* سردار، دوران مدیریت جنابعالی بر وزارت دفاع با بحث مهمی به نام جنگ نرم و قدرت نرم توأم شد. ترجیح میدهم ابتدا تعریف جنابعالی از این مفهوم کلیدی را بشنویم و سپس به رویکرد وزارت دفاع در اینباره بپردازیم.
** قدرت کلیدیترین مؤلفه تعیین کننده مناسبات و جایگاه کشورها در عرصه روابط بینالمللی میباشد. البته منظور، قدرت همهجانبه است که شامل ابعاد سخت و نرم قدرت میشود، اما واقعیتهای جهان معاصر مبین آن است که اغلب کشورها درصددند قدرت سخت را به قدرت نرم، زور را به قانون و قدرت را به اقتدار مشروع تبدیل نمایند.
بنابراین مشخص است که حرکت به سوی بعد نرمافزاری قدرت در دستور کار بیشتر کشورها قرار گیرد. آنچه از گذشته به اثبات رسیده است، نشان میدهد که تأکید صرف بر قدرت سخت، موفقیت پایداری را در برنداشته و نخواهد داشت، به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان، قویترین کشورها همواره قویترین باقی نخواهند ماند، مگر آنکه قدرت خود را به حق تبدیل نمایند.
قدرت نرم، «قدرت هوش، هدایت، جذب و الگوی برتر» است. قدرت نرم یعنی توانایی یک کشور برای جذب سایر کشورها با ایدهها، ارزشها و ایدئولوژی خود. این قدرت، ظاهری آرام و باطنی استوار و آهنین دارد و به همین دلیل هم دارای آثار و تأثیرگذاری بسیار عمیقتر از قدرت سخت است. شکل نرم قدرت ارتباط تنگاتنگی با «قدرتهای بیشکل» دارد. این عرصه شامل فرهنگ، ایدئولوژی، اعتبار ملی، خصوصیات ملی، هویت ملی، ساختار حکومت، موقعیت جغرافیایی، مشروعیت نظام سیاسی و... میباشد.
* در مقام تعریف و تبیین آیا قدرت نرم نیز همان سطوح قدرت سخت را دارد مثل سطح راهبردی، سطح تاکتیک و...؟
** بله، عموماً قدرت نرم قابل تقسیم به سه سطح راهبردی، میانی و تاکتیکی است؛ سطح راهبردی قدرت نرم که متأثر از فرهنگ استراتژیک کشور است و به سطح رهبران و نخبگان یک کشور بازمیگردد و به واقع بالاترین سطح رویارویی قدرت نرم تلقی میشود.
هدف اصلی در این طرح افزایش قدرت هنجارسازی خود و تضعیف قدرت هنجارسازی حریف در محیط بینالمللی است. به هر میزانی که بازیگران بتوانند در این سطح، قدرت ایجاد کنند یا بر قدرت هنجارسازی دیگران تأثیربگذارند، امکان پیروزی بیشتری خواهند داشت. هدف از قدرت نرم در این سطح مقابله با تهدید نرم دشمن و یا اجرای عملیات روانی استراتژیک، تأثیرگذاری بر برآوردها و شناخت نخبگان و رهبران حریف (تأثیر بر شناخت) و همچنین ارعاب و تأثیر برعزم و اراده (تأثیر بر روحیه و قدرت ایستادگی) آنان است.
سطح میانی قدرت نرم بر عنصر مردمی قدرت ملی کشور تأکید دارد، قدرت نرم در این سطح، از فرهنگ ملی متأثر است. این سطح از اهداف و سطح استراتژیک پشتیبانی میکند و به تصمیمات نخبگان و رهبران مشروعیت بخشیده، بر عزم و اراده آنها تأثیر میگذارد. هدف سطح میانی قدرت نرم، مقابله با تهدید نرم در سلب اراده و انگیزه مردم و بیتفاوت نمودن جمعیتهای همراه و تبدیل آنها به گروههای معارض – مخالف و بیتفاوت و شکل دادن به نافرمانیهای مدنی با ایجاد شکاف بین دو سطح راهبردی و حیاتی است. قدرت نرم در این سطح میتواند بر میزان حمایت مردم از سیاستهای نظام و نخبگان مؤثر باشد. همچنین حمایت عاطفی - روانی نیروهای مسلح تحت تأثیر این سطح است. اگر کشوری در این سطح، از قدرت نرم لازم برخوردار شود، به طور طبیعی میتواند بر بحرانهای پنجگانه سیاسی، مشروعیت، نفوذ، مشارکت، توزیع و هویت فائق آید و در نتیجه، بازدارندگی مردمی در برابر تهدید نرم شکل میگیرد.
