تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۷۷۲۶۶

بازیگران خاکستری انقلاب‌های رنگی


یکی از بازیگران مؤثر در جریان تغییر رژیم که به طور نامحسوس و ناملموس عمل می‌کنند و از طریق روش‌های مختلف سعی در القاء و یا دوری گزیدن از یک امر خاص دارند، رسانه‌های جمعی هستند. اگرچه به ظاهر رسانه‌ها یک ابزار ارتباط جمعی به شمار می‌آیند، اما در واقع همچون یک بازیگر تأثیرگذار و مهم در تغییر رژیم به شمار می‌آیند.
در سال‌های نیمه دهه 1970 که نخستین رایانه‌‌ها‌ی خانگی به مثابه نوعی فناوری سبک و با هدف سرگرمی و انجام کارهای ساده ظاهر شدند، هیچ کس گمان نمی‌کرد که در کمتر از دو دهه، انقلابی اتفاق بیفتد که از لحاظ گستره و تأثیر در تغییر شیوه‌های زندگی انسان با دو انقلاب نوسنگی (شروع کشاورزی در 10 هزار سال پیش) و انقلاب صنعتی (شروع صنعت در 200 سال پیش) مقایسه شود، به همین سبب نیز کاربرد واژه «عصر رسانه‌ای» (Media Age) به سبب رشد شگفت‌انگیز رسانه‌ها، کاملاً مرسوم و متداول شده است. رسانه‌ها در فرآیند شکل‌گیری دولت‌های مدرن، تمایز ملت‌ها و فرهنگ‌های معاصر از نقشی اساسی برخوردار بوده‌اند. به نحوی که با ظهور فرآیندهای دموکراتیک به مثابه فرآیندهای معتبر و پایدار برای مدیریت اجتماعی، رسانه‌ها و پیش از هر چیز مطبوعات در کنار قوای سه‌گانه، به عنوان رکن چهارم نظام‌های سیاسی شناخته شدند. از سوی دیگر رسانه‌ها با انقلاب ارتباطات موجب رسوخ‌پذیری مرزهای ملی شده‌اند.
این امر عاملان خارجی را بیش از پیش تقویت کرده است. به نحوی که همواره طی سال‌های گذشته، دولت‌ها سعی کرده‌اند با استفاده از ابزار رسانه‌ها به تهییج و تحریک یک ملت دیگر به منظور دستیابی به اهداف خود بپردازند. به عنوان نمونه در چند دهه اخیر، نقش رسانه‌ها در افشای فرآیندهای فساد و اعمال خلاف سیاسی – اقتصادی به حدی بوده که بسیاری از مهم‌ترین پرونده‌های فساد مالی سیاسی به وسیله رسانه‌ها افشا شده است. در واقع رسانه‌های جمعی در بسیاری موارد عامل اصلی بی‌اعتبار کردن رژیم‌های جهان سومی یا سیاستمداران و احزاب بوده‌اند. در این راستا معمولاً از روش‌های خاصی استفاده می‌شود که از آن جمله می‌توان به جوسازی و پرونده‌سازی‌های بی‌پایه به صورت آگهی، اخبار ویژه و... درج شایعات و اخبار دروغین و مبالغه‌آمیز در جهت تقویت یا تضعیف اشخاص و نهادهای مختلف، سکوت و عدم انتشار واقعیات، ارائه اخبار و گزارش‌های جانبدارانه و گزینشی از طریق استفاده از روش‌های چیدمانی و محتوایی مؤثر بر مخاطبان، درج اخبار به صورت ناکامل هدایت شده و هدفمند به منظور تحریک یا تقویت یک مؤسسه یا یک شخصیت حقیقی یا حقوقی، ارائه تحلیل‌های جانبدارانه، ورود به زندگی شخصی افراد و پیشینه حرفه‌ای و خانوادگی آنها به منظور یافتن دستاویزی برای اعمال فشار، استفاده از روش‌های تحریک مستقیم و غیرمستقیم برای واداشتن افراد حقیقی و حقوقی به بروز واکنش و به کارگیری روش‌های فنی و نامحسوس رسانه‌ای به صورت استفاده از صفحه‌بندی، رنگ کاریکاتور، طرح و فرم‌های خاص، عکس‌های ویژه، تیتربندی‌های جانبدارانه، چیدمان‌های خاص مطالب در صفحه و... اشاره کرد.
در مجموع رابطه مستقیمی میان رسانه‌ای کردن سیاست و اهداف قدرت‌های بزرگ وجود دارد، به خصوص با توجه به توانایی بالای قدرت‌های بزرگ به بهره‌مندی از فناوری‌های رسانه‌ای، ارتباطات و انتقال اطلاعات می‌تواند به عنوان ابزاری مناسب در راستای اهداف و سیاست‌های آنها مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان یک بررسی در سال 2004 نشان می‌دهد که 40 درصد مردم آمریکا همچنان بر این باور بودند که صدام حسین و القاعده با یکدیگر همکاری نزدیک داشته و دارای سلاح‌های کشتار جمعی در عراق بوده‌اند. این در حالی بود که یک سال از افشای جزئیات و شواهد خلاف این امر می‌گذشت و تمام مدارک در دسترس عموم قرار گرفته بود.
همچنین 60 درصد از آمریکایی‌ها و 80 درصد از افرادی که در سراسر جهان به تماشای شبکه تلویزیونی فاکس نیوز (Fox News) پرداخته بودند، گمان می‌کردند که آمریکا موفق به کشف سلاح‌های کشتار جمعی در عراق شده و همکاری قدرتمندی میان القاعده و عراق وجود داشته است. در واقع بررسی‌های فوق، ارتباط میان دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌های همگانی از یک سو و تمایلات و خواسته‌های قدرت سیاسی از سوی دیگر را به خوبی نمایان می‌سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات