اطلاعات فوق محرمانه و اطلاعات طبقهبندی شده حساس
تحلیلگران واشنگتن پست سپس به تشریح اطلاعات محرمانه و چگونگی طبقهبندی آنها پرداخته و مینویسند: ساختمان اداری خاکستری رنگ جدید در واقع یک نوع هتل است که تاجرها و صاحبان حرفهها میتوانند در آن اتاقهای ضد شنود کرایه کنند.
حتی اتاقک بین دو ساختمان یک طبقه یک اتاقک معمولی نیست. این اتاقک که توسط سیلندرهای بتنی احاطه شده، محل دسترسی به یک کابل دولتی است. این کابل با عنوان TS/SCI یا "اطلاعات فوق محرمانه و اطلاعات طبقهبندی شده حساس " شناخته میشود؛ یعنی افراد کمی اجازه دارند بدانند که چه اطلاعاتی از طریق این کابل رد و بدل میشود.
همه این مکانهای ذکر شده در بیرون واشنگتن قرار دارند – در جایی که پایتخت جغرافیای دیگری از آمریکا محسوب میشود – و محل تمرکز سازمانهای دولتی محرمانه و کمپانیهایی است که برای این سازمانها کار میکنند. مجموعه "فورت میده " یکی از بزرگترین مجموعههای مشابه در سراسر ایالات متحده است که مراکز عصبی فعالیتهای محرمانه آمریکا و 854 هزار نفر کارمند آن هستند.
مکانهای مشابه دیگر در "دالاس چانتیلی "، "دنور آئورورا " و "تامپا " قرار دارند. این شهرها همگی مدل محرمانه و مخفی شهرهای نظامی سنتی هستند؛ از نظر اقتصادی به بودجه فدرال وابسته بوده و از نظر فرهنگی نیز بواسطه کارهای خاص و ویژه خود تعریف میشوند.
البته تفاوت در این است که فرهنگ نظامی فرهنگ مخفی نیست. در مجموعههای "آمریکای فوق محرمانه " یک پرچم کمپانی متصل به یک کارت دیجیتال هوشمند، تنها سرنخ برای شناسایی مکان کار است. درباره کار یا درباره مأموریتها بحث نمیشود. منازعه در مورد نقش بخش اطلاعات در حفاظت از آمریکا تنها زمانی پیش میآید که یک کار اشتباه انجام شود و دولت شروع به بررسی قضیه کند و یا اینکه فاش شدن بخشی از اطلاعات طبقهبندی شده در اخبار مطرح شود.
وجود این مجموعهها به قدری محرمانه است که بیشتر مردم حتی وقتی نزدیک مکانی مانند فورت میده میشوند، نمیدانند که دقیقا نزدیک چه جایی هستند. حتی ممکن است دستگاه "جیپیاس " ماشینشان ناگهان شروع به اعلام اشتباه مسیر کند و راننده دور خودش بچرخد، چرا که دولت در تمام سیگنالهای آن محدوده اختلال ایجاد میکند.
زمانی که این اتفاق میافتد، معنی آن این است که یک آژانس امنیت ملی در آن حوالی وجود دارد. اما پیدا کردن مکان دقیق آن ساده نیست. درختها، دیوارها و چشمانداز پر از شیب، حضور آژانس NSA (آژانس امنیت ملی ایالات متحده) را از چشمها مخفی میکند، و موانع بتنی، و پستهای نگهبانی و نیز علایم هشدار دهنده مانع از ورود افراد متفرقه به قلمروی بزرگترین آژانس اطلاعاتی آمریکا میشوند.
بسیاری از آمریکاییها نمیدانند که فعالیتهای فوق محرمانه بغل گوششان اتفاق میافتد.
در پشت تمام این موانع، ساختمانهای بزرگ با شیشههای مات و ضد انفجار پدیدار میشوند که در پشت این شیشهها حدود سیهزار نفر مشغول به کار هستند؛ بسیاری از آنها به طور تماموقت مشغول خواندن، شنیدن و تحلیل سیل بیپایان گفتگوهای رمزگذاری شده هستند.
از بیرون نمیتوان گفت کهNSA دقیقا چقدر بزرگ است با این که ساختمان آن مساحتی حدود 6.3 میلیون فوت مربع دارد (تقریبا هماندازه با مساحت پنتاگون) و در پیرامون آن 112 هکتار فضای پارکینگ وجود دارد. با وجود بزرگ بودنNSA ، گفته میشود که این آژانس به زودی بزرگتر هم خواهد شد: در پانزده سال آینده بیش از دههزار نفر به کارمندان این آژانس اضافه خواهد شد که دو میلیارد دلار تنها برای فاز اول این گسترش لازم است. این افزایش باعث میشود که محدوده ساختمانها در مجموعه فورت میده به حدود 14 میلیون فوت مربع برسد.
دفتر مرکزیNSA در پایگاه نظامی فورت میده قرار دارد که بطور کلی دربرگیرنده 80 یگان دولتی، شامل چندین سازمان اطلاعاتی بزرگ است.
این آژانس با قراردادهای خود هر ساله حدود ده میلیارد دلار به اقتصاد منطقه وارد میکند که این امر توضیح میدهد که مخارج بقیه مجموعه فورت میده از کجا تامین میشوند: مجموعهای که از هر مسیر تا ده مایل گسترش یافته است.
در آن سوی محدوده NSA، دیگر سازمانهای اطلاعاتی و کمپانیهایی قرار دارند که از قبل آژانس رونق یافتهاند. در برخی از بخشهای این مجموعه، این کمپانیها تمام یک محوطه را اشغال کردهاند. در برخی دیگر، این کمپانیها پارکهای تجاری به طول چندین مایل دارند که از طریق جادهای خصوصی به محوطه NSA متصل میشوند و در اطراف آن علایم هشداردهنