فرستاد. افراد مزبور ابتدا در دوره هایی که جنبه تئوری دارد , شرکت خواهند نمود. قرار است اولین دسته کارمندان ایرانی فردا وارد اسرائیل شوند. این دسته که شامل سی تن می باشد , به راهنمایی وزارت خارجه , وزارت کشور و اداره مرکزی شهرداری های اسرائیل در رشته های مختلف اداری تخصص خواهند یافت . سخنرانان و مربیان موسسات مختلف اسرائیلی , از جمله روسای بخش ها و متخصصین رشته های گوناگون در این دوره ها تدریس خواهند کرد. این سخنرانان اغلب بیاناتشان به کمک مترجمین ترجمه خواهد گردید , زیرا تعداد کمی از شرکت کنندگان دوره ها با زبان دیگری غیر از فارسی آشنایی دارند. آقای زئوملبون ـ دبیرکل اداره مرکزی شهرداری های اسرائیل ـ اخیرا برای دسته بندی شرکت کنندگان در دوره , از ایران بازدید نمود . » (7 )
البته قبل از اعزام اولین گروه کارمندان ایرانی , دسته های مختلف دیگری به ویژه در بخش کشاورزی از سال های 1341 به بعد , به اسرائیل اعزام شده بودند. یکی از مراکزی که بخش عمده ای از اعزام ها را به خود اختصاص می داد , موسسه خاکشناسی و حاصلخیزی خاک بود. فیروز مهدوی ـ ریاست موسسه ـ طی نامه ای در تاریخ 1354,3,27 به روحانی ـ وزیر کشاورزی ـ ضرورت استفاده از کارشناسان اسرائیلی را به منظور تربیت کادر متخصص , مخصوصا در زمینه سیستم آبیاری تحت فشار , که مورد توجه خاص شاه بود , یادآوری و تقاضا کرد که تنها مشکل مربوط به پرداخت مستقیم به دولت اسرائیل را برطرف کند . (8 )
همکاری فنی و علمی ایران و اسرائیل زمانی به اوج خود رسید که مقامات دو کشور مصمم شدند با تشکیل کمیته های ویژه , جنبه عینی بیشتری به آن ببخشند. اگرچه لزوم همکاری در این خصوص بیشتر از سوی ایران مطرح می شد , اما اسرائیلی ها فرصت های طلایی را مغتنم دانسته و بیشترین بهره ها را در اثنای منافع اقتصادی و سیاسی خود می بردند.
شاه در سال 1354 دستور تشکیل کمیته های مختلط همکاری های فنی و علمی بین کارشناسان ایران و اسرائیل را صادر کرد. به منظور اجرای دستور شاه , رئیس اداره خاورمیانه وزارت امورخارجه اسرائیل به تهران آمد و قرار براین شد که کمیته مشترک دائمی مرکب از نمایندگان دو کشور , به منظور بررسی و مطالعه جنبه های مختلف روابط دوکشور , از جمله همکاری در زمینه های پزشکی , تحقیقات علمی , کشاورزی و استفاه از انرژی هسته ای وخورشیدی تشکیل شود. هویداـ نخست وزیر وقت ـ نیز به وزارتخانه های مربوطه دستور داد تا در انتقال اوامر , موضوع را پیگیری کرده و با طرف های اسرائیلی دیدار و گفت وگو کنند. البته نخست وزیر تاکید کرد که این مذاکرات باید به طور کاملا محرمانه صورت گرفته و در سطح مدیرکل انجام پذیرد و برای جلوگیری از بهره برداری تبلیغاتی , جلسات در تهران تشکیل شود . (9 )
دکتر شیخ الاسلام زاده ـ وزیر مشاور و سرپرست وزارت بهداری و وزارت رفاه اجتماعی ـ طی گزارشی به امیرعباس هویدا , نتایج تشکیل کمیته همکاری فنی و بهداشتی بین کارشناسان ایران و اسرائیل و موارد همکاری های دو کشور را به شرح زیر ارسال کرد :
« در تعقیب نامه شماره ,1222 م مورخ 1355,3,25 عنوان آقای غفاری ـ مدیرکل دفتر اختصاصی آن جناب ـ در مورد تشکیل کمیته همکاری فنی و بهداشتی بین کارشناسان ایرانی و اسرائیلی به استحضار عالی می رساند : با اقداماتی که انجام گرفت , هیئت اسرائیلی در تاریخ جمعه 18 تیرماه 1355 به تهران وارد شدند و در روز شنبه 19 تیرماه به اتفاق آقایان لوبرانی ـ نماینده اسرائیل در تهران ـ ولوین ـ معاونشان ـ در جلسه ای که با حضور کارشناسان مسئول تشکیل گردید , شرکت نمودند و سپس از مراکز بهداشتی و درمانی مربوط به تهران بازدید و در تاریخ دوشنبه 21 تیرماه به شیراز و پس از آگاهی ازنحوه اجرای برنامه های ]کردند[عزیمت بهداشتی و درمانی به عنوان نمونه در آن استان در تاریخ سه و در جلسه ای که در]کرده [شنبه 22 تیرماه به تهران مراجعت تاریخ چهارشنبه 23 تیرماه مجددا تشکیل شد , موارد همکاری بهداشتی و درمانی به شرح زیر مورد بحث قرار گرفت :
1 ـ تاسیس یک مرکز آموزشی و خدماتی چشم پزشکی در بیمارستان طرفه تهران .
2 ـ تاسیس یک مرکز آموزش بیماری های کلیوی به منظور تربیت نیروی انسانی تخصصی و کمکی در زمینه بیماری های کلیه و مجاری ادرار و عمل دیالیز.
3 ـ امکان همکاری در تربیت نیروی انسانی لازم برای خدمات اولیه بهداشتی در زمینه بیماری های واگیر مانند سل , تراخم , جذام و بیمارهای انگلی .
اقدامات فوق در برنامه های جامع وزارت بهداشت و بهزیستی تلفیق خواهند شد. لذا پیشنهاد می شود :
الف ) گروهی از متصدیان برنامه ریزی بهداشت ایران از برنامه ها وفعالیت های خدمات اولیه بهداشت و درمانی کشور اسرائیل بازدید نمایند تا چگونگی همکاری های بین دو کشور را مورد مطالعه قرار دهند.
ب ) برنامه همکاری های دوجانبه ایران و اسرائیل برای و تبادل میسیون های ]شود[اجرای موارد فوق , تنظیم مطالعاتی و آموزشی براساس برنامه فوق به مرحله اجرا درآید.
4 ـ چند نفر از مقامات درمانی و بهداشتی ایران به منظور تهیه و تنظیم پیشنهادات نهایی دوجانبه ایران و اسرائیل از کشور اسرائیل , بازدید و برنامه ها و طرح های نهایی را تنظیم نموده و نتیجه را به مقامات رسمی کشورهای اسرائیل و ایران تسلیم خواهند نمود.
5 ـ در مورد چگونگی همکاری های فنی و بهداشتی , هیئت اسرائیلی پیشنهاداتی داشتند که پس از بازدید کارشناسان ایرانی از کشور اسرائیل جزئیات برنامه های آنها مورد بررسی قرار خواهد گرفت و طرح نهایی تنظیم خواهد شد. مراتب فوق مورد موافقت هیئت اعزامی اسرائیل قرار گرفت ...
در صورتی که برنامه های فوق الذکر مورد تصویب آن جناب می باشد , مراتب را امر به ابلاغ فرمایند تا پس از مطالعات و بررسی های لازم , طرح اجرایی آن تهیه و تقدیم گردد . » (10 )
هادی هدایتی ـ وزیر مشاور و معاون اجرایی نخست وزیرـ موافقت هویدا را با تاکید بر عدم ایجاد تبلیغات و با هماهنگی وزارت امور خارجه جهت اقدام اعلام داشت .
در میان دیگر اسناد همکاری های علمی و آموزشی ایران و اسرائیل , مواردی همچون استفاده از کارشناسان اسرائیلی در امر « مبارزه و کنترل مگس » , « پیشنهاد فروش سگ های تربیت شده به ارتش یا تعلیم افراد برای آموزش سگ در ایران » , و « ارسال فیلم های آموزشی از پیشرفت های کشاورزی اسرائیل و نحوه کشت و پرورش میوه در گرمخانه ها و دامداری ها و آبیاری قطره ای به ایران » مشاهده می شود.