در سال 2007، نسخه طبقهبندی نشدهای از گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا منتشر شد که در آن با «اطمینان بالا» تأکید شده بود تهران در پائیز سال 2003، برنامه نظامی هستهای خود را متوقف کرده است. در آن گزارش با درجه «اطمینان متوسط» مطرح شده بود که ایران احتمالاً توانایی فنی تولید اورانیوم با غنای بالا برای تولید سلاح اتمی را بین سالهای 2010 تا 2015 کسب میکند. اینک در شرایطی که فشارهای آمریکا برای اعمال تحریم علیه ایران افزایش یافته است، یک بار دیگر نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده دست به انتشار گزارش زدهاند.
این نهادها عقیده دارند که اگر ایران تصمیم به ساخت بمب اتمی داشته باشد، احتمالاً به لحاظ فنی میتواند آن را در 3 تا 5 سال آینده محقق کند. آنها اعتقاد دارند که ایران ساخت بمب اتمی را در سال 2003 متوقف کرده اما در حال حاضر تحقیقات خود برای ساخت بمب اتم را شدت بخشیده است. این چارچوب زمانی در شرایطی اعلام میشود که ایالات متحده بر تلاشهای خود به منظور اعمال فشارهای بیشتر بر ایران افزوده است و مسلماً ارتباط مستقیمی میان این اظهارات و اعمال فشارهای بیشتر علیه ایران وجود دارد.
جدال بر سر تحریمها
مقامات آمریکا پس از کشوقوسهای بسیار زیاد موفق شدند چین و روسیه را با خود همراه سازند و در روز 20 خرداد 1389 (10 ژوئن 2010)، چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران را در شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسانند. علاوه بر این آمریکا سعی کرده در راستای اجرای قطعنامه 1929 و افزایش فشار بر ایران، دست به اعمال تحریمهای یک جانبه نیز بزند. بر این اساس خزانهداری آمریکا در چارچوب اجرای قطعنامه 1929 شورای امنیت علیه ایران، فرمانده سپاه و وزیر دفاع ایران را به همراه تعدادی از شرکتهای نفتی؛ یک بانک دولتی و نیروی هوایی و فرماندهی موشکی سپاه در فهرست تحریم خود قرار داده است.
این تحریمها، نخستین دسته از اقدامات دولت آمریکا در چارچوب اجرای قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران محسوب میشوند. در همین زمینه، کنگره آمریکا نیز تحریمهای تازهای علیه ایران تصویب کرده که بخش انرژی ایران را هدف قرار میدهد.
از سوی دیگر رهبران اتحادیه اروپا نیز 27 خرداد (17 ژوئن) بر سر تحریمهای بیشتر ایران در بروکسل به توافق رسیدند؛ این تحریمها با فراتر رفتن از قطعنامه تازه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، علاوه بر آنکه شامل اقداماتی برای منع سرمایهگذاری در بخش نفت و گاز و صنعت پالایشگاهی ایران خواهد بود، بخشهای بازرگانی به خصوص کالاهایی که کاربرد دو گانه دارند را نیز در بر میگیرد. بخش بانکداری، بیمه و ترابری ایران نیز از دیگر حوزههایی است که اتحادیه اروپا قصد دارد بر آنها تحریم اعمال کند.
به طور کلی آمریکاییها معتقدند در رویکرد و استراتژی فشار، چنانچه تحریمهای شدیدتری اعمال شود، رهبران ایران ناگزیر خواهند شد تا به پای میز مذاکره، آمده و به همکاری با غرب بپردازند. از این رو با اعمال فشار بر اروپا به منظور عملی ساختن اجرای تحریمها، سعی میکنند راهبرد خود را پیش ببرند. با این حال راهبرد فشار و تحریم همچنان با مشکلات زیادی مواجه است. در این بین چین و روسیه با وجود آنکه به قطعنامه 1929، رأی مثبت دادند، با این حال همچنان نگران روابط اقتصادی خود با جمهوری اسلامی ایران هستند. چین که روابط تجاری گستردهای با ایران دارد، درباره پیامدهای تحریمهای تازه علیه ایران، بر اقتصاد خود نگرانی دارد؛ چرا که ایران صادرکننده نفت است و در عین حال بسیاری از کشورهای دیگر نیز با ایران مبادله تجاری دارند. از این رو چین تاکنون حاضر به حمایت از دور جدید تحریمها نشده و بارها اعلام کرده که دیپلماسی را مناسبترین راه حل برای مسأله هستهای ایران میداند.
به همین سبب نیز آمریکا تمام تلاش خود را به کار گرفته تا چین را برای حمایت از اتخاذ تحریمهای سختتر علیه جمهوری اسلامی ایران ترغیب کند. از سوی دیگر روسیه نیز رفتار اسکیزوفرنیک در طول ماههایی که ایالات متحده سرگرم رایزنی بر سر دور جدیدی از تحریمها علیه ایران بود، همواره از لزوم گفتوگو بر سر برنامه هستهای ایران سخن میگفت. اگر چه این موضوع باعث نشد که روسیه از رأی مثبت به چهارمین دور تحریمهای شورای امنیت علیه ایران خودداری کند. با این حال روسها از اعمال تحریمهای یک جانبه ایالات متحده و اروپا علیه ایران ابراز ناخرسندی کردهاند. و هشدار دادهاند که ممکن است غرب حمایت روسیه را در مواجهه برنامه هستهای ایران از دست بدهد. در این راستا وزارت خارجه روسیه اقدام به انتشار بیانیهای کرده و تصریح نموده که ایالات متحده و اتحادیه اروپا با وضع تحریمهای یک جانبه، خود را «بالاتر از شورای امنیت سازمان ملل» قرار دادهاند.
به طور کلی روسها معتقدند که تحریمها تنها باید با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی وضع شود و نباید شهروندان عادی را هدف قرار دهد. روسها بارها اعلام کردهاند که دور جدید تحریمها، نباید شامل روابط اقتصادی روسیه با ایران شود. در این خصوص میتوان به سخنان ولادیمیر چیژوف، سفیر روسیه در اتحادیه اروپا استناد کرد که گفته بود: «تحریمهای یک جانبه علیه ایران نباید به مسکو ضرر مالی برساند؛ در غیر این صورت روسیه همراهی با این تحریمها نخواهد داشت.»
به همین سبب نیز در حالی که روسیه از تحریمهای یک جانبه ایالات متحده و اروپا علیه ایران انتقاد کرده، رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، مسکو را به خاطر مواضعش در مورد تهران به باد انتقاد گرفته است. گیتس حتی در گفتوگو با اعضای یک کمیته کنگره ایالات متحده با تأیید ابراز نگرانی یکی از قانونگذاران درباره مناسبات تجاری ایران و روسیه گفته است: «شما درست انگشت بر نوعی رفتار اسکیزوفرنیک روسیه در این مورد گذاشتید. زیرا روسیه هم از اعمال فشار علیه ایران حمایت میکند و هم به تجارت با این کشور ادامه میدهد.»
منطق چنین امری کاملاً مشخص است. در واقع روسها و چینیها به خوبی میدانند که ایالات متحده با تحمیل تحریمهای مضاعف بر ایران چیزی را از دست نمیدهد؛ زیرا عملاً رابطه اقتصادی با ایران ندارد. اما اعمال تحریمهای یک جانبه از سوی آمریکا و اروپا میتواند منافع اقتصادی آنها را به خطر اندازد.
سیاست تحریم؛ همچنان ناکارآمد
در مجموع از مرور مباحث فوق میتوان به چند نکته دست یافت که میتوانند تا حد زیادی بیان کننده شکست و ناکارآمدی سیاست تحریم باشند:
1- قطعنامه 1929، ملایمتر از دیدگاههای خاص آمریکا تهیه شد تا چین و روسیه نیز با آن موافقت کنند. بنابراین چنین قطعنامهای نمیتواند آنگونه که آمریکاییها ادعا میکنند، ضربهای مهلک به اقتصاد ایران وارد کند.
2- توجه روسیه و چین به منافع اقتصادی خود در ارتباط با ایران و تأکید بر تداوم این روابط نشان میدهد که تا چه حد این قطعنامه و به طور کلی تحریمها شکننده هستند.
3- اقدام آمریکا و اتحادیه اروپا در وضع تحریمهای یک جانبه علیه ایران، با ناراحتی روسیه و چین همراه بوده است. زیرا آنها تصور میکنند با وجود همراهی با آمریکا در تصویب قطعنامه علیه ایران، هماکنون با بیاعتنایی مواجه شدهاند و لذا مشارکت خود را با غرب بیهوده میبینند.
4- اعمال تحریمهای تازه علیه جمهوری اسلامی پیامدهای جدی برای روابط ایران و این اتحادیه در پی خواهد داشت و چنانکه تاریخ و همچنین آمار مبادلات تجاری دو طرف نشان داده، بیشترین خسارت از چنین امری نصیب اتحادیه اروپا خواهد شد.
5- سابقه قطعنامهها و تحریمهای پیشین نشان میدهد که هیچ یک از آنها به اهداف خود دست نیافتهاند؛ لذا قطعنامه جدید و تشدید تحریمها نیز نمیتواند ایران را به کنار گذاشتن فعالیتهای هستهای ترغیب کند.
6- برنامههای هستهای ایران، پروژههای ملی و تاریخی محسوب میشوند که می توانند جایگاه ایران را در عرصههای مختلف ارتقا بخشند. بنابراین هیچ سیاستی اعم از تهدید و تحریم نمیتواند مانع تداوم این فعالیتها شود.
7- جمهوری اسلامی ایران از زمان پیروزی انقلاب تاکنون، همواره با تحریمهای اقتصادی مواجه بوده است. با این حال تحریمها نه تنها جلوی پیشرفت و توسعه ایران را نگرفتهاند، بلکه در برخی زمینهها باعث خودکفایی، رشد و شکوفایی علمی و تکنولوژیک نیز شدهاند.