احمد حاجیان
بیانیه اخیر مجمع روحانیون مبارز که با هدف بازسازی چهره این گروه سیاسی بعد از فتنه سال 88 منتشر شده است فرصت مناسبی برای بازکاوی عملکرد این گروه سیاسی در تحولات اخیر کشور است.
در این بیانیه اگر چه با مظلومنمایی تلاش شده است تا با ادعای اینکه «یاران امام(ره) و انقلاب» مورد هجمه قرار گرفتهاند و یا اینکه نشریات و کسانی که این گروه را نقد میکنند در مسیر منافقین قرار گرفتهاند، برای خود و برخی از چهرههای مطرح آن کسب اعتبار کنند، اما این گروه و گردانندگان آن نمیتوانند نقش خود را در ایجاد انحراف در مسیر حرکت انقلاب اسلامی و زمینهسازی برای کسانی که در سال گذشته و سالهای قبل از آن بیشترین هجمهها را علیه نظام اسلامی روا داشتند کتمان کنند.
گردانندگان این گروه اگر چه در زمان انشعاب از جامعه روحانیت مبارز داعیه دفاع از ولایت مطلقه فقیه را داشتند و خود را مدافع اسلام ناب میدانستند، در کمتر از 5 سال و در جریان انتشار روزنامه سلام با محوریت موسوی خوئینیها (ارگان غیر رسمی این گروه) زمینه اصلی انحراف در طیفی از فعالان سیاسی کشور را به وجود آورده و با مطرح کردن مواضعی ناهمگون با اندیشه انقلاب اسلامی در انحراف بخش وسیعی از فعالان سیاسی کشور نقش آفریدند.
مروری بر برخی از مواضع این روزنامه بیانگر اشتراک نظر آنها با مدعیان تفکر سکولار یعنی حلقه کیان، و نهضت آزادی و... در مقابله با اندیشه انقلاب اسلامی است.
1- نفی بحث حلال و حرام در حکومت و اینکه ساز و کار حکومت توسط حکومت شوندگان تعیین میشود.
2- نفی تکلیفگرایی و اینکه حکومت از زمره حقوق مردم است.
3- تدبیر سیاسی و اجتماعی جامعه امری عقلایی است و نه دینی.
4- مشروعیت حکومت به رأی مردم وابسته است.
مقایسه تطبیقی دیدگاههای آقای موسوی خوئینیها در روزنامه سلام با اصول قانون اساسی نشاندهنده انحراف تدریجی این طیف از اصول قانون اساسی و گرایش به سمت مبانی تفکر سکولار است.
این گرایش تنها در سطح اندیشه خلاصه نمیشود، بلکه آنگاه که در جریان دولت اصلاحات شدیدترین هجمهها به ساحت حضرت امام(ره) و اندیشه انقلاب اسلامی روا داشته میشود، مدعیان این گروه نه تنها نسبت به آن سکوت میکنند، بلکه با همراهی و حمایت از فتنه 18 تیر 78 و پس از آن در فتنه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان میدهند که این دگردیسی فکری بخش اعظم ظرفیت این گروه را در مقابله با حرکت انقلاب اسلامی قرار داده است.
محوریت کمیته «صیانت از آرا» و مواضع تند و افراطی دبیر این کمیته خود ساخته آیا به نام مجمع نوشته نشده است. بیانیه مجمع در آستانه 30 خرداد 1388 و بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری در خطبه تاریخی نماز جمعه 29 خرداد 1388 آیا ایستادگی در مقابل حرکت انقلاب نبود. آیا مجمع میتواند نقش خود را در آشوبهای پس از انتخابات و به ویژه در حوادث روز 30 خرداد و پس از آن کتمان کند.
آیا مجمع میتواند در عین ادعای دفاع از خط امام(ره)، سکوت خود را در قبال هجمه به امام(ره) و ارزشهای انقلاب در روز قدس سال گذشته و روز 13 آبان و عاشورا توجیه کند و باز هم از دفاع از امام(ره) و انقلاب دم زند؟
راستی گردانندگان این گروه چرا مواضع رسمی خود را در قبال هجمه امثال سروش و کدیور به ارزشهای اسلامی و انقلابی روشن نمیکنند، آنگاه که حتی مهدویت و رسالت پیامبر و... از سوی آنها زیر سؤال میرود و حتی کدیور متحد استراتژیک آنها در اتاق فکر جنبش سبز در خارج از کشور «ولایت فقیه را فاقد مستند معتبر عقلی و نقلی اعلام میکند و اینها باز هم سکوت میکنند.»
به نظر میآید آن بخش از نیروهای وفادار به امام(ره) و انقلاب در این گروه (اگر وجود داشته باشند) باید تکلیف خود را با منافقین روشن کنند که طی سالهای اخیر با نفوذ در این نهاد منتسب به روحانیت آن را دچار انحراف کرده و در تقابل خط امام(ره)، انقلاب و خون شهدا قرار دادهاند.