جاذبههای خطرناک اینترنت
در سالهای اخیر شاهد استفاده روزافزون کاربران ایرانی از شبکه اینترنت هستیم.
کنجکاوی جنسی کاربران در دوره نوجوانی و عدم تامین این کنجکاوی باعث آن شده تا افراد این گروه سنی به منظور تامین کنجکاوی خود در شبکه اینترنت اقدام به جستجو کنند.
یکی از عمده دلایل استفاده این دسته از کاربران از شبکه اینترنت سهولت ارتباط، عدم اطلاع اکثر خانوادهها از شبکه اینترنت، جستجوی پنهان، ایجاد ارتباط با افراد مختلف و... میباشد.
در سن نوجوانی به علت دوره بلوغ جنسی، عمده تفکرات و ذهنیت افراد به سمت و سوی دنیای ناشناخته جنسی کشیده شده و سؤالات بسیاری در ذهن افراد شکل میگیرد و به علت عدم ارتباط دوستانه با والدین، فرد قادر نیست تا این دسته از سؤالات را در خانواده مطرح کند و پاسخ آن را از والدین دریافت نمایند، از این رو به شنیدهها در محیط پیرامون خود اکتفا نکرده و به همین دلیل به دنبال یافتن پاسخ سؤالات مبهم خود، دست به گریبان ابزارهایی همچون اینترنت میشود و با جستوجوی واژههایی که اطلاعی از معنای آنها ندارد به نوعی قدم در راهی خطرناک میگذارد. مسلما در دنیای اینترنت هم، خوبی و بدی در کنار هم قرار داده شده و باز کردن یک لینک میتواند مسیر تفکرات کاربر را تغییر دهد.
به علت آنکه لینکهای محتوی مطالب و تصاویر غیر اخلاقی آمار زیادی از بازدیدکننده را به خود اختصاص میدهد از این رو با جستجوی واژه مرتبط عموماً لیست لینکهای غیر اخلاقی در صفحات اول موتورهای جستجوگر قرار میگیرد و کاربری که برای تامین کنجکاوی خود پا به این محیط گذارده با کلیک بر روی لینکها و بازکردن اینگونه سایتها، به علت جاذبههای جنسی موجود در آنها به واسطه کنجکاوی دوران نوجوانی، خلأ ذهنی خود از مسائل و سؤالات جنسی را با محتویات اینگونه سایتها پر کرده از این رو گرایشهای جنسی فرد به سمت و سوی انحرافات اخلاقی کشیده میشود.
متاسفانه در کشور ما ورود تکنولوژی با فرهنگ استفاده از آن و قوانین مرتبط با آن در یک زمان اتفاق نیفتاده، از این رو افراد فرصتطلب با استفاده از این موقعیت خود فعالیتهای روانتخریبی خود را با ظاهری فریبنده و جذاب آغاز میکنند که در فعالیتهای روانتخریبی نوجوانان و جوانان از جمله گروههای آسیبپذیر جامعه به حساب میآیند.
چند سالی است شاهد آن هستیم که با وارد شدن و گسترش شبکه اینترنت در ایران و وبگردیهای جوانان و نوجوانان متاسفانه تصاویر و کلیپها خصوصی افراد توسط افراد سودجو در قالب سایتهای مستهجن در اینترنت منتشر شده، حال آنکه حدوداً پس از گذشت مدت چند سال از ورود تکنولوژی استفاده از اینترنت به تازگی شاهد قانونمند شدن این پل ارتباطی در ایران هستیم و به طور مثال در حالی که در کشورهایی نظیر آمریکا، کانادا و انگلیس موضوعاتی همچون نقشه آن کشورها، کاریابی بانکها، سازمانها و ادارات دولتی، پرچم و... بیشتر جستجو شده است اما در ایران اوضاع به گونهای دیگر است.
قرار گرفتن عباراتی نظیر «music» و «chat» و کلمات پورنو در صدر کلمات جستجو شده، دغدغه کاربران ایرانی را به گونهای دیگر نشان میدهد!
این کلمات همچنین نشان میدهند که بیشتر وقت کاربران ایرانی در سایتهای گروه تفریح و سرگرمی سپری میشود.
شبکههای مخوف در فضای سایبر
فردی که در جریان فعالیت یک شبکه شوم و مخوف، شرکت داشته، با نامهای مستعار بسیاری مبادرت به اشاعه مقاصد منحرف خود نموده است.
این متهم، برای افراد فعال در زمینههای ضددینی، ضد امنیتی و ضد اخلاقی پیام میداده که: «ما برای کارتان ارزش قایل هستیم و دلیل اصلی ساپورت ما همین است. مطمئن باشید که از وبسایت شما هیچ کجا به دلیل مسایل امنیتی نام برده نخواهد شد.»
این افراد، در کنار فعالیتهای خشونتآمیز علیه کودکان و ترور اعمال و روابط ضد اخلاقی در خانوادهها، سعی داشتهاند در مباحث سیاسی روز کشور نیز وارد شوند؛ به نحوی که اصرار بسیاری در راهاندازی جنبشهای سیاسی داشته و در زمان انتخابات، تحریم انتخابات را از کاربران میخواستند. بسیاری از این مدیران، در مواقعی به تعلیم شورشهای خیابانی، مواد منفجره و کارگذاشتن آنها، تصویربرداری از انفجار آنها و ارسال آن میپرداختند...
در کشور اسلامی ایران، نگرانی خانوادهها از آشنایی جوانانشان با وبسایتهای ضداخلاق و دین، به یکی از معضلات قابل توجه بدل شده که در این میان، گاه فیلترینگ، مصونیت و محدودیتهای اینترنتی نیز کارساز نمیافتد.
این در حالی است که تا سال گذشته، شبکه عظیمی از مجرمان اینترنتی، به اشاعه فساد و فحشا در قالب آموزش مسائل ضداخلاقی، ترویج روابط نامشروح با اطرافیان و به ویژه محارم و خشونت علیه محارم و کودکان میپرداختند. به جز وبسایتهای نام برده شده، در موارد بسیاری نیز تلاش در «بر هم زدن نظم اجتماعی»و سست کردن باورها و عقاید دینی و مذهبی مردم مسلمان فارسی زبان را در دستور کار خود داشتهاند. اما این شبکههای عظیم و خطرناک، با پیگیری ارتش سایبری ایران و هوشیاری مأموران نظام، به شکلی برنامهریزی شده، شناسایی و پس از دستگیری، برای مجازات به دست قانون سپرده شدند.
آغاز یک فاجعه...
از سال 1382 (ه.ش) محتوای فارسی زبان اینترنت، برای مقابله با آسیبهای آن مورد مطالعه قرار گرفت. به همراه این کار مطالعاتی، 6 شبکه سازمانیافته ضدامنیت ملی و ضد دینی در عرصه اینترنت شناسی شدند.
سرشبکههای این وبسایتها که با عنوان «گروههای مضلّین» زیر نظر قرار داشتند، افرادی با اسمهای مستعار، به وسیله نرمافزارهایی که از سرویسهای جاسوسی آمریکا تهیه کرده بودند به اختفای هویّت خود میپرداختند و در عمل، هر گونه نفوذ به سیستمهایشان غیرممکن بود.
محتوای این شبکههای ضد دینی و ضد اخلاقی با استفاده از عکسها، فیلمها، و داستانهای مستحجن خارجی تأمین میشد. به این صورت که این فیلمها و عکسها را خریداری کرده و با عنوان مشخصات و تبلیغات فارسی در وبسایتهای خود قرار میدادند.
این افراد، پس از چندی زمینهای برای تأمین محتوای ضداخلاقی پایگاههای خود توسط کاربرانشان ایجاد کردند.
در این مرحله کاربران، با استفاده از دوربین مخفی به انجام این امور مبادرت میکردند که بیشتر فیلمهای آنان از استخرها و اماکن سرپوشیده بود.
تبلیغ این وبسایتها و پایگاههای اینترنتی تا اندازهای پیش رفت که 17 هزار پست الکترونیک از کاربران به دست مسئولان راهاندازی این وبسایتها رسید.
