قاسم رحمانی
در سال 1967 میلادی زنی به نام رنه ویلیامز که خادم کلیسای ولینگتون در نیویورک بود از کشیش مائور و سالوانو به اتهام سوءاستفاده جنسی از نوه دختریاش شکایت میکند. ماجرا از این قرار بود که هنری 14 ساله برای فراموش کردن غم از دست دادن پدر و مادرش به کلیسا پناه میبرد تا در آنجا کار کند. کشیش سالوانو هم که از ماجرای هنری مطلع بوده با بهرهبرداری سوء از وضعیت بغرنج پسرک، به مدت چهار ماه او را مورد سوءاستفاده جنسی قرار میدهد. سرانجام مادربزرگ این پسر متوجه میشود که هنری به همراه یک پسر 12 ساله سیاهپوست و یک دختر 13 ساله در یک میخانه قدیمی در محله هارلم، مدام به دیدن کشیش میروند. بنابراین رنه به همراه دو همکارش سرزده به آن محل میروند و آقای کشیش را به دام میاندازند...
این داستانی است که از اولین افشاگری درباره سوءاستفاده جنسی کشیشها از کودکان و زنان، در رسانهها منتشر شده است. کشیش سالوانو به پرداخت 17 هزار دلار غرامت به کودکان آسیب دیده و حبس ابد محکوم میشود و دو ماه پس از زندانی شدن خودکشی میکند.
افشای دوباره ماجرای 43 ساله
اکنون بیش از 40 سال بعد از گذشت این داستان، موضوع رسواییهای اخلاقی کلیسای کاتولیک از اواخر ژانویه گذاشته بر سر زبانها افتاده است. سوءاستفاده جنسی سابقه طولانی در کلیساها دارد که اولین بار 43 سال قبل افشا شد و از آن زمان به بعد مدام بر سر زبانها بود اما در آرشیوها دفن شده بود. اما چند ماهی است که دوباره مطرح میشود آن هم در زمانی که پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیکهای جهان به دنبال مبارزه با این پدیده شوم و همچنین سکولاریسم و صهیونیسم مسیحی در کلیسا افتاده است. پس از اینکه خبر سوءاستفاده جنسی در یکی از مدارس کاتولیک برلین منتشر شد اخبار مشابهی از دیگر شهرهای آلمان انتشار یافت.
همچنین گزارشهایی از ایرلند، اتریش، هلند و آمریکا درباره سوءاستفاده جنسی در کلیساها کاتولیک افشا شد. سرانجام پای پاپ بندیکت شانزدهم هم به ماجرا کشیده شد تا کسی در کلیسای کاتولیک بینصیب نماند.
براساس گزارشهای موجود 55 هزار پرونده کودکآزاری و سوءاستفاده جنسی کشیشها در ایرلند مفتوح شده که شش هزار مورد آن به صدور رأی دادگاه انجامیده است. باز شدن سر این راز، از انتشار خبری درباره کلیسای کاتولیک ایرلند بود. براساس این خبر 24 کشیش کلیسای کاتولیک ایرلند به کودکان تجاوز کردهاند. این مسأله موجب باز شدن رسواییهای اخلاقی کلیسای کاتولیک ایرلند در سالهای 1975 تا 2004 شد که روی آن سرپوش گذاشته شده بود.
به دنبال این ماجرا اخبار آرشیوی ماجراهای مشابه در دیگر کشورها و حتی درون کلیسای مرکزی در واتیکان بیرون کشیده شد. روزنامه گاردین چاپ انگلستان خبر همجنسگرایی آنجلو بالدوجی را منتشر کرد. در این خبر آمده که یکی از ملازمان پاپ که علاوه بر رتق و فتق امور او در گروه کر کلیسای سن پترز واتیکان فعالیت داشته در 10 فوریه جاری (21 بهمن 88) به اتهام همجنسگرایی دستگیر شده است. پلیس ایتالیا با شنیدن صدای ضبط شده از مکالمه این کشیش با مرد 29 سالهای به نام «توماس چیندوایهم» متوجه فعالیتهای همجنسگرایی او شده است. کشیش بالدوجی در این مکالمه تلفنی مشخصات پسران مورد علاقهاش را به توماس گفته است. توماس در مصاحبه با مجله پانورامای ایتالیا فاش کرد که طی 10 سال برای کشیش بالدوجی، پسران مورد علاقهاش را شکار میکرده است. در پاییز 2007 نیز اسقف اعظم «توماس استینکو»ی 60 ساله در یک برنامه تلویزیونی با چهرهای مبدل ظاهر شد و به همجنسگرا بودن خود اعتراف کرد. این مسأله جنجال بزرگی ایجاد کرد و باعث شد اسقف بودن او در کلیسای واتیکان به حالت تعلیق درآید.
سوابق رسوایی برای پاپ
کشیده شدن پای پاپ بندیکت شانزدهم که نام واقعیاش جوزف راتزینگر است به سوءاستفادههای برخی کشیشان کلیسای واتیکان خلاصه نمیشود. ماجرا با مقصر دانستن بردار پاپ که «گئورگ راتزینگر» نام دارد، آغاز شد. او در سالهای 1961 تا 1974 رئیس گروه کر در کلیسایی بود که از آن گزارشهایی مبنی بر انجام سوءاستفادههای جنسی منتشر میشد. هر چند تلاش شد ماجراها به قبل از زمان حضور برادر پاپ در این کلیسا، ربط داده شود. خبر دیگری که از آرشیوها بیرون کشیده شده مربوط به رسوایی اخلاقی یک کشیش در کلیسای مونیخ در دهه 80 میلادی است. در آن زمان پاپ فعلی، اسقف آن کلیسا بود. اتهام دیگر به پاپ، سکوت در برابر سوءاستفاده جنسی یک کشیش کاتولیک در آمریکا از کودکان ناشنوا در سالهای 1950 تا 1970 بود. موارد دیگری نیز دائماً در حال مطرح شدن است، بنابراین جوزف راتزینگر معروف به پاپ بندیکت شانزدهم با هجمهای گسترده روبهرو شده است. به راه افتادن این همجمه آن هم در این زمان به طور همزمان و شدید، دلایلی دارد.
رسوایی کلیسا؛ حقیقتیابی یا توطئه
نیویورک تایمز درباره دلایل هجمه گسترده علیه کلیسای واتیکان و شخص پاپ مطالبی نوشته است، هر چند این روزنامه پاپ را به دلیل بیتوجهی به نام دو اسقف آمریکایی درباره پیگیری سوءاستفاده جنسی یک کشیش آمریکایی زیر سؤال برده است. این روزنامه نوشته است: «قبل از پاپ بودن راتزینگر، کلیسا برای جلوگیری از رسوایی، کشیشهای مرتکب سوءاستفاده جنسی را به محل دیگری انتقال میداد اما بندیکت شانزدهم از زمان منصوب شدنش به عنوان پاپ در سال 2005، تلاش زیادی برای از بین بردن این لکه سیاه از کلیسای کاتولیک کرده است.»
نامه اخیر پاپ به کاتولیکهای ایرلندی از مخالفت سرسختانه او با چنین پدیدهای در کلیسای کاتولیک حکایت میکند. جوزف راتزینگر در این نامه مینویسد: «اینگونه اعمال (سوءاستفادههای جنسی) ریشه در دوری از زندگی بشریت از ایمان و اشتباه سکولاریسم و تفسیر غلط مفاهیم شورای واتیکان دارد.»
در مسیحیت صهیونیستی، سکولاریسم جایگاه اصلی را به خود اختصاص داده است. در واقع در این نوع مسیحیت، فرد خود را مسیحی میداند اما به گناههای کبیره و خلاف آنچه انجیل میگوید، روی میآورد. دقیقاً مانند یهودیت صهیونیستی که به نام آیین حضرت موسی(ع)، به اعمال خلاف دستورات تورات و حضرت موسی(ع) حکم میکند. پاپ در دوره جدید تلاش کرد که مسیحیت را از دامان صهیونیسم نجات دهد به همین دلیل نیویورک تایمز آن را به عنوان یکی از ریشههای آغاز هجمه گسترده علیه پاپ، تحلیل کرده است.
نشریه نشنال ژورنال صراحتاً از توطئه صهیونیستها علیه پاپ خبر داده است. این نشریه در 13 مارس سال جاری طی مقالهای نوشت: تهاجم عظیم رسانههای متعلق به لابی صهیونیستی علیه کلیسای کاتولیک، با یک انتقامجویی همراه شده است. نشنال ژورنال ادامه داد: «مسأله سوءاستفاده از کودکان مدتهاست که وجود دارد اما قدرتی در پشتپرده مانع از گزارش شدن آن شده است. اما این قبیل اطلاعات برای زمان مناسب و وقتی که موثرتر باشد نگه داشته شده است.»
رابطه رسواییها با نفی هولوکاست
گفتههای «آبراهام فاکسمن» رئیس مجمع ضد افترا در واتیکان، مصداقی از نوشته نشنال ژورنال را به ما مینمایاند. اینکه وقتی پاپ علیه صهیونیسم حرف بزند، زمان انتشار اطلاعات نگه داشته شده فرا میرسد و اثرگذاریاش هم زیاد میشود.
هفتهنامه امریکن فریپرس از قول فاکسمن نوشته است: «پاپ احترام خود و پاپهای آینده در مقابل یهودیان را رسمی کرده اما همچنان ابری بر فراز رابطه یهودیان و مسیحیان وجود دارد و آن مسأله هولوکاست است.»
ونیس رایان رئیس شورای خوانندگان هفتهنامه امریکنفری پرس در مقالهای با عنوان «پاپ بندیکت در دام صهیونیستها افتاده» نوشته است: «هولوکاست اصل تعصبآمیز صهیونیستهاست و نباید مورد بحث و مطالعه قرار بگیرد. تمامی پژوهشگران باید با این مسأله موافقت کنند. اگر آنها با این قانون تغییرناپذیر موافق نباشند، آنها تبدیل به نفیکنندگان هولوکاست شده و از حقوق اجتماعی و سیاسی خود محروم میشوند.»
رایان ادامه میدهد: «پاپ بندیکت متوجه شده که بخشش اسقف ریچارد ویلیامسون و سه اسقف دیگر به کام صهیونیستها خوش نیامد. این اسقفها کشته شدن یهودیان در اتاقهای گاز نازیها را رد کردهاند و به همین دلیل توسط پاپ ژان پل دوم (پاپ قبلی واتیکان) تکفیر شده بودند.»
اسقف ویلیامسون به رادیو سوئد گفته بود که شش میلیون یهودی مورد ادعا، در اتاقهای گاز نازیها در آلمان نمردهاند. ویلیامسون در حالی این سخن را به زبان آورد که نفی هولوکاست در آلمان هم جرم محسوب میشود.
رایان ادامه داده است: «در جنگ دوم جهانی تعدادی از کشیشها در آشویتز زندگی شدند. واتیکان مدارکی از این کشیشها در اختیار دارد که نشان میدهد بخش اعظم ادعاهای مطرح شده در مورد هولوکاست حقیقت ندارد. هیچ آلمانیای سعی نکرده یهودیان را قلع و قمع کند، اما همین مسأله موجب شده یهودیان منافع زیادی به دست آورند. از جمله کسب میلیاردها دلار و غصب داراییهای فلسطین. چرا واتیکان باید به خودش اجازه دهد که گرفتار یهودیان شود؟ همه کاری که واتیکان باید انجام دهد، این است که آن اسناد گرانبها را فاش کند.»
رایان در پایان نوشته است: «یهودیان محقق خواستهاند اسناد واتیکان درباره هولوکاست منتشر شود اما حمله به پاپ وارد مراحل جدیدی شده است و اکنون از پاپ خواسته میشود تا استعفا دهد. آیا تأثیرگذاری قدرتمند یهودیان در درون واتیکان موجب شده تا پاپ از انتشار اسناد مذکور خودداری کنند؟!» مسأله رسوایی اخلاقی در کلیسای کاتولیک واقعیت دارد اما صهیونیستها مدتها روی آن سرپوش گذاشته بودند ولی حالا که خطر انتشار اخبار ضدهولوکاست از کلیسای واتیکان مطرح شده، اخبار رسواییهای کلیسا هم فاش میشود.