تبلیغ و جذب، دو عامل بقای هر فرقهای است. تشکیلات بهائیت نیز با چنگ زدن به این دو عامل درصدد حفظ و بقای خود است. هدف بهائیت از تبلیغ، جذب است و برای جذب، اولین گام تغییر بینش است.
بهائیت برای تبلیغ به صورت غیرمستقیم عمل میکند. تشکیلات بهائیت مستقیماً وارد حیطه اعتقادی فرد نمیشود بلکه با نقابی متفاوت از درون و تظاهر به رعایت مسائل اخلاقی وارد میشود و فرد را مجذوب خود میکند. تشکیلات بهائیت همواره در تبلیغ چه در حوزه درون تشکیلاتی و چه در حوزه بیرون تشکیلاتی اهداف بلندمدت خود را دنبال میکند. روش اصلی تبلیغات بهائیت به این گونه است که ابتدا شبکهای از همکاران و آشنایان افراد درون تشکیلات، که فرد تا حدودی بر آنها نفوذ دارد، تشکیل میشود. بعد از شناسایی افراد مستعد، وظیفه فرد درون تشکیلاتی شروع میشود. هدفی که برای او تعریف شده، جذب افراد جدید از میان شبکه همکاران و آشنایان است. افراد طبق پروسهای که توضیح آن در ادامه میآید، جذب تشکیلات میشوند و هر یک از افراد تازه جذب شده این روند را برای شبکه دوستان و آشنایان خود طی میکنند و این کار به صورت هرمی دنبال میشود.
مراحل جذب
در فرقه بهائیت روند عضوگیری به این صورت است که تماس اولیه با فرد شناسایی شده انجام میشود، این تماس معمولاً و در اکثر مواقع به شکل حضوری است. در تماس اولیه حرفی از بهائیت و بهائی شدن به میان نمیآید. به تدریج و در تماسهای بعدی، در اعتقادات فرد شبهه و سوال ایجاد میکنند. بعد از متزلزل کردن اعتقادات و باورهای فرد، آموزههای بهائیت را برای فرد تشریح میکنند. در این مرحله فرد میان باورهای خود و باورهای جدیدی که به او تزریق شده مردد است، بنابراین تشکیلات برنامه متقاعدسازی را اجرا میکند. بعد از متقاعدسازی فرد، مبنی بر اینکه متقاعد شده و حاضر است که در مورد بهائیت بیشتر بداند و به سوالاتی که از طریق شبهه در ذهنش ایجاد شده پاسخی بدهد، به سمت مشورت با افراد جامعه بهائی میرود. در این مرحله جوابهای بسیار کوتاهی به او داده میشود و بیشتر او را تشویق را به خواندن کتابهای بهائی با موضوعات خاص میکنند و به فرد گفته میشود که با خواندن این کتابها در یک بازه زمانی خاص، پاسخ همه پرسشهایش را دریافت میکند. حالا فرد از درون آمادگی پذیرش را دارد، بنابراین برنامه جدید وارد فاز جدیدی میشود و عضو آینده به شکل رسمیتر وارد جامعه بهائی میشود. دعوت فرد برای حضور در یک برنامه نیایش، جشن، میهمانی و... یکی از این ترفندها است. در این مرحله جامعه بهائی طبق دستور تشکیلاتی، فرد را با گرمی میپذیرد و به اصطلاح با بمباران محبت روبهرو میشود. به طوری که یک تعلق خاطر نسبت به گروه و جمع در خود حس میکند. حالا فرد برای انجام یکسری فعالیتهای کوچک که به اهداف تشکیلات کمک میکند، آماده است. فعالیت او آغاز میشود و آموزشهای خاص برای مرحله آخر به صورت نرم شروع میشود. عضو جدید عملاً وارد تشکیلات میشود. مرحله آخر، تسجیل و بهائی شدن است، که اتفاق میافتد.
جامعه هدف
قاعدتاً در درون جامعه بهائی، اعضا از هر سنی وجود دارند؛ چه آنهایی که بهائیزاده هستند، چه کسانی که بعدها جذب بهائیت شدهاند. جامعهای که بدنه آن از سه رده اصلی و تاثیرگذار تشکیل شده است: کودکان، نوجوانان و بزرگسالان. تشکیلات میداند که کودکان دارای احساسات لطیف و پاکی هستند و برانگیختن احساسات سطحی آنها کار سختی نیست بنابراین برای تاثیرگذاری بیشتر، با فراهم کردن برنامههای سرگرمگننده و شاد در قالب کلاسهای نیایش، آموزشهای اولیه به آنها القا میشود. در این برنامهها برای موفقیت بیشتر از والدین نیز کمک میگیرند با پیگیری برنامههای آموزش داده شده در منزل، از همان سنین پایین ذهن کودکان کاملاً بر اساس اهداف تشکیلات شکل میگیرد؛ کودکانی که پس از گذشت سالها به افرادی سرسپرده و وابسته تبدیل میشوند.
گروه دیگری که تشکیلات به دنبال جذب آنها است، نوجوانان هستند. هدف در این رده سنی درونی کردن باورها و ارزشهای خاص بهائیت است. درگیر کردن نوجوانان در مراحل عضوگیری و مشارکت در کار گروهی، برنامه تشکیلات است. از آنجا که سالهای نوجوانی، سالهای ساختن هویت و شخصیتسازی است. بنابراین جامعه بهائی موظف است با ایجاد اعتماد به نفس کاذب، شخصیتسازی مثبت در جهت اهداف تشکیلات و به وجود آوردن حس برتری نسبت به افراد خارج فرقه در نوجوان، نوجوان را به تکشیلات وابسته و علاقهمند کند. اما در مورد بزرگسالان که با هدفهای مختلفی جذب میشوند، شگردهای متفاوتی استفاده میشود. ابتدا نقطه ضعف فرد و نقاطی که بر روی آن حساسیت دارد، شناسایی میشود. مانند منافع مادی، مسائل سیاسی، باورهای مذهبی و... و بنا بر نیاز برنامهای خاص از سوی تشکیلات برای جذب یا نگه داشتن او ارائه و اجرا میشود.