* همان طور که مطلیعد آقای روحانی اخیراً گزارشی را در مورد پرونده هستهای ایران به رئیسجمهور ارائه کردهاند تحلیل شما از همزمانی ارائه این گزارش و پایان ضربالاجل ایران به اروپا در مورد فعالیتهای هستهای خود چیست؟
** تقارن انتشار گزارش دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به رئیسجمهور در زمینه اقدامات این شورا در قبال پرونده هستهای ایران طی دو سال گذشته با اعلام آغاز به کار کارخانه (UCF) در اصفهان (تاسیاست تبدیل کیک زرد به گاز هگزافوراید ـ مرحله مقدمات غنیسازی) به نظر پارهای از ناظران سیاست خارجی که تحولات برنامه هستهای ایران را پیگیری میکنند تصادفی نیست. با توجه به متن گزارش آقای روحانی اولویت مسئولیتهایی که شورای امنیت ملی در زمینه اداره پرونده هستهای ایران عهدهدار شده، خنثی کردن بحران و در نتیجه پرهیز از خطرهایی بود که امنیت ملی ایران را تهدید میکرد.
ناگفته پیداست که این هدف طی دو سال گذشته تامین شده، ضمن آنکه ریشههای تهدید علیه امنیت ملی ایران که با علنی شدن فعالیتهای هستهای در دو سال گذشته نمودارتر از پیش شده و ابعاد تازهای یافته بود همچنان زنده ماند. بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران که به تغییر جهت عمدهای در سیاست داخلی و ترکیب تازه قدرت انجامید، رفتارهای سیاسی دولتمردان ایران به گونهای محسوس تغییر کرد و در نتیجه سختگیری و اصرار در تامین فوری (حقوق ملی) جانشین «انعطافپذیری» و «تعامل» شد.
این تغییر جهت ناگهانی که ظاهراً اعجاب دولتهای اروپایی طرف مذاکره با ایران را نیز برانگیخت (نمونه آن را در اظهارات روز گذشته آقای دالتون سفیر بریتانیا در تهران میتوان مشاهده کرد)، در شرایطی آغاز شد که دولت ایران هنوز تغییر نکرده و دولت منتخب زمام امور را عملاً در دست نگرفته است.
* تعبیر شما از تغییر رفتار ایران چیست؟
** به رغم ادامه حضور مجریان دولت در مسئولیتهای خود، تغییرات رفتاری رسمی ایران نشانه تغییر پیشهنگام در روابط خارجی آینده ایران است. در مورد پرونده هستهای به نظر میرسد که اولویت «پرهیز از بحران» و در خطر قرار ندادن امنیت ملی ایران در مقابل هدف «تامین حقوق ملی» پا پس کشیده و اینک از اهمیت کمتری برخوردار است. تردیدی نیست که اصرار در آغاز فعالیت UCF در اصفهان از جانب مدعیان پرونده هستهای ایران و همچنین مذاکرهکنندگان اروپایی به عنوان بیاعتنایی ایران به مفاد توافق پاریس تلقی شده (متن گزارش آقای روحانی) و یقیناً بحران نیمه خفته پرونده هستهای را به سرعت فعال خواهد کرد.
با توجه به هماهنگی اظهارات اخیر فرانسویها (اظهارات هفته گذشته شیراک در مورد احاله پرونده ایران به شورای امنیت)، موضعگیری کشور آلمان در قبال ایران و اظهارات رسمی وزارت خارجه انگلیس و اظهار نگرانیهای امنیتی آمریکا، آغاز فعالیت UCF بیاعتنایی آشکار به مخالفتهای دنیای خارج در راه تحقق هدفهای برنامه هستهای ایران است.
* این بیاعتنایی، چه آثاری برای ایران خواهد داشت؟
** با توجه به اینکه شرایط مقابله و برخورد همواره از راه تشدید بحران فراهم میشود، بیاعتنایی به فراهم آمدن زمینههای بحرانساز نشانه یک تغییر (رفتار) سیاسی عمده است که در عمل میتواند در حد تغییر بنیادی در سیاست خارجی موثر واقع شود. این تغییر (رفتار) سیاسی و تغییر اولویت در سیاست هستهای را تنها از دو راه میتوان توجیه کرد: 1- در اختیار قرار داشتن ظرفیت بازدارنده (Deterant Capabitity) 2- در اختیار داشتن ظرفیتهای تلافی متقابل (Retaliation capability) مشابه شیوه و محاسباتی که در دوران «صلح مسلح» در معادلات امنیتی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه جماهیر شوروی به کار گرفته میشد.
البته در همان دوران نیز تمهیداتی برای پیشگیری از شدت گرفتن بحرانها (نظیر آنچه در جریان خلیج خوکها و یا بحران موشکی کوبا طی دهه 60 اتفاق افتاد) فراهم شده بود، نظیر استفاده از خط تلفن سرخ که رهبران دو ابرقدرت را مستقیماً به هم پیوند میداد. توجیه سومی که کمرنگتر از ایجاد ظرفیت بازندارنده و یا قدرت تلاقی است، ایجاد آمادگی ملی برای مقاومت است.
* آیا واقعاً از چنین ظرفیتهایی برخورداریم؟
** محاسبه ظرفیتهای عمومی برای مقاومت تنها زمانی کارآمد است که برخورد نهایی را غیرقابل اجتمناب تلقی کنیم. در این شرایط، سئوال عمده که مسئولان میباید پاسخگوی آن در برابر مردم باشند، توضیح اهمیت هدفهایی است که پیگیری آنها تشدید شرایط بحرانی را موجب میشود. در انتها اگر قرار است در قبال تحقق هدفهای مملکتی بهایی پرداخته شود، مقایسه ارزش واقعی هدفها و بهایی که برای آن آماده پرداخت میشویم یک مسئولیت غیرقابل انکار ملی است.
تغییرات سریع رفتاری در سیاست خارجی و به خصوص نحوه برخورد با مدیریت پرونده هستهای طی روزهای پایانی دولت جاری، فاصله گرفتن از عملگرایی سیاسی بیاعتنایی به محاسباتی است که طی دو سال گذشته عامل توفیق دولت در عبور از بحران بوده است.
* به نظر شما آغاز فعالیتهای هستهای ایران چه آثاری برای ایران و روابط خارجی ما خواهد داشت؟
** آغاز فعالیتهای هستهای ایران خارج از توافقهایی که با اروپا به عمل آمده است، میتواند بحران تازهای در روابط خارجی ایران ایجاد کند. بحرانی که به نوبه خود میتواند به عنوان شرط لازم (Pertxt) مورد استفاده مدعیان خارجی ایران قرار گرفته و شرایط بحرانی را به شرایط برخورد و تهدید امنیت ملی ایران بکشاند. حداقل زیانهای متصور ناشی از بیاعتنایی به جلب رضایت میانجیهای اروپایی میتواند موجبات انزوای سیاسی ایران را فراهم سازد.
تعویق و یا تعطیل مذاکرات همکاریهای تجاری با اروپا و عضویت وابسته در سازمان تجارت جهانی در ارتباط با غرب از جمله تاوانهایی است که میتواند علیه ایران عمل شود. با توجه به مواضع روسیه، ایران میباید انتظار آغاز به کار کارخانه برق اتمی بوشهر را نیز قرار است طی 12 ماه آینده پس از تحویل سوخت ضروری از جانب این کشور به ایران عملیاتی شده و نامحدودی به فراموشی سپرده بسپارد.
یقیناً ترجمه و انتقال عوارض این تاوانها در داخل میتواند بازار نامطمئن و در حال انتظار ایران را راکدتر از پیش ساخته و به انتقال داراییها به خارج سرعت بیشتری بخشد. افزایش تورم در شرایط رکود اقتصادی یقیناً کابوس هر دولتی است. در صورت رسیدن به شرایط بحرانی و حتی قبل از قرار گرفتن در موقعیت برخورد، یقیناً عوارض شدید تورم رشد بیشتر بیکاری، توقف تولید و رکود اقتصادی دور از انتظار نخواهد بود. این رویدادها به همان سرعتی شکل خواهد گرفت که ما در طرح خواستههای خود به کار گرفتهایم. در صورت عملی شدن خطر تهدید امنیت ملی، ارزیابی ابعاد خسارات حاصل از برخورد بر هیچ ناظری روشن نیست. فقط میتوان حدس زد که زیانهای تحمیلی نجومی خواهند بود.