تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۷۶۵۸۴

آن خط سوم!

مقدمه: ۱۳۰۲ - تولد در بندر انزلى، گیلان - دوره ابتدایى و متوسطه در بندر انزلى و رشت ـ ۱۳۳۲- دیپلمه دوره دوم دبیرستان رشت ـ ۱۳۲۶ - ورود به دانشکده هنرهاى زیباى تهران ـ ۱۳۳۱ - لیسانسیه دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران ـ ۱۳۳۲ - دوره فیلم و عکاسى دانشگاه سیراگیوز، تهران ـ ۱۳۳۳ - هنرآموز هنرستان نقاشى بهزاد ـ ۱۳۳۵ - دوسالانه (بى ینال) ونیز ـ ۱۳۳۶ - رئیس اداره هنر گرافیک هنرهاى زیباى کشور، تهران ـ ۱۳۳۸- فوق لیسانس سمعى و بصرى (هنر گرافیک) دانشگاه ایندیانا، آمریکا ـ ۱۳۳۹ - سفر به لندن، پاریس، مونیخ و رم براى مطالعه هنرى ـ ۱۳۴۳ - نگارخانه بورگز، تهران - دوسالانه (بى ینال) تهران ـ ۱۳۴۴ - پنجمین نمایشگاه بین المللى دهلى نو، هند ـ ۱۳۴۵ - اولین جشن هنر شیراز - دوسالانه (بى ینال) تهران ـ ۱۳۴۶ - بیست و پنج سال هنر ایران، تهران ـ ۱۳۴۷ - دانشگاه کلمبیا، نیویورک، آمریکا - انتخاب و چاپ یک پوستر در گرافیس سالانه، زوریخ، سوئیس ـ ۱۳۴۸ - نگارخانه بورگز، تهران ـ ۱۳۴۹ - دوسالانه طراحى گرافیک بونو، چک و اسلواکى - انتخاب و چاپ دو پوستر، گرافیس سالانه، زوریخ، سوئیس ـ ۱۳۵۰- نمایشگاه انفرادى، نگارخانه سایروس، پاریس، فرانسه ـ۱۳۵۱ - دوسالانه بین المللى پوستر، ورشو، لهستان - دوسالانه بین المللى طراحى گرافیک، برنو، چک و اسلواکى ـ ۱۳۵۲- کنفرانس بین المللى طراحى آسپن، کلرادو، آمریکا - اقامت در (شهرک بین المللى هنر) پاریس، فرانسه ـ ۱۳۵۳ - نمایشگاه انفرادى، نگارخانه سایروس، پاریس، فرانسه - انتخاب و چاپ یک پوستر، گرافیس پوستر، زوریخ، سوئیس - دوسالانه بین المللى طراحى گرافیک، روشو، لهستان - دوسالانه بین المللى طراحى گرافیک، برنو، چک و اسلواکى - نگارخانه شهرک بین المللى هنر، پاریس، فرانسه ـ ۱۳۵۴ - نگارخانه بل شاس، پاریس، فرانسه - مونژرون، فرانسه - نمایشگاه انفرادى، تهران گالرى، تهران - اولین جشنواره هنر تهران - انتخاب و چاپ یک پوستر، گرافیس پوستر، زوریخ، سوئیس ـ ۱۳۵۵ - نگارخانه ماتیاس فلس، پاریس، فرانسه - انجمن ایران و آمریکا، تهران - عضو داوران بین المللى، دوسالانه بین المللى طراحى گرافیک، برنو، چک و اسلواکى - دوسالانه بین المللى پوستر، ورشو، لهستان ـ ۱۳۵۶ - دریافت مدال نقره، لایپزیک، آلمان - نمایشگاه انفرادى، نگارخانه سایروس، پاریس، فرانسه - چهارمین نمایشگاه بین المللى هنر معاصر، پاریس، فرانسه - نگارخانه ستانتریون، لیل، فرانسه - نگارخانه سایروس، پاریس، فرانسه ـ ۱۳۵۷ - نگارخانه آتلیه (۲)، پاریس، فرانسه - نگارخانه بل شاس، پاریس، فرانسه - مرکز بورف لادفانس (۲)، پاریس، فرانسه - نگارخانه آنتار، مونیخ، آلمان - نمایشگاه بین المللى ،۷۸ بال، سوئیس - دوسالانه بین المللى پوستر، ورشو، لهستان - دوسالانه بین المللى طراحى گرافیک، برنو، چک و اسلواکى - نمایشگاه بین المللى فلیک بولر، آلمان ـ ۱۳۵۸ - «هنر زنده در پاریس» پاریس، فرانسه - نمایشگاه بین المللى پوستر کلرادو، دانشگاه کلرادو، آمریکا - انتخاب و چاپ دو پوستر «مدرن پاب لى سیتى» لندن، انگلیس ـ ۱۳۶۰- تدریس هنر گرافیک در دانشگاههاى تهران ـ ۱۳۶۸- نمایشگاه انفرادى، نگارخانه سیحون، تهران ـ ۱۳۶۹ - نگارخانه سیحون، تهران ـ ۱۳۷۰- نخستین دوسالانه هنر ایران، تهران ـ ۱۳۷۱ - داور دوسالانه طراحى گرافیک، تهران ـ ۱۳۷۲- نگارخانه سیحون، تهران ـ ۱۳۷۳- نمایشگاه انفرادى، نگارخانه فردریک اسپرات، سن هوزه، کالیفرنیا، آمریکا - چهارمین دوسالانه طراحى گرافیک ایران، تهران

احمدرضا دالوند: بهمن ماه سال ،۱۳۷۳ صادق بریرانى در شرح حال خود چنین نوشت:
پس از پایان دوران آموختن در دانشکده، براى اینکه از کاروان هنر نو جهانى عقب نمانم، بى تابانه به فراگیرى، بررسى و تمرین هنر پیشگام غربى پرداختم، اما ناگهان دریافتم که از میراث گرانبهاى استادان هنر ایرانى غافل مانده ام.
بى درنگ به مطالعه پایه هاى پنهانى و زیربنایى دیدگاه و معرفت هنرهاى مشرق زمین روى آوردم: نقش سفالینه هاى شوش و سیلک، ساده نگارى، مهارت، دقت و پرداخت نقش برجسته هاى تخت جمشید، درونى دیدن صورت بیرون بویژه در نگاره هاى ایرانى، نقش پردازى در طرح فرش و کاشى، نظام و تقسیم رنگها، ساده کردن و آرایشى نمودن، خط دم بر (کنتور) که کاربرد دارد و مرز درست را روشن مى کند و به ریخت و شکل که درون نگرانه است. ناگاه ارزش و کارآیى خط دم بر (کنتور) چنان مجذوبم کرد که با قلم دست ساز ویژه ام سخت به آن پرداختم.
طرحهاى من به جهان بیرونى پیرامونم منحصر بود که ناگهان وجد صوفیانه، جذب عاشقانه و دید عارفانه شاعران عارف ایران زمین به کمکم آمدند، نوشتن و شکسته نویسى را پایه ساختم و بسیار نوشتم، به سیاه مشق و سیاه نوشتن رسیدم که دیگر رد پایى از کلمه نماند و نتوانستى بخوانى. این دوران روزى به هم رسید. از آن کهکشان پرستاره باز آمدم. به توشه مانده ام که تنها یک ستاره، یک شکل و ریخت بود و جهانى از تخیل و ایهام داشت، بسنده کردم. اکنون این ریز و خرد را نمى شناسى و مى دانى، سایه اى است که دیدن را مى طلبد و کشف کردن و یافتن را.
