بسماللهالرحمنالرحیم
روزهای داغ دهه اول مرداد ماه، برای اروپائیان روزهای سختی خواهد بود. آنها باید بعد از مدت ها فرافکنی سرانجام در 10 مرداد ماه، طبق آنچه خود گفته اند، درباره مسائل هسته ای ایران موضع خود را روشن کنند.
فرصت سوزی های اروپائی ها بویژه در ماه های اخیر، نه تنها چیزی نصیب آنها نکرد، بلکه فضا را برای آنها پیچیده تر نیز کرد. آنها به تصور اینکه انتخابات ریاست جمهوری میتواند موضع اروپا را تقویت کند، اعلام موضع نهائی را به 10 مرداد موکول کردند ولی این انتخابات هیچ چیز را به نفع آنها تغییر نداد.
اشتباه عمده اروپائی ها و همه غربی ها اینست که آنها تصور می کنند در ایران میتوان با رویدادهائی از قبیل انتخابات، موضوعات مهمی از قبیل انرژی هسته ای، که با منافع ملی گره خورده است، را تحت تاثیر قرار داد. از مدتها قبل این واقعیت را همه ما، اعم از مطبوعات و مسئولان و مردم، به اروپائی ها گوشزد کرده بودیم که موضوع انرژی هسته ای چیزی نیست که با رفتن یک دولت و آمدن دولت دیگر بتوان در سیاست اصولی مربوط به آن تجدیدنظر کرد. این موضوع با حیثیت و منافع ملی این کشور و این ملت ارتباط مستقیم دارد و هیچکس نمیتواند از آن چشمپوشی کند.
متاسفانه اروپائی ها این واقعیت را درک نکردند و به نظر می رسد هنوز هم درک نکرده اند. نگاه آنها به ایران، همچنان نگاه سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است و گویا هنوز این واقعیت را درک نکرده اند که مردم ایران علیه استعمار قیام کرده و نفوذ بیگانگان را قطع نموده اند و حاضر نیستند از منافع ملی خود به هیچ قیمتی چشمپوشی کنند.
در این زمینه، آمریکائی ها با اروپائی ها وجه مشترک دارند و دولتمردان این هر دو قاره استعمارگر، دچار غفلت مشترک هستند. سخنگوی کاخ سفید گفته است: فعالیت های ایران در زمینه غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم باید برای همیشه متوقف شود. وی، پا را فراتر گذاشته و افزوده است: ایران باید ضمانت عینی دهد که در پوشش برنامه هسته ای غیرنظامی به دنبال توسعه سلاح هسته ای نخواهد بود. اسکات مک کلیلان همچنین گفته است: واشنگتن مثل گذشته از اروپا در مذاکرات با ایران که هدف از آن وادار کردن ایران به رها ساختن بلندپروازی های هسته ایست حمایت میکند.
جالب است که اگر آنچه سخنگوی کاخ سفید گفته است دلیلی برای ضرورت دست کشیدن یک کشور از غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم باشد، آمریکا باید قبل از همه کشورها وادار به رها ساختن بلندپروازی های هسته ای خود شود.
مهمتر آنکه ایران در پرونده خود حتی یک مورد تجاوز به کشورهای دیگر و تلاش برای کاربرد سلاح های کشتار جمعی را ندارد درحالیکه آمریکا اولین و تنها کشوری است که از سلاح اتمی برای کشتار مردم بی گناه استفاده کرده و صدها هزار از مردم شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن که قربانی وحشیگری های اتمی دولتمردان آمریکا شدند گواه روشنی براین واقعیت هستند. جنایات آمریکا در ویتنام، افغانستان و عراق و بکار بردن بمب های 10 تنی و اورانیوم ضعیف شده که اکنون آثار شوم آن گریبانگیر دو نسل از مردم این دو کشور زخم دیده و ویران شده می باشد، هرگز از ذهن مردم و از دفتر تاریخ محو نخواهد شد.
با توجه به این سابقه زشت و شرارت بار و با توجه به حمایت هائی که هم اکنون دولت آمریکا از رژیم صهیونیستی که صاحب زرادخانه اتمی و بیش از 200 کلاهک اتمی است بعمل میاورد، آیا نهایت بی شرمی نیست که سخنگوی کاخ سفید میگوید ایران قابل اعتماد نیست و باید حتی از غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم که طبق مقررات معاهده بین المللی «ان.پی.تی» حق قانونی هر کشور عضو این معاهده است، محروم گردد؟!
این زیاده خواهی ها که از اروپا و آمریکا مشاهده میشود، وظیفه سنگین دولتمردان ایرانی در زمینه حفاظت از حقوق طبیعی و قانونی انرژی هسته ای ملت ایران را سنگین تر می کند. این روزها مسئولان کشورمان باید با مواضع صریح و شفاف اعلام کنند که هیچ تغییری در سیاست ایران در زمینه انرژی هسته ای پدید نیامده و در ایران هیچکس حق ندارد از غنی سازی اورانیوم و بهره بردن از چرخه سوخت ذره ای کوتاه بیاید. این اروپائی ها و آمریکائی ها هستند که باید دست از زیاده خواهی بردارند و تسلیم خواست ملت ایران شوند. استفاده از انرژی هسته ای تصمیم برگشت ناپذیر ملت ایران است.