تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۷۶۷۹

نظامیان انگلیسی چرا آزاد شدند؟


حسین شریعتمداری

آیا جمهوری اسلامی ایران 15 نظامی انگلیسی را تحت فشار قدرت‌های خارجی آزاد کرده است؟ این برداشت اگرچه در میان بازتاب‌های گسترده و فراگیری که خبر آزادی نظامیان انگلیسی در پی داشت، جایگاه قابل ذکری ندارد و تقریبا تمامی رسانه‌های خبری و محافل سیاسی دنیا، ابتکار عمل جمهوری اسلامی ایران را غافلگیر کننده و از موضع اقتدار ارزیابی کرده‌اند، اما این دیدگاه که نظامیان انگلیسی تحت فشار قدرت‌های خارجی آزاد شده‌اند نیز چندان بی‌طرفدار نبوده و علاوه بر شماری اندک از رسانه‌ها و محافل خارجی، برخی از افراد و محافل در داخل کشور نیز چنین تصوری داشته و دارند. این تلقی مخصوصا در میان جمعی از نیروهای دلسوز و فداکار انقلاب دیده می‌شود که با توجه به مواضع اعلام شده قبلی مسئولان نظام درباره تفنگداران بازداشت شده انگلیسی، آزادی بی‌قید و شرط آنها را دور از انتظار دانسته و برای آزادی آنان علت‌هایی غیر از آنچه رسما اعلام شده است جستجو می‌کنند. تردید این طیف بیشتر از آنجا ناشی می‌شود که یک روز قبل از آزادی نظامیان انگلیسی، تونی بلر، نخست‌وزیر انگلیس با اشاره به ماجرای بازداشت نظامیان یاد شده اعلام کرده بود «اوضاع در 48 ساعت آینده، پر اهمیت و حساس خواهد بود» و شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی از این اظهارنظر تونی بلر با عنوان یک ضرب‌الاجل 48 ساعته یاد کرده بود!

و اما، درباره این ماجرا و چگونگی آن گفتنی‌هایی‌ هست.

1- ابتدا باید گفت که که دلشوره برخی از نیروهای انقلابی از چگونگی پایان ماجرا نه فقط «شور» نیست که «شیرین» نیز هست و از حساسیت آنان نسبت به حفظ عزت و اقتدار نظام اسلامی خبر می‌دهد و در همان حال، گلایه‌ای از تیم رسانه‌ای و تبلیغاتی دولت نیز در میان است که در این ماجرا هم مانند برخی از موارد مشابه دیگر اطلاع‌رسانی دقیق، به موقع و همه‌جانبه‌ای نداشته است و حال آن که ارائه گزارشی- هرچند مختصر- از رایزنی‌ها و انتشار برخی از اخبار پیرامونی می‌توانست توضیح روشن و پذیرفته‌شده‌ای درباره علت و چرایی تصمیم اخیر باشد. به عنوان مثال، تونی بلر در حالی از حساس بودن 48 ساعت آینده خبر می‌داد که سخنگوی وزارت خارجه انگلیس حساسیت مورد نظر او را در عرصه دیپلماتیک و آغاز راه کارهای سیاسی جدید اعلام کرده بود و دولت انگلیس همزمان با این اظهارنظر طی نامه‌ای به وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران تعهد کرده بود که تعرض به آبهای سرزمینی ایران تکرار نخواهد شد. بنابراین تونی بلر در آخرین اظهارات خود از تهدید دست کشیده و به طور ضمنی و تلویحی خواسته منطقی ایران را پذیرفته بود و....

2- ورود نیروهای نظامی- مخصوصا نیروهای گشتی- یک کشور به آب‌های سرزمینی کشور دیگر، به‌ویژه در مناطقی نظیر آبراهه‌ها که آب‌های سرزمینی دو کشور همسایه با یکدیگر فاصله‌ای نداشته و یا فاصله چندانی ندارند، پدیده دور از انتظاری نیست و در اینگونه موارد، چنانچه عملیاتی- چه نظامی و چه از نوع جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات- صورت نپذیرفته باشد، گشتی‌های تعرض‌کننده بعد از بازجویی‌ با اتخاذ تعهد از کشور متبوع آنها آزاد می‌شوند و بازداشت طولانی مدت آنها، اگرچه مطابق «کنوانسیون 1982 جامائیکا» حق کشوری است که به آبهای آن تعرض شده است ولی معمولا در عرف پذیرفته شده بین‌المللی با اغماض روبرو می‌شود. با توجه به این روال و عرف متداول، انگلیس و متحدانش انتظار نداشتند که تجاوز گشتی‌های انگلیس به آب‌های سرزمینی ایران، واکنش شدید و تهاجمی جمهوری اسلامی ایران را به دنبال داشته باشد، اما ایران اسلامی به دلایلی که اشاره خواهد شد، از این ماجرا به عنوان یک فرصت برای نمایش اقتدار خود بهره گرفت و هیمنه ادعایی انگلیس و متحدانش را به چالشی جدی کشانید.

3- ورود تفنگداران دریایی انگلیس به آبهای سرزمینی ایران- اروندرود- در حالی صورت گرفت که آمریکا و متحدانش تمامی توان خود را برای وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم در پرونده هسته‌ای به کار گرفته بودند و با صدور قطعنامه‌های 1737 و 1747 شورای امنیت سازمان ملل متحد، ایران اسلامی را در موضع ضعف تصور می‌کردند و بعید نیست که تجاوز گشتی‌های نظامی نیز با هدف ارزیابی‌ میزان حساسیت کشورمان صورت پذیرفته باشد. پاسخ ایران اسلامی، اما، برخلاف انتظار آنان قاطع و مقتدرانه بود. مرزبانان کشورمان که به حق شایسته‌ نشان شجاعت بودند، در یک اقدام هوشمندانه و دلاورانه با بهره‌گیری از تاکتیک‌های رزمی ویژه، هر دو شناور نظامی انگلیس و 15 سرنشین آن را به اسارت گرفتند، سرعت عمل و قاطعیت رزمندگان اسلام به گونه‌ای بود که یک فروند هلی‌کوپتر ارتش انگلیس که برای پشتیبانی از گشتی‌ها اعزام شده بود علی‌رغم برخورداری از تجهیزات پیشرفته آفندی، ناچار به گریز شد و.....

بعد از بازداشت 15 نظامی متجاوز، مقامات انگلیسی و آمریکایی به تهدیدهای غلیظ و شدید روی آوردند و حتی شورای امنیت سازمان ملل در اقدامی غیر قانونی با صدور بیانیه‌ای خواستار آزادی سریع نظامیان متجاوز شد و اتحادیه اروپا از تهدیدهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران سخن گفت و... پاسخ ایران اما، قاطع و صریح بود و بی‌اعتنا به این رجزخوانی‌ها، بر قانونی بودن بازداشت نظامیان انگلیسی و جدی بودن در حفاظت از مرزهای آبی، خاکی و هوایی خود تاکید ورزید. این برخورد قاطع نشان داد که ایران اسلامی برخلاف تصور آمریکا و متحدانش نه فقط در موضع ضعف نیست، بلکه کمترین تجاوز  و قانون‌شکنی دشمنان را نیز بی‌پاسخ نمی‌گذارد. این نکته با اهمیت و استراتژیکی بود که باید به آمریکا و متحدانش تفهیم می‌شد که شد.

4- دولت انگلیس پس از آن که از تهدیدها نتیجه‌ای نگرفت، تلاش کرد صورت مسئله را تغییر بدهد و مدعی شد که نظامیان انگلیسی در آبهای سرزمینی عراق بازداشت شده‌اند! و سپاه پاسداران با تخصص ویژه‌ای که دارد، دستگاههای GPS – نشان‌دهنده موقعیت جغرافیایی- را دستکاری کرده است! این ادعا، از یکسو با نظر فرمانده گارد ساحلی عراق تکذیب شد که رسما اعلام کرد نظامیان انگلیسی در آبهای سرزمینی ایران بازداشت شده‌اند و از سوی دیگر، با اعتراف صریح تفنگداران بازداشت شده روبرو گردید که حضور خود در آبهای ایران را تائید می‌کردند.

در عرف دیپلماتیک، ادعای انگلیس که نظامیانش به آبهای ایران وارد نشده‌اند –با توجه به قطعی بودن ورود آنان- نوعی بهانه‌سازی و درخواست محترمانه برای آزادی آنها بود که با تهدیدهای اولیه تفاوت آشکاری داشت.

5- مصاحبه‌های تلویزیونی نظامیان بازداشت شده و اعترافات آنها که از موضوع مورد بحث یعنی ورود به آبهای سرزمینی ایران فراتر رفته و دولت انگلیس و اشغال عراق را نیز به چالش کشیده بودند، ضربه سختی به انگلیس و آمریکا بود. و به نوشته «یو اس ای تودی» و گزارش مشابه روزنامه آلمانی «دویچه زایتونگ» سلسله اعصاب دولت‌های آمریکا و انگلیس را درهم‌ ریخته بود.

آثار تخریبی این مصاحبه‌ها برای آمریکا و متحدانش به اندازه‌ای ناگوار بود که برای چند روز پیاپی تقریبا تمامی رسانه‌های غربی و مقامات آمریکایی و انگلیسی، بیشترین توان خود را به خنثی کردن آثار این مصاحبه‌ها و محکوم کردن تهیه و پخش آن اختصاص دادند. اظهارات نظامیان دستگیر شده، ضمن آن که از برخورد انسانی جمهوری اسلامی ایران با اسرا حکایت می‌کرد و افکار عمومی جهانیان را به مقایسه‌ این برخورد با آنچه در زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب اتفاق افتاده بود، می‌کشانید، تاکید چند‌باره و مستندی بود بر این واقعیت که ملت‌های آمریکا و انگلیس با اهداف جنگ‌طلبانه دولت‌هایشان موافق نیستند و بدنه نظامی این دو کشور  که برخاسته از ملت‌هاست، خسته‌تر از آنند که قادر به ادامه راه باشند.

ایران اسلامی علی‌رغم اعتراض‌ها و تهدیدهای پی‌ در پی غرب، نه فقط پخش این مصاحبه‌ها را متوقف نکرد، بلکه همه‌ روزه بر تعداد مصاحبه‌شوندگان و دفعات پخش آن افزود.

این نیز، فرصت دیگری بود که در جریان ماجرای بازداشت نظامیان انگلیسی به وجه مطلوبی از آن استفاده شد.

6- چند روز بعد از بازداشت نظامیان انگلیسی، لحن آمریکا و انگلیس از حالت تهدید و بهره‌گیری از درشت‌گویی به عبارات دیپلماتیک تغییر کرد و دولت انگلیس که در آغاز هرگونه مذاکره‌ای برای آزادی نظامیان اسیر را با درشتخویی و از موضع بالا نفی می‌کرد، از تصمیم خود برای اعزام یک هیئت مذاکره‌کننده به ایران با همراهی یک مقام بلندپایه نظامی سخن گفت و در همان حال با ارسال نامه‌ای رسمی به وزارت خارجه کشورمان بر عدم تکرار موارد مشابه تاکید ورزید. همزمان با این عقب‌نشینی، معاون امنیتی نخست‌وزیر انگلیس با دکتر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران مذاکره‌ای تلفنی داشت.

در این هنگام، خواسته اصلی ایران، یعنی تعهد انگلیسی به عدم تکرار تجاوز –که متضمن نوعی عذرخواهی نیز هست- تأمین شده و دولت انگلیس از مواضع قبلی پائین آمده بود. با این تغییر موضع، هیمنه- خیالی- انگلیس فرو ریخته و به جهانیان ثابت شده بود که ایران اسلامی در پی‌گیری منافع خود جدی است و مانند گذشته از تهدیدها بیم ندارد.

7- آزادی دبیر دوم سفارت ایران در عراق و موافقت آمریکایی‌ها با ملاقات مقامات ایرانی با 5 دیپلمات بازداشت شده کشورمان در اربیل، اگرچه ادعا می‌شد که با اسارت نظامیان انگلیسی رابطه‌ای ندارد ولی شواهد و قرائن بسیار و از جمله اظهارات برخی از دولتمردان عراق حکایت از آن داشت که این رخدادها بخشی از تلاش توأم با درخواست حریف برای آزادی 15 نظامی انگلیسی است. البته نباید فراموش کرد که دبیر دوم سفارت ایران در عراق ربوده شده بود و آمریکا و انگلیس از عوامل این آدم‌ربایی تروریستی ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند که آزادی وی از رابطه مستقیم اشغالگران با عملیات تروریستی در عراق حکایت می‌کند و بازداشت 5 دیپلمایت ایرانی در اربیل نیز اقدامی غیر قانونی بوده است که با دستگیری قانونی نظامیان انگلیسی در آبهای ایران قابل مقایسه نیست. اما، این دو رخداد بی‌تردید نشانه دیگری از عقب‌نشینی حریف بود.

8- با توجه به موارد فوق و آنچه در بند دوم این یادداشت آمده است، خواسته‌ها و اهداف ایران اسلامی از بازداشت نظامیان انگلیسی تأمین شده بود و ادامه بازداشت آنها برای زمانی طولانی نه ضرورت داشت و نه موضوع به گونه‌ای بود که ظرفیت طولانی‌تر شدن را داشته باشد. بنابراین در موقعیتی مناسب آزاد می‌شدند که میلاد پیامبر اعظم (ص) و همزمانی آن با عید پاک مسیحیان زمان مناسبی برای آن بود. مخصوصا آن که ایران اسلامی در این ماجرا دوبار از روش «غافلگیری» و ایجاد «شوک» بهره می‌گرفت. ابتدا بازداشت نظامیان انگلیسی و بی‌توجهی به تهدیدها و اعتراض‌ها که نشان می‌داد ابتکار عمل در دست ایران است و شوک دوم، آزادی و عفو آنان که نشان‌دهنده قدرت اداره ماجرا و یکپارچگی مدیریت ایران اسلامی بود. به گونه‌ای که چند رسانه معروف غربی از جمله روزنامه انگلیسی ایندیپندنت نوشت «ایران با تدبیر خود آمریکا و انگلیس را تحقیر کرده است.»

9- همانگونه که اشاره شد، ماجرای بازداشت 15 نظامی انگلیسی، ظرفیت محدودی برای ادامه یافتن داشت و بعد از شکست هیمنه انگلیس و آمریکا، تأمین نسبی خواسته‌های ایران و تحقیر افسانه ابرقدرتی غرب، ادامه ماجرا می‌توانست به عنوان یک «تله» پیش پای ایران باشد و ایران اسلامی را با مشغول کردن به این ماجرا، از نقش‌آفرینی به موقع در مسائل حیاتی منطقه، از جمله لبنان، فلسطین، عراق و.... که با منافع ملی و دینی کشورمان در ارتباط مستقیم است، بازدارد.

10- و بالاخره، نمی‌توان نظر برخی از دلسوزان را کاملا نفی کرد که این ماجرا می‌توانست با تصمیم ایده‌آل و مطلوب‌تری پایان پذیرد ولی نباید از این نکته نیز غافل بود که یک تصمیم سیاسی و تعیین‌کننده با تمامی جوانب آن ارزیابی می‌شود و به موقع بودن تصمیم با درصد بالایی از اطمینان به صحت آن، همواره بر تصمیم‌های دیر یا زودهنگام با درصد قابل توجهی از ابهام و احتمال منفی، برتری دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات