محمدرضا حاجیان
جنبش صهیونیست که اساساً یک حرکت سیاسی با حمایت استعمار غرب بود از دیانت یهود برای پیشبرد اهداف خود نهایت استفاده را برده است. این جنبش با تحریک انگیزههای خفته موجود در دیانت یهودی به همراه انگیزههای نژادپرستانه به وجود آمده در بین یهودیان اروپایی توانست نیروی لازم برای مهاجرت یهودیان به فلسطین اشغالی را جمعآوری کند. با وجودی که در ابتدا و در ظاهر دولت جعلی اسراییل را بر مبنای اصول دولت مدرن در غرب بنا نهادند اما برخلاف دولتهای غربی که اصل اساسی آنها جدایی دین از دولت بود ماهیت رژیم صهیونیستی قرائتی است که با تکیه بر اصول برتری نژادی و نژادپرستانه شکل گرفته است. در سالهای اولیه صهیونیستها تلاش میکردند برای جلوگیری از حساسیت افکار عمومی جهانیان این نژادپرستی و دینی بودن دولت خود را مخفی کنند اما به مرور زمان و به ویژه در خلال ده سال گذشته به شکل فزاینده ماهیت آنها آشکار میشود. نمادهای مهم این نژادپرستی و تکیه بر اسطورهها و دستورات تحریف شده یهودی را میتوان در رفتارها و اظهارنظرهای نژادپرستانه صهیونیستها علیه فلسطینیها و مسلمانان و جنایتهای آشکار در لبنان و غزه، تلاش برای تخریب مسجدالاقصی و بنای معبد سلیمان به جای آن، تأکید شدید بر شهرکسازی در قدس و کرانه باختری بهرغم مغایرت آن با قوانین بینالمللی و همچنین افزایش سهم احزاب تندرو دینی و افراطى در کنیست و کابینه مشاهده کرد. علاوه بر ماهیت اصلی جنبش صهیونیستی این سوال پیش میآید که چرا در دهه اخیر این ماهیت به گونهای عریانتر خودنمایی میکند؟
با توجه به ماهیت و فلسفه وجودی رژیم صهیونیستی سران این رژیم چارهای ندارند به بجز اینکه برای بقای خود و استمرار وجود خود از عواملی همچون اسطوره و آموزههای دینی و نژادی برای تحریک صهیونیستها به منظور باقیماندن در فلسطین اشغالی و دفاع از دولت یهودی بهره گیرند.
در این راستا ارتش به عنوان یک کوره ذوب اجتماعی نقش مهمی در الغای مفاهیم و ارزشهای یهودی در بین مهاجرین یهودی داشته و دارد بررسی نحوه عملکرد نظامیان صهیونسیت در جنگهای اخیر به شکل بارزی وجود روحیه نژادپرستی و تنفر از فلسطینیها و لبنانیها در بین نظامیان صهیونیست را نشان داده است. این در حالی است که با گسترش روحیات مادیگری در بین صهیونیستها که افزایش فساد در بین سران صهیونیست شاخص آشکاری از آن است، ارتش صهیونیستى براى بالا بردن روحیه و انگیزه جنگى در بین سربازانش ناچار شده که اقدامات بیشترى براى بالا بردن روحیه نظامیان انجام دهد. نظام آموزشى رژیم صهیونیستى از دیگر ابزار صهیونیستها براى بالا بردن انگیزه صهیونیستها براى بقا در فلسطین اشغالى و دفاع از اسراییل است. متون درسى در رژیم صهیونیستى به گونهاى تدوین شده است تا کودکان اسراییلى از ابتدا با مفاهیم برترى نژادى و تنفر از عربها و مسلمانان بزرگ شوند. القای مفاهیم صهیونیستی تنها به مدارس منحصر نیست بلکه در دانشگاههای اسراییل نیز بر آنها تأکید میشود. در این بین نقش خاخامها و رهبران مذهبى صهیونیستى در افزایش افراطیگری و نژادپرستى نیز قابل توجه است. خاخامها که در ابتدا چندان با تشکیل دولت اسراییل موافق نبودند با دریافت امتیازهاى خاص از جانب سران سیاسى جنبش صهیونیسم با آن همراه شدند این امتیازات آنها را تشویق کرد تا براى کسب منافع بیشتر حضور خود در صحنه سیاسى را افزایش دهند و براى جلب حمایت بیشتر در جامعه صهیونیستى از آموزههاى دینى بهره گیرند و تا آنجا که رویدادهاى تاریخى را نیز به نفع خود تفسیر کنند. در سالهاى اخیر با تقسیم آراى جامعه صهیونیستى احزاب اصلى و بزرگ اسراییلى مانند حزب کار، لیکود و کادیما ناچار شدند تا با دادن امتیازهاى مادى بسیار به احزاب کوچک دینى و افراطى آنها را وارد ائتلاف دولتى کرده و راى لازم براى تشکیل دولت را به دست آوردند. این امتیازهاى مادى احزاب دینى و افراطى را قادر ساخت تا بتوانند با ترویج افکار خود هواداران بیشترى را به خود جلب کنند و روز به روز در صحنه سیاسى از قدرت بیشترى برخوردار شوند. برخى از کارشناسان معتقدند که یکى از علل افزایش مظاهر افراط گرایى و نژادپرستى نتیجه افزایش عدم اطمینان به آینده و مقاومت روز افزون فلسطینىها در برابر مطامع و تجاوزات آنهاست. معناى این سخن آن است که عدم تسلیم فلسطینىها و مردم کشورهاى عربى و اسلامى در برابر صهیونیستها آنها را مجبور مىکند تا فشار بیشترى براى تسلیم کردن به فلسطینىها و عربها وارد آوردند که این خود باعث افزایش انگیزههاى مقاومت در نزد فلسطینىها و عربها خواهد شد. بنابراین به طور خلاصه مىتوانیم بگوییم:
1- افراطىگرى و نژادپرستى در جوهره و ماهیت رژیم صهیونیستى نهفته است که با توجه به شرایط فعلى زمینه ظهور و آشکار شدن آن براى سایرین فراهم شده است.
2- در سالهاى اخیر سران رژیم صهیونیستى بنا به نیازهاى سیاسى، امنیتى و اجتماعى تلاش کردهاند تا با افزایش انگیزههاى دینى و نژادپرستانه تمایل بیشترى در بین صهیونیستها براى بقا در فلسطین اشغالى و دفاع از این رژیم به وجود آوردهاند. البته دراین بین انگیزههاى سیاسى حزبى براى کسب آرا نیز قابل توجه است.
3- ارتش رژیم صهیونیستى هم به عنوان یکى از صحنههاى پدیدار شدن افکار و رفتارهاى دینى و نژادپرستانه قابل توجه است و هم اینکه ابزارى براى پرورش وگسترش این نوع افکار و رفتار به حساب مىآید.
4- خاخامها و احزاب دینى و افراطى با کسب امکانات مادى قابل توجه طى سالهاى اخیر فعالیتهاى خود را افزایش داده و توانستهاند به شکل روزافزونى آراى جامعه صهیونیستى را به طرف خود جلب کنند.
در پایان لازم است به این نکته اشاره کنیم که به رغم اینکه سران رژیم صهیونیستى توانستهاند از افزایش گرایشهاى دینى و نژادپرستانه در جهت تقویت موقعیت داخلى خود بهرهبردارى کنند اما در مقابل نه تنها در برابر افکار عمومى جهانیان با مشکلات متعددى روبه رو شدهاند بلکه عزم فلسطینىها نیز براى مقاومت راسختر شده است. راى فلسطینىها و جهان اسلام اهداف اسلامستیزانه و مطامع صهیونیستها به مقدسات اسلامى در فلسطین آشکارتر شده است. از این رو انتظار مىرود به طور روزافزونى درگیرى فلسطینىها، جهان اسلام و افکار عمومى جهانیان با صهیونیستها شدت یابد و افق مذاکرات براى سازش بین عربها با رژیم صهیونیستى ناپیدا باشد.