تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۸۶ - ۱۳:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۷۶۹۲

عامل ناامنی هسته‌ای در جهان کیست؟


سرویس ترجمه – آمریکا با شعار «اتم برای صلح» اقدام به تهیه اورانیوم غنی شده با درصد خلوص بالا نمود و سپس شوروی هم از او پیروی کرد. به طور که حتی پس از فروپاشی شوروی، جمهوری‌های تازه استقلال‌یافته آسیای مرکزی و قفقاز نیز از تشعشعات این پراکندگی هسته‌ای در امان نماندند. چندی پیش مقامات گرجستانی فاش کردند که یک مرد روسی را دستگیر کرده بودند که قصد فروش اورانیوم غنی شده را داشته و آن را در دو بسته نایلونی در جیبش پنهان کرده بود. این امر نشان می‌دهد که قاچاق این مواد خطرناک با چه سهولتی انجام می‌گیرد.

تمامی این رویدادها برمی‌گردد به اینکه دهه‌ها فعالیت نامنظم و یا عمدی دولت آمریکا در زمینه اورانیوم بمب اتم دنیا را ناامن‌تر کرده است. به طوری که امروزه 40 تن از این مواد، خارج از کنترل دولت آمریکا وجود دارد که ظرفیتی معادل 400 سلاح اتمی را دارد. آمریکا حدود یک ربع قرن تلاش کرد تا دوستان و دشمنان خود را به گونه‌ای راضی کند تا این اورانیوم‌ها را در ازای موادی بی‌خطر باگردانند که البته در این میان فعالیتهای یک فیزیکدان از آزمایشگاه ملی «آرگون» در شش قاره جهان نشان دهنده کار سخت آمریکا برای جبران سیاست اشتباه خود می‌باشد که دنیا را به خطر انداخته است. برای مثال آمریکایی‌ها که از وجود اورانیوم غنی‌شده و تلاش دولت دیکتاتوری چائوشسکو برای به دست آوردن بمب اتم مطلع شده بودند، یکی از دانشمندان خود به نام «آرماندو تراولی» را به رومانی اعزام نمودند. او برای انجام مأموریت خود تحقیقاتی را در شهر جنوبی پینسل در رومانی انجام داد و در آنجا مشاهده کرد که اورانیومهای غنی شده‌ای را که آمریکا در اختیار چائوشسکو دیکتاتور رومانی قرار داده تا از این طریق او را از اردوگاه شوروی سابق به اردوگاه امریکا جذب کنند، پیامدهای بسیار منفی را برای آمریکا به دنبال داشته است، به طوری که آرماندو تراولی با بی‌دقتی و نا آگاهی مسؤولانی که با آن مواد کار می‌کردند روبرو شد. از جمله اینکه رومانیایی‌ها نه تنها اورانیوم غنی شده داشتند، بلکه به صورت پنهانی برای جدا کردن پلوتونیوم از آن که گام نخست در ساخت بمب اتم است استفاده می‌کردند. سرنوشت چائوشسکو روبرو شدن با جوخه آتش بود و جانشین وی این تلاشهای مخفیانه را فاش کرد، هنوز پس یک ربع قرن از نخستین سفر «تراولی» به رومانی مقادیری از این ماده خطرناک در رومانی باقی مانده است لذا رومانی تنها نمونه‌ای از دنیایی است که بازتاب جنگ سرد آمریکا با نام اتم برای صلح را منعکس می‌کند، برنامه‌ای که باعث توزیع گسترده اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا در سطح جهان شده است.

این اورانیوم تنها برای سوخت راکتورها در تأمین انرژی بود، اما توانایی تبدیل به مواد سازنده بمب اتم را هم داشت و هم اکنون می‌توان آن را از رومانی که شاهراه قاچاق اتمی است تا کره شمالی پیدا کرد. بیش از 30 کشور دیگر نیز اورانیوم‌های غنی شده امریکا را در اختیار دارند در سال 1974 هند نخستین سلاح اتمی خود را ساخت و آمریکا تلاش‌های خود را برای جمع‌آوری این اورانیومها بیشتر کرد. اما حملات 11 سپتامبر به این تلاشها چهره اضطراری بخشید. تنها 55 پوند از این مواد لازم بود تا تروریستها به بمب اتم دست‌ یابند و دو برابر این مقدار کافی بود تا تنها با مهارتهای فنی محدودی زنجیره‌ای مانند سیستم بمب اتمی هیروشیما تولید شود، اما حتی از 11 سپتامبر به بعد نیز عملیات جمع‌‌آوری، موفقیت‌آمیز نبوده است. هم ‌اکنون برای نخست بار با دسترسی به آرشیوهای دولتی، می‌توان علت این شکست را فهمید.

*نسل متولد شده از انفجارهای هسته‌ای

پس از جنگ جهانی دوم و پس از فرودآمدن دو بمب اتم آمریکا در ژاپن، نسل افرادی که از انرژی اتمی می‌ترسیدند در حال بزرگ شدن بودند، اما مقامات امریکایی با تولید برق بسیار ارزان که همه چیز از ماشین تا قایق را به راه می‌انداخت، این ترسها را کاهش داد و این روند، باتجربه جدید آمریکا و برنامه اتم برای صلح تقویت شد. این برنامه در سال 1953 و از سوی دولت آیزنهاور مطرح شد که قول داد بخشی از تکنولوژی اتمی آمریکا را با کشورهای دیگر که دستیابی به سلاح اتمی را مدنظر ندارند قسمت کند. «آلن بوسیک: از افرادی که بر مرور و روند تلاشهای خلع سلاح وزارت خارجه در سالهای دهه 1980 و 1990 کمک کرد می‌گوید: این یک معامله بزرگ بود، ما در ساخت بمب از بقیه بسیار جلوتریم، اما نتوانستیم پیش‌بینی کنیم که هیچ کسی هم به این مسأله به غیر از ما فکر نکند. شوروی نیز شروع به تقسیم تکنولوژی اتمی کرد و شطرنج جنگ سرد ادامه یافت. دو ابر قدرت سعی در تأمین اورانیوم و چندین راکتور تحقیقاتی برای متحدان خود داشتند، به طور مثال، راکتورهای امریکا به ایران قبل از انقلاب، پاکستان و کلمبیا رفت و راکتورهای شوروی به بلغارستان و کره شمالی. در این میان رومانی تحت سیطره کنونی آمریکا، دو راکتور به دست آورد، یکی از روسیه ودیگری از آمریکا و بدین ترتیب بود که کم‌کم آزمایشگاه آرگون، به قطب برنامه اتم برای صلح جهان تبدیل شد.

آمریکا در ابتدا سوخت خطرناک و مهم خود را به خارج نفرستاد. دولت آیزنهاور تصمیم گرفت تنها اورانیوم غنی شده با درصد پایین را که فاصله زیادی با بمب اتم دارد، در اختیار کشورها بگذارد. اما در اوایل دهه 1960 زمانی که کاربران از ناکارآمدی سوختها زبان به اعتراض گشودند، دولت آمریکا انتشار اورانیوم با درصد غنی شده بالا را آغاز کرد. آمریکا نخست با شرط باز گرداندن مواد استفاده شده توسط کشورها، این کار را انجام داد، اما در سال 1964 دولت جانسون فروش سوخت بدون چنین شرطی را آغاز کرد، اما پس از آن که هند نخستین بمب اتم خود را با کمک یک راکتور کانادایی و آب سنگین آمریکا ساخت، همه چیز تغییر کرد، یعنی ناگهان آمریکا تصمیم گرفت با ارزش‌ترین ماده اتمی خود را بازگرداند.

یکی از نخستین تلاشهای آن 10 سال پس از آن و در سال 1975 در پایان جنگ ویتنام انجام شد. دو مهندس آمریکایی داوطلب نفوذ به مرکزی در جنوب ویتنام شدند، هدف، خارج کردن پلوتونیوم بمب اتم از یک راکتور تحقیقاتی بود که توسط آمریکا به آنها داده شده بود آن دو با موفقیت عملیات را به انجام رساندند و از طریق هوا به محل امنی منتقل شدند. چند ساعت بعد «ویت کنگها» کنترل منطقه را به دست گرفتند اما بعدها مشخص شد که این دو مهندس چه اشتباه فاحشی کرده بودند در هرج و مرج هنگام انجام عملیات، آنان اشتباهاً به سراغ محفظه دیگری رفته و به جای پلوتونیوم، پلوتونیوم «210» را که ماده‌ای رادیو اکتیو و غیر مفید در ساخت بمب اتم است، آورده بودند از طریق این ماده که یک جاسوس کشته شد و تیتر اخبار را به خود اختصاص داد.

