احداث « دیوار حائل » و تصاحب روزافزون اراضی و املاک فلسطینیان توسط صهیونیستها , تهدید به تخریب مسجدالاقصی و ادامه یورش به روستاها و شهرکهای فلسطینی و همچنین آزار و ترور و بازداشت مردم فلسطین در شرائطی صورت می گیرد که حتی گروههای سیاسی فلسطینی نیز رویکرد صلح و آتش بس در برابر صهیونیستها را برگزیده و راههای همزیستی با آنان را مدتی است مورد بررسی و آزمایش قرار داده اند.
این پدیده نشان می دهد که صهیونیستها به هراندازه که از طرف فلسطین , شاهد عقب نشینی باشند به همان اندازه جلوتر می آیند و هر چه فلسطینیان از خود اغماض و گذشت نشان دهند , صهیونیستها متوقع تر و گستاخ تر می شوند. این در حالی است که منطق مبارزه با غاصبین در ذهن اکثریت ملت فلسطین هنوز به عنوان منطقی ترین گزینه مطرح است . درحقیقت تجارب زندگی در سرزمین اشغال شده فلسطین , ملت رنج کشیده این سرزمین را به این نتیجه رسانده که برای احقاق حقوق از دست رفته خود نه می تواند به شعارهای دروغین صلح و مذاکره دل ببندد ونه می تواند کمترین امیدی به مجامع پرادعای بین المللی و دولتهای بی تفاوت منطقه داشته باشد.
مردم فلسطین طی یک دهه رویدادهای پرفراز و نشیب خاورمیانه , به روشنی دریافتند که مبارزه با ظلم واستبداد و اشغالگری تنها راهی است که می تواند متضمن عزت و سربلندی آنان گردد. آنان در این مدت به وضوح دیدند و با همه وجود و هستی خود دریافتند که هرکجا دولتهای عرب منطقه و یا تشکیلات خودگردان فلسطین قدمی در برابر صهیونیستها عقب نشستند و هر کجا برای نیل به « صلح با صهیونیستها » امتیازی به آنان دادند , آنان چند قدم جلوتر آمده , مطالبات بیشتری را مطرح کرده اند. از سوی دیگر حوادث یک دهه اخیر توانست به ملت فلسطین ثابت کند که هرکجا با قدرت وجوانمردی و ازجان گذشتگی به مصاف غاصبین رفتند , آنان را منفعل و وادار به عقب نشینی ساخته اند.
عرفات سیاستمداری که به مدت یک دهه , از طریق سازش با صهیونیستها تلاش کرد رویای خود را در زمینه تشکیل حکومت فلسطینی تحقق بخشد در اواخر عمر خود سرخورده و مایوس دریافته بود که در زد و بند تحقیرآمیز صهیونیستها و آمریکائی ها فریب خورده است .
امروز حتی بسیاری از نزدیکان عرفات که رهبران گروههای ائتلافی تشکیل دهنده حکومت خودگردان هستند , عمیقا پذیرفته اند که عزت و اعتبار و وجهه جهانی « ساف » تنهامنحصر به آن سالهائی بوده که افراد این سازمان با سلاح آتشین پنجه در پنجه صهیونیستهای غاصب می افکندند. اگر آن مبارزات از گزند نفوذ رگه های خیانت و سازش در صف رهبران فلسطینی مصون نگاه داشته می شد امروز فلسطینیان یقینا دستاورد بهتری از آن مبارزات نیمه تمام می گرفتند و لذا اگر آن مبارزات به دلیل همان خیانتها , نتوانست منجر به آزادسازی فلسطین شود , یقینا پناه بردن به دامان صهیونیستها و دوستی توام با تمنای خفت بار از غاصبین , نخواهد توانست فلسطین را به فلسطینیان بازگرداند. رژیمی که سرزمینی را بازور و تروریسم و تجاوز و نسل کشی و به باددادن هستی یک ملت به اشغال خود در می آورد به راحتی آن را تقدیم صاحبان اولیه اش نمی کند. فلسطین , موطن ملت فلسطین وحق مسلم آنان است . این حق را نه با خواهش سیاسی , بلکه با قدرت تمام باید از غاصبین باز ستاند.
طی 5 سالی که از مرحله دوم انتفاضه موسوم به انتفاضه الاقصی می گذرد , مقاومت ملت فلسطین کمر صهیونیستها را خم کرده است . ابعاداین ضربه راشاید از زبان آمار بهتر بتوان دریافت . طی این 5 سال در نتیجه قیام مردم فلسطین میانگین تولید در بخش صنعت اسرائیل 15 درصدو دربخش تولیدات داخلی 10 درصد کاهش داشته است . انتفاضه و بحران امنیتی در اسرائیل به تصریح اساتید دانشگاه تل آویو توانست اقتصاد رژیم صهیونیستی را 10 سال به عقب بازگرداند و قدرت خرید مردم را در داخل اسرائیل تا 43 درصد کاهش دهد . در این سالها شمار توریستهائی که به اسرائیل می آیند تا میزان 60 درصد کاهش یافت . عملیات شهادت طلبانه مردم فلسطین از یکسو توانست بین 700 هزار تا میلیون یهودی را به فرار از اسرائیل وادارد و روند مهاجرت را معکوس کندو بسیاری از شهرکهای صهیونیست نشین را خالی از سکنه سازد و از جانب دیگر موجی از امراض روحی و روانی را متوجه نظامیان صهیونیست نماید.
طی این مدت بیش از 1400 نظامی اسرائیلی و شهرک نشین مسلح صهیونیست در جریان عملیات انتقامجویانه و یا شهادت طلبانه جان برکفان فلسطینی به هلاکت رسیده اند. انتفاضه توانست نسبت تلفات صهیونیستها نسبت به فلسطینیان را از رقم یک به 12 به رقم حیرت انگیز یک به 3 برساند .
طی سالهائی که از انتفاضه الاقصی می گذرد , شارون سرکرده رژیم صهیونیستی برای نخستین بار در رسانه های اروپا به عنوان یک جنایتکار جنگی مطرح شد و در بعضی محافل قضایی اروپا تحت پیگرد قرار گرفت و دادگاه لاهه نیز این رژیم را به خاطر احداث دیوار حائل طی بیانیه ای با صراحت محکوم کرد.
مردم فلسطین در مبارزه نفس گیر خود با صهیونیستهای غاصب به این نتیجه رسیده اند که با صهیونیستهای جنایت پیشه باید همان رفتاری را داشت که آنان با صاحبان اصلی این سرزمین داشته اند.
رفتار وحشیانه و جنایت بار صهیونیستها با ملت فلسطین و حتی با تشکیلات خودگردان عرفات خط بطلان بر خیالات واوهام دولتهائی کشید که در عرصه بحران خاورمیانه تصور می کردند از روش مسالمت با اسرائیل و امتیاز دادن به آمریکائیها بهتر می توانند صلح را در منطقه بوجود آورند. به همین دلیل امروز همه دولتهای تابع این منطق , نزد ملتهای خود شرمنده و شرمسارند و تنها آنهائی سربلند مانده اند که تحت هر شرائطی راه مبارزه و جهاد علیه غاصبین را رها نکردند و به صهیونیستها به عنوان دشمن نگریستند و رفتار در خور دشمن را دربرابر آنان از خود بروز دادند.