تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۷۶۵۱۲

ما نباید بازنده باشیم


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
درحالیکه مطابق تعهدات طرف اروپائی قرار است پیشنهاد مشخص آلمان انگلیس و فرانسه طی 2 هفته آینده به ایران ارائه شود , برخی مقامات رسمی و رسانه های غربی سعی دارند با تبلیغات و موضع گیریهای خود , در این زمینه فضای مسمومی را به وجود آورند و عکس العمل های احتمالی را ارزیابی نمایند.
« اسکات مک کلیلان » سخنگوی کاخ سفید در این زمینه از یک موضع مداخله جویانه سخن گفته و اظهار داشته است : « ایران باید برای همیشه , غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. »
این درحالیست که 3 کشور اروپائی , احیانا سرگرم آخرین رایزنیها جهت طرح پیشنهاد خنثی کننده خود به ایران هستند. مسئله اینست که اگرچه طرفهای مذاکره توافق کرده بودند که از مطبوعاتی کردن مسائل و محورهای مذاکرات بپرهیزند , ولی طرف اروپائی به این تعهدش عمل نکرده و نه تنها مسائل و محورهای مذاکره و محتوای آنرا در هر فرصتی به سایرین هم انعکاس داده بلکه سعی کرده است که حتی از انتشار مطبوعاتی این مسائل نیز حداکثر سواستفاده ممکن را ببرد. موضوعات و مسائل مهمی در این زمینه وجود دارد که طرفهای اروپائی هنوز هم برای بهره برداری یکطرفه از آن وسوسه می شوند و حال آنکه ادامه همین روند ناسالم , باعث بروز مشکلات جدیدی شده و مسائل گذشته را تشدید کرده است .
1 ـ جمهوری اسلامی ایران در طول دوره 2 سال و نیمه گذشته , بیشترین حسن نیت یکطرفه را از خود بروز داده , بیشترین بازرسی های فنی در طول تاریخ موجودیت آژانس بین المللی انرژی اتمی را پذیرا شده , اجرای پروتکل الحاقی را توسط دولت پذیرفته و عملا درحال اجرای مفاد آنست و در عین حال تعلیق داوطلبانه و موقت غنی سازی اورانیوم را نیز پذیرفته است . اما طرفهای اروپائی نه تنها به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده اند بلکه حتی با تغییر مواضع خود , تدریجا از موضع دشمن و یک « نیروی متخاصم » سخن می گویند که البته قابل قبول نیست .
طرفهای اروپائی , ابتدا بعنوان یک گروه « میانجی بیطرف » وارد ماجرا شدند و چنین وانمود کردند که دارای حسن نیت هستند و می توانند هرآنچه تعهد می کنند , به مرحله اجرا درآورند.
لکن تدریجا در موضعی قرار گرفتند که « اولتیماتوم » بدهند و در عمل ثابت کنند که مترجم و بازگو کننده خواسته ها و دیدگاههای واشنگتن هستند و خود , به تنهائی قادر به تامین و اجرای تعهداتشان نیستند.
2 ـ طرفهای اروپائی در مراحل اولیه برای شروع مذاکره , سعی کردند اعتماد طرف ایرانی را جلب کنند اما تدریجا موضع تهدید و تخاصم را در پیش گرفتند و نشان دادند که قابل اعتماد نیستند. اکنون تهدیدات و خط و نشان کشیدنهای طرف اروپائی , اگر بیشتر از آمریکا و اسرائیل نباشد , کمتر نیست . اگر زمانی تهدید به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت , از جانب مقامات واشنگتن شنیده می شد , این روزها تهدیدات و البته به شیوه اروپائی ها , از طرفهای اروپائی و حتی از اتحادیه اروپا هم شنیده می شود و دقیقا نشانگر آنست که طرفهای اروپائی غیرقابل اعتمادند.
3 ـ تداوم این روند , نشانگر آنست که بین آمریکا و صهیونیست ها از یکطرف و طرفهای اروپائی از طرف دیگر , « نوعی تقسیم کار » صورت گرفته است و آنها دقیقا در مسیری گام برمی دارند که مواضع و تبلیغاتشان مکمل یکدیگرند و مشخصا هدف واحدی را دنبال می کنند. جمهوری اسلامی ایران بایستی در اولین فرصت ممکن به طرفهای اروپائی نشان دهد که دست آنها را خوانده است و این وضع قابل دوام نیست که یکطرف مستمرا به تهدید و جوسازی بپردازد و از مخاطب خود انتظار داشته باشد که باز هم به حسن نیت یکطرفه ادامه دهد و همچنان به اعطای امتیازات مشغول باشد. فضای حاکم بر مذاکرات و روند پیگیری مسائل بایستی کاملا متوازن و بدور از هرگونه تهدید و ارعاب و اولتیماتوم باشد. چرا که در غیر اینصورت عوامل بیرونی فرصت پیدا می کنند اهداف و برنامه های خود را نیز اعمال نمایند که در میدان عمل , شاهد تحقق این پدیده هستیم .
4 ـ یکی از مهمترین مسائل موجود , چرخش های مستمر اروپا در مذاکرات است که بر بی اعتمادی روزافزون ایران نسبت به اروپا افزوده است و نشان می دهد که اروپا برای انجام تعهداتش و حتی برای حفظ مواضع ثابت و روشن در قبال مسائل فیمابین , احساس مسئولیت نمی کند و رفتاری غیرمسئولانه و شدیدا نوسانی دارد.