ایالات متحده به جای تکیه بر عملیاتهای نامطمئن مانند عملیات ویتنام، متوجه شد که به یک برنامه رسمی و تلاشی متمرکز برای بازگردان مواد لازم برای ساخت بمب اتم که خود به دنیا صادر کرده بود نیاز دارد. لذا، جیمی کارتر به علت تحصیلات در این زمینه که در مورد راکتورهای اطلاعاتی در ذهن خود داشت با یک معمای دیپلماتیک روبه‌رو شد. او نمی‌توانست از دیگر ملتها بخواهد که مواد را پس دهند. زیرا به صورت قانونی، مالک آن شده بودند و در عوض آمریکا تصمیم به انجام کاری گرفت که در دهه 1960 موفق به انجام آن نشده بود، ابداع مجموعه‌ای از سوختهای جایگزین گوناگون که برای تأمین سوخت راکتورهای مناسب بود، اما برای ساخت بمب اتم بی‌اثر و در ازای پس گرفتن مواد قبلی این سوختها را به کشورها معرفی کرد.

لذا وزارت انرژی آمریکا برای این کار نیاز به شخصی داشت که راکتورهای داخل و خارج را به خوبی بشناسد و این فرد کسی نبود جز «آرماندو تراولی» وی مزیت دیگری هم داشت، به چهار زبان ایتالیایی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مسلط بود. «تراولی» کار تهیه سوختهای مطمئن و جایگزین را پس از بحثهای فراوان با دو همکار و 645 هزار دلار بودجه سالانه آغاز کرد، هیچ فهرستی از راکتورهای صادر شده آمریکا و مقاصد آنها در دست نبود و یکی از همکاران وی مأمور انجام این کار شد. وی در سفری به تایوان متوجه شد که هیچ فعالیت تحقیقاتی در آنجا نشده و راکتور تنها ماشینی برای تهیه پلوتونیوم است. وزارت خارجه آمریکا به آنها دستور داد که همه جزییات این سفر باید سری مانده و فاش نشود، اما نه به خاطر این که تایوانی‌ها مشغول تهیه بمب بودند، بلکه به این دلیل که از کانادا حفاظت کنند. این کانادا بود که راکتور را برای تایوانی‌ها از همان نوعی فراهم کرد که هند نخستین بمب اتم خود را ساخت.

بنابراین تلاش آمریکا برای جایگزینی سوخت راکتور تایوان آغاز شد. او در دو سال چندین بار به تایوان سفر کرد و تایوانی‌ها نیز نسبت به قضیه مشکوک بودند، پس از پیشنهادهایی تصمیم به بستن این سایت اتمی گرفتند. بسیاری از کشورها از طرح آمریکا استقبال نکردند، زیرا نگران بودند با کاهش سرعت را کتورها به توقف تحقیقات آنها منجر شد. هزینه‌های زیادی نیز جزیی از این علل بود. عده‌ای از کشورها داشمندان آمریکایی را متهم به هزینه‌های دهها هزار دلاری در قبال کسب تجربه می‌کنند. اما بزرگترین مانع برای بازگرداندن سوختها آمریکا بود در سال 1980 زمانی که رونالد ریگان رقیب دموکرات خود، کارتر را شکست داد، این روند مطرود شد. با کمرنگ شدن خاطره آزمایشهای هند و دیدگاه خارجی نسبت به تروریسم در سال 1981وزارت انرژی آمریکا بنا بر اسناد دولتی، مأموریت تراولی را متوقف کرد، در این جا باید گفت هر چند برنامه همچنان باقی بود، اما پیام روشنی نیز وجود داشت: نیروهای بانفوذ وزارت امور خارجه استفاده زیادی ا زاین روند نمی‌برند تراولی نیز مدتها با دولت بر سر این مسأله مشاجره داشت. به طوری که در سال 1981 و در اوج جنگ سرد، او در کنفرانس اتمی در آلمان غربی آن زمان شرکت کرد. در آن جا مردی با عینک دودی و کتی مشکی به او نزدیک شده گفت: «آیا درک من از سیاست‌های آمریکا که قصد دارد اورانیومهای غنی‌‌شده با درصد بالا را از راکتورهای تحقیقاتی جمع‌آوری کند. درست است؟ تراولی پاسخ داد: بله، آیا هدف کاهش شانس دسترسی افراد و تشکلات نامناسب به این مواد است؟ بله تأکید اولیه بر راکتورهایی است که آمریکا برای متحدانش فراهم کرده است. بله، درست است. آنهایی که شوروی برای متحدانش درست کرده است؟ بله مرد به آرامی لبخند می‌زند با تراولی دست می‌دهد و می‌رود.

رومانی از کشورهایی بود که طرح آمریکا را رد کرد و از اورانیومها برای تولید پلوتونیوم استفاده کرد آمریکا نیز تا زمان سقوط دیوار برلین و اعدام چائوشسکو توسط مردمش خبردار نشد سرانجام در سال 1992 دولت جدید رومانی داوطلبانه موضوع را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش داد. اقدامهای اصلاحی آغاز شد اما حتی پس از مسأله رومانی، آمریکا باز هم سرمایه‌گذاری خود برای این تلاشها را بیشتر نکرد و در عوض مسیری را در پیش گرفت که شکست در سالهای آینده را تضمین کرد. پس از سال 1993 وزارت انرژی، بودجه فعالیتهای تراولی را قطع کرد و این در حالی بود که تا آن زمان او 19 راکتور آمریکایی را شناسایی و سوخت آنها را تغییر و اصلاح نموده بود. بدتر از آن این که آمریکا توقف استفاده از اورانیوم غنی‌شده در بیش از 20 راکتور در آمریکا را رد کرد. در سال 1993 بیل‌کلینتون طرح ساخت یک راکتور تحقیقاتی عظیم سه میلیارد دلاری در تنسی آمریکا را تصویب کرد که از سوخت بمب اتم استفاده می‌کرد. این طرح در نهایت لغو شد. اما خارجی‌ها متوجه تمایل آمریکا برای این کار شدند و مخالفت خود را مبنی بر اینکه استفاده آمریکا از سوخت بمب اتمی مشکلی ندارد، اما دیگر کشورها نمی‌توانند، ابراز نمودند. در اواسط دهه1990 وزارت خارجه آمریکا به سارقان هشدار داد که مقادیری از اورانیوم غنی‌شده بادرصد بالا را در روسیه و دیگر جمهوری‌های سابق دزدیده‌اند. این بار تراولی پیشنهاد داد که مقادیر عظیم اورانیوم غنی‌شده‌ای را که شوروی در سه دهه توزیع کرده بود، جمع‌آوری کند. وزارت خارجه روسیه نیز موافق بود و با تعیین بودجه‌ای 1/5 میلیون دلاری، تراولی در سال 1992 به مسکو پرواز کرد. وی در آن جا با کمال شگفتی متوجه شد که روسها سالها کار او را زیر نظر داشته‌اند و همه مقالات او را خوانده‌اند و تمام اعضای تیمش را به خوبی می‌شناسند و تلاشهای مشابهی را با الگوبرداری از او در جمع‌آوری سوختها انجام داده‌اند. او در آنجا، با مرد مرموزی که دوازده سال پیش از آن در آلمان غربی با او دیدار کرده بود روبرو شد. او یکی از مقامات اتمی روسیه، به نام «آرخان گلسکی» بود. وی حدود 20 بار با او دیدار کرده و حتی با هم به سه کشور مسافرت کرده بودند. اما هرگز موفق به کسب اطلاعات بنیادین در مورد روسها نشده بود. در کارت او تنها نام «مشاور علمی» آمده بود که عده بسیاری را به او در رابطه با همکاری پلیس مخفی روسیه مظنون کرده بود. او پیشنهاد همکاری مشترک آمریکا وروسیه برای جمع‌آوری سوختها و تهیه سوخت مشترک را که در مورد مصرف همه راکتورها باشد، داد که پس از تحقیقات زیاد به نتیجه نرسید.

آنان به پیشرفتهایی دست یافته بودند، اما با اختلاف افتادن میان طرف روسی و آمریکایی در پایان تحریم شرکت تراولی در روسیه به نام شرکت «نیکیت» توسط آمریکا به دلیل فروش موشک و کمکهای اتمی به کره در سال 1999 مسایل بسیار پیچیده شد و روسها را که از تحریم آمریکا ناراحت بودند، دیگر حاضر به همکاری با تراولی نشدند. تراولی پس از مذاکرات زیاد، آزمایشها و تلاشهایش را در روسیه ادامه داد، ولی یک روز در هتل اقامتش یکی از دانشمندان او را به اتاقش صدا کرد و صحنه فرو ریختن برج دوقلو، مرکز تجارت جهانی را به او نشان داد. پس از این فاجعه، تلاش آمریکا در این زمینه تغییری نکرد و همان بودجه را ادامه دادند. سرانجام رؤیای سوخت جادویی تراولی نقش بر آب و همه تلاشهای او با شکست روبرو شد.

درتابستان 2004 ساختار تغییر کرد و تیم دانشمندان جدیدی جایگزین تیمی شد که 36 سال در این زمینه تحقیق کرده بودند و سرانجام سه سال پس از 11 سپتامبر بودجه این کار دو برابر شد. تراولی 72 ساله و تیمش در 26 سال کمک کردند تا 22 کشور و 33 راکتور استفاده از سوخت قابل استفاده در بمب اتم متوقف کنند، اما هنوز حدود صد راکتور در جهان از این سوختها استفاده می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات