تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۷۶۵۱۷

شکستن تعلیق غنی‌سازی، یک ضرورت عینی است


درحالیکه مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران با مخاطبین اروپائی در جریانست , دبیر شورای عالی امنیت ملی در یک موضع گیری صریح خاطرنشان ساخت که اگر صداقتی در طرف اروپائی نبینیم , یا احساس کنیم که درصدد وقت کشی هستند , مذاکرات راقطع خواهیم کرد. وی درباره غنی سازی اورانیوم تصریح کرد که این یک خواسته ملی است که به موضع رسمی و قطعی نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است .
تقریبا به موازات این اظهارنظر , مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان ساخت که درصورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات هسته ای , تعلیق غنی سازی اورانیوم را خواهیم شکست . این درحالیست که مخاطبین اروپائی با توسل به انواع شیوه های سیاسی ـ تبلیغاتی سعی دارند موضع جمهوری اسلامی ایران را به زیر سئوال ببرند و چنین وانمود سازند که گویا تهران , با اصرار بر روی غنی سازی اورانیوم و حفظ چرخه سوخت اتمی , خواسته های غیرمنطقی و غیرقانونی دارد و افزون طلبی می کندو حال آنکه در واقع , این مخاطبین اروپائی هستند که موضع غیرقانونی دارند و خواستار تحمیل خواسته های غیرمنطقی خود بر جمهوری اسلامی ایران هستند.
مسئله اینست که مخاطبین اروپائی نه تنها در طول این مدت کمترین صداقتی از خود نشان نداده اند , بلکه حتی ثابت کرده اند که فاقد وزن و جایگاه سیاسی لازم برای اجرای تعهداتشان می باشند و از موضعی سخن گفته و در مسیری حرکت می کنند که واقعا فاقد چنان اعتبار و جایگاهی هستند و این را خود نیز , مورد اعتراف صریح قرار داده اند که بدون آمریکا و به تنهائی قادر به اجرای چنین تعهداتی نیستند. طبعا سئوال اینست که اگر اروپا فاقد چنان قدرت و اعتبار و جایگاهی است که چنان تعهداتی را به مرحله اجرا بگذارد , چگونه می تواند مخاطب مناسبی برای مذاکرات با ما باشد و آیا اساسا ادامه مذاکره با اروپا , ادامه یک مسیر انحرافی و نادرست محسوب نمی شود ؟
تجربه نشان داده است که پاسخ این سئوال , یقینا مثبت است و اروپا حتی در صورت « ابراز حسن نیت » , باز هم فاقد توان و ظرفیت و ابزارهای لازم برای تحقق وعده هائی است که اجرای آنرا تعهد کرده است . براین نکته بایستی این مطلب را هم افزود که اروپا حتی حسن نیت لازم را هم نشان نداده و با زرنگی های خاص خود , که چندان هم ناشناخته و نامانوس نیست , سعی دارد از پذیرش مسئولیت شکست مذاکرات امتناع کند و حتی ایران را عامل عدم دستیابی به نتایج دلخواه معرفی نماید. اصرار لجوجانه انگلیس , فرانسه و تا حدودی هم آلمان برای صرفنظر کردن جمهوری اسلامی ایران از « چرخه سوخت اتمی » , دقیقا به همین انگیزه غیرصادقانه اروپا مرتبط است که آنها سعی دارند مذاکرات را به جائی بکشانند که اصرار لجاجت آمیزشان برای صرفنظر کردن ایران اسلامی از حقوق مصرحه در آئین نامه « ان پی تی » منجر به شکست مذاکرات شود و نهایتا تهران را متهم سازند که عامل شکست مذاکرات بوده است . حال آنکه این آمریکا و صهیونیست ها هستند که بدون توجه به روند مذاکرات اروپا با جمهوری اسلامی ایران , پیشاپیش درباره ضرورت ارجاع پرونده فعالیتهای هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران به شورای امنیت , در خلال مذاکرات اخیر « اریل شارون » نخست وزیر رژیم صهیونیستی با بوش کوچک , به تفاهم رسیده اند. این بدان معنی است که در قاموس سیاست خارجی آمریکا و صهیونیست ها , اروپا اساسا در حد و اندازه ای نیست که نتیجه مذاکراتش با جمهوری اسلمی ایران , چیزی را تغییر دهد و روند چنان مذاکراتی , پیشاپیش از دیدگاه واشنگتن و تل آویو , بی ارزش و فاقد مختصات مورد انتظار آنهاست .
در واقع آمریکا و صهیونیست ها , اروپا را در یک روند تحقیرآمیز , به شدت مورد اهانت و تحقیر قرار داده اند و با صریح ترین روشهای ممکن به آنها فهمانده اند که اساسا فعالیتهای سیاسی و مذاکرات آنها بی ارزش تر از آنست که نتایج آن , هرچه باشد , بعدا مورد توجه قرار بگیرد.
می بینیم که اروپا , دستکم در ظاهر قضایا هم که شده , نه تنها کمترین واکنش اعتراض آمیزی علیه این تصمیم یکطرفه آمریکا و صهیونیست ها ندارد , بلکه حتی بر شدت تبلیغات علیه ایران افزوده و با طلبکاری از طرف ایرانی سعی دارد امتیازات باز هم بیشتری را بصورت « یکطرفه » از ایران بگیرد.
در چنین شرایطی , ادامه مذاکرات با چشم انداز روشنی مواجه نخواهد بود. ورود به این فاز از مذاکرات با اروپا و کنار گذاشتن روند فعالیت و مذاکره در چارچوب مسائل فنی و آنهم با حذف آژانس بین المللی انرژی اتمی از این گردونه , از همان اول هم اشتباه بود و نتایج غیرقابل قبول آن یکی پس از دیگری به اثبات می رسدو همگان به این جمع بندی صریح و غیرقابل تردید می رسند که اروپا از همان ابتدا فاقد وزن و اعتبار و جایگاه لازم برای ورود به این ماجرا بوده و فقط از این مذاکرات بعنوان ابزاری در جهت تامین منافع اروپا در مناسباتش با آمریکا , سواستفاده کرده و جمهوری اسلامی ایران را « وجه المصالحه » قرار داده است .
جمهوری اسلامی ایران در طول این دوران طولانی مذاکره با اروپا به قطعیت رسید که اروپا به هیچ یک از تعهداتش عمل نکرده و مرتبا با طلبکاری و طرح مسائل جدید و توسل به شیوه های سیاسی ـ تبلیغاتی با اهداف باج گیرانه , سعی داشته و دارد که ایران اسلامی را در « موضع انفعالی » قرار دهد.
درک این مسائل در مقطع حساس کنونی , این خاصیت را دارد که به مراکز تصمیم گیرنده نظام و به آحاد ملت بعنوان « پشتوانه های اصلی نظام » ثابت می کند که راهی جز اصرار بر مواضع حق طلبانه و ادامه مسیر پرفراز و نشیبی که پیموده ایم وجود ندارد. هرگونه عقب نشینی و یا تردید در پیمودن راهی که طی کرده ایم , مخاطبین ما را که حتی از ابراز دشمنی هم ابائی ندارند , گستاخ تر می کند آنها با طلبکاری بیشتر , باما برخورد خواهند کرد. در چنین شرایطی , به مصلحت ما نیست که تعلیق غنی سازی اورانیوم , را بیش از این ادامه دهیم . چرا که بنظر می رسد آنهمه تلاش ما برای « ابراز حسن نیت به مخاطبین » , به درستی از طرف مخاطبین ما ارزیابی نشده و آنرا به حساب ضعف احتمالی ما گذاشته اند.
درصورتیکه مذاکرات اخیر با اروپا به نتایج روشن و مشخصی نرسد , شکستن تعلیق غنی سازی اورانیوم و از سرگیری فعالیت « چرخه سوخت هسته ای » , یک ضرورت عینی و ملموس است . این را عدم صداقت مخاطبین اروپائی , به ما ثابت کرده است که آنها قابل اعتماد نیستند و به هیچ یک از تعهداتشان عمل نکرده اند. ما نیز بایستی برهمین اساس تصمیم بگیریم و حرکت کنیم .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات