آقای ابراهیم جعفری نخست وزیر عراق روز شنبه هفته جاری در راس هیاتی از مقامات بلندپایه کشورش به تهران آمد و امروز دوشنبه به سفر سه روز خود به جمهوری اسلامی ایران خاتمه خواهد داد. جعفری که به عنوان اولین نخست وزیر عراق پس از سقوط صدام به ایران آمده در خلال اقامت خود در کشورمان , با مسئولان بلندپایه ایرانی دیدار و گفتگو کرده و وجود 10 وزیر در هیات همراه وی سبب انعقاد توافقنامه هائی در زمینه های دفاعی , نفتی , صنعتی و گردشگری میان دو کشور گردیده است .
سفر نخست وزیر عراق به تهران اولین گام بلند دولت جدید عراق در جهت زدودن تیرگی هائی است که زمامداران عراقی از ابتدا مولد و مسبب آن بوده اند. تاریخچه روابط بغداد با جمهوری اسلامی ایران در ده سال اول انقلاب مملو از دشمنی , جنگ , خونریزی و ویرانگری بود. در پایان این مقطع ده ساله , صدام صرفا برای فراهم سازی زمینه تعرض به کویت و برافروختن آتش دومین جنگ خلیج فارس به بعضی خواسته های جمهوری اسلامی ایران گردن نهاد. اما اخراج پرتلفات عراقیها از کویت نقطه شروع یک دوران 11 ساله نه جنگ و نه صلح میان ایران و عراق بود. در این دوران رژیم صدام اگرچه با جمهوری اسلامی ایران سر جنگ نداشت اما از رفتار هیچیک از دولتمردان بعثی , بوی صلح نیز به شام نمی رسید.
سقوط رژیم صدام در جنگ دوم آمریکائیها نیز نویدبخش یک رابطه سالم میان عراق با ایران نبود. زیرا از یک سو آمریکائی ها و انگلیسی ها که در راس دولتهای معاند جمهوری اسلامی ایران قرار دارند , عراق را به اشغال نظامی خود در آورده بودند و از سوی دیگر دولتمردانی که از دل این اشغالگری در بغداد سر برآوردند , یا در سایه حضور اشغالگران اختیار توسعه رابطه با تهران را نداشتند و یاتمایلی به آن از خود نشان نمی دادند. در نتیجه این وضعیت , آنان در دو سال اخیر هرکجا با شیعیان درگیری داشتند , بطور مستقیم یا غیرمستقیم ایران را متهم به حمایت عملی از شیعیان عراق کردند. مقتدی صدر را در مقطعی عامل ایران معرفی کردند. منافقین را در عراق کاملا تحت حمایت خود گرفتند. در آستانه انتخابات خود , ایران را به برنامه ریزی و اعزام افراد و ارسال پول برای تاثیرگذاری در نتیجه انتخابات متهم کردند. حازم شعلان وزیر دفاع پیشین عراق که از پرورش یافتگان سازمان استخبارات رژیم بعث و از عناصر مورد اعتماد سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس است در مدت وزارت خود به دفعات ایران را مورد هتاکی و توهین قرار داد. این درحالی است که اگر وی کمترین آگاهی و شناختی از ارتش و وزارت دفاع عراق و سوابق نظامی کشورش میداشت , نمی بایست از یاد می برد که دولت متبوع وی هنوز بابت 8 سال جنگ تحمیلی به ایران بدهکار است . عراق به تصریح سازمان ملل آغازگر آن جنگ خونبار بوده و هنوز بند اصلی قطعنامه 598 که پرداخت غرامت از سوی متجاوز می باشد , به اجرا درنیامده است .
مع الوصف نه شعلان و نه سایر دولتمردان عراقی نتوانستند در رفتار و کردار سیاسی خویش شان و جایگاه خود را دریابند. دولت ایادعلاوی به کرات ایران و سوریه را متهم به حمایت از القاعده در عراق و پناه دادن به عناصر فراری این سازمان در ایران نمود و به دفعات با عملکردها و قضاوتها و رفتار خود سبب تداوم جنگ تبلیغاتی آن کشور علیه جمهوری اسلامی ایران گردید. این درحالی است که علاوی خود در طول دوران نخست وزیری خود تلاش کرد تا بهترین روابط را با رژیم صهیونیستی برقرار کند و بالاترین امتیاز را به سرمایه داران , شرکتها و موسسات صهیونیستی در عراق واگذار کند.
هیچیک از این رفتارها از ذهن کنجکاو ملت مظلوم و هوشیار ایران زدودنی نیست . این بی مهری ها در شرایطی است که دو کشور ایران و عراق به دلائل متعددی باید صاحب بهترین مناسبات با یکدیگر باشند. دین اسلام وجه مشترک هر دو کشور است . هر دو کشور صاحب یک اکثریت شیعه بوده و هر دو میزبان بارگاه ائمه طاهرین هستند. پیوندهای فکری و فرهنگی , مرزهای مشترک , سابقه مشترک استبدادستیزی و مقابله با استعمار و رفت و آمدهای زیارتی متقابل , از جلوه هائی است که باید سبب تحکیم پیوند میان ملتهای دو کشور بشود.
دولت و ملت ایران مایلند عراق صاحب حکومتی باشد که دیگران برایش تصمیم نگیرند. مستقل باشد و در برابر باج خواهیها و فشار اشغالگران ایستادگی کند. ایران اسلامی مایل است در سرحدات خود با کشوری که بیش از 1000 کیلومتر مرز مشترک دارد احساس امنیت کند , احساسی که متقابل است و به نفع عراق نیز می باشد.
سفر ابراهیم جعفری به ایران اگر در جهت نیل به این اهداف باشد و این آرزوهای رویائی را جامه عمل بپوشاند پربار و امیدبخش خواهد بود.