آرش نهاوندی
سازمان ملل متحد در حالی پا به شصتمین سالگرد تاسیس خود گذاشته که دیگر اثری از آن ایدآلیسم اولیه و طرح های نوگرایانه در آن به چشم نمی خورد و آنچه به جای مانده، امید به تجربیات گذشته و بازنگری در سیاست های کنونی این سازمان است.
سال گذشته و پس از تاکیدات مکرر کوفی عنان ـ دبیر کل سازمان ملل ـ کشورهای عضو تصمیم گرفتند با نوعی همگرایی، اصلاحاتی را در ساختار این کهن سازمان بین المللی لحاظ کنند.
بر همین اساس تلاش هایی به منظور از یاد بردن مشکلات سابق و انجام تغییرات در شاکله سازمان ملل، برای آیند ه ای بهتر و نویدبخش صورت گرفت.
در آن هنگامه که همگان اصلاحات را سر لوحه کار خویش قرار داده بودند، لرد دیوید هانی - سفیر سابق بریتانیا در سازمان ملل - واژه اجتناب ناپذیر را برای تاکید بیشتر بر انجام اصلاحات در ساختار سازمان ملل به کار برد.
او در توجیه این دیدگاه خویش طی مصاحبه ای گفته بود: هنگامی که کوه ها در پاکستان فرو می ریزند یا سونامی دنیا را به طرز مصیبت باری جارو می کند، همگان از خود می پرسند سازمان ملل کجاست و چه نقشی را در این میان (برای حل معضلات جامعه بشری) به عهده گرفته است؟
او سپس ادعا کرده بود: تهاجم به عراق در واقع شکست در دستیابی به هرگونه راه حلی برای جلوگیری از جنگ در سازمان ملل را آشکار ساخت.
سفیر سابق بریتانیا گفته بود: راه حل های یک جانبه گرایانه همواره بهترین سیاست ها برای پیشگیری از مشکلات نبوده اند، به همین خاطر است که ما باید اقداماتی را در راستای کارکرد بهتر سازمان ملل در عرصه بین المللی انجام دهیم.
او افزوده بود: نیروهای ائتلاف دارند به شرایط آمریکا در ویتنام نزدیک می شوند و عراق نیز اکنون همانند ویتنام آن زمان تبدیل به معضل بزرگی شده است، زیرا کاندیداهای حاضر در انتخابات سال 2008 ایالات متحده حضور هزاران نیرو در عراق را برنخواهند تافت.
لرد هانی در پایان گفته بود: به رغم آنکه ممکن است درنهایت، آنها (نیروهای ائتلاف) اعلام کنند به موفقیت نصف و نیمه ای در عراق دست یافته اند، اما همان ها بهتر از هر کس دیگری می دادند که دیگر قادر به تکرار چنین عملیاتی نخواهند بود.
قطعنامههای سازمان ملل
البته جورج بوش - رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا - چنین دیدگاهی ندارد و به کرات مدعی شده است که در زمان حمله به عراق، آمریکا و متحدانش از حمایت همه جانبه سازمان ملل برخوردار بودهاند.
او در توجیه ادعاهای خود طی سخنانی که در مجمع عمومی سازمان ملل در سال گذشته ایراد کرد، گفت: در سال 1991 (پس از پایان جنگ اول خلیج فارس) دیکتاتور براساس شرایط آتش بس، موافقت خویش را با اجرای کامل قطعنامه های سازمان ملل اعلام کرده بود، اما وی پس از یک دهه به جامعه جهانی نشان داد که به هیچ کدام از تعهداتش عمل نکرده است. بنابراین شورای امنیت نیز طی هشداری عواقب این سرپیچی از مقررات بین المللی را به وی گوشزد کرد.
رئیس جمهوری آمریکا در ادامه با تکرار ادعاهای سابق خویش گفت: تعهداتی که ما درباره آن صحبت می کنیم باید معنایی داشته باشند، ما از عواقب ناگوار (جدی) سخن می گوییم. برای برقراری صلح جهانی (تحمیل) عواقب ناگوار (بر آنان که از مقررات بین المللی سرپیچی می کنند) ضروری ست، بنابراین ائتلافی از نیروهای بین المللی برای برآورده ساختن خواسته های به حق جهانیان به وظایف خویش در قبال جامعه جهانی عمل کردند.
در مقابل لرد هانی می گوید: کاری به قضاوت تاریخ درباره جنگ علیه عراق ندارم، در هر صورت پس از پایان عصر جنگ سرد، دوران جدیدی از حیات پیش پای سازمان ملل گشوده شد. او در توجیه دیدگاه خویش می گوید: پس از پایان جنگ سرد، آن مسائلی که پیش از آن توجیه ناپذیر بودند، توجیه پذیر شدند.
سفیر سابق بریتانیا در سازمان ملل می افزاید: پیش از آن مهمترین مسئله برای سازمان ملل حفظ بقای خود بود، زیرا این سازمان در آن زمان از قدرت جلوگیری از نبرد میان دو ابرقدرت آن زمان و اقمار آن برخوردار نبود. البته این سازمان تلاش های زیادی را جهت جلوگیری از بروز درگیری ها در مناطق مختلف جهان انجام داد؛ تلاش هایی که در آن زمان نیز ناکافی و غیر منطبق با وظایف سازمان ملل متحد ارزیابی شدند.
صلحبان
سازمان ملل متحد برای پیشگیری از وقوع جنگ ها در آینده تاسیس شد.
اولین بار هدف از تاسیس چنین سازمانی از سوی لرد هالیفاکس - سفیر سابق بریتانیا در آمریکا - که ریاست مجمع تعیین پیش نویس منشور سازمان ملل را برعهده داشت، اینچنین بیان شد: این منشوری که ما امروز در مورد آن به رای گیری خواهیم پرداخت از تمامی مسائلی که ما در زندگی به آنها رای خواهیم داد از اهمیت بیشتری برخوردار است.
پس از رایگیری، منشور با اکثریت آرا به تصویب رسید و حتی در آن مراسم از خبرنگاران نیز استقبال شایان ذکری به عمل آمد.
به رغم آنکه ایده تاسیس سازمان ملل بسیار مناسب و حتی با آرمانگرایی نیز همراه بود، اما امروزه جامعه جهانی با دیده شک و تردید به آن می نگرد، چراکه از همان ابتدای تاسیس، نیروهای پیروز در جریان جنگ جهانی دوم، متشکل از کشورهای اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، بریتانیا، فرانسه و چین، خواستار حق وتو برای خود شدند.
هدف کشورهای یاد شده از مطرح کردن چنین درخواستی، جلوگیری از انجام هر تصمیم گیری در عرصه بین المللی بدون موافقت آنان بود.
در واقع این مسئله طولانی ترشدن عصر جنگ سرد و ضعف سازمان ملل طی این دوران را در پی آورد.
اما یک بار، آن هم در طول جنگ دو کره که اعضای شورای امنیت به منظور جلوگیری از تهاجم کره شمالی به کره جنوبی، گردهم آمده بودند تا با تصویب پیش نویسی از وقوع این امر جلوگیری کنند، شورا موفق شد قطعنامه پیشنهادی خود را بدون هیچ مخالفت سرسختانه ای به تصویب برساند.
در واقع عدم حضور شوروی در جلسه شورای امنیت سبب شد تا اعضای شورا، فارغ البال و بدون ترس از رای وتوی یکی از دو ابر قدرت جهانی، پیش نویس خود درباره جنگ دو کره را تصویب کنند و شکست سختی در این لحظه تاریخی برای اتحاد شوروی آن هم به دلیل غیبت نمایندگانش رقم بخورد.
در آن زمان چین نیز در شورا عضویت رسمی نداشت و شوروی باید به نمایندگی از آن کشور که به حمایت از کره شمالی برخاسته بود، رای وتو می داد، اما اینچنین نشد و این لحظه تاریخی درسی عبرت آموز برای نمایندگان شوروی شد تا در مواقع لزوم و برای احقاق حق خویش در جلسات حضور داشته باشند.
به حاشیه رانده شده
در عصر جنگ سرد، سازمان ملل متحد به دلیل تقابل میان دو ابرقدرت آن زمان (ایالات متحده آمریکا و اتحاد شوروی) قدرت و کارایی اصلی خود را از دست داده بود و دیگر توان ایفای نقش میانجیگری را نداشت و وظایفش در حد صدور قطعنامه هایی که تاثیر زیادی بر روند سیاسی در عرصه بین الملل نداشت، تنزل پیدا کرده بود.
در این زمان سازمان حتی به کمک های جهانی انساندوستانه نیز کمتر می پرداخت و قدرت نظارتی آن تا حد صفر کاهش یافته بود.
مسائل خاورمیانه را می توان به عنوان بارزترین مثال ناتوانی سازمان ملل طی این دوره برشمرد.
در واقع این سازمان عریض و طویل که اکثر کشورهای جهان در آن عضو بودند، نتوانست از بروز جنگ های سال 1956، 1967، 1973 و 1982 (جنگ های میان اعراب و رژیم صهیونیستی) جلوگیری کند. تنها کار به ظاهر مثمر ثمر این سازمان صدور قطعنامه 242 برای حل مشکلات فلسطینی ها و پایان درگیری ها در سرزمین اشغالی بود که آن هم از سوی اسرائیل زیر پا گذاشته شد و ناکارآمد از آب درآمد.
از دیگر اقدامات نافرجام سازمان ملل اعزام دیرهنگام نیرو به کنگو، پس از خروج استعمار بلژیک طی دهه 1960 از این کشور بود.
این نیروها زمانی اعزام شدند که کنگو در معرض تجزیه قرار گرفته بود.
طی عملیات سازمان ملل در کنگو، استان کاتانگا مجددا تحت کنترل حکومت مرکزی درآمد.
اما در کنگو نیز تجربه ای ناگوار برای صلح بانان سازمان ملل رقم خورد و طی عملیاتی که ذکر آن رفت، دگ هامارس کیولد - دبیر کل سازمان ملل - در سانحه ای هوایی درگذشت تا برای یک بار هم که شده عملیات سازمان ملل در زمان جنگ سرد، خاطره ای خوشایند در اذهان به جای نگذارد.
البته سازمان ملل متحد طی سال های اخیر نقش بیشتر و قابل قبول تری را در عرصه جهانی ایفا کرده است. این سازمان در زمان حاکمیت آپارتاید در آفریقای جنوبی با وضع تحریم هایی علیه زمامداران نژاد پرست این کشور، زمینه های لازم را جهت اعطای حاکمیت به اکثریت جمعیت سیاهپوست آفریقای جنوبی فراهم کرده است.
علاوه بر این، سازمان ملل متحد نقشی اساسی در پایان دادن به درگیری ها در نامیبیا، موزامبیک، کامبوج، ال سالوادور و تیمور شرقی ایفا کرده است.
اما تلاش های این سازمان در جریان نبرد بوسنی (که درنهایت با مداخله نیروهای ناتو خاتمه یافت) به بن بست رسید. این سازمان حتی در کوزوو نتوانست راهی برای خاتمه دادن به درگیریها پیدا کند.
اما فاجعه نسل کشی در رواندا که گفته می شود طی آن بیش از 800 هزار نفر کشته شدند، لکه ننگی بود که در کارنامه بی تدبیری های سازمان ملل متحد حک شد. در کنار این مسائل، طی دوران تحریم عراق و اجرای برنامه نفت در برابر غذا نیز جنجالی برپا شد که در نتیجه آن برای اولین بار بی طرفی سازمان در عرصه جهانی زیر سئوال رفت.
پسزمینه
اما در پس زمینه این رویدادهای تاریخی، تحولات بین المللی نیز در عرصه قانونی در شرف وقوع بود و پاره ای از الزامات جدید بین المللی نظیر قوانین مصوب ضد شکنجه، ضد گسترش تسلیحات هسته ای و قوانین دریایی تحت لوای این سازمان ها و نهادهای جهانی جدیدی که زیرمجموعه سازمان ملل بودند به مورد اجرا گذاشته شدند.
این مسائل که تشریک مساعی جمعی را می طلبید، کشورهای جهان را بیش از گذشته حول محور قانون گرد هم آورد.
طی سال های اخیر همچنین طرح ها و اهداف جدیدی به منظور فقرزدایی به تصویب اعضای سازمان رسید. در واقع این طرح ها به منظور ایجاد نگرش جدید جهانی به کشورهای توسعه نیافته به تصویب رسیدند و در واقع نمایانگر آن بودند که کشورهای فقیر نیازمند چیز دیگری غیر از جنگ هستند، اما در زمان ریاست جمهوری جورج بوش بویژه در دور اول زمامداری وی بر کاخ سفید سازمان ملل متحد مجددا اعتبار خود را از دست داد.
در واقع دو نبرد یک جانبه در افغانستان و عراق که به دلایلی واهی و بدون موافقت سازمان ملل متحد برپا شده بودند، حضور سازمان ملل متحد را بیش از گذشته در عرصه جهانی کمرنگ ساختند.
از همین روست که طی سال اخیر اعضا به منظور ارتقای وجهه سازمان ملل در عرصه جهانی و بالا بردن کاربرد آن، تصمیم به اصلاح در ساختار این بزرگترین سازمان جهان گرفتند.
به گفته لرد هانی این اصلاحات در ساختار سازمان ملل نتایج مثبتی را در پی خواهند آورد.
از جمله این نتایج می توان به بنای ساختمان محل استقرار کمیسیون صلح تحت عنوان ساختمان صلح اشاره کرد که از جمله وظایف این کمیسیون جلوگیری از درگیری های آتی در سراسر جهان خواهد بود.
شورای حقوق بشر نیز به جای کمیسیون حقوق بشر تشکیل خواهد شد که مسئولیت های جدیدی را برپایه تصمیمات کنوانسیون ضد تروریسم ایفا خواهد کرد. کشورهای عضو این شورای جدید همچنین موظف به پذیرش مسئولیت حفاظت از جان شهروندان خویش خواهند بود. در صورت عدم اجرای این تعهدات، راه برای اقدامات سازمان ملل متحد باز خواهد شد، اما تغییراتی در تعداد اعضای ثابت شورای امنیت ایجاد نخواهد شد و اعضای شورا را همان پنج کشور اولیه تشکیل خواهند داد که از حق وتو نیز برخوردار خواهند بود.
با توجه به این امر که همچنان ترکیب شورای امنیت دست نخورده مانده و به موجب تصمیمات اعضای این شورا ست که پیش نویس های تصویب شده در سازمان ملل به تصویب درآمده و اجرایی می شوند، سازمان ملل همچنان با مشکلات عدیده ای رو به رو خواهد بود و نخواهد توانست اعتبار از دست رفته را به این زودی ها به جوی زلال بی طرفی بازگرداند.