این نکته پذیرفتنی نیست که مواضع طرفهای اروپائی , حتی در دو جلسه پیاپی در مذاکرات هم با یکدیگر همخوانی ندارد و آنها در هر مرحله , آن بخش از تعهدات خودو پیشرفتهائی که بنظر می رسید حاوی نکات مثبتی برای جمهوری اسلامی ایران است , در جلسات بعدی و حتی در طول مذاکرات در همان جلسه , کمرنگ و بی اثر می سازند.
5 ـ یک شگرد اروپائی ها ایجاد انحراف در مسیر تعامل ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است . در واقع ایران هر آنچه می توانست , در قبال آژانس هم نرمش بخرج داده و قدم به قدم , بازرسی های کارشناسان مورد قبول آژانس را پذیرفته ولی هنوز در تبلیغات و مواضع رسمی طرفهای اروپائی , ملزم به ارائه « تضمین های عینی » برای جلب اعتماد طرفهای اروپائی است و حال آنکه همین انعطاف بیش از حد ایران است که اشتهای طرفهای اروپائی و دیگران را بیشتر کرده و برای دریافت امتیازاتی , حتی بیش از امتیازات فراوان کنونی وسوسه کرده و می کند.
در واقع ما هم به آژانس امتیاز داده ایم و هم به مخاطبین اروپائی , ولی در میدان عمل , نه آژانس اظهار رضایت می کند و انعطاف ما را کافی می داند و نه اشتهای سیری ناپذیر طرفهای اروپائی , تمامی دارد.
6 ـ موضوع مهمی وجود دارد که هرگز تاکنون مورد بررسی و کنکاش قرار نگرفته و آن غافل شدن ما از آثار و تبعات محروم شدن ما از انرژی هسته ای است . فراموش نکنیم که مطابق مصوبات اجلاس « کیوتو » در زمینه سقف مجاز تولید انیدریدکربنیک توسط هر کشور است که بایستی برمبنای تولید سال 1990 (1379 شمسی ) برای هر کشور تا سال 2015 (1394 شمسی ) تثبیت شود.
آمریکا هنوز هم مصوبات اجلاس « کیوتو » را نپذیرفته و قاعدتا هیچ تعهدی برای اجرای آن ندارد ولی بطور همزمان برای احداث نیروگاههای جدید برق اتمی تلاش می کند. انگلیس , فرانسه و آلمان هم بطور برنامه ریزی شده برای تنوع بخشیدن به منابع انرژی خود به انواع انرژی ها و از جمله انرژی هسته ای , توجه ویژه دارند. اما در همین شرایط سعی دارند ما را از برق هسته ای که « انرژی پاکیزه » برای قرن جدید میلادی محسوب می شود , محروم سازند. به عبارت دیگر , ما بدون دستیابی به برق هسته ای , از فردا ملزم به تعطیل کردن طیف وسیعی از صنایع انرژی بر هستیم تا بتوانیم به تعهداتمان در قبال کنوانسیون های بین المللی عمل کنیم ! توجه داشته باشیم که مشکلات امروز مربوط به انرژی هسته ای نیز معلول پیوستن بدون قید و شرط ما به « ان پی تی » بوده و هست و حال آنکه هند , پاکستان و رژیم صهیونیستی هنوز هم حاضر به پذیرش مفاد « ان پی تی » نشده اند و در نتیجه هیچ تعهدی به اجرای مفاد آن و اجازه دادن به بازرسان آژانس برای بازرسی های اعلام شده , ندارند. در واقع , جمهوری اسلامی ایران با حسن نیت یکطرفه ای که دیگر بوی تند « تسلیم بدون قید و شرط » از آن به مشام می رسد , مفاد پروتکل الحاقی را هم پذیرفته و حتی درحال اجرای آنست ولی طرفهای شرور ما حتی این اندازه را هم کافی نمی دانند.
در این زمینه دو نکته اساسی وجود دارد که بایستی دقیقا مدنظر قرار گیرد.
الف : در پیوستن به کنوانسیونهای بین المللی شتاب و عجله ای بخرج ندهیم و آثار و تبعات پذیرش تعهدات جدید را به درستی ارزیابی کنیم . خوشبختانه مجلس هفتم هنوز مفاد پروتکل الحاقی را نپذیرفته و منطقی هم نیست که بپذیرد.
ب : عقل و منطق ایجاب می کند که در پذیرش کنوانسیون های بین المللی , منافع ملی و مصالح کشور را در نظر بگیریم . در این زمینه یک موضوع معقول اینست که پذیرش چنین تعهداتی , مشروط به فراهم شدن زمینه های لازم در منطقه باشد و از جمله اینکه مثلا تصریح شود که اگر تا پایان سال 1387 رژیم صهیونیستی مفاد ان پی تی را نپذیرد , پذیرش « ان پی تی » توسط جمهوری اسلامی ایران هم بحال تعلیق درآمده و کان لم یکن تلقی خواهد شد , تاچه رسد به مفاد پروتکل الحاقی . راهکار مناسب اینست که تصریح شود که تا زمان پذیرش ان پی تی توسط رژیم صهیونیستی , ایران اسلامی هم هیچ تعهدی در این زمینه را نخواهد پذیرفت .
در یک کلام , صحنه معادلات جهانی قدرت , صحنه ای برای تعامل کشورها محسوب می شود. بدین ترتیب اگر ما نخواهیم یا نتوانیم منافع ملی و مصالح خود را در این تعاملات و مذاکرات اعمال کنیم , بدون شک بازنده خواهیم بود و از این بابت منافع زیادی را از دست خواهیم داد و چنین مباد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات