بسم الله الرحمن الرحیم
امروز , هفتم تیرماه , بیست و چهارمین سالگرد فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال 1360 و شهادت مظلومانه آیت الله بهشتی و 72 یاور انقلاب است .
حدیث مکرر مظلومیت , علاوه بر یادآوری واقعه , به شناساندن ریشه های ظلم نیاز دارد. تنها راه جلوگیری از تکرار مظلومیت ها اینست که تاریخ گذشته را با بیان تحلیلی بازگو کنیم و نسل هائی را که شاهد وقایع نبودند در جریان واقعیت ها قرار دهیم .
اگر با این دید به فاجعه هفتم تیر ماه 1360 نگاه کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که در طول 24 سال گذشته , به وظیفه خود برای جلوگیری از تکرار مظلومیتی که امام خمینی رضوان الله تعالی آنرا از شهادت بالاتر دانستند کار شایسته ای صورت نگرفته است . از جوانان و نوجوانان امروز اگر سئوال شود بهشتی که بود چه نقشی در انقلاب داشت چه نقشی در شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ایفا کرد اصول فکری او چه بود چرا آماج حملات دشمنان قرار گرفت چه کسانی او را ترور شخصیت کردند چه کسانی او را به شهادت رساندند خون او و کسانی که با او به شهادت رسیدند چه تاثیری در تحقق اهداف انقلاب و حاکمیت اسلام در ایران داشت دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی چه ترفندهائی را برای به فراموشی سپرده شدن جنایات خود و خدمات شهید بهشتی بکار بستند و... شاید درصد بسیار اندکی از آنان بتوانند به این سئوال ها و یا بعضی از آنها جواب صحیح بدهند. درحالیکه همین جوانان , علاوه بر نام و عنوان و عملکرد بازیگران و ورزشکاران داخلی و خارجی , از جزئیات زندگی شخصی آنها نیز اطلاع دارند.
این , نتیجه کارکرد رسانه های ما و جهت گیری کلان دستگاههای فرهنگی و حتی اجرائی ماست . چنین نتیجه ای نه تنها برای یک کشور انقلابی و یک جامعه آرمانی بهیچوجه قابل قبول نیست , بلکه یک شکست آشکار و یک عقبگرد محسوب میشود.
پاسخ این سئوال همیشگی را که بعد از مظلومیت مولای متقیان در کوفه , سالار شهیدان در کربلا , آیت الله شیخ فضل الله نوری در مشروطیت , آیت الله سیدحسن مدرس در استبداد رضاخانی , آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی در نهضت ملی و آیت الله بهشتی در صدر انقلاب اسلامی , این مظلومیت در انقلاب اسلامی چرا باز هم تکرار می شود باید در کوتاهی هائی که در زمینه شناساندن ریشه های مظلومیت ها به نسل های بعدی داشته ایم جستجو کرد. بدون تردید همه مقصرند. همه به جنگ قدرت مشغول شدند و یادمان رفت که بهشتی در اوج مظلومیت , با بیان این جمله بلند که « ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت » تلاش کرده بود به ما بفهماند جنگ قدرت , زمینه ساز تکرار ظلم ها و سواستفاده ها و خسران ها خواهد شد و همه باید با پرهیز از آن , کام تشنه خود را از زلال خدمت به مردم و اسلام و انقلاب سیراب کنند.
عصر روز هفتم تیر , حدود یکساعت به لحظه انفجار و به شهادت رسیدن آیت الله بهشتی , صاحب این قلم در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی به او گفتم این روزها افراد زیادی از جوانان توسط ما از شما خواهش می کنند آنها را بخاطر اینکه تحت تاثیر منافقین قرار گرفتند و علیه شما سمپاشی کرده اند عفوشان کنید و به تعبیر ساده خودشان حلالشان کنید. شما چیزی بگوئید تا ما جوابی برای آنها داشته باشیم . بدون اندکی درنگ و در نهایت صراحت , آقای بهشتی گفت : به آنها بگوئید بهشتی شما را از اول هم بخشیده بود , اما یک خواهش هم از شما دارد و آن اینست که از حالا به بعد فریب تبلیغات دشمنان را نخورید...
این توصیه شهید مظلوم آیت الله بهشتی اگر در قالب برنامه های جهت دار , روشنگر و تحلیلی به نسل بعد منتقل میشد , امروز شاهد تکرار همان مظلومیت با همان ابعاد و در قالبی بسیار خطرناک تر نبودیم . شاید بتوان گفت در کشاکش این وقایع اگر سبوها می شکند چه باک « سرخم می سلامت » , ولی آیا با تکرار حدیث مظلومیت , تضمینی وجود دارد که به خود « خم می » آسیبی نرسد !