متهم اصلی این گروه، «سعید.م» با نام مستعار «سیاوش حسینخانی» است.
این فرد، مدیریت بزرگترین شبکه وبسایتهای مستهجن، ضددین و ضدامنیت فارسی زبان را بر عهده داشت.
وبسایتی که سعید.م راهاندازی کرده بود، در 3 بخش صفحههای اصلی، تالارهای گفتگو و آپلودسنتر اختصاصی، اقدام به ارایه محتوای مستهجن فارسی زبان در سطح بسیار وسیع میکرد که نتیجه آن، رقمی باور نکردنی در جذب مخاطبان اینترنتی بود.
فعالیت این وبسایت، با عضویت 300 هزار کاربر ادامه داشت و در عین حال تعداد بیشماری، بدون ثبتنام کاربری، به آن مراجعه مستمر داشتهاند.
سیاوش حسینخانی اقدام به طراحی و اجرای سناریو جذب و گزینش مدیر برای اداره این وبسایت کرد و از این راه توانست، 20 مدیر اصلی با شرایط خاص، برای این وبسایت انتخاب و استخدام کند!
این نخستین قدم، در اجرای برنامه شوم وی برای رسیدن به هدفش به شمار میرفت.
لازم به ذکر است که شناسایی و گزینش مدیران این وبسایت با دقت و رعایت تمامی مسایل امنیتی از سوی وی صورت گرفته است.
شبکه طراحی شده توسط متهم، با ایجاد ارتباطهای خاص با یک شرکت آمریکایی که در امر ارایه خدماتهاست و دامین بسیار فعال بود، به اکثر وبسایتهای مستهجن، ضددینی و ضدانقلابی فارسی زبان، سرویس ارایه میکرد.
هدف از به کارگیری مدیران اصلی، گسترش فعالیتهای این شبکه در تشویق کاربران ایرانی به تولید محتوای مستهجن فارسی زبان بود.
علاوه بر ارایه محتوای ضداخلاقی، محلی برای نشر مطالب ضددینی، توهین به اعتقادات اسلامی، اقدام علیه امنیت ملی به وسیله فعالیت تبلیغی، راهاندازی جنبشهایی در جهت تحریم انتخاباتها، ارایه کتب ضاله و ضددینی، پوشش اخبار ضدانقلاب، ترویج انواع بیبندوباریهای اخلاقی با هدف قبحزدایی از مسایل ضداخلاقی و فروپاشی بنیانهای اجتماعی به وسیله، عادی جلوهدادن روابط نامشروع، استحاله افکار کاربران ایرانی در خصوص اعتقادات اسلامی و تأمین خوراک فکری در پوشش مطالب مستهجن، ضددینی و... از مهمترین برنامههای این شبکه به شمار میرفت.
این شبکه با راهاندازی آپلودسنتز اختصاصی و با ایجاد فضای مخصوص کاربران، دارای محتوایی بیش از 15 گیگابایت تصاویر مستهجن و ضد دینی است.
این در حالی است که اعضای فعال این وبسایت اقدام به تهیه کلیپهای مستهجن، با هدف ترویج بیبندوباریهای اخلاقی و پرداخت پول به تولیدکنندگان این کلیپها در سطح کشور و انتشار آنها در سطح بسیار وسیع کرده بود.
این کلیپها تاکنون حدود 3 میلیون و 500 هزار بار دانلود شدهاند!!
4 میلیون نفر در برابر حمله سایبری مضلین
«ش.و» 26 ساله، یکی از افراد دستگیر شده در زمینه فعالیت این شبکه شوم و مخوف، با علم به مجرمانه بودن تمامی فعالیتهای ذکر شده در فضای سایبر، از جمله حضور مستمر و فعالیت در وبسایتهای مستهجن و ضداخلاقی، پروندهای قطور برای خود دستوپا کرده است!
چند نمونه که او به انجامشان اهتمام ورزیده است، عبارتند از: تهیه و تولید 490 سری کلیپ مستهجن و ضداخلاقی (تهیه و انتشار این کلیپها به گونهای بوده که هر یک از آنها به طور متوسط 8 هزار بار توسط کاربران دانلود شده است!)
همچنین تعداد غیرقابل شمارشی از کاربران به وسیله تلفن همراه و لوح فشرده این کلیپها را تماشا و توزیع کردهاند.
میانگین مخاطبین محاسبه شده این کلیپها، حداقل 3 میلیون و 800 هزار نفر بوده است!
ادامه پخش و انتشار تصاویر مستهجن از حریم خصوصی افراد، با وجود این که به متهم پست الکترونیکی مبنی بر از هم پاشیده شدن زندگی فردی در اثر پخش یک فیلم رسیده بود، از دیگر فعالیتهای شوم این فرد است.
مدیر دیگری که به این امور مبادرت میورزید، «ع.الف» 18 ساله بود.
وی در کارنامه جرایم خود، فعالیت در چنین شبکهای را ثبت کرده و در اعترافهای خود، بر این موضوع صحه گذاشته است.
نامبرده 10 وبلاگ و چند وبسایت با محتوای مبتذل، مستهجن و سیاسی دارد که فقط در یکی از آنها تعداد بیشماری عکسهای مستهجن، فیلمهای آموزشی مستهجن، داستانهای مبتذل و... آپلود کرده و در اختیار کاربران خود، قرار داده است!
اولین قدم: اشاعه بیبندوباری
از جمله اهداف مهم مدیران و مسئولان راهاندازی وبسایتها مضلّین که برای رسیدن به آن تلاش بسیار نمودند، اشاعه بیبندوباری و لاقیدی کاربران و سست شدن عقاید مذهبی آنان بود.
مهمترین کاری که این افراد، برای رسیدن به هدف خود آن را دنبال میکردند از بین بردن مرزهای روابط جنسی در جامعه و اشاعه تفکری فلسفی و آکادمیک، درباره آزادی این نوع رابطه بود.
تولید مجلههای مختلف الکترونیکی ضداخلاقی و ضددینی و راهاندازی بحثهای فلسفی و عملی در جهت ترویج و تثبیت «همجنسگرایی» از مسایل مهمی بود که این گروهها برای ایجاد آزادی مطلق جنسی از آن بهره میبردند.
آنان نمیگفتند که مسلمان نباش، بلکه میگفتند؛ مسلمان باش ولی رابطه آزاد جنسی نیز داشته باش و حتی کاربران خود را به ازدواج با محارم تشویق میکردند!
گروههای مضلّین پس از گذر محتوای دیداری به محتوای نوشتاری روی آوردند که تأثیر و ماندگاری بیشتری از خود به جای میگذارد.
در بین مدیرانی که بر این مقوله و اشاعه آن تأکید بسیار داشتند و برای گسترش آن تلاش بسیار میکردند، میتوان به «س.م» 33 ساره اشاره کرد که از جمله جرایم وی، راهاندازی و مدیریت 13 وبسایت و وبلاگ مستهجن است.
س.م ارتباطها مستمری با کنگره یهودیان مقیم کانادا و اتباع رژیم اشغالگر قدس داشته و ایجاد بادوامترین وبسایت مستهجن و ضددینی، بزرگترین جرم وی به شمار میرود.
او فعالیتهای خود را،اینگونه بازگو میکند: «برخلاف وبسایتهای دیگر، (الف) یک وبسایت پایدار بود، برای مثال چند سال قبل از وبسایت (الف)، وبسایت (ج) افتتاح شد و اولین انجمن مستهجن ایرانی را ایجاد کرد؛ ولی در اوج فعالیت، انجمن خود را تعطیل کرد و یا وبسایت (د) که قبل (الف) بود هم به همین ترتیب در اوج پر بازدید بودن، تعطیل کرد ولی (الف) به مدت 5/3 سالی که افتتاح شد، حتی یک روز هم تعطیل نشد و در این 5/3 سال وبسایتهای زیادی آمدند، محبوب شدند و بعد بسته شدند ولی (الف) پایدار بود و بیشترین مخاطب را به خود جذب کرد.»
از دیگر جرایم س.م سعی در تحتالشعاع قرار دادن پروند پیگیری شبکه مضلّین، به وسیله همسرش از راه نامهنگاری با وبسایتهای طرفدار حقوقبشر بود.
وبسایت این متهم که با عنوان «الف» از آن یاد میشود، بالغ بر 119 هزار نفر عضو داشت که 314 کاربر، عکسهای مستهجن ایرانی، 102 کاربر عکسهای مستهجن خارجی، 14 کاربر کلیپهای ایرانی و 478 کاربر خاطره، داستانهای مستهجن ایرانی و... برای متهم ارسال و به این ترتیب وی را در تأمین محتوای این وبسایت، همراهی میکردند.
کل بازدیدکنندگان از وبسایت (الف)، 22369316 نفر در مدت 34 ماه (از 42 ماه فعالیت وبسایت) بوده است.
به عنوان مثال، در روز تاسوعای سال 1387 (ه.ش) تعداد 12484 نفر و در روز عاشورا 13029 نفر از این وبسایت مستهجن بازدید کردهاند.
«مریم.گ» نیز با نام مستعار «مریم» در عین تأهل، مدیریت بخشهای همجنسگرایان زن و طرفداران روابط ضربدری در بین چندین خانواده را برعهده داشته است.
این در حالی است که براساس مستندهای به دست آمده و بر طبق اعترافهای او، این فرد، ارتباطهای واقعی نیز با اعضای شبکه به ویژه مدیران وبسایتهای مستهجن داشته است.
از جمله فعالیتهای دیگر وی جذب هزاران مخاطب به وبسایتهای مروج بیبندوباری، اشاعه فساد و فحشا بوده است.
مضلّین و شایعهپراکنی سیاسی
از دیگر نکاتی که درباره نحوه فعالیت مدیران شبکه مضلّین میتوان به آن اشاره کرد، ارتباط مستمر این افراد با کشورهای دیگر و هماهنگی با امکانات آنها بوده است.
مسئولان این شبکههای مستهجن در کشورهای قطر، کانادا و هندوستان سکونت داشته و در عین حال افرادی در داخل کشور بودند که به دنبال تشکیل گروهها، افراد را شناسایی کرده و به این سیستم ضد انسانی پیوند میدادند.
این گروهها در داخل کشور، میتینگهای حضوری برگزار کرده و بیشتر سرگروهها از شهرهای مختلف ایران و خارج از کشور برای شرکت در این جلسهها به تهران میآمدند.
این اشخاص همچنین به شناسایی افراد ضدانقلاب خارج از کشور پرداخته و برای همکاری و فعالیت با آنها ارتباط اینترنتی برقرار میکردند و فضای اینترنتی و وبسایتهای آماده خود را در اختیار آنان قرار میدادند.
به عنوان مثال، «و.الف» 23 ساله، از جمله مدیرانی است که در این زمینه، پروندهای پر و پیمان دارد!
وی با راهاندازی 41 وبسایت با محتوای مستهجن، مبتذل و ضددینی، با اهداف اخذ پناهندگی از کشورهای ترکیه و آمریکا سعی در جذب کاربران و مخاطبان اینترنتی داشته است. تولید و انتشار اولین کتابهای مستهجن به زبان فارسی در اینترنت شامل دو کتاب، بالغ بر 600 صفحه داستان مستهجن (!) از دیگر فعالیتهای وی به شمار میرود.
همچنین این متهم، برای افراد فعال در زمینههای ضددینی، ضدامنیتی و ضداخلاقی پیام میداده که: «ما برای کارتان ارزش قایل هستیم و دلیل اصلی ساپورت ما همین است. مطمئن باشید که از وبسایت شما هیچ کجا به دلیل مسایل امنیتی نام برده نخواهد شد.»
این در حالی است که بسیاری از اعضای شبکه مضلّین، در اعترافهای خود بیان کردهاند، هدف اصلی آنها از راهاندازی شبکههای ضددینی و اخلاقی انحراف کاربران اینترنتی از دین اسلام بوده است.
آنها تأکید کردهاند که ما به وسیله محتوای مستهجن، کاربران ایرانی را جذب میکردیم، احکام اسلام را به نقد میکشیدیم و به ائمهاطهار (علیهالسلام) فحاشی میکردیم.
آنها با راهاندازی وبسایتهای «کافر، قرآن را آتش بزن» تمامی احکام مسلمانان را به باد تمسخر میگرفته و حتی در وبسایتهای قرآن را آتش بزن از کاربران خواسته میشد که قرآن کریم را آتش بزنند و تصاویر و فیلمهای آن را ارسال نمایند.
این افراد در کنار تمامی این فعالیتهای ضداخلاقی و ضددینی، سعی داشته در مباحث سیاسی روز کشور نیز وارد شوند.
از دیگر راههای اعضای این شبکه، برای نفوذ به خواستگاه مردم و برآشفتن آنها علیه نظام و حکومت، طرح شایعههای سیاسی بود.
مانند شایعه زیر آب رفتن مقبره کورش، که مسئولان و مدیران این وبسایت برای تحریک احساسات مردم به کار بستند تا بدین وسیله آغازگر نوعی هرجومرج اجتماعی باشند.
قربانیان شبکه مضلین برای حفظ آبرو هیچ نگفتند!
آنچه اعضای این شبکه بر انجام آن اهتمام ورزیدند، نه تنها جنایتی مخوف به شمار میرود که نتایجی جبران ناپذیر به بار آورده است.
اثبات این موضوع نیز به نامههای اینترنتی منتشر شده از سوی کاربران اینترنت بازمیگردد که نشاندهنده ظلم بیشمار شبکه مضلّین، به جوانان این مرزوبوم است.
به عنوان مثال، دختری که مورد سوءاستفاده این باند بزرگ قرار گرفته، به تشریح روابط دلخراشی میپردازد که آزار جسمی، رنج و آثار روحی متوالی و طولانی مدتی را برای وی در پی داشته است. وی ضمن اشاره به فریب خوردن خود توسط این سودجویان، از روابط بسیار شنیع و کثیفی یاد میکند که میان اعضای این گروه وجود داشته و او نیز به وسیله آنها مجبور به انجامشان شده است.
وی اظهار میکند: «این گروه با ترفندهای خاص و با استفاده از محیطهای اینترنتی وبسایتهای خود به اهداف شومشان دست پیدا میکردند.»
وی در بخشی از نامه خود تأکید میکند: «افراد بسیاری بعد از این اتفاق، ارتباطشان را با این گروه قطع کردهاند. اما با وجود مشکلات روحی و روانی که برایشان پیش آمده برای حفظ آبرو نتوانستهاند ماجرا را با خانوادههای خود در میان بگذارند.»
بیش از 2 هزار متخصص رصد سایبری در ایران
موسسه «دیفنس تک» (Defence tech) در گزارشی، ایران را یکی از پنج کشور پیشرو جهان و دارنده ارتش سایبری برای شناسایی سایتهای غیراخلاقی دانست.
یکی از مؤسسات نظامی و امنیتی ایالات متحده آمریکا با اشاره به اقدام اخیر تیم سایبری سپاه در انهدام سایتهای مستهجن اعلام کرد: ایران یکی از 5 کشور دارای ارتش سایبری است و این تیم زیر مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
مؤسسه «دیفنس تک» از مؤسسات نظامی و امنیتی ایالات متحده آمریکا با استناد به آمار دریافتی از سازمان اطلاعات آمریکا (CIA)، ایران را جزء 5 کشور دارای قویترین نیروی سایبری معرفی کرده و تعداد نیروهای سایبری سپاه را بیش از 2400 نفر به علاوه 12 هزار نفر نیروی ذخیره ـ مردمی ـ تخمین زده است.
همچنین، سازمان جاسوسی آمریکا ـ سیا ـ با اذعان به توانایی و ابتکار تیم رصد سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ضمن اشاره به برخی از مشخصات ارتش سایبری ایران نوشت؛ با این آمارها میتوان تا حدی توانایی علمی ایران در نبرد سایبری را تخمین زد.
مؤسسه «دیفنس تک» با تاکید بر اینکه ارتش سایبر ایران زیرمجموعه تیم رصد سایبری سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی است بودجه این تیم را 76 میلیون دلار اعلام کرده است.
قابل ذکر است پیش از این مجله «فارین پالیسی» (چاپ آمریکا) اقدامات نیروهای سپاه علیه سایتهای مستهجن در عرصه سایبر را اقدامی بشر دوستانه و به نفع حقوقبشر اعلام کرده بود.
انتشار این گزارش در حالی صورت میگیرد که مرکز بررسی جریان سازمانیافته سایبری متعلق به نهادهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، در عملیاتی حرفهای در فضای وب، بیش از 100 سایت غیراخلاقی را منهدم و بیش از 30 تن از فعالان سایتهای مستهجن فارسی را بازداشت کردند.
اطلاعات تکمیلی این رویداد در نشانی: ((www. gerdab.ir قرار دارد.
سایت موسسه دیفنس تک نیز در نشانی: (www. Defensetech.org ) قرار دارد.
گفتنی است یکی از پایگاههای مهم اخبار نظامی در نشانی: www.miltary.com قرار دارد.
سپاه سایبری ایران در خدمت پاکی جوانان
در اواخر سال 87 با انتشار خبر انهدام بزرگترین سایتهای غیراخلاقی ایران توسط تیم سایبری سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی و همینطور انتشار هویت و اهداف مدیران سایتهای مستهجن در قالب سایت اینترنتی گرداب و برنامههای تلویزیونی شوک و گرداب، تا حد زیادی احساس امنیت به کاربران اینترنت و خانوادهها بازگردانده شده، چرا که به واسطه انتشار تصاویر خصوصی افراد، درج محتویات تحریک کننده و ایجاد انحرافات اخلاقی متاسفانه آمار تجاوزات و سوءاستفادههای جنسی و انحرافات اخلاقی نوجوانان و جوانان رو به افزایش بود.
جنگ نرم و جنگ سخت
مفهوم «جنگ نرم» (Soft Warfare) که همواره در برابر مفهوم «جنگ سرد» (Hard Warfare ) قرار میگیرد، طی قرون و اعصار با تعاریف متفاوتی بیان شده است.
شاید بتوان گفت جنگ نرم قدمتی به اندازه جنگ سخت دارد. اما کهنترین کتابی که حاوی محورهایی پیرامون روشهای جنگ سخت و نرم باشد، متعلق به «سان تزو» استراتژیستی است که حدود 500 سال قبل از میلاد میزیسته است.
این کتاب یکی از قدیمیترین مجموعههای مرتبط با استراتژی است و ارتشهای چین، ژاپن و کره در جنگهای متعدد از آموزههای این کتاب استفاده کردند و پس از جنگ جهانی دوم، اولین بار هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، این کتاب را در غرب مطرح کرد و موجب نگاه مجدد به آن شد.
به باور سان تزو جنگ تنها یک مسئله نظامی صرف نیست، بلکه جوانب مختلف اطلاعاتی، روانی، اقتصادی و سیاسی را در بر میگیرد. (سان تزو؛ هنر جنگ؛ ترجمه حسن حبیبی؛ تهران: قلم، 1359، ص 8)
جان کالینز، تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوههایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری میشود» میداند.
ارتش ایالات متحده در آیین رزمی خود آن را بدین صورت تعریف کرده است: «جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن ، گروه بیطرف و یا گروههای دوست است؛ به نحوی که برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی پشتیبان باشد.»
با عنایت به تعاریف فوق، معروفترین تعریف را به جوزف نای، پژوهشگر برجسته آمریکایی در حوزه «قدرت نرم» نسبت میدهند.
وی در سال 1990 میلادی در مجله «سیاست خارجی» شماره 80، قدرت نرم را «توانایی شکلدهی ترجیحات دیگران» تعریف کرد.
بنابراین جنگ نرم را میتوان هر گونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانهای دانست که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا میدارد.
جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانهای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکالات جنگ نرم است.
در جنگ نرم تصرف سرزمینهای اطراف مقابل (آنگونه که در جنگ سخت مرسوم است) به هیچ روی مدنظر نیست، بلکه دشمن با توسل به شیوههای جنگ نرم، همواره تلاش میکند ذهن و طرز تفکر افراد طرف مقابل را به تسخیر خود درآورد و از این طریق، کنترل آن جامعه را در اختیار بگیرد. در عملیات نرم دشمن تلاش میکند که بر ذهن و قلب افراد طرف مقابل تسلط یابد.
این تسلط به هیچ روی با توسل به ابزار سخت انجام نمیشود زیرا در آن صورت عملیات دیگر عنوان «عملیات نرم» را نخواهد داشت، بلکه تلاش میشود باورهای درونی افراد تغییر یابد.
تصرف باورهای طرف مقابل نیز از دو جبهه عمده انجام میشود:
1- تصرف ذهن
2- تصرف قلب؛ که در واقع این روش را نبرد برای تصرف قلب و ذهن مینامند
روش عمده برای تصرف ذهن با ایجاد «شک و تردید» و برای تصرف قلب با تغییر در «حب و بغض» افراد طرف مقابل انجام میشود.
در این نبرد، آن کس که بتواند «شک و یقین» و «حب و بغض» خود را مدیریت کند، فردی قوی و غیرقابل نفوذ توصیف میشود و کسی که بتواند «شک و یقین» و «حب و بغض» دیگران را مدیریت کند، در آن صورت فردی قویتر و دارای توانایی جنگ نرم تلقی میشود.
از سوی دیگر، دشمن براساس روشهای جدید جنگ نرم همچون مدیریت افکار نخبگان (Perception management)، تلاش میکند از تغییر و تسلط بر باورهای دانشجویان از آنان در جهت مدیریت افکار بخش بزرگتری از جامعه بهره ببرد.
در این مرحله نیز دانشجویان همچون افسرانی هستند که میتوانند از باورهای جامعه در برابر تهاجمات دشمن دفاع کنند.
از سوی دیگر، جوانان نقش و تأثیر بسزایی در شکلگیری علایق یک جامعه بر عهده دارند و دشمن نیز با آگاهی از این موضوع تلاش میکند براساس ساختار جنگ نرم، حب و بغضهای جامعه را تغییر دهد و از این طریق، مدیریت سلیقه و علایق آن جامعه را به دست بگیرد.
در این مرحله نیز جوانان میتوانند با تکیه بر نقش خود به عنوان بخشی از شاخصهای اجتماعی در دفاع از سنتها، علایق و سلیقههای جامعه، نقشآفرینی جدی داشته باشند.
جنگ نرم، توهم یا واقعیت
زمانی که رهبر معظم انقلاب از تهاجم و شبیخون فرهنگی سخن گفتند، عدهای از آن به عنوان یک پدیده ذهنی یاد کردند و واقعیت آن را نپذیرفتند؛ اما دیری نپایید که نه تنها اغلب صاحبنظران ایران به واقعیت تهاجم علیه بنیادهای فکری، فرهنگی و ارزشی جامعه ایرانی ـ اسلامی اذعان کردند، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر هم این پدیده مورد توجه قرار گرفت. حتی نخبگان برخی کشورهای اروپایی نیز که مرزهای واقعی با ارزشهای آمریکایی داشتند نیز از مصون نگهداشتن فرهنگ اروپایی در برابر فرهنگ آمریکایی سخن به میان آوردند و تلاش کردند تا این مرزبندیها را مستحکمتر سازند.
اکنون نیز که سخن از جنگ نرم به میان آمده است، کم و بیش میتوان مقاومتهایی را شاهد بود که این پدیده را در چارچوب تعامل و ارتباط فرهنگی، تحلیل و ارزیابی میکنند. گرچه این واقعیت به خوبی مشهود است که جنگ نرم نه یک توهم، بلکه واقعیتی عینی و ملموس است.