بیان ذکر
براى من روزى رسید که دانستم «کلمه» داراى قدرتى عظیم است، حتى بیش از تصویر، چون یک تصویر بر تابلو فقط داراى بعد بصرى است، ولى کلمه اى مانند «سیب» بو، مزه، جنس و هزاران خاطره شخصى دیگر را در ذهن تداعى مى کند.
در آن روزها که چندین سال پیش بود، دانستم که تصویر، «بیرونى» است و کلمه «درونى». اگرچه هر دو هیأتى بیرونى دارند، اما کلمه رمزى تر است. «تصویر» را بیرونى دانستم که باید از آن خالى شد و کلمه را درونى که خود، شکلى خاص دارد. اما از جهت رابطه، اگر «تصویر» براى نقاش بهانه اى است که با آن پلى بین خود و مردم مى زند و با الفباى مأنوس و محسوس طبیعت با آنها سخن مى گوید، «خط» بهانه دیگرى است که با آن نیز پلى بین نویسنده و مردم برقرار مى شود، با این تفاوت که در حد «تصویر» مألوف و آشنا نیست و باید آن را آموخت.
در وصف او:
تصویر انا الحق منصور بر پرده هایش
شور شمس در چرخش قلم اش
و شیدایى مولانا در نگاهش
با حرف «ط» به «طایر» پرتاب مى شود:
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
بریرانى چیزى بیش از آموزه هایى که دانشگاه تهران، دانشکده هنرهاى زیبا به او داد، و چیزى بسیار فراتر از آنچه دانشگاه ایندیاناى آمریکا در اختیارش گذاشت، در چنته دارد.
آن چیز کدام است؟
آیا فرزانگى اوست؟ در فروتنى و حجب و حیایش؟ در صمیمیت و مهربانى اوست؟ هر چه هست مى توان ترجمان سادگى، آرامش، مهربانى و سلامت نفس را در یک نگاه در زندگى شخصى اش از سویى و در آثار هنرمندانه اش از سوى دیگر دریافت.
این پاکى شگفت و سادگى فرامدرن آثار او از کجاست؟
میشل تاپیه، منتقد شهیر فرانسوى در سال ۱۳۵۳ در پاریس در وصف صادق بریرانى نوشت:
«چند سال پیش چند اثر از او در تهران دیدم و از آن پس این هنرمند را یکى از بهترین نقاشان ایرانى مى دانم که آثارشان شایستگى شرکت در نمایشگاه ها و مسابقه هاى بین المللى طراز اول و رقابت با آثار بهترین هنرمندان مبتکر اروپا، آمریکاى شمالى و ژاپن را دارد. آثارى که به سبب کمال از مد روز و ملاحظات فرصت طلبانه و «مصرف» به دور است.» میشل تاپیه در ادامه مى افزاید:
«در زمانى که هرج و مرج هنرى به بسیارى از طراران امکان مى دهد سبکسرانه ما را به مسائل کاذب تصویر و سادگى مجعول هندسه دروغین و ساده لوحانه فریب دهند، مایه خوشبختى است که افرادى اصیل با آفرینش بسیار پیچیده خود - که ذات تلطیف کننده هنر را به ما عرضه مى کند - هم خود به کمال هنرى دست مى یابند و هم موجب کمال در هنر مى شوند.»
فهرست طولانى سالشمار زندگى و فعالیت هنرى، مقالات، نوشته ها و مصاحبه هاى صادق بریرانى کمى طولانى تر از آن چیزى است که عرضه شود.
براى پرهیز از اطاله کلام، آن را مختصرتر کرده در معرض دید همگان قرار مى دهیم تا با مراجعه به آن از غفلت جامعه فرهنگى خود شگفت زده شویم که چرا این پیر فرزانه که عصاره دانایى، خرد و خیال است، اینطور در سایه روزگار مى گذراند. گویى او در هشتمین دهه عمر پربار خود، به یکى از «آدم سایه»هاى خود بدل شده است. از او چه بگویم جز آنچه شمس تبریزى روزى سرود:
آن خطاط ‎/ سه گونه خط نوشتى ‎/ یکى را او خواندى ‎/ لا غیر‎/ یکى را هم او خواندى ‎/ هم غیر ‎/ یکى را نه او خواندى ‎/ نه غیر او ‎/ آن خط سوم منم.
نوشته ها، مقالات و مصاحبه ها:
۱۳۳۴ - مجله فردوسى «دیدار از یک نمایشگاه نقاشى»
۱۳۳۴- مجله روشنفکر «ساعتى در نمایشگاه نقاشى مهرگان»
۱۳۳۴- مجله خواندنى ها «نقاشان ایرانى در باشگاه مهرگان»
۱۳۳۴- روزنامه مهرگان «نظرى درباره نمایشگاه هنرى مهرگان»
۱۳۳۵- مجله بامشاد «نمایشگاه نقاشى کاخ گلستان»
۱۳۳۶- مجله روشنفکر «خبرهاى هنرى از خودمان»
۱۳۴۰- روزنامه اطلاعات «منتقد آمریکایى هنرمندان ایرانى را ستایش مى کند»
۱۳۴۰- تهران ژورنال «منتقد آمریکایى هنرمندان ایران را مطالعه مى کند»
۱۳۴۳- روزنامه کیهان «ده نقاش در گالرى بورگز»
۱۳۴۳- روزنامه اطلاعات «افتتاح نمایشگاه نقاشى»
۱۳۴۳- ترسا، ژورنال دو تهران «نخستین در رنگ و فرم»
۱۳۴۳- کریم امامى، کیهان بین المللى «همه گوناگونى هنر مدرن ایران»
۱۳۴۴- کریم امامى، کیهان بین المللى «تهران نگارخانه تازه اى دارد»
۱۳۴۴- ایران درودى، روزنامه کیهان «چهارده نقاش»
۱۳۴۸- روزنامه اطلاعات «پوستر با بیانى ساده بیننده را تکان مى دهد»
۱۳۴۹- روزنامه کیهان «پوستر، پدیده اى در مرز هنر و تجارت»
۱۳۵۳- کیهان هوایى «خط هاى درهم در آثار بریرانى»
۱۳۵۳- روزنامه خبرگزارى پارس «نقاشى هاى بریرانى»
۱۳۵۳- نگین ساعى، کیهان بین المللى «بریرانى دارنده عالى در میراث ایران»
۱۳۵۳- مجله تماشا، عزت الله زنگنه «گفت وگویى با بریرانى»
۱۳۵۳- مجله آماتوردار، میشل تاپیه، پاریس «بریرانى»
۱۳۵۳- مجله آماتوردار، آلن جودت، پاریس «بریرانى، یک سمفونى فانتستیک در قلب فرانسه»
۱۳۵۳- ژان میشل، روزنامه لوموند، پاریس «داد و ستد هنرى در تهران»
۱۳۵۴- بهزاد حاتم، مجله رودکى «دستخط هاى عارفانه بریرانى»
۱۳۵۴- مجله تلاش «من از موسیقى عارفانه الهام مى گیرم»
۱۳۵۵- مجله پرویکت، دانو تاور بلوسکا «نشان گذارى نقاش» لهستان
۱۳۵۶- آرانیتر ناشنال، پاریس «صادق بریرانى»
۱۳۵۶- کونسانس دزار، پاریس «بریرانى درویش»
۱۳۶۸- احمدرضا دالوند، مجله آدینه «عشقم به نگاهى است که شرق به من مى دهد»
۱۳۶۱- والتر آمستوتز، کتاب هوزهو (Whoشs who in Graphic art)
۱۳۶۸- ناهید وقیمى، مجله ایران اکسپورت «بریرانى هنرمند ایرانى»
۱۳۷۰- سیامک افشار، مجله کیان «عبور از خط به دیگر سو»
۱۳۷۳- مجله ترو، آمریکا «صادق بریرانى»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات