* انگیزه شما از آغاز تحقیقات و سپس انتشار آنها درباره تاریخ ایران چه بود و چرا به اینجا ختم شده که تاریخنوشتههای دیگران را زیر سؤال بردهاید؟
** مجموعه مطالعات درازمدت زندگی، سؤالاتی را در مقابل انسان قرار میدهد. درباره تاریخ ایران، این سؤالها به دو بخش تقسیم میشود؛ اول اینکه چرا تمام مورخانی که درباره تاریخ ایران مطلب نوشتهاند همه به یک شکل و محتوا نوشتهاند، در حالی که درباره تاریخ کشورهای خودشان در اروپا و آمریکا هیچگونه توافق نظری ندارند. دوم اینکه صددرصد کسانی که وارد تحقیقات ایرانشناسی در حوزه باستانشناسی، اکتشاف، مرمت و تاریخ شدهاند، یهودیاند. تفاوتی نمیکند که متعلق به کدام کشور باشند. آلمانی، روسی یا فرانسوی دارای هر ملیتی باشند، یهودیاند.
* مقصودتان این است که یهودیها از این تاریخنگاریها منافعی دارند؟
** قطعاً. تعریف دیگری از حکومت هخامنشیان و روش حکومت کوروش درکتابهای این مورخان وجود ندارد و همگی یک چیز را نوشتهاند، حال آنکه درباره تاریخ کشور خودشان، هر کسی به یک شکل نوشته است. مثلاً مورخان اروپا درباره جنگ جهانی دوم نظر واحدی ندادهاند و هر کدام تئوری و فلسفهای دارند اما درباره ایران مورخان اروپایی و آمریکایی و متعلق به دیگر نقاط جهان، به سادگی فقط یک قصه میگویند و کلمهای پسوپیش نمیکنند. اینکه طبیعی نیست، اولین مسأله این است که این تاریخنوشتهها از یک مرکز واحد خارج شده و یک بلندگو داشته و در همان واحد تدوین و از آنجا پخش شده است، ضمن اینکه نمیتوانیم بپذیریم این مورخان یهودی به دلیل عشق و علاقهای که به تاریخ ایران داشتهاند، همگی یک قصه را تکرار کردهاند، چون بیان تاریخ ایران برای کنار زدن پردههایی است که در 2500 سال پیش بسته شده، اما یهودیها نمیخواهند این پردهها کنار برود.
* چرا نمیخواهند پردهها کنار برود؟
** پاسخ این چرا روشن شده است. به دلایل بیشمار که اولین دلیلش بحث پوریم است.
* پوریم دیگر چیست؟
** واقعهای که در 2480 سال پیش اتفاق افتاده و همه ایرنیان به دست یهودیان قتلعام شدند. این مسأله نباید روشن شود. بنابراین یهودیان هر کاری میکنند تا بر این فاجعه سرپوش بگذارند.
* اگر میشود ماجرا را شرح دهید؟
** یکی از دو نام برجسته هخامنشیان، داریوش (داریوش اول) است که یک کتیبه دارد در بیستون. در این کتیبه داریوش ادعا میکند که 30 ملت در این محدوده با او میجنگیدهاند، این ملت 30 اسم دارند مانند ستگوشی، مودرایی، رخجی و اسمهایی که امروزه هیچ کدامشان را نمیشناسیم. اصلاً نمیدانیم رخج یعنی کجا، چه مردمی و با چه محدوده گسترشی و سؤالات دیگر.
این 30 ملت در جایی از تاریخ ما گم شدهاند اما اسناد و مدارکی وجود دارد که اثبات میکند آنها دریک نسلکشی هولناک، از بین رفتهاند و به همین دلیل از خصوصیات این ملتها اطلاعاتی در دست نیست هر چند آثار زندگیشان در جای جای ایران وجود دارد که ما تاکنون در 10 نقطه آنها را کشف کردهایم.
* گفتید که نسلکشی، کار یهودیان بوده است. سند یا اسنادی برای اثبات این ادعا دارید؟
** تورات کنونی بهترین سند است. در تورات یک فصل کامل به پوریم اختصاص دارد. در تورات استر آمده است: ما (یهودیها) همه را کشتیم، در روز اول 78 هزار نفر را کشتیم. توجه داشته باشید که 78 هزار نفر برابر جمعیت 20 شهر آن زمان بوده است. این نسلکشی در سراسر ایران انجام شده اما حتی یک کلمه از آن در کتابهای تاریخی وجود ندارد. حتی اگر کلمه پوریم را در اینترنت جستوجو کنید فقط به شما اطلاعات میدهد که یک عید یهودی است. حال آنکه این عید که هر ساله در جهان برگزار میشود، سالروز ایرانیکشی است. در فرهنگ یهود، پوریم یعنی ایرانیکشی.
* براساس مستند «تختگاه هیچ کس» که شما ساختهاید پوریم مصادف است با زمان ساختن بنای تختجمشید. چرا این اتفاق در این زمان رخ داده است؟
** باید تاریخ هخامنشیان را ورق بزنیم تا حقایق روشن شود و بهترین سند هم تورات است و البته بنای نیمهکاره تخت جمشید و آثار باقیمانده از ایرانیان 2500 تا 5000 سال قبل. در تورات آمده است که بختالنصر حدود 2700 سال پیش، حمله سهمگینی به اورشلیم میکند و یهودیان را به اسارت میگیرد و همراه با ثروتهایشان به بابل انتقال میدهد. به دلیل طولانی شدن مدت اسارت، یهودیها در جای جای منطقه از افغانستان گرفته تا خراسان بزرگ و قفقاز پراکنده میشوند. آنگونه که در تورات نوشته، یهودیها به قبیلهای در پشت کوههای قفقاز بر میخورند که نیزهشان به خطا نمیخورد. ضربهشان در جنگ اشتباه نمیشود و قومی به شدت جنگجو هستند که رهبری به نام کوروش دارند. در مرحله بعد میبینیم که گفتوگوهایی میان یهودیان و کوروش وجود دارد که از کوروش میخواهند با حمله به بابل، آن را خراب کند و اسیران یهود و ثروتهایشان را نجات دهد و در عوض حاکم منطقه شود. کوروش نمیپذیرد. اما این خدای یهود است که از کوروش این مسأله را میخواهد. کوروش آماده حمله به بابل میشود. در اینجا لحن گفتوگوها تغییر میکند.
* کوروش بابل را فتح میکند و یهودیان را نجات میدهد؟
** بله. شبی که کوروش وارد بابل میشود، سران حکومت مست بودهاند. در تورات آمده که ما (یهودیها) آنها را مست کردیم، بنابراین بابل سقوط میکند و اولین بیانیه کوروش صادر میشود که تورات آن را منتشر کرده است. در این بیانیه آمده است که یهودیها میتوانند به سرزمینهایشان برگردند و ثروتهایشان را هم ببرند. نکته جالبی که وجود دارد این است که در تاریخهایی که برای ما نوشتهاند آمده که کوروش از فارس آمده اما در تورات به صراحت گفته شده که نیروی نجاتدهنده یهود از شمال میآید و شهرهایی که بر سر راه کوروش تا بابل نام برده شده، در شمال است نه سمت فارس که در جنوب واقع شده است.
* با این حساب یهودیان نباید مردم ایران را کشته باشند؟
** اگر صبر کنید به آنجا هم میرسیم! در تورات هیچ نشانهای از کوروش پس از سقوط بابل مشاهده نمیشود. گمان من این است که کوروش در همان بابل به دست نگهبانان شهر کشته شده باشد. به هر حال پس از کوروش، فرزندان جای او را میگیرند اما قرارداد پدر با یهودیان را زیر پا میگذارند. ماجرای فرزندان کوروش که حالا میگویم در تورات آمده و یهودیان آن را قبول دارند. یهودیها به کمبوجیه لقب بختالنصر ثانی دادهاند.
همین جا بگویم که یهودیها از دو نفر به شدت متنفرند؛ یکی اسکندر و دیگری بختالنصر، چرا که هر دو اورشلیم را نابود کردند. از زمانی که اسکندر، اورشلیم را نابود کرد تا 2200 سال بعد یعنی از جنگ جهانی دوم که با مساعدت قدرتها، یهودیان به اورشلیم برگشتند، حتی یک ده را نتوانستند به عنوان مرکز اقتدار خود معرفی کنند.
کمبوجیه یهودیهایی را که در اورشلیم مشغول ساخت معبد بودند فراخواند و به افغانستان تبعید کرد، بنابراین یهودیان فرزندان کوروش را خطری برای خود میبینند. از اینجاست که شخصی به نام داریوش پیدا میشود. او از سرداران یهود است که فرزندان کوروش را میکشد و با کودتا، قدرت را در دست میگیرد. البته در کتیبه بیستون آمده که فرزندان کوروش خودکشی کردهاند اما اینکه علیه آنها کودتا کرده و با هفت سرباز وارد قصر آنها شده و به جای آنها نشسته را پذیرفته است.
بنابر نوشتههای کتیبه بیستون، منطقه علیه داریوش خیزش میکند چرا که موافق فرزندان کوروش بودهاند. خیزشها به جایی میرسد که غیرقابل کنترل میشود بنابراین یهودیها به وحشت میافتند که اگر شکست بخورند باید به بابل برگردند. در تورات استر نوشته که مردم منطقه تصمیم گرفتند هر یهودی را هر جا که پیدا کردند بکشند. ما دیدیم که اگر پیشدستی نکنیم آنها ما را نابود میکنند،البته داریوش از ابتدا یهودی نبوده اما بعدها به خدمت آنها در میآید. این مسأله را شخصی به نام «کوسلر» در کتاب قبیله سیزدهم آورده است.
* در کدام مناطق، آثار نسلکشی را یافتهاید؟
** جیرفت، املش، کردستان، آذربایجان، ایلام و برخی مناطق دیگر جمعاً 10 نقطهای هستند که آثار پوریم در آن پیدا شده است.
* محدوده ایران کنونی را که خارجیها ترسیم کردهاند. آیا پوریم فقط درهمین محدوده بوده است؟
** محدوده ایران کنونی به جز خراسان بزرگ و شرق عراق یا به عبارتی غرب بینالنهرین هم جزو مناطق پوریم زدهاست.
* چه آثاری از ایرانیان آن زمان یافت شده است؟
** در جیرفت، محیطی به مساحت 40 کیلومتر مربع، پوشیده از آثار عالیترین نمونههای زندگی است. جنازههای مردمان در میان خاکستر رها شده و اشیا و اسناد زندگیشان همهجا پراکنده است. استر در کتابش میگوید: ما همه را کشتیم. سه جا در کتابش اشاره میکند که به ثروتهایشان دست نزدیم. در حفاریها عیناً چیزی را میبینیم که در تورات آمده است. همه را کشتهاند اما ثروتهایشان در کنارشان است، دلیل این است که نمیتوانستند این همه ثروت را به اورشلیم ببرند، ضمن اینکه از این همه ثروت صرفنظر کردهاند تا قتل عام به گردنشان نیفتد.
* شاید به دلیل زلزله از بین رفته باشند. به هر حال برخی میگویند تورات دچار خدشه شده و همه جایش قابل قبول نیست؟
** آیا یهودیها گفتند تورات قابل قبول نیست. اگر این حرف را بزنند که همه چیزشان بر باد میرود. آنها چنین ادعایی نمیکنند. درباره تورات بگوییم که شامل پنج سفر اول است که از سوی خداوند به حضرت موسی(ع) وحی شده. بخش دوم تورات، ذیل نوشتههای ربیها و خاخامهاست. بیش از 30 کتاب در تورات وجود دارد که تقدیس قسمت اول را ندارد اما یهودیها آنها را جزو تورات میدانند. دراین 30 کتاب مسائل تاریخی گذشته بر یهود آمده است و هیچ یهودی آن را رد نمیکند. بحث کوروش در چند کتاب از این مجموعه آمده و بحث پوریم فقط در تورات استر آمده است.
اما درباره دلیل از بین رفتن شهر باستانی نزدیک جیرفت که نمیدانیم نامش چه بوده و مردمانش به چه زبانی صحبت میکردهاند دو موضوع وجود دارد؛ یا زلزله یا جنگ. اگر یک زلزله 10 ریشتری هم بیاید همه نمیمیرند. در زلزله بم که خیلی هم شدید بود 30 درصد مردم شهر فوت کردند و 70 درصد زنده ماندند. فرض کنیم در زلزله شهر باستانی 70 درصد مردم مرده و فقط 30 درصد زنده ماندهاند، وانگهی زلزله آثار خرابی و تپه خاک بر جای میگذارد. زنده ماندهها، جنازه اهل خانه خود را بیرون میکشند و دفن میکنند و ثروت خود را برمیدارند و در جایی دیگر جمع میشوند و بازسازی را آغاز میکنند. نهایتاً پس از 300 سال شهر دوباره سرپا میشود، اما در نقاطی که زیرزمین پیدا کردهایم کوچکترین اثری از بازسازی وجود ندارد. خانههای سوخته، سقفهای فروریخته، اجساد دفن نشده و ثروتهای رها شده نشان از یک قتلعام دارد.
* گفتید مردمان پوریمزده، بسیار توانا و ثروتمند بودهاند؟ از روی چه اسنادی این ادعا را میتوان ثابت کرد؟
** از روی ظروف و مجسمههای به دست آمده از زیرزمین. روی ظروف آنها روی کل سطح آن، یک نقش آنقدر تکرار شده تا کل آن سطح را پر کرده است. این یک کار سوپرمدرن است. در دوران معاصر شخصی به نام «اچر» این کار را انجام داد اما پس از او دیگر کسی نتوانست این هنر را نشان دهد. اگر به موزههای جهان سری بزنید،گاو سفالی اکتشاف شده از «مارلیک» در منطقه املش در استان گیلان فعلی را میبینید. من تحقیق کردهام که بهترین سفالسازان فعلی جهان در لهستان هستند. اگر توانستید مانند این گاو را بسازید؟! محال است بتوانید. سؤال من این است که آن ملتی که این صنایع بیبدیل را داشتهاند کجا رفتهاند و چرا آن تکنیک نمانده است. املشی از 200 سال قبل دوباره سفال میسازد. مواد اولیهاش اشتباه است، لبههای بشقابی که ساخته یکنواخت نیست. با دست به آن لبه داده اما لعاب نتوانسته بدهد. پخت آن غلط بوده و خلاصه هیچ شباهتی به بشقاب 2500 سال قبل ندارد. اگر در 2500 سال قبل چنان سفالی ساخته در طول این سالها باید عالیتر شده باشد نه اینکه به صفر برسد. پس به این نتیجه میرسیم که این تولید مدت زیادی قطع شده است. وقتی آن منطقه را حفاری میکنیم با یک تولید و تکنیک بسیار پیشرفته مواجه میشویم. سؤال اینجاست که چه کسی اینها را زیرزمین فرستاده و با گذشت 2500 سال نمیخواهد راز آن برملا شود؟
* در مستند «تختگاه هیچ کس» میخواهید اثبات کنید که تختجمشید یک بنای نیمهکاره است. آیا این مسأله هم به پوریم ربط دارد؟
** بله. پوریم یک مسأله بنیانی است. اگر بخواهیم وارد بحث هخامنشیان بشویم قبول میکنیم که تخت جمشید یک بنای نیمهکاره است. چرا نیمهکاره رها شده است؟! چرا پس از مصرف این همه مواد اولیه و هزینه، ناگهان به حال خود رها شده است. آن وقت دنبال این چراها که میگردیم تاریخ، روشن میشود. بعد میپرسیم در جایی که هرگز بنایش تمام نشده چرا گفتهاند جشنهای بینالمللی میگرفتهاند. مگر در بنایی که سقف ندارد میتوان پرده آویزان کرد یا فرش پهن کرد. اگر اینجا نیمهکاره است چه کسی گفته که تخت جمشید را اسکندر آتش زد.
مگر بنای نیمهکاره ارزش آتش زدن دارد. درباره این مسأله باید مثل یک جست وجوگر عمل کرد نه یک ژورنالیست!
* در فیلم مستند شما به عواملی چون نیمه ماندن حجاریها و دروازهها، سقف و کف نداشتن تختجمشید به عنوان دلایل نیمهتمام بودن این بنا اشتباه شده است. چه دلیل دیگری بر نیمهکاره رها شدن این بنا و واقعه پوریم دارید؟
** یک کتاب به نام تختجمشید که سه جلد است و هر جلدش حدود 10 کیلوگرم وزن دارد. این اثر اشمیت است.
* اشمیت کیست؟
** حفار اولیه تختجمشید. او بازیافتهای اولیه خود را به صورت کتاب درآورده و عکسهایی که بیش از 100 سال پیش از این بنا گرفته شده را در آن گنجانده است. همه این عکسها در سایت دانشگاه شیکاگو وجود دارد. درکتابهای من و مستند «تختگاه هیچکس» هم به این مسأله اشاره شده که عکسها متعلق به دانشگاه شیکاگو است.
* شما در فیلمتان ادعا کردهاید که گلنوشتههای زیگورات تخریب شده در زیر و کنار تختجمشید را حفاران دانشگاه شیکاگو بردهاند تا اثری از زیگورات مذکور باقی نماند. با این حال چگونه حاضر شدهاند عکسهایش را در اختیار شما قرار دهند؟
** شما اگر فیلم را دیده باشید، 150 هزار متر بنای خشت و گلی عیلامی همراه قبرستان مربوطه را نابود کردهاند. در اسناد بینالمللی و آییننامههای اکتشاف کسی حق ندارد یک خشت را دونیم کند. اگر هم این کار را کرد باید مثل اولش آن را درآورد و بگذارد سر جایش چطور و با اجازه چه کسی اینها 150 هزار متر بنای یونیک عیلامی را نابود کردهاند؟ آقایان تصور نمیکردند که مهار از دستشان خارج شود. فکر نمیکردند یک روزی این سؤالها در این کشور مطرح شود، چون خودشان بنیان تحقیقات تاریخی را در این سرزمین گذاشتند.
مطمئن بودند که چنین کسی یافت نخواهد شد که درمقابل اینها، این سؤالات را بگذارد، بنابراین آن عکسها را هم منتشر کردند، ولی هیچوقت فکر نمیکردند این عکسها علیه خودشان استفاده شود.
* البته برخی تصاویر شبیه نقاشی است.
** جز یکی دو تا، بقیه عکس است. آن یکی دو نمونه هم مربوط میشود به کتاب «ینبور» که متعلق به 240 سال قبل است. آن زمان دوربین عکاسی نبوده است،با این حال 98 درصد تصاویری که در فیلمها نشان دادهایم، عکس است.
* بحث ما کمی به حاشیه رفت. چه شد که تختجمشید نیمهکاره رها شد؟
** وقتی داریوش از پس آن ملت متمدن برنیامد و یهودیان نقشه قتلعام آنها را کشیدند طبیعی بود که زنده نماند، بنابراین کسانی که روی تختجمشید کار میکردند همگی کشته شدهاند.
* آیا کسانی هستند که در نیمهکاره بودن تختجمشید با شما هم عقیده باشند؟
** چند سال پیش من از نظام مهندسی ایران، هیأتی را به تختجمشید بردم. افراد استخوانداری میان آنها بودند. از آنها یک نظریه گرفتم که اینجا نیمهکاره رها شده است. همه این افراد صاحبعنوان هستند و نظریهای دارند که منتشرش کردم. این افراد پس از بازدید گفتند که محوطه تختجمشید حین کار، به زور تعطیل شده است. این زور یعنی اینکه آن حجارها، در حال کار روی بنا کشته شدهاند.
* تختجمشید متعلق به کدام پادشاه هخامنشی است؟
** بنای نیمهکاره تخت جمشید در زمان خشایار شا ساخته میشد. که ناگهان کار ساخت آن متوقف میشود. شما یک کتیبه از داریوش سوم که پدر خشایار شا باشد، پیدا نمیکنید اما از اردشیر دوم و داریوش سوم کتیبه وجود دارد. نکته مضحک اینجاست که تختجمشید قابل سکونت نبوده اما داریوش سوم 200 سال پس از آغاز ساخت این بنا در زمان خشایار شا کتیبه دارد. آیا اینها حقهبازی، توطئه و جعل تاریخ نیست؟! لازم نیست از تختجمشید بیرون بروید. همان را وقتی آنالیز کنید و زوم نمایید روی موضوعات آن، معلوم میشود که تاریخ ایران مثل یک بازی دومینو است. وقتی خشت اول میافتد، تا آخر همه تاریخ را خراب میکند.
* این طور جلو برویم بخش زیادی از تاریخ ایران زیر سؤال میرود؟!
** اگر تاریخی را به دروغ نوشته باشند و آن را تغییر ندهیم، خیانت است. یک محقق باید درباره ابهامات تحقیق و راز آنها را کشف کند.
* یک مثال از دروغهای تاریخ ایران دارید؟
** یکی همان مسأله برگزاری جشنها در قصر نیمهکاره تختجمشید است که گفتم. دوم اینکه میگویند حجاریهای نشان داده شده که ملتها دارند هدیه میآورند. مسلماً اتفاق نیفتاده است برای اینکه باید معلوم شود این ملتها در کجا و برای چه کسی هدیه میآورند. وقتی بنا، سقف ندارد، پس این حجاریها، تصور است نه واقعیت. ظرف و نیزهاش هم تصور است. اینها بحثهای پیچیدهای نیست که فهم آن دشوار باشد.
* با توجه به اینکه، تخت جمشید و هخامنشیان به عنوان واقعیتهایی محکم جاافتادهاند، دیگر چه جای بحث درباره موارد ادعایی شما باقی میماند؟
** من از شما یک سؤال دارم. چرا تلویزیون ایران «تختگاه هیچکس» را نشان نمیدهد و میزگردی با حضور صاحبنظران ملی ترتیب نمیدهد تا درباره این مستند اظهار عقیده بکنند.
* شاید دلیلشان این است که مستندهای شما را سرهمبندی شده میدانند. چه پاسخی دارید؟
** مستند، مستند است. اگر کسی ادعا کرد که یک فیلم مستند، ساختگی است باید اثبات کند اما اگر نتوانست باید آن را بپذیرد. کسی نمیتواند درستی مستندهایی چون «تختگاه هیچکس» را رد کند. وقتی نتیجه بررسیها این میشود که کتیبههای پاسارگاد و نقش رستم، 60 سال قبل کنده شده، چیز دیگری بگوییم و به تصویر بکشیم؟!
* اگر قبول کنیم که این نوعی تاریخسازی است، چه هدفی پشت آن خوابیده است؟
** یهود همواره یک لباس ژنده مظلومنمایی بر تن میکند تا بگوید در همیشه تاریخ مورد ظلم واقع شده است. چون نمیتواند اعتراف کند که در 2480 سال پیش یک تمدن با قدمت بالا را با آن تواناییهای شگرفت به گورستان فرستاده است، چرا که موجودیت خود را از دست خواهد داد. کوششی که برای ساختن تاریخ ایران به کار رفته، نوعی ماله کشیدن به آن قتلعام است. میخواهد شما نپرسید اگر ایران خالی از سکنه بوده پس اشکانیان و ساسانیان چیست. میخواهد نقش هخامنشیان و یهود در پوریم مخفی بماند. میخواهد ندانیم بر سر کوروش که مقامش در تورات از حضرت موسی(ع) بالاتر عنوان شده چه آمده. بر سر فرزندان او چه آمد. ندانیم که یهود با نسلکشیاش در ایران، جهان را 3 هزار سال به عقب برد. اگر چنین نمیشد ایرانیان 1500 سال قبل یعنی 100 سال پیش از اسلام، بر انواع امراض غلبه کرده و عمر بشر را بسیار طولانی میکردند.
آنها در تورات از کوروش و هخامنشیان چیزهایی نوشتهاند و در تاریخ ما چیزهای دیگری آوردهاند. آیا نمیدانستهاند تورات چه نوشته است. همسر ویل دورانت که 28 جلد کتاب تاریخ تمدن نوشته، یهودی بوده است. آیا از وجود تورات، بهخصوص تورات استر بیاطلاع بوده است.
* برخی ملاک تمدن را وجود حکومتهای مقتدر میدانند. شاید دلیل اینکه تاریخ قبل از 2500 سال را جزو تمدن به حساب نمیآورند همین باشد.
** اولاً وجود صنایع پیشرفته در ایران در حفاریهایی که انجام شده، کاملاً اثبات شده است. آیا وجود این تولیدگران و توانمندی نشانه تمدن نیست؟! ثانیاً چه کسی اجازه داده درباره وجود یا نبود حکومتهای مقتدر تحقیق شود. از کجا معلوم که حکومت مقتدری بوده یا نبوده است.
* گفته میشود که در 4 هزار سال قبل، مادها حکومت مقتدری داشتهاند.
** دروغ میگویند. مادها وجود نداشتهاند. تنها یک کتاب درباره مادها نوشته شده است، آن هم توسط یک روس به نام «دیاکونوف» که در مقدمهاش آورده. ما تاکنون درباره تجمع ماد نام به اندازه پرمگس اسناد به دست نیاوردهایم. آن وقت 400 صفحه کتاب راجع به ماد نوشته است. یکی نیست بگوید تو که هیچ سندی پیدا نکردهای و در مقدمه کتابت اعتراف کردهای چگونه 400 صفحه کتاب نوشتهای؟! شما با توطئه روبهرو هستید نه فرهنگ!
* برخی میگویند ارگ بم، بنای 6 هزار ساله است، بنابراین باب تحقیق درباره قبل از 2500 سال آنقدرها هم بسته نیست.
** چه کسی ادعا کرده ارگ بم 6 هزار ساله است؟ کسی که این ادعاها را میکند باید دورانشناسی بداند. اینکه در 12 هزار سال قبل یا 10 هزار سال قبل یا 8 هزار سال قبل چه خبر بوده است؟ در 6 هزار سال پیش جوامع انسانی وجود نداشت. انسانها پراکنده زندگی میکردند. آن وقت چگونه ممکن است بنای 6 هزار ساله همچون ارگ بم که مرکز حکومت بوده وجود داشته باشد.
* هدف شما از ارائه این بحثها. فیلمها و کتابها چیست؟ آن هم در زمانی که مردم این تاریخ موجود را پذیرفتهاند؟
** پوریم یک واقعیت تاریخی است و دولت جمهوری اسلامی ایران باید این پرچم را در جهان بلند کند. به عنوان ملتی که پیش از همه از ناحیه پوریم آسیب دیده، باید این مسأله را علنی سازد. اما انگار یهودیها به قدرتی بیشتر از قبل تمام سیستمهای خود را در کشور ما بازسازی کردهاند و بیشترشان هم در بخش فرهنگی هستند که اجازه یهودیزدایی از تاریخ ما را نمیدهند.
* تمدن ایران قبل از پوریم به چند هزار سال قبل مربوط میشود؟
** 4 تا 5 هزار سال قبل. شما اگر به شهر باستانی مارلیک در شمال ایران سری بزنید متوجه میشوید که یک سیستم تولید با طراحی فوق ممتاز هندسی – ریاضی وجود داشته که به دست یهود نابود شده است.
* خواسته شما از مسئولان و صاحبان اندیشه چیست؟
** اگر دلسوز تاریخ و فرهنگ ایران هستند، پرچم پوریم را بلند کنند، نه اینکه بودجههایشان را صرف صاف کردن کف یک بنای نیمهکاره که برای فراموشی جنایات یهودیان است، کنند. اجازه دهند که لااقل درباره بحث پوریم و نیمهکاره بودن تختجمشید و برخی بناهای دیگر، اظهارنظر شود. روشنفکران ما اگر روشنفکرند نباید در مقابل یک تحقیق، اینگونه جبهه بگیرند.