سطح تاکتیکی قدرت نرم در بین نیروهای مسلح یک کشور شکل میگیرد. این سطح از قدرت نرم از فرهنگ دفاعی کشور متأثر است. در این سطح از قدرت نرم، تقابل اراده و روحیه جنگی رزمندگان در میدان نبرد شکل میگیرد. هدف اصلی از تهدید نرم در این سطح، سلب اراده و روحیه مقاومت در جبهه حریف است.
* با تعریفی که از قدرت نرم ارائه کردید این مفهوم چه ارتباطی با انقلاب اسلامی دارد؟
** انقلاب اسلامی ایران را میتوان هم مولود قدرت نرم و هم مبتنی بر قدرت نرم دانست، اگر ما قدرت نرم را توانایی به دست آوردن خواستهها و اثرگذاری بر رفتار دیگران از طریق مجذوب کردن به جای اجبار، تهدید و تشویق بدانیم، در آن صورت قدرت نرم بر «جذابیت و کشش» مبتنی است که مهمترین آن جذابیتهای فرهنگی، ایمان، اعتماد و اعتبار خواهد بود. انقلاب اسلامی ایران واجد همه این عوامل است، انقلاب اسلامی ایران انقلابی مبتنی بر فرهنگ بوده است، این قدرت توسط ایمان و به وسیله مردمی که توسط پرچمدار بزرگ اسلام، حضرت امام خمینی(ره) رهبری میشدند، ایفا شد. ایمان الهی نوعی جوشش قدرت از درون جامعه تولید میکند که ساختهای عینی را برهم میزند.
مجموعه این قدرت براساس ایمان بنا شده است. حضرت امام(ره) با رهبری انقلابی مبتنی بر ارزشها و اصول ناب دین محمدی(ص)، به ایمان جامعه، روحی دوباره بخشید و از طریق ایمان، زایش اعتماد و اعتباری کرد که از ارکان مهم قدرت نرم به شمار میرود.
همین قدرت بود که نه تنها بر قدرت سخت منکوبکننده رژیم ستمشاهی غلبه کرد، بلکه توطئههای پیچیده و نفسگیر قدرتهای بزرگ حامی ضد انقلاب را خنثی کرده و حتی از امتحان سخت هشت سال جنگ تحمیلی که از سوی ائتلافی بینالمللی علیه آن صورت گرفت، موفق و پیروز بیرون آمد.
* بسیاری از مخاطبان بحثهای روابط بینالملل میگویند با وجود بحثهای زیاد حول مفهوم قدرت نرم، از آن مصداقی بومی ارائه نمیشود. شما میتوانید بفرمایید شاخصههای این قدرت در نظام جمهوری اسلامی ایران کدامند؟
** از میان شاخصههای قدرت نرم تعداد قابل توجهی در انقلاب اسلامی ایران موجود بوده که نظام جمهوری اسلامی ایران را واجد قدرت نرم تعیین کنندهای نموده است. این عوامل شامل موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک، موقعیت ایدئولوژیک، مناسبات و مبادلات فرهنگی، ارزشها و اهداف متعالی، زبان و ادبیات،کسب جایگاه و موقعیت علمی پیشرفته و فناوریهای نظامی و تسلیحاتی (به عنوان هالهای از توان مهندسی و اقتدار بالقوه برای رویارویی با بحرانهای محتمل)، ایفای رسالت تاریخی متناسب با موقعیت جهانی و سطح انتظار در شرایط مختلف، برخورد مناسب و اتخاذ مواضع مقبول در برخورد با بحرانهای بینالمللی، توان رویارویی سریع و درخور در برخورد با توطئهها و تهدیدات تضعیف کننده داخلی و خارجی، قدرت خنثیسازی تبلیغات مسموم، توان برخورداری از پشتیبانی عظیم مردمی در خنثیسازی توطئهها و فتنهگری بیگانه و بسیاری امتیازات دیگر است. امروز انقلاب اسلامی با بهرهمندی از ظرفیت فوق و بهرهگیری از انقلابی با رسالت و پیامی جهانشمول با مطرح ساختن عدالت، صلح، هویت و نفی ظلم و حمایت از مظلوم در اصول سیاست خارجی خود و با اسلامیسازی و جهانیسازی مبارزه با صهیونیسم و اشغالگری، تبدیل مقاومت به یک ارزش و اصل مقبول در روابط بینالملل با نقشی مثبت، سازنده و راهگشا در حل و فصل بحرانهای منطقهای و توسعه و رشد داخلی با هدایت رهبری آگاه، شجاع و فرزانه، از دارندگان و صاحبان قدرت نرم تعیین کننده در روابط بینالملل و معادلات قدرت منطقهای و داخلی محسوب میشود.
* یکی از میدانهای قدرت نرم، رسانهها است همچنان که امروز رسانه از ابزارهای مهمی است که در تقابل با کشورهای حریف مورد استفاده گسترده قرار میگیرد. چه ارتباطی بین جنگ رسانه و قدرت نرم وجود دارد؟
** جنگ رسانه عرصه دیگری از قدرت است که از آن به عنوان «قدرت مجازی» نام میبرند. اگر ما قدرت سخت را متوجه «زور و سلطه و اجبار» کنیم که دارای ابزار عینی است و قدرت نرم را متوجه «جذابیتها و ارزشها» کنیم، قدرت مجازی سنتز قدرت نرم و سخت است که نمود عینی آن را در رسانهها میبینیم.
قدرت مجازی مبتنی بر ساختن عینیت حقیقی برای یک چیز غیرحقیقی است، قدرت مجازی زمینهساز سلطه و قدرت سخت است و به تعبیری، چهره سوم قدرت به شمار میرود که آن را میتوان در سه عرصه دیپلماسی عمومی، رسانهها و اینترنت مشاهده کرد.
* ممکن است ابزار قدرت مجازی را بیشتر تشریح کنید و مشخص کنید که کدامند؟
** عرصه دیپلماسی عمومی، ابزاری برای معرفی فرهنگ و اقتصاد به جوامع دیگر است اما امروز از طرف غرب ابزاری برای پیشبرد سیاستهای یکجانبهگرایانه و بهرهگیری از نیروی انتظامی درآمده است. در اسناد منتشره به وسیله وزارت امور خارجه امریکا، هدف از دیپلماسی عمومی امریکا اطلاعرسانی با تأثیرگذاری بر افکار عمومی در کشورهای دیگر شامل انتشارات، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی، رادیو و تلویزیون معرفی شده است. امریکاییها در همین جهت استدلال میکنند که امریکا همان گونه که دیپلماسی عمومی خود را در دوران جنگ سرد علیه شوروی سابق دنبال میکرد، باید به همان صورت در ایران نیز عمل نماید. آنها بر این نکته معترفاند که ایران کشوری است که امریکا قطعاً به آن حمله نخواهد کرد و در رابطه با آن از گزینه نظامی استفاده نمیکند. آنها بهترین راهحل برخورد با ایران را گزینه دیپلماسی عمومی میدانند. هر چند ما به عنوان نیروهای مسلح خود را مجهز به ابزارهای ضروری مقابله با انواع قدرت کردهایم.
ابزار دیگر امریکا در عرصه قدرت مجازی ابزار رسانه است. رسانهها باتوجه به ویژگی سرعت در انتشار و پوشش مخاطب، از قدرت تأثیرگذاری بالایی در میان مخاطبان برخوردار هستند. امروز حجم زیادی از شبکههای فارسی زبان اعم از رادیو و تلویزیون برای برنامهسازی و ترویج فرهنگ غربی فعالیت میکنند. ابزار دیگر این عرصه، اینترنت است که امروزه در خدمت همه فعالیتهای بشری از خرید و فروش و مسائل نظامی گرفته تا پژوهش و شورش و عصیان درآمده است.
تمامی این ابزارها به عنوان شمشیرهای دو لبهای است که با برد خوب و تأثیر و نفوذ بسیار زیادی روی مخاطب عمل میکند. غربیها و در رأس آنها امریکاییها تلاش میکنند تا از این طریق نسبت به «خلق هویت مجازی»، «شبههافکنی»، «ترویج فساد اخلاقی» و «راهاندازی انقلابهای فرهنگی» اقدام نمایند.
راه مقابله با این روند، تقویت شاخصههای قدرت نرم در کشور است. تجربه نشان داده که کشور ما میتواند در برابر تهدیدات نرم امریکا و غرب مقاومت نماید، برای مقاومت نیازمند نشانههای مؤثر و ارتقا یابندهای هستیم که بر مبنای قدرت نرم سازماندهی میشود.
* در پایان این گفتوگو مایلم اقدامات ملموس خود را در حوزه قدرت نرم بیان کنید. اساساً در وزارت دفاع چگونه از قدرت نرم خود استفاده میکنید و آیا قدرت نرم در حوزه نظامی هم کاربرد دارد؟
** بازدارندگی اهداف کلان نیروهای مسلح در سند چشمانداز بیستساله به عنوان مبنای راهبرد دفاعی ایران در قالب راهبرد دفاع پیشگیرانه، هر دو حوزه نرمافزاری و سختافزاری قدرت را دربر میگیرد. تحقق بازدارندگی مؤثر، نیازمند تحول در توان نظامی و صنایع دفاعی و تسلیحاتی و از طرفی ایجاد قدرت نرم در عرصه داخلی و بینالمللی است.
یکی از مهمترین عوامل ایجاد قدرت نرم در یک کشور، سیاست آن کشور در حوزههای مختلف از جمله دفاع و امنیت است که تأثیر آن را میتوان در دو عرصه داخلی و بینالمللی مشاهده نمود. سیاست ما در نیروهای مسلح مبتنی است بر دفاع و نه هجوم. به همین دلیل، ماهیت سیاست ما مبتنی بر جهتگیری نرم بر بستر تولید قدرت سخت است. این سیاست مبین تولید ابزار «اقتدار، امنیت، صلح و ثبات و پایداری» است که نتیجه آن در عرصه داخلی ایجاد اعتماد به نفس، خودباوری و احساس غرور ملی است که خود از شاخصههای قدرت نرم محسوب میشود. با ایجاد این قدرت هرگونه تحمیل فرهنگ یا اقناعسازی نسبت به اهداف غرب نوعی تحقیر برای چنین ملتی به شمار میرود و هر یک از آحاد جامعه، خود مدافع فرهنگ و ارزشهای والای اسلامی – ایرانی میشوند. در عرصه بینالمللی نیز با تولید قدرت نرم منجر به اعتمادزایی، اطمینانبخشی، تنشزدایی و کاهش تهدید و ارتقای بازدارندگی میگردد. این اقدام از طریق فعالسازی دیپلماسی دفاعی امکانپذیر میشود. دیپلماسی دفاعی در واقع کاربرد سیاست دفاعی در عرصه دیپلماسی است. بخش دفاع با استفاده از این ابزار، منافع و اهداف نظام سیاسی را به کمک حوزه دفاع و بدون کاربرد قدرت سخت تأمین میکند. مهمترین ویژگی این ابزار جایگزین کردن ثبات به جای تنش است. این تئوری ثبات محور از طریق بالا بردن سطح تعاملات همکاری جویانه کشورها، ارتقای حجم و میزان همکاریهای دفاعی، اقناعسازی کشورهای دوست، همسایه و مسلمان نسبت به اهداف و نیات، تعامل با سازمانهای بینالمللی در عرصه دفاع، مناسبات و مبادلات امدادی، طراحی و اتخاذ سیاستهای راهبردی مقبول و برگزاری و مشارکت در همایشها و نمایشگاههای بینالمللی محقق میگردد.
بازدارندگی مؤثر در ادبیات ما با بازدارندگی در ادبیات غرب که برای دوران جنگ سرد تعریف شده بود متفاوت است. بازدارندگی در ادبیات دفاعی جمهوری اسلامی ایران به عنوان «موازنه قوا و ابزار» نیست، بلکه بازدارندگی به معنای «موازنه خطر» تعریف میشود، بهطوری که با تکیه بر توانمندیها و معذورات خطراتی برای نیروی تهدیدکننده ایجاد شود که هزینه اقدام او به مراتب بیش از فواید آن باشد. با این تعریف استفاده از سلاحهای غیرمتعارف که در جهت جنگ سرد با توصیه موازنه قوا در دستور کار طرفهای آن جنگ بود در استراتژی دفاعی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی ندارد.