گادی ولفسفلد
مترجم: پروین مشتاقی
کشمکش سیاسی را می توان به عنوان یک مشاجره علنی برسر تاثیر یا کنترل سیاسی بین دو و یا چند رقیب سیاسی تعریف کرد. نقش رسانه های خبری در کشمکش های سیاسی حوزه اصلی تحقیق در زمینه ارتباطات سیاسی است. حداقل دو عامل در توجه محققان به این حیطه دخیل هستند. اولا، برخی دلایل باعث می شود یقین کنیم در چنین کشمکش هایی رسانه ها می توانند تاثیرعمده ای بر روی سمت و سوی این کشمکش ها وهمچنین نتیجه نهایی آنها داشته باشد. ثانیا، رسانه های خبری به عنوان حوزه اصلی اینگونه کشمکش ها عمل می کنند، و اغلب شهروندان مطبوعات را منبع اصلی کسب اطلاعات در مورد کشمکش های سیاسی تلقی می کنند.
نقش رسانه های خبری در کشمکش های بین المللی بیشترین میزان توجه محققان در زمینه ارتباط سیاسی را به خود اختصاص داده است. یکی از موضوعات عمده درمطالبی که در این حیطه نوشته شده است مربوط می شود به استقلال نسبی رسانه های خبری در زمان وقوع جنگ. مطالعاتی که در کشورهای مختلف صورت گرفته حاکی از این مطلب است که رسانه های خبری عموما تمایل دارند که در حمایت از حکومت هایشان صف آرایی کنند و مخصوصا در طی مراحل اولیه وقوع چنین کشمکش هایی این قضیه اتفاق می افتد. اگرچه جمعی از محققان به این حقیقت اشاره کرده اند که در حالیکه میزان موافقت سیاسی در حین جنگ به شدت کاهش یافته یا کلا از بین می رود، رسانه های خبری این تغییر در وضعیت موجود را منعکس می کنند ویا حتی سرعت این تغییر را افزایش می دهند. همه محققان در این حوزه به یک نتیجه مشترک دست یافته اند و آن اینکه نقشی که رسانه های خبری درزمان وقوع جنگ ایفاء می کنند در راستای فضای سیاسی موجود تغییر می کند.
پس از بررسی حوزه کشمکش بین المللی درمی یابیم که نقش رسانه های خبری در فرآیندهای زمان صلح کمترین میزان توجه عالمان این عرصه را به خود اختصاص داده است. کسانی که به مطالعه و بررسی این موضوع پرداخته اند اینگونه نتیجه گیری کرده اند که یک تناقض ذاتی بین نیازهای خبری و نیازهای زمان صلح وجود دارد. عموما موضوع گزارشات خبری کشمکش های موجود است اگر چه در مواقعی که کشف جدیدی صورت گیرد بخشی از پوشش خبری به گزارش این موضوع اختصاص داده خواهد شد. مذاکرات طولانی و پیچیده ای که در فرآیندهای زمان صلح صورت می گیرد ارزش خبری لازم را برای اینکه تبدیل به یک گزارش خبری شود ندارد. به علاوه، اخبار غالبا قوم مدار بوده و یک قوم را پررنگ تراز قوم دیگر نشان می دهند. باید توجه داشت که هرگونه تلاش جدی برای مصالحه و آشتی دو قوم حداقل مستلزم درک اندکی از نیازهای طرف دیگراست.
در کشمکش های سیاسی داخلی، درصد زیادی از مطالبی که تاکنون به رشته تحریر درآمده به بررسی شیوه هایی که در آنها رسانه های خبری شکاف بین طبقه قوی و ضعیف جامعه را افزایش می دهند پرداخته اند. یکی از موضوعات مهم در این حوزه مربوط می شود به پوشش دهی خبری اقلیت ها.
نتایح به دست آمده ازمطالعاتی که بوسیله محققان کشورهای غربی صورت گرفته حاکی از آن است که به دلیل تعریف هایی که در مورد ارزش خبری گزارشات خبری ارائه شده است مطبوعات یا از این گروهها چشم پوشی می کنند و یا از آنها به عنوان منحرفان اجتماعی نام می برند. علت اصلی این پدیده این است که افرادی که جزء صاحبان قدرت در جامعه محسوب می شوند به عنوان عواملی که ذاتا ارزش خبری دارند تلقی می شوند، درحالیکه افراد دیگری که در حواشی مسائل اجتماعی، جغرافیایی و یا اقتصادی قرار دارند فقط در صورتی ارزش پوشش خبری خواهند داشت که با حوادث و رویدادهایی که شدیدا منفی هستند مرتبط باشند. همچنین مطالعاتی با هدف بررسی تلاشهای صورت گرفته از سوی جنبشهای سیاسی و مبارزان دیگر به منظور دستیابی به رسانه های خبری صورت گرفتند و نتیجه این تحقیقات نشان داد که چنین پویایی دراین جنبشها و فعالیت ها مشهود است. گروههای معترض و اتحادیه های کار اغلب باید به دیگر گروههای موجود جامعه باج بدهند و به اصطلاح "عوارض بی نظمی" را بپردازند تا این اینکه بتوانند از پوشش خبری برخوردار شوند.چنین رفتاری به این مفهوم است که چنین گروههایی از سوی رسانه ها به عنوان گروههای افراطی تلقی می شوند.
علیرغم این موضوع، مطالعات انجام شده نشان می دهد که برخی مبارزان ازطریق دستیابی موفقیت آمیز به رسانه های خبری و همچنین تا حدودی اثبات حقانیتشان قادرند از عهده این موانع بیایند. مثالهایی از این قبیل عبارتند از جنبش حقوق شهروندی شهروندان آمریکایی، جنبش های زنان، و جنبش های حمایت ازمحیط زیست.