محمدرضا حاجیان
بیگمان بهترین تشریح وضعیت فعلی جامعه صهیونیستی آیه چهارده سوره حشر است که در آن خداوند متعال میفرماید: لا یقاتلونکم جمیعاً الافی قری محصنه او من وراء جدر باسهم بینهم شدید تحسبهم جمیعاً و قلوبهم شتی ذالک بانهم قوم لا یعقلون.
«آنها هرگز با شما نمیجنگند، جز در دژهای محکم یا از پشت دیوارها، در بین خودشان دچار دشمنی هستند، آنها را متحد میپنداری در حالى که دلهایشان پراکنده است زیرا آن قوم فاقد عقل و شعورند».
در جامعهای طبیعی هنگامی که جامعه در معرض تهدید و خطر قرار میگیرد افراد و اقشار مختلف آن متحدتر شده و نمادهای اختلاف کمتر نمایان میشود. اما درباره جامعهای مانند جامعه صهیونیستی این موضوع برعکس است. به نظر میرسد دو دلیل برای این قضیه میتوان برشمرد. دلیل اول به ماهیت وجودی این جامعه و دلیل دوم به ساختار آن بر میگردد. قبل آنکه به توضیح این دو دلیل بپردازیم مناسب است برخی از نمادها و مظاهر اختلاف و تشتت در این جامعه را یادآوری کنیم.
اختلاف در خصوص تعامل با افکار عمومی جهان از جمله مواردی است که امروز حاکمان و سیاستمداران جامعه صهیونیستی به شدت درگیر آن هستند. سران جنبش صهیونیستی برای برخورداری از حمایت دنیا و به ویژه غرب با سناریوسازیهای دروغین خود را مظلوم قربانی جلوه داده به گونهای که توانسته بودند خلال چند دهه جنایتهای خود را علیه مردم فلسطین و لبنان با این مظلومنمایی از دید افکار عمومی غرب پنهان کنند. چنانچه واکنش افکار عمومی دنیا به جنایتهای صهیونیستی مانند کشتار دیریاسین، کفرقاسم، صبرا و شتیلا و ترور رهبران فلسطینی و لبنانی در دهههای گذشته را مورد بررسی قرار دهیم متوجه ناچیز بودن این واکنشها میشویم. اما امروز دیگر اینگونه نیست و در مقایسه با گذشته میبینیم که واکنش به جنایتهای جنگ 33 روزه لبنان و جنگ 22 روزه غزه و ترور محمودالمبحوح و کشتار کاروان آزادی غزه بسیار شدید و تند بود. در حالی که برخی صهیونیستها این نوع رفتار حاکمان جامعه صهیونیستی را نابخردانه میدانند، این حاکمان که بقای خود را در انجام اینگونه اقدامات میدانند با وجود مشاهده پیامدهای منفی آن هر روز بیشتر بر سیاستها و رفتار خود پافشاری میکنند.
نتیجه این پافشاری نیز کاملاً روشن است. از یک طرف اختلاف بین آنها افزایش خواهد یافت و از طرف دیگر افکار عمومی جهان بیشتر علیه آنان خواهد شد و این وضعیتی است که راه فراری از آن برای صهیونیستها وجود نخواهد داشت و هر روز برای جبران جنایتهای خود ناچارند دست به جنایت جدیدی بزنند.
مورد دیگر تبعیض نژادی و طبقاتی بین خود صهیونیستهاست. صهیونیستها که برای جذب یهودیان به فلسطین اشغالی وعده یک مدینه فاضله به آنها داده بودند در عمل رفتارینژاد پرستانه با مهاجرین یهودی داشتند به گونهای که عملاً یهودیان شرقی از بسیاری امتیازات محروم شدند و این خود باعث افزایش فاصله طبقاتی بین یهودیان شرقی با مهاجرین غربی شد.
اختلاف بین متدینین و لائیکها در جامعه صهیونیستی یکی دیگر از نمونههای شدید اختلاف است. این اختلاف در دو جنبه ظهور پیدا کرده؛ اول اختلاف اساسی در خصوص شرعی بودن تشکیل دولت اسرائیل و دوم اختلاف بر سر اجرای قوانین شرعی است.
بر اساس برخی از تعلیمات دین یهود تشکیل دولت اسرائیل تا زمان ظهور منجی یهود شرعاً حرام است و تا سالها پس از تشکیل جنبش صهیونیسم بسیاری از خاخامها با این جنبش و اهداف آن مخالف بودند اما سران سیاسی صهیونیسم توانستند با شیوههای مختلف نظر این خاخامها را تغییر داده و موافقت آنها را جلب کنند با این وجود اصل اختلاف همچنان حل نشده باقی ماند و در حال حاضر هم گروههایی از یهودیان مانند جنبش ناتوری کارتا بر این مخالفت پافشاری میکنند و حتی تعدادی از آنها به رغم زندگی در فلسطین اشغالی دولت اسرائیل را از نظر دینی مشروع نمیدانند.
جریان دیگر از متدینان یهودی که چارچوب سیاسی اسرائیل را پذیرفتهاند از نظر رفتار و عملکرد دولت با آن اختلاف دارند. این گروه خواهان اجرای تعلیمات دینی یهود به طور کامل هستند و چارچوب لائیک که دولت اسرائیل بر آن بنا شده است را نمیپذیرند. سران سیاسی صهیونیسم که ناچار بودند برای برخورداری از حمایت غرب دولت خود را مطابق با اصول غربی بنا نهد از ابتدا تلاش کردند تا بین این نیاز و خواستههای متدینین تعادل و توازنی برقرار کنند اما همواره در این خصوص با چالش مواجه بودند. در سالهای اخیر بنا به دلایلی قدرت و نفوذ متدینین در صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی افزایش یافته و به دنبال آن چالش بین متدینین و دولت نیز شدت پیدا کرده است.
سیاستمداران صهیونیستی از طرفی برای بقای خود و دولت اسرائیل در فلسطین اشغالی نیازمند انگیزه دادن به صهیونیستها با استفاده از آموزههای دینی هستند و از طرفی افزایش مظاهر دینی ماهیت دولت لائیک را با خطر مواجه میکند و دینیتر شدن چهره دولت باعث کاهش حمایت غرب از آنها میشود.
دنیا طلبی و بهرهمندی از مواهب قدرت سیاسی نیز از مواردی است که در سالهای اخیر باعث بروز اختلاف و شکافهایی در جامعه صهیونیستی شده و شکنندگی آن را افزایش داده است. با وجودی که مادیگیری در ذات و طبیعت یهودیان از قدیمالایام قوی بود اما در سالهای اولیه تشکیل رژیم صهیونیستی موارد اندکی از فساد مالی، اخلاقی و سیاسی در بین سران سیاسی آن آشکار بود در حالی که خلال ده سال گذشته انواع فساد در بین سران درجه اول این رژیم به امری شایع تبدیل شده است.
به گونهای که برخی تحلیلگران دیگر رهبران این رژیم را افرادی آرمانگرا نمیدانند بلکه سیاستمداران حرفهای تلقی میکنند که تنها در پی کسب قدرت و مال هستند. این نوع تغییر باعث میشود که هر چند گاهی سیاستمداران روی هم شمشیر کشیده و با هر شیوه و ابزاری قصد شکست حریف خود را داشته باشند. اگر چه چنین رفتاری ممکن است در بسیاری از کشورهای دنیا رایج باشد اما وضعیت و موقعیت رژیم صهیونیستی به گونهای است که این رفتارها برای آن پیامدهای منفی و مرگبار بسیار بیشتری نسبت به سایر کشورها دارد. بررسی روندهای سیاسی و اجتماعی در جامعه صهیونیستی نشان میدهد که این نوع از رفتار صهیونیستها نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه رشدی فزاینده داشته و هر روز بر بحرانهای داخلی آنها میافزاید.