حسن مهدویان
طی دوران پس از تشکلیل رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی فلسطین، سیاستهای آمریکا خصوصا سیاستهای خاورمیانهای این کشور کاملا در راستای حمایت از این رژیم بوده است. این کشور تاکنون مانع از تصویب هر گونه قطعنامهیی در شورای امنیت سازمان ملل علیه تجاوزگریها و جنایات رژیم صهیونیستی شده است؛ به طوری که از 79 وتویی که آمریکا در این شورا انجام داده 38 مورد (48 درصد) مربوط به قطعنامهای بوده که علیه رژیم صهیونیستی صادر شدهاند. از جنبههای مختلف میتوان علتهای این حمایت را بررسی کرد، اما با توجه به این که در خیلی از موارد حتی این حمایت به ضرر منافع خود ایالات متحده در منطقه و عرصه بینالمللی بوده اولین مسالهای که در رابطه با کنکاش در علت اصلی این حمایتگرایی به ذهن میرسد این است که باید نگاهی موشکافانه به داخل آمریکا و وضعیت سیاسی در این کشور داشت. در این عرصه شاید بررسی پیوندهای میان سکانداران حوزه سیاست آمریکا با محافل صهیونیستی موثرترین و مهمترین محور باشد.
اساسیترین ویژگی صهیونیسم آمریکایی وجود بزرگترین گروه سرمایهداران یهودیالاصل در آمریکاست که مبالغ عظیمی در اختیار صهیونیستهای اسراییل قرار دادهاند و بر سیاست و حکومت آمریکا نفوذ زیادی دارند.
یهودیان آمریکا حدود 2/2 درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند ولی گروه قلیلی از این میان، یعنی صهیونیستها بیش از 80 درصد ثروت و منافع آمریکا را مستقیم یا غیر مستقیم در اختیار دارند. براساس آمار سال 2002 یهودیان آمریکا 6 میلیون و 155 هزار نفر از جمعیت 282 میلیون و 125 هزاری آمریکا را تشکیل میدهند.
شایان ذکر است که یهودیان آمریکا در 9/2 میلیون منزل مسکونی آمریکا سکونت دارند. نسبت جمعیت 6 میلیونی یهودیان به این تعداد منزل مسکونی 3/2 درصد است در حالی که در آمریکا نسبت کل جمعیت به تعداد منازل مسکونی 5/2 است و حتی این نسبت برای اقلیتهای غیر یهودی 6/2 است.
85 درصد یهودیان آمریکا در این کشور متولد شدهاند و فقط 15 درصد آنها محل تولدشان غیر از آمریکا است، این در حالی است که 13 درصد جمعیت آمریکا در مجموع در خارج از این کشور متولد شدهاند.
از 15 درصد یهودی آمریکا که در خارج متولد شدهاند، 44 درصد از اتحاد جماهیر شوروی سابق به این کشور مهاجرت کردهاند. از این 44 درصد 20 درصداوکراینی و 13 درصد روسی هستند. یک دهم یعنی 5/1 درصد از این 15 درصد نیز متولد آلمان و اسراییل میباشند. یهودیان در سراسر جامعه آمریکا پراکنده هستند؛ اما درصد آنها از جمعیت هر ایالت متفاوت است. 43 درصد یهودیان آمریکا در شمال شرق این کشور ساکن هستند. کمترین تعداد یهودیان در غرب میانه آمریکا با 13 درصد ساکن میباشند و در جنوب آمریکا 22 درصد یهودیان ساکن هستند. بیشترین درصد یهودیان از کل جمعیت ایالتها مربوط به ایالات زیر است: نیویورک (7/8 درصد)، نیوجرسی (7/5 درصد)، منطقه کلمبیا (5/4 درصد)، ماساچوست (3/4 درصد)، مریلند (4 درصد)، فلوریدا (9/3 درصد)، نوادا (8/3 درصد) و کانکتیکات (3/2) درصد.
نفوذ صهیونیستها و یهودیان بر روسای جمهور آمریکا نیز آشکار است و به صورت واقعیتی اجتنابناپذیر در فرهنگ سیاسی آمریکا پذیرفته شده است. مهمترین جنبه کمک یهودیان به نامزدهای ریاست جمهوری، نه جنبه مالی آن، بلکه همکاری عملیشان است. یهودیان مبارزات انتخاباتی را رهبری میکنند، نطقها را مینویسند، برنامههای تبلیغاتی تلویزیون را تهیه میکنند و در مورد سیاست مبارزاتی نامزدها تصمیم میگیرند. نقش تعیینکننده صهیونیستها در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و به تبع آن نفوذشان بر رئیسجمهور، اثرگذاری صهیونیسم و سازمانهای یهودی بر سیاست خارجی این کشور را محقق میسازد که حمایتهای سیاسی و تخصیص اعتبارات و کمکهای مالی ـ اقتصادی آمریکا به رژیم صهیونیستی، بارزترین نمونه در این زمینه است.
به لحاظ گرایش سیاسی، بررسی آراء دورههای مختلف ریاست جمهوری آمریکا نشان میدهد که یهودیان بیشتر متمایل به دموکراتها هستند تا جمهوریخواهان. به عنوان مثال در انتخابات ریاست جمهوری سال 1992، 80 درصد یهودیان به بیل کلینتون نامزد حزب دموکرات و 11 درصد به بوش پدر از حزب جمهوریخواه رای دادند. در سال 1996، 78 درصد یهودیان به بیل کلینتون و فقط 16 درصد به دال، نامزد حزب جمهوریخواه رای دادند.
درسال 2000، 79 درصد یهودیان به ال گور از حزب دموکرات و فقط 19 درصد به جرج بوش از حزب جمهوریخواه رای دادند و در انتخابات سال 2004 ، 76 درصد به جان کری از حزب دموکرات و 24 درصد به بوش از حزب جمهوریخواه رای دادند.
تقریبا تمامی روسای جمهور آمریکا برای ترسیم سیاستهای خاورمیانهیی خود باید با سازمانهای عمده و اصلی یهودی این کشور از جمله کمیته یهودی ـ آمریکایی، نهاد یهودی در امور امنیت ملی و کنفرانس سازمانهای عمده یهودی هماهنگی لازم را بعمل آوردند.
در پی همین نفوذ یهودیان در جامعه آمریکا است که رژیم صهیونیستی حدود 30 درصد از کل کمکهای خارجی واشنگتن را طی سالهای پس از جنگ جهانی دوم به خود اختصاص داده است. آمریکا در دوره 1949 تا 1965 به طور میانگین سالانه 63 میلیون دلار، بین سالهای 1971 تا 1975 سالانه حدود یک میلیارد دلار و بین سالهای 1976 تا 1984 به طور میانگین سالانه 5/2 میلیارد دلار به رژیم صهیونیستی اعطا کرده است که 70 درصد آن به صورت بلاعوض و از محل اموال دولتی پرداخت شده است. این افزایش کمکها به حدی بوده که در سالهای اخیر به طور میانگین هر سال حدود 5 میلیارد دلار به این رژیم کمک کرده است.
سیاست خاورمیانهای آمریکا پس از جنگ جهانی دوم دو هدف را پیگیری کرده که یکی تامین نفت و دیگری امنیت رژیم صهیونیستی و حمایت همه جانبه از آن بوده است. این دو هدف، به طور ذاتی با یکدیگر متعارض بوده است؛ به طوری که اتخاذ یک استراتژی برای دستیابی به این دو هدف متضاد در آمریکا، با موانعی روبهرو بوده است. هر یک از حکومتهای آمریکا باید با توجه به پایگاه انتخاباتیاش نسبت به افکار عمومی آمریکا به ویژه در سالی که انتخابات برگزار میشود، حساسیت نشان دهد. از یک سو عدم توجه به اسراییل و توجه بیش از حد به اعراب خشم محافل ذینفوذ یهودی را که از لحاظ انتخاباتی گروهی کوچک، اما سازمانیافته و برخوردار از قدرت هستند، برخواهد انگیخت و از سوی دیگر توجه بیش از اندازه به این رژیم و عدم توجه به اعراب ممکن است به افزایش قیمت نفت بینجامد و در نتیجه موجب ناخشنودی رایدهندگان شود. با وجود فواید ناشی از بکارگیری خط مشی بیطرفانه و منصفانه، دیده شده است که سیاستمداران آمریکایی عموما متمایل با اسراییل هستند. در واقع، تمایل آمریکا به اسراییل تقریبا از 30 سال پیش مشهود بوده است، از زمانی که هنری کیسینجر به عنوان اولین یهودی به مقام وزارت خارجه آمریکا در 1973 منصوب شد.
لابی صهیونیستی فقط متشکل از یهودیان و صهیونیستها نیست، بلکه غیر یهودیان را نیز به عنوان کارشناسان برجسته دولتی در امور بینالملل برای تصدی پستهای دولتی در دولتهای آمریکا اعم از اینکه حزب دموکرات به قدرت برسد یا حزب جمهوریخواه، تربیت میکند. در دوران ریاست جمهوری کلینتون، لابی صهیونیست مقاماتی را از موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک به پستهای دولتی گمارد که از جمله این افراد میتوان به مارتین ایندایک، سفیر آمریکا در اسراییل اشاره کرد.
در دولتهای اول و دوم جورج بوش نیز بسیاری از مقامات طرفدار رژیم صهیونیستی از موسساتی چون آمریکن اینترپرایز و موسسه یهودی امور امنیت ملی انتخاب شدهاند. از جمله مهمترین و معروفترین آنها عبارتند از: ریچارد پرل، پل ولفوویتز، داگلاس فیث، ادوارد لوت واک، هنری کیسینجر، الوت آبرامز، ریچارد هاس، آری فلیشر، جیمز شلزینگر، جان بولتون و استیو گلداسمیت. نکته حائز اهمیتی که درباره سلطه یهودیان آمریکا بر عرصههای مختلف زندگی اجتماعی در این کشور در خور توجه است سلطه آنها بر رسانههای جمعی که جهت دهنده اصلی به افکار عمومی مردم این کشور و حتی دنیا هستند میباشد. واقعیت این است که هیچ قدرتی در دنیای امروز بالاتر از قدرتی نیست که در اختیار شکلدهندگان به افکار عمومی قرار دارد. هیچ پادشاه، رئیسجمهور، نخستوزیر یا ژنرالی حتی اگر میل شدیدی به قدرتطلبی هم داشته باشد، نمیتواند از قدرت تعداد قلیلی از افراد که کنترل رسانههای جمعی خصوصا آمریکا را تحت کنترل خود دارند، برخوردار شود. قدرت این افراد دور از دسترس و غیر شخصی نیست بلکه به تمام خانهها تسری یافته است.