رژیم نامشروع صهیونیستی که با غصب سرزمین فلسطینیان، خود را در خاورمیانه به منصه ظهور رسانده، همیشه در پی کسب قدرت از هر راهی بوده تا آسیبپذیری خود را در مقابل مخالفین کاهش دهد. این رژیم به خاطر حفظ منافع خود در منطقه و تبدیل شدن به قدرتی بلامنازع و ضربهناپذیر از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده است و به همین دلیل مسأله سلاحهای هستهای در استراتژی نظامی ـ امنیتی این رژیم از جایگاه خاصی برخوردار است.
صهیونیستها ماجراجویی اتمی خود را بلافاصله پس از اشغال فلسطین در سال 1948 میلادی شروع کردند. بنگوریون، اولین نخستوزیر رژیم صهیونیستی درباره افزایش توان و قدرت رژیمش بر این فلسفه تکیه داشت که در مقابل اعراب، ضعیف و مظلوم هستیم و از این رو اولویت را به نظریه بازدارندگی همهجانبه داد و تصمیم گرفت ارتش صهیونیستی را به پیشرفتهترین سلاحها مجهز کند. از این رو تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و فناوری تولید آن از همان زمان شروع شد. در اولین گام، کمیته انرژی هستهای در سال 1952 تشکیل شد که وظیفه این کمیته ایجاد بسترهای لازم برای دستیابی رژیم صهیونیستی به سلاح هستهای و فناوری تولید و تکثیر آن بود. بنگوریون از سال 1955 برنامههای این کمیته را سرپرستی کرد و اولین قراردادش را در سال 1955 میلادی با آمریکا بست. بر اساس این قرارداد آمریکا موظف شد رآکتورهای هستهای «ناحال سوریک» را در رامالله در کرانه باختری رود اردن بسازد و به بهرهبرداری برساند؛ البته در کنار همین طرح، کارخانه ناحال نیز ساخته شد که سلاح تولید میکرد.
کشوری که در تجهیز این رژیم به فناوری هستهای نقش اول را بازی کرد فرانسه بود. به دلیل وجود علاقههای مشترک سیاسی و دیپلماتیک همکاری میان 2 طرف بلافاصله پس از شکلگیری رژیم صهیونیستی شروع شد. در آن زمان هر دو رژیم سرگرم سرکوب قیامهای آزادیخواهانه در منطقه بودند، صهیونیستها از به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر، رئیسجمهور وقت نگران بودند، فرانسه هم با انقلاب الجزایر درگیر بود که جمال از آن حمایت میکرد از این رو به دلیل وجود علاقههای مشترک، همکاریها به بالاترین میزان خود رسید. در نشستی مخفیانه در 7 نوامبر 1956 در حومه پاریس که با شرکت گلدا مایر، نخستوزیر وقت و شیمون پرز، وزیر جنگ صهیونیستها و وزیر امور خارجه و وزیر دفاع فرانسه برگزار شد، طرفین درباره کلیات همکاری هستهای با هم توافق کردند. سرانجام 2 رژیم در اکتبر 1957 با امضای قراردادی ساخت دومین رآکتور هستهای رژیم صهیونیستی به وسیله فرانسه را توافق کردند. این رآکتور با نام «دیمونا» در صحرای نقب در نزدیکی مرز مصر ساخته شد و در سال 1967 به بهرهبرداری رسید، این توافق در نوع خود بینظیر بود؛ چرا که تا آن زمان هیچیک از کشورهای دارای دانش هستهای به کشور دیگری در خصوص انتقال دانش هستهای کمک نکرده بود.
افشای برنامههای هستهای
سیاست رژیم صهیونیستی درباره برنامههای هستهای، سیاست پردهپوشی و ابهام است، این رژیم از سال 1968 تاکنون از امضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای طفره رفته است و تاکنون اجازه بازرسی از تأسیسات هستهای خود را به سازمانها و نهادهای بینالمللی نداده است، بنابراین اطلاعات دقیقی از شیوه و حیطه فعالیتهای هستهای آن در دست نیست؛ اما چندین مورد اتفاق افتاد که با جمعبندی آن میتوان اطمینان یافت که این رژیم فناوری تولید سلاح هستهای را دارد و از آن برای تولید و تکثیر این سلاحها استفاده کرده است.
برنامه هستهای رژیم صهیونیستی تا سال 1960 به طور کامل بود، یعنی همانطور که این رژیم میخواسته؛ اما در سال 1960 یکی از هواپیماهای جاسوسی یو ـ 2 آمریکا رآکتور دیمونا را شناسایی کرد و با یافتن موقعیت آن به عکسبرداری پرداخت. هر چند مقامات صهیونیست در ابتدا وجود چنین موضوعی را انکار کردند؛ ولی در آینده پذیرفتند که چنین رآکتوری وجود دارد، اما منظور ساخت آن اهداف صلحآمیز علمی، پزشکی، صنعتی و آموزشی است، این اولین گام در افشای کلیت برنامه هستهای رژیم صهیونیستی بود.
8 سال بعد رژیم صهیونیستی درباره فعالیتهای هستهای خود سیاست علنی کردن را پیش گرفت و در 5 اکتبر 1968 لودی اشکول، نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی، اعلام کرد این رژیم دانش ساخت بمب اتمی را در اختیار دارد. این در حالی بود که سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) در همین سال اعلام کرده بود که رژیم صهیونیستی در نیروگاه دیمونا کار ساخت سلاحهای هستهای را شروع کرده است. دهه 80، زمانی بود که صهیونیستها بیمحابا اعلام کردند سلاح هستهای دارند و در سال 1974 افرایم کاتزیر، رئیسجمهور وقت اسرائیل، اعلامیهای منتشر و در آن خطاب به گروهی از دانشمندان گفت: اسرائیل از سالهای پیش قصد توسعه توان هستهای خود را داشته و ما اکنون آن توان را در اختیار داریم. در همین سال رابین، نخستوزیر این رژیم در مصاحبهای با تلویزیون انگلستان گفت «اسرائیل، اولین کشوری نیست که سلاح هستهای را وارد خاورمیانه میکند؛ اما ما نمیتوانیم بنشینیم و ببینیم که دومین هستیم.
در سال 1974 سیا اعلام کرد: اسرائیل به حدی از توانایی رسیده است که میتواند بمب اتم بسازد. در ژوئن 1981 موشه دایان که وزیر دفاع رژیم صهیونیستی بود گفت «ما بمب اتمی در اختیار نداریم؛ اما توانایی تولید آن را داریم و در صورتی که اعراب بخواهند سلاح هستهای وارد خاورمیانه کنند، اسرائیل هم در مدت زمانی بسیار کوتاه مجهز خواهند شد.» از جمعبندی این صحبتها و موضعگیریها میتوان تا حدی به اصل برنامه هستهای اسرائیل پی برد؛ اما آنچه بیش از همه ابعاد این قضیه را روشن میساخت، افشاگری وانونو در سال 1986 بود. وی در این سال در مصاحبهای با روزنامه ساندی تایمز اطلاعات مستند خود را درباره رآکتور هستهای دیمونا منتشر کرد و شک جهان درباره فعالیت هستهای رژیم صهیونیستی به یقین تبدیل شد.
توان هستهای اسرائیل
مقامات رژیم صهیونیستی در 15/5/1948 بلافاصله پس از اشغال فلسطین به خاطر نیروی انسانی کم و منفور بودن در منطقه بنا را به اجرای سیاستهای نظامی و امنیتی گذاشتند و نقش اصلی را در این میان به سلاح هستهای دادند. ارنست دیوید برگمن، دانشمند هستهای اسرائیل و اولین رئیس کمیته انرژی اتمی رژیم صهیونیستی (IAEC) که خود فردی قوی در این رشته به حساب میآید، بلافاصله کار ساخت و تولید سلاحهای هستهای را شروع کرد و امروز به طور بیوقفه به آن ادامه میدهد، البته تاکنون اطلاعات دقیقی از میزان تسلیحات و مراکز تولید آنها در دست نیست، چرا که این مسائل در ردیف مسائل سری رژیم اشغالگر قدس قرار دارد به طوری که حتی اعضای پارلمان این رژیم (کنست) تاکنون اجازه بازدید از نیروگاه دیمونا را نداشتهاند، ولی آنچه از مشاهدات و اخبار محرمانه برمیآید این است که اسرائیل نزدیک به 100 تا 200 نوع جنگافزار هستهای و 200 تا 400 کلاهک هستهای در اختیار دارد، کارشناسان منع گسترش سلاحهای هستهای معتقدند که ممکن است به دلیل مخفی بودن اطلاعات هستهای، در تخمین مقدار آنها غلو شده باشد، ولی توانایی این رژیم نشان میدهد تا این آمار به واقعیت نزدیک است. هماکنون این رژیم فناوری هستهای خود را بومی کرده است و زرادخانههای آن بیوقفه در حال تولید جنگافزارهای هستهای است.
رژیم غاصب صهیونیستی از همان ابتدای کار به موشکهای بالستیک به دلیل برد زیاد در مدت زمان کم و احتمال پایین رهگیری، اهمیت ویژهای داد. در میان این نوع موشکها، 4 مدل موشک در اختیار ارتش رژیم اشغالگر قدس است.
1- موشکهای بالستیک «ام جی ام C 5 سی لانس» معروف به «لانس»: این موشک توانایی حمل کلاهکهای متعارف، خوشهای و هستهای به وزن 454 کیلوگرم را دارد. این کلاهکها 72 کیلومتر برد دارد، ولی اگر کلاهک هستهای با توان تخریب 10 کیلو تن داشته باشد؛ برد آن به 130 کیلومتر میرسد. این موشک ساخت آمریکاست و هماکنون 27 سکوی پرتاب در اختیار ارتش رژیم صهیونیستی قرار دارد.
2- موشک «جریکو ـ 1»: این موشک بالستیک که ساخت فرانسه است اولین بار در سال 1965 در صحراهای شمال آفریقا آزمایش شد. فرانسه پیش از تحریم نظامی پس از جنگ 1967، 14 موشک به رژیم صهیونیستی فروخت و پس از آن با به دست آوردن فناوری این نوع موشک، خود صهیونیستها شروع به تولید آن کردند و برآورد میشود سالی 60 تا 80 موشک از این نوع ساخته باشند.
3- موشک بالستیک «جریکو2»: این موشک به نوعی مدل پیشرفته جریکو ـ 1 است و اولین مدل آن در سال 1981 از طرف فرانسه در اختیار رژیم صهیونیستی قرار گرفت و دومی 1987 برای اولین بار مورد آزمایش مخفی قرار گرفت و پس از طی 850 کیلومتر در دریای مدیترانه سقوط کرد. صهیونیستها با ارتقاء سیستم، موشک آن را در ژانویه 1988 مجدد آزمایش کردند و در 19 سپتامبر 1988 اولین ماهواره جاسوسی خود با نام «افق ـ 1» را با استفاده از مدل پیشرفته و 2 مرحلهای این موشک در مدار زمین قرار دادند و در 5 آوریل 1995 سومین ماهواره خود به نام «افق ـ 3» را با همین موشک به فضا پرتاب کردند.
4- موشک بالستیک «جریکو ـ 3»: این موشک را متخصصان رژیم صهیونیستی تولید کردند و در سال 1998 خبر تولید و آزمایش آن را دادند. توان حمل انواع کلاهکهای متعارف، بیولوژیک و هستهای را تا وزن یک تن دارد. این موشک با برد اولیه 2000 کیلومتر آزمایش شد و با نصب سیستم ماهوارهای شابیت به یک موشک بالستیک قارهپیما با برد 5000 کیلومتر تبدیل میشود.
نیروی دریایی رژیم صهیونیستی هم مجهز به سلاحهای هستهای است. در سال 1988 رژیم صهیونیستی برای خرید دو زیردریایی هستهای با آلمان وارد مذاکره شد، ولی بر سر قیمت با هم کنار نیامدند و پس از 2 سال، مذاکرات بینتیجه پایان یافت، اما وقتی وزیر خارجه وقت آلمان .دیتریش گینشر. از محل برخورد موشکهای عراق در 5 کیلومتری تلآویو بازدید کرد، گفت: 2 فروند زیر دریایی را رایگان به رژیم صهیونیستی میدهد. کادر فنی و کادر زیردریاییها آموزشهای خود را در سال 1994 آغاز کردند و با پایان تمرینات آموزشی در سال 1997 اولین زیردریایی هستهای آلمانی با نام دلفین 800 تحویل نیروی دریایی رژیم صهیونیستی شد و 2 فروند دیگر در سال 1999 به دست این رژیم افتاد. این زیردریایی در آب 1740 تن وزن دارد و روی مدل اولیه آن موشکهای هارپون آمریکایی با برد 124 کیلومتر نصب شده بود، ولی در سال 2002 مجهز به موشکهای «پاپای توریو» با برد بیش از 350 کیلومتر شدند. موشکهای کروز پاپای توان حمل کلاهک هستهای را دارند و میتواند از زیر آب شلیک شوند و رژیم صهیونیستی این موشکها را در اقیانوس اطلس آزمایش کرده است.
این رژیم در سال 1979 تولید بمبهای هیدروژنی را شروع کرد و تا سال 1986 اقدام به ساخت 35 بمب کرد که با توان تخریبی 200 مگاتن کمی از اندازههای بینالمللی کوچکتر هستند. همچنین در سال 1981 تولید بمبهای نوترونی را شروع و کارخانههای ویژهای برای ساخت این بمبها تأسیس کرد. بمبهای نوترونی هنگام انفجار به ساختمانها و تأسیسات آسیبی نمیزنند و فقط هر موجود زندهای را که در معرض اشعه آن قرار گیرد، ظرف 24 ساعت از پا در میآورد.
نهادهای بینالمللی و برنامه هستهای رژیم صهیونیستی
در حالی که رژیم غاصب صهیونیستی به تحریک جامعه جهانی در برابر برنامههای صلحآمیز کشورهایی مانند ایران ادامه میدهد، سازمانها و نهادهای بینالمللی تاکنون نتوانستهاند این رژیم را وادار به عمل به قطعنامههای سیاسی و امنیتی نهادهای بینالمللی کنند. این رژیم از سال 1956 به عضویت آژانس بینالمللی انرژی اتمی درآمده و تاکنون از قبول پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) طفره رفته و آن را به امضا نرسانده است. مجمع عمومی سازمان ملل و کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سال 1987 تاکنون 14 قطعنامه به تصویب رساندهاند که در آنها از رژیم صهیونیستی خواسته شده است با امضای ان.پی.تی تولید و تکثیر سلاحهای هستهای را کنار بگذارد، ولی با بیتوجهی این رژیم مواجه شده است و هیچ فشاری هم از جانب دیگران به وی وارد نیامده است. محمد البرادعی، مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تیر سال 83 از طرف 137 کشور عضو آژانس مأموریت یافت تا به سرزمینهای اشغالی سفر کند و با بازدید از برنامه هستهای این رژیم برای اجرای برنامه «خاورمیانه عاری از سلاح هستهای» تلاش کند، ولی مقامات رژیم اشغالگر قدس در این سفر 48 ساعته، حتی به وی اجازه بازدید از برنامه هستهای خود را ندادند و وی دست خالی از این سفر بازگشت. حتی صهیونیستها به سانسور خبری این سفر دست زدند و به هیچ خبرنگاری اجازه همراهی با وی را ندادند و تنها دفتر دولتی مطبوعات رژیم صهیونیستی اخبار مربوط به این سفر را پوشش میداد.
بر اساس توافق سال 1969 میان رژیم صهیونیستی و آمریکا،ایالات متحده متعهد شد در صورتی که اسرائیل خود را به طور رسمی قدرت هستهای معرفی نکند برای پیوستن به «ان.پی.تی» به این رژیم فشار نیاورد و آژانس هم در امتداد سیاستهای آمریکاییاش هیچ فشاری به این رژیم برای پذیرفتن این معاهده نمیآورد و با این که همه جهان و نهادهای بینالمللی میدانند اسرائیل در حال تولید سلاح هستهای است؛ اما آمریکا همچنان به عهد خود پایبند است و با استفاده از نفوذ خود در این نهادها مانع از ایجاد هر نوع محدودیت و اعمال فشاری به این رژیم میشود. هانس بلیکس، رئیس سابق بازرسان سازمان ملل در مصاحبهای با روزنامه اماراتی الخلیج گفته بود: «همه میدانند اسرائیل تسلیحات هستهای تولید میکند و دارد، ولی این رژیم به کسی اجازه بازرسی نمیدهد».
افشاگری بیسابقه
نرخای وانونو، یهودی مراکشی، متولد سال 1954 است که در سال 1963 به همراه خانوادهاش به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کرد و در سن 17 سالگی به ارتش رژیم صهیونیستی پیوست. پس از پایان دوره سربازی و گذراندن دوره آموزشی به عنوان تکنسین در تأسیسات هستهای دیمونا مشغول به کار شد و پس از 9 سال، شغل خود را رها کرد و به بهانه سفر به خاورمیانه از اسرائیل خارج شد و به استرالیا رفت. در سال 1985 به یک گروه مسیحی مخالف جنگافزارهای هستهای در استرالیا ملحق شد و به مسیحیت گروید و با تشویق اعضای این گروه اطلاعات خود را با ارائه اسناد در اختیار روزنامه ساندی تایمز لندن قرار داد و به این ترتیب حساسیت جهانی را نسبت به فعالیت هستهای رژیم صهیونیستی برانگیخت. وی اعلام که اسرائیل تا آن زمان 80 بمب هستهای تولید کرده و در اختیار دارد و پیش از جنگ 1976 هم 2 بمب ابتدایی تولید کرده بود.
این افشاگری بیسابقه بود؛ چرا که نه پیش از آن و نه پس از آن حتی تاکنون، چنین اطلاعات دقیقی از این نیروگاه به بیرون درز نکرده است. پس از این افشاگری وانونو به پیشنهاد یکی از دوستانش به ایتالیا رفت و در شهر رم اقامت گزید. به دستور شیمون پرز، نخستوزیر وقت عوامل موساد وی را دزدیدند و پنهانی به اسرائیل منتقل کردند. وی پس از محاکمه در دادگاهی ویژه که همه جلسات آن غیر علنی بود به جرم خیانت به کشورش به 18 سال زندان محکوم شد که 11 سال آن را در سلولهای انفرادی به سر برد. پس از پایان محکومیتاش و در روز چهارشنبه 21 آوریل 2004 (دوم اردیبهشت 83) از زندان عسقلان آزاد شد و پس از آزادی دادگاه عالی رژیم صهیونیستی با لغو تحریمهای وی مخالفت کرد. مقامات موساد اطلاعات وی را طبقهبندی شده میدانند و به همین دلیل برای وی گذرنامه صادر نشد و به او دستور دادهاند به بنادر و فرودگاهها نزدیک نشود و با خارجیها گفتگو نکند.