تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۷۸۰۶۲

توطئه‌هایی علیه شیعیان


حسن فتحی / www.hassanfathi.blogfa.com
مدتی است که جوسازی‌ها علیه ایران و شیعیان تشدید شده و افراد مختلف که عمدتاً هم سیاسی یا روحانی هستند با بیان مسایلی سعی دارند این ذهنیت را به وجود بیاورند که ایران و شیعیان مخالف مسلمانان و جهان اسلام بوده و روندی که در پیش گرفته‌اند مغایر خواسته مسلمانان است.
سخنان چندی در این رابطه پیش سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان خطاب به ایران را باید جدی گرفته و به آن توجه کرد. در کنار آن، آنچه در زاهدان و دیگر مناطق سنی‌نشین ایران روی داد نیز از اهمیت برخوردار بوده و باید مورد توجه قرار بگیرد. اما سوال این است که به چه دلیل ایران و شیعیان با چنین تهاجماتی مواجه شده و عده‌ای در تلاش هستند هر حرکت و اقدام مخالفی که در گوشه و کنار جهان خصوصاً کشورهای اسلامی صورت می‌گیرد به ایران نسبت داده و به این بهانه اتهاماتی را متوجه تهران کنند؟ سوال این است که چه کسی و یا کسانی در پشت این قضایا قرار دارند و چه اهدافی را پی می‌گیرند؟ آیا هدف آنها به راه انداختن جنگ شیعه و سنی است یا این که با این فشارها و جوسازی‌ها در نظر است ایران و شیعیان را مهار کنند؟ اگر سخنان اخیر سعودالفیصل وزیرخارجه عربستان را که خطاب به ایران بود مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم این واقعیت آشکار خواهد شد که این ذهنیت به وجود آمده و در حال تقویت است که تهران از حرکت‌های افراطی گروه‌های مسلمان خصوصاً شیعیان پشتبانی کرده و یا در پشت این حرکت‌ها قرار دارد. به این دلیل که در شرایطی که وزیر خارجه عربستان از ایران می‌خواهد از تقسیم جهان اسلام به دو جناح شیعه و سنی جلوگیری کند به یکباره یکی از اعضای کنگره عرب در ارتباط با حوادثی که در یمن در جریان است صراحتاً اعلام می‌دارد که نهضت‌ها و حرکت‌های شیعی به ایران وابسته بوده و از تهران نشأت می‌گیرند.
اگرچه برای این ادعاها دلایل و مدارکی ارایه نمی‌شود ولی با تعدد جوسازی‌ها و اتهامات سعی می‌شود این مساله را به توده ها بقبولانند که به راستی ایران چنین اهدافی را پی می‌گیرند. مقوله اختلاف‌افکنی بین شیعیان و اهل سنت در ایران و جهان اسلام مساله جدیدی نیست که این روزها مطرح شده و یا موضوع جدیدی باشد این موضوع در طول حیات اسلام از زمانی که امویان در شام حکومت تشکیل دادند تاکنون ادامه داشته و هر از گاهی تشدید شده است. اگرچه در برخی مقاطع با اهداف مذهبی و یا در ضدیت با ائمه شیعه صورت می‌گرفت ولی در بیشتر مواقع حرکتی سیاسی بوده است زیرا آنچه شیعه می‌خواست و نمونه‌ی بارز آن را در نهضت حسینی شاهد بودیم با روش حکومت‌ها تفاوت اساسی داشته است.
این وضعیت پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به وجود آمد که نمونه‌ی بارز آن را در جنگ تحمیلی مشاهده کردیم، همان زمان هنری کیسینجر وزیرخارجه پیشین آمریکا در سفری به اردن خواستار شکل‌گیری جبهه‌ای از اهل سنت در مقابل ایران شده بود تا جنگ یا حالتی عربی – فارسی به خود بگیرد یا این که ماهیت شیعی – سنی به آن داده شود. در همین راستا مشاهده می‌کنیم که مزدورانی از مصر، فلسطین، یمن، سودان، سومالی و دیگر کشورای عرب در جبهه عراق علیه ایران حضور داشتند که تعداد کثیری از آنها نیز به اسارت درآمدند. تأکید بر وحدت بین مسلمانان و تشکیل هفته وحدت همراه با آرامشی که در مناطق سنی‌نشین ایران حاکم بود توانست برخی توطئه‌ها را خنثی سازد ولی با آغاز جنگ 33 روزه اسراییل و حزب‌الله لبنان، دور جدید جوسازی‌ها آغاز شد که تا امروز ادامه داشته است. ولی این‌بار آنها از حربه‌های مختلفی برای پیشبرد اهداف خود بهره گرفته‌اند.
پس از پذیرش قطعنامه 1701 شورای امنیت توسط حزب‌الله لبنان و اسراییل که به جنگ 33 روزه خاتمه داد در مقاله‌ای در امید جوان نوشتم که تلاش خواهد شد این گروه در داخل لبنان تحت فشار قرار گرفته و تحت عنوان خلع سلاح به نابودی سوق داده شود. زیرا در همان مقطع مسایلی روی دادند که نشان از فعال شدن جبهه‌ای برای ایجاد شکاف در میان مسلمانان داشت. به طوری که هم‌زمان با انتقاد برخی گروه‌های داخلی لبنان از جنگ با اسراییل و نسبت دادن آن به ایران، تعدادی از علما و روحانیون سعودی و مصری صراحتاً حزب‌الله را حزب‌الشیطان نامیده و خواستار تحریم آن شدند. جالب توجه است که در همان زمان اولمرت نخست‌وزیر اسراییل از پشتیبانی بعضی کشورهای عرب از سرکوب حزب‌الله لبنان سخن می‌گوید. حوادثی پس از آن را هم در لبنان در مقطع کنونی شاهدیم. ولی از آنجا که این ذهنیت به وجود آمده که ایران حامی و یا درحقیقت موتور محرک این حرکت های عمدتاً شیعی و ضداسراییلی یا ضدآمریکایی در منطقه و جهان عرب است جوسازی‌ها و فشارها در دو جهت شدت گرفته است. – بخشی از این جوسازی‌ها متوجه شیعیان و گروه‌های شیعی در مناطق و کشورهای مختلف است که در این ارتباط می‌توان به لبنان، عراق و یمن اشاره کرد به طوری که در یمن سرهنگ علی عبدالله‌صالح رییس جمهوری صراحتاً خواستار قلع و قمع شیعیان در استان «صعد» می‌شود و یا در عراق، متقداصدر و گروهش تحت فشار قرار گرفته و سرانش ناگزیر به فرار و اختفا می‌شوند.
- ولی بخش عمده این جوسازی‌ها متوجه ایران می‌شود زیرا در تبلیغاتی که عنوان می‌گردد بر این مساله تاکید می‌شود که تهران عامل تحریک شیعیان و گروه‌های شیعه است. در این رابطه علاوه بر سخنان سعودالفیصل وزیرخارجه عربستان و یا آنچه از جانب برخی مقامات غربی عنوان می‌شود باید به مسایلی اشاره کرد که اخیراً یک روزنامه اسراییلی به ملک‌عبدالله پادشاه عربستان نسبت داده است. این روزنامه اسراییلی نوشته که پادشاه عربستان در اجلاس اخیر مکه که سران فلسطینی حضور داشتند صراحتاً به آنها گفته که تهدید اصلی علیه جهان اسلام در مقطع کنونی اسراییل نیست بلکه ایران است.
اگرچه ممکن است این مساله از سوی مقامات ریاض تکذیب شود اما حتی در صورت تکذیب نیز باید به این واقعیت اشاره کرد که آنچه عنوان شده واقعیتی در ذهن این حکام است و اگرچه ممکن است آن را بر زبان نمی‌آورند ولی به آن اعتقاد دارند.
زیرا پس از سخنان وزیرخارجه عربستان یکی از روحانیون بلندپایه این کشور خواستار تخریب امکان مقدس و مذهبی شیعیان شده و یا یکی دیگر از آنها بر قتل‌عام شیعیان تاکید کرده و به کسانی که دست به چنین کاری بزنند وعده بهشت می‌دهد.
این یک واقعیت انکارناپذیر است که عربستان سعودی خود را ققدرت برتر جهان اسلام دانسته و مایل نیست رقیب قدرتمندی نظیر ایران اقتدارش را به خطر بیندازد. در این رابطه آنچه بیش از همه برای ریاض مشکل‌آفرین گردیده گرایش تعدادی از گروه‌های مبارز مسلمان به ایران است در حالی که این گروه‌ها شیعی‌مذهب نیستند در این رابطه می‌توان به حماس اشاره کرد. گرایش این گروه‌ها به ایران و تبعیت آنها از سیاست‌ها و دیدگاه‌های تهران اقتدار و یکه‌تازی عربستان و حتی مصر را به خطر انداخته است به همین دلیل علمای این دو کشور که خود را سردمدار اهل سنت می‌دانند علیه ایران و شیعیان به جوسازی پرداخته و اتهاماتی را متوجه تهران کرده‌اند.
البته اقدامات ضدشیعی محدود به خارج از ایران نمی‌شود زیرا در کنار فعالیت علیه حزب‌الله لبنان، سرکوب شدید شیعیان یمن که از سوی علی عبدالله‌صالح رییس‌ جمهوری این کشور مزدور ایران نامیده شده‌اند و یا تلاشی که برای قلع و قمع جیش‌المهدی در عراق صورت می‌گیرد باید به بمب‌گذاری‌های وهابیون علیه شیعیان در پاکستان و یا اقدامات تروریستی در زاهدان و اهواز اشاره کرد.
ادامه این جوسازی‌ها و اقدامات می‌تواند اوضاع را در جهان اسلام بیش از پیش آشفته کرده و مسلمانان را به جان هم بیندازند. این وضعیت را اخیراً در فلسطین میان الفتح و حماس شاهد بودیم. آنچه در فلسطین میان این دو گروه رخ داد درحقیقت چالش بر سر تثبیت جایگاه گروه‌ها بود. در یک سوی این درگیری‌ها الفتح قرار داشت که سیاستی غیرمذهبی و لاییک را پی می‌گیرد و در سوی دیگر حماس بود که متمایل به ایران است. جالب است سخنانی که به ملک‌عبدالله پادشاه عربستان نسبت داده شده در نشستی عنوان می‌شود که سران این دو گروه در مکه برای رفع اختلافاتشان حضور یافته بودند.
این یک واقعیت انکارناپذیر است که امروزه وضعیت شیعیان در مقایسه با قبل تفاوت اساسی یافته است. احسان نراقی معتقد است که انقلاب اسلامی، شیعه انفعالی را به شیعه اعتراضی تبدیل کرده است. این تغییر را به وضوح در لبنان مشاهده می‌کنیم. در این کشور که شیعیان با دریافت حقوق یا به گروه‌های فلسطینی پیوسته و یا به عضویت دسته‌های کمونیستی درمی‌آمدند و از خود اراده‌ای برای اعتراض نداشتند در قالب گروه‌های حزب‌الله و امل به پیشتازان مبارزه و اعتراض تبدیل شده‌اند. سوال این است که در صورت استمرار این جوسازی‌ها و تحریکات می‌توان به حفظ یکپارچگی و آرامش در جهان اسلام امیدوار بود یا این که شرایط روز به روز بدتر شده و آنچه در ابعاد کوچکتر در پاکستان شاهدیم و یا در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان تجربه شد در ابعاد وسیع‌تر به اجرا درخواهد آمد یا نه؟
آیا با این جوسازی‌ها و اقدامات می‌توان وحدت و یکپارچگی جهان اسلام را حفظ کرده ویا این که مسلمانان در حال بازگشت به دوران صفویه و عثمانی هستند که به نفع جهان غرب و استعمارگران به جان هم افتاده و جنگ شیعه و سنی راه‌ انداخته بودند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات