تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۷۶۵۰۶

البرادعی سخنگوی چه کسانی است؟


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
اگر تا امروز شاخصی برای سنجش میزان انحراف مجامع بین المللی از نقش و جایگاه مورد انتظارشان , دستکم در مورد آژانس بین المللی انرژی هسته ای وجود نداشت , اظهارات اخیر محمدالبرادعی مدیر کل این آژانس , چنین شاخصی را به وضوح به نمایش گذاشت .
البرادعی در مصاحبه ای با هفته نامه آمریکایی « نیوزویک » , جمهوری اسلامی ایران را به « پنهانکاری » در زمینه مسائل هسته ای متهم کرد و خواستار ضمانت های عینی و اجرائی از سوی ایران در این زمینه شد و بهترین ضمانت را هم پایان دادن به فناوری چرخه سوخت هسته ای از سوی ایران معرفی کرد.
« البرادعی » که گوئی متن دیکته شده توسط آمریکا و صهیونیست ها را عینا « روخوانی » می کند , ادعا کرد : چندین سال پنهانکاری ایران باعث کاهش اعتماد نسبت به این کشور شده و برای جلب اعتماد به برنامه هسته ای ایران باید ضمانتهای عینی داده شود که از نظر اروپائی ها و آمریکائی ها تنها ضمانت عینی به معنای پایان دادن به چرخه سوخت هسته ای ایران است .
وی سپس در ادامه مصاحبه اش پا را فراتر از مسائل هسته ای گذاشته و تاکید ورزیده است که مذاکرات کشورهای اروپائی با ایران فقط درباره مسائل هسته ای نیست بلکه در مورد آینده کل منطقه خاورمیانه است !
آنها که روند تحولات 2 سال و نیمه اخیر در صحنه مذاکرات هسته ای ایران با 3 کشور اروپائی را با دقت زیر نظر داشته اند , بهتر می توانند گواهی دهند که رسیدن به این « نقطه نامطلوب » در پرونده مذاکرات هسته ای , دقیقا بخاطر شروع نامناسب و پیمودن مسیر انحرافی است که در طول 2 سال و نیم اخیر چنین نتایج نادرستی را بهمراه داشته است . در واقع نه تنها 3 کشور اروپائی که ابتدا بعنوان « میانجی » وارد صحنه شدند , بعدا مدعی از آب درآمدند و سیاستهای دیکته شده توسط آمریکا و اسرائیل را دنبال کردند , که حتی البرادعی هم تدریجا در موضعی قرار گرفته که بعنوان سخنگوی آنان عمل می کند. نکات مهمی در این زمینه وجود دارد که توجه خاص به آنها می تواند راهگشا باشد.
اظهارات اخیر البرادعی حاوی محورهای 3 گانه ای دارد که از هر جهت یک شاخص برای سنجش میزان انحراف آژانس بین المللی انرژی اتمی از نقش و جایگاه و موضع مورد انتظار این نهاد بین المللی است .
الف : ایران در زمینه هسته ای , پنهانکاری کرده است !
ب : ایران برای جلب اعتماد دیگران بایستی ضمانت اجرائی و عینی بدهد و چرخه سوخت هسته ای خود را به کلی کنار بگذارد!
ج : مذاکرات اروپا با ایران از مسائل هسته ای فراتر رفته و با اینحال آینده کل منطقه خاورمیانه را هم دربر می گیرد!
طبعا ممکن است این سئوال مطرح شود که این اظهارات و مواضع , چه تعارضی با نقش و جایگاه مورد انتظار دارد ؟
1 ـ این ادعای البرادعی در مورد متهم ساختن جمهوری اسلامی ایران به پنهانکاری و آنهم برای سالهای متمادی , با متن گزارشات رسمی و مواضع گذشته البرادعی بعنوان مدیر کل آژانس متفاوت است و بویژه آنجا که وی همواره تصریح کرده است که هیچگونه شواهد و قرائنی که نشان دهد جمهوری اسلامی ایران از مفاد ان پی تی تخلف کرده ویا درصدد استفاده نظامی از انرژی هسته ای است و یا در این مسیر گام برمی دارد , به دست نیامده است . این بدان معنی است که البرادعی براثر اعمال فشار آمریکا و صهیونیست ها وادار به تناقض گوئی شده و در موضعی قرار گرفته که برای مدیر کل این نهاد بین المللی , تحت هیچ شرایطی بعنوان یک موضع شایسته و قابل احترام تلقی نمی شود.
فراموش نکنیم که در روزهای اخیر , « هانس بلیکس » رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی هسته ای در این زمینه بارها ادعاهای غرب درباره احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته ای را رد کرده و در عین حال تصریح کرده است که : « کاسه صبر ایران از سیاست وقت کشی اروپا , لبریز شده است » . « هانس بلیکس » در مصاحبه ای با « الشرق الاوسط » تصریح نمود که جامعه جهانی می داند که تهران در تلاش برای تولید سلاح هسته ای نیست و فعالیتهای هسته ای ایران هیچ تهدیدی برای جامعه جهانی محسوب نمی شود.
رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی هسته ای در همین مصاحبه خاطرنشان می سازد : ایرانیان حق دارند غنی سازی و فناوریهای پیشرفته براساس پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای برای اهداف صلح جویانه خود استفاده کنند.
« هانس بلیکس » در مصاحبه دیگری تصریح کرده است که غنی سازی اورانیوم براساس پیمان ان پی تی حق طبیعی محرز ایران است و ژاپنی ها و برزیلی ها هم که عضو این پیمان هستند , امروزه سرگرم غنی سازی اورانیوم هستند و کسی هم با آنها کاری ندارد.
از مقایسه این مواضع با اظهارات اخیر البرادعی , میتوان بهتر نتیجه گرفت که البرادعی برای اعلام مواضع دیکته شده علیه ایران تحت فشار بوده و تسلیم این فشار آمریکا و صهیونیست ها شده است .
2 ـ این برای رئیس آژانس بین المللی انرژی هسته ای , این یک افتخار نیست که تسلیم فشارهای آمریکا و صهیونیست ها شود و مواضعی را تکرار کند که آمریکا درصدد تحمیل آنست . این اظهارات البرادعی که ایران برای جلب اعتماد دیگران بایستی ضمانت اجرائی و عینی بدهد و چرخه سوخت هسته ای خود را به کلی کنار بگذارد , دقیقا با مفاد « ان پی تی » منافات دارد و در واقع حق طبیعی جمهوری اسلامی ایران برای در اختیار داشتن چرخه سوخت هسته ای که مطابق مفاد « ان پی تی » به رسمیت شناخته شده است , نفی می کند.
آقای البرادعی حتی بعنوان رئیس آژانس بین المللی انرژی هسته ای هم اجازه ندارد مفاد ان پی تی را نقض کند و یا با برخورد سلیقه ای و رفتار گزینشی با برخی کشورها , شرایط سخت تری را برای ایران در نظر بگیرد. هیچ یک از مفاد ان پی تی و سایر قوانین موضوعه , چنین حقی را به رئیس آژانس نمی دهند که وی به دلخواه خود , « محدودیت های ویژه » علیه برخی اعضا اعمال نماید.
3 ـ نکته مهمتر در این میان , « برخورد سیاسی » رئیس آژانس بین المللی انرژی هسته ای و طرح مسائل سیاسی غیرهسته ای است که دقیقا ثابت می کند که البرادعی بطرز تهوع آوری وارد « فاز سیاسی کاری » شده و برای خوشایند آمریکا و صهیونیست ها , خوش رقصی می کند.
اینکه مذاکرات اروپا با ایران از مسائل هسته ای فراتر رفته و آینده کل منطقه خاورمیانه را هم در بر میگیرد , نکته ای نیست که البرادعی بعنوان دبیرکل آژانس , درباره اش اظهارنظر کند. او با پرداختن به این مقوله در واقع وارد موضوعی شده که حتی درصورت صحت هم ربطی به آژانس ندارد. چون یک مقوله هسته ای نیست .
4 ـ اگرچه ایران اسلامی با پذیرش پیشنهاد « میانجی گری » 3 کشور اروپائی , دچار اشتباه بزرگی شد و درعین حال , بیشترین حجم نظارت و بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی را هم پذیرفت , ولی این خوشرقصی البرادعی نشان می دهد که ما حتی در پذیرش نظارت و بازرسی آژانس هم افراط کرده ایم و نرمش و انعطاف بیش از حد ما , آنها را گستاخ کرده است .
آقای البرادعی قاعدتا بخاطر می آورد که در فلسطین اشغالی , چگونه تحقیر شد و صهیونیست ها اجازه ندادند حتی بصورت ظاهری و تصنعی هم که شده , از نزدیکی های یک تاسیسات هسته ای اسرائیل عبور کند و در همان دیدار بود که « آریل شارون » نخست وزیر رژیم صهیونیستی از موضع تحکم و درحالیکه گوئی به البرادعی دستور می دهد و از او بازخواست می کند , از وی درباره نحوه برخورد آژانس با ایران پرسید و به وی دستور داد که با ایران بایستی با شدت عمل برخورد شود!
این بدان معنی است که افرادی از قماش البرادعی , هرجا که زیادی به آنها احترام کنند , باورشان می شود و محدوده و جایگاه خودشان را هم فراموش می کنند و هر جا که تحقیر شوند , روش بله قربان گوئی را در پیش می گیرند.
5 ـ درک این مسائل بویژه در مقطع کنونی که دولت جدید در آستانه تشکیل است , این فرصت تازه را به وجود می آورد که ضمن تجدیدنظر در ترکیب تیم مذاکره کننده ایرانی , به تجدیدنظر در روش تعامل با دیگران درخصوص مذاکرات هسته ای هم بیندیشیم و این نکته اساسی مدنظر قرار گیرد که متاسفانه در مقوله مذاکرات هسته ای , حسن نیت یکطرفه ای که نشان داده شده , در آنسو به حساب « ضعف » گذاشته شده و طرف های ما احساس کرده اند که گویا با طلبکاری و عدم انجام تعهداتشان , بهتر می توانند « امتیازات یکطرفه » بگیرند.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که « تعلیق غنی سازی » یک موضوع داوطلبانه و موقت بود که تدریجا درباره تداوم آن زمزمه هائی برای « تست کردن مواضع ما » مطرح شد و حالا همان زمزمه ها برای تعطیل کامل و همیشگی غنی سازی و نه تعلیق موقت و داوطلبانه , تکرار می شود.
جمهوری اسلامی ایران نبایستی تسلیم این جوسازیها شود بلکه با در پیش گرفتن یک خط مشی روشن , منطقی و مستدل که عینا منطبق بر مفاد ان پی تی است به غنی سازی اورانیوم و تکمیل چرخه سوخت هسته ای همت بخرج دهد و این نکته را در نظر داشته باشد که نه تنها عقب نشینی قدم به قدم در برابر زیاده خواهیهای غرب آنها را راضی نخواهد کرد , بلکه بعکس , برای طلبکاریهای افزونتر وسوسه می کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات