جابر بهروز شکیبایی
به نقطهای سرسبز در میان بیابان بیآب و علف «واحه» گفته میشود. واحه واژهای است که دنیای غرب به رژیم اشغالگر اسراییل در خاورمیانه اطلاق میکند. بدون آنکه اشاره به اصل این نقطه سرسبز یعنی فلسطین کند. از دید غرب رژیم صهیونیستی واحه دموکراسی در میان کشورهای مستبد خاورمیانه است؛ واحهای که تمامی معیارهای تمدن غرب را با خود یدک میکشد و از رعایت حقوق بشر گرفته تا حقوق زنان، آزادیهای دینی، حسن همجواری و هر آنچه دنیای غرب امروز به آن میبالد، اما آیا واقعاً رژیم صهیونیستی امروز به تعریفهای غرب شبیه است؟
روزنامه صهیونیستی هاآرتص در شماره نهم می سال جاری خود اما تمجیدهای غرب را به چالش جدی کشیده است. این روزنامه در مقالهای تحت عنوان «عملیات نجات ملی» (اشاره به وضعیت نامناسب جامعه صهیونیستی اسراییل) به چالشهای پیشروی اجتماعی این رژیم پرداخته و مینویسد: اسراییل مبتلا به سه چالش ویرانگر است که هر یک از آنها بقای آن را به عنوان یک دولت یهودی دموکراتیک به خطر میاندازند. یکی از آنها اشغالگری مستمر مناطقی است که ماه جاری چهل و سومین سالگرد آن فرا میرسد (اشاره به اراضی اشغالی سال 1967)...
حاکمیت برشمار زیادی از ساکنان فلسطینی با روشهای غیردموکراتیک و با استفاده از زور حقانیت اخلاقی اسراییل را دچار تزلزل میکند، چهره آن را در جامعه جهانی تخریب و رویکردهای ناسیونالیستی افراطی را تقویت میکند. به زعم هاآرتص، دومین چالش تخریبی توسعه یافتن طایفه به اصطلاح مذهبگر است که اعضای آن کار نمیکنند و مسئولیت خدمت در ارتش اسراییل و پرداخت مالیات را هم به عهده نمیگیرند، بلکه بر عکس از اعانه ارتزاق میکنند و اجازه نمیدهند فرزندانشان برای ورود به بازار کار آموزش و آمادگی پیدا کنند. به عنوان سومین چالش تهدید کننده موجودیت رژیم صهیونیستی هاآرتص رویکرد نژادپرستانه تلآویو نسبت به شهروندان اصلی فلسطین را مثال میزند و مینویسد: سومین چالش ویران کننده رویکرد تبعیضآمیز و اخراج و دور ساختن شهروندان عربی است که به دنبال کار کردن و آموزش دیدن هستند اما برای انجام این مهم با دشواریهای زیادی به خصوص در زمینه یافتن فرصتهای شغلی ورود به بافت جامعه مواجه هستند.
انتشار اخباری در خصوص رفتارهای نژادپرستانه رژیم صهیونیستی علیه 5/1 میلیون فلسطینی ساکن در اراضی اشغالی سال 1948 و تقریباً پنج میلیون فلسطینی ساکن در کرانه باختری و نوار غزه هر چند تعریفات غرب از «اسراییل دموکراتیک» را آشکار نقض میکند اما از دید فلسطینیهای ساکن در مناطق اشغالی موضوع شگفتآوری نیست چه اینکه آنان بهتر از هر مرکز نظرسنجی و افکارخوانی در جهان خوی نژادپرستانه رژیم صهیونیستی را لمس و حس کردهاند. شگفتانگیزتر اینکه جامعه صهیونیستی امروز اسراییل علیه طایفههای مختلف یهودی نیز رفتارهای نژادپرستانهای از خود بروز میدهد. قصه سفاردیمها (یهودیان مهاجر شرقی) و اشکنازیها (یهودیان مهاجر غربی) از آن دست رویدادهایی است که از زمان تأسیس رژیم صهیونیستی حیرت همگان را برانگیخته است. فرودستان و فرادستانی که با هم دشمنند اما صرفاً برای حفظ آنچه جریان صهیونیسم بافته است در کنار هم با تنش طبقاتی خاص خود زندگی میکنند. قصه به همین جا ختم نمیشود. در لایهای پایینتر حتی میان یهودیان شرقیای که سفیدپوست سیاهپوست هستند تفاوتهایی در زندگی اجتماعی وجود دارد. حتی میان آنهایی که تظاهر به دینداری میکنند با آنانی که لائیک معرفی شدهاند نیز کشمکشهایی در بحث برخورداری از محیطهای آموزشی، علمی و تفریحی وجود دارد. غربیها خود را برای دستیابی به جایگاه بلند اجتماعی بر شرقیها محق میدانند همانگونه که اصولاً یهودیان خود را بر دیگر نژادها برتر و خود را بندگان برگزیده خدا میپندارند. در باب رفتار دموکراتیک رژیم صهیونیستی پیرامون آزادیهای دینی نیز نه تنها جهان اسلام که غرب نیز زیاد شنیده شده است. با گذشت 62 سال از اشغال سرزمین فلسطین اینک تنها مردان مسلمانی که 50 سال به بالا دارند و زنان مسلمانی که 40 سال به بالا دارند قادر خواهند بود فریضههای دینی خود را ادا کنند.
رژیم صهیونیستی به عنوان یک حکومت اشغالگر هیچ یک از قوانین مصرحه در کنوانسیونهای ژنو مبنی بر رعایت حقوق شهروندان کشور اشغال شده را رعایت نمیکند. احداث دیوار حائل، ترور شهروندان فلسطینی، محاصره نوار غزه، دزدی منابع آبی کرانه باختری، تحمیل جنگهای خانمانسوز نظیر جنگ 22 روزه، بمباران مناطق فلسطینینشین، ممنوعیت برگزاری مناسبتهای فلسطینی، الحاق آثار باستانی فلسطینیان به یهودیان و... تنها گوشههایی از رعایت موازین حقوق بشردوستانه از سوی رژیم صهیونیستی است! از این رو اگر رژیم صهیونیستی نماد دموکراسی غرب در خاورمیانه محسوب میشود؟ پس دنیا متمدن غرب باید به دنبال تعریفی جدیدتر برای خود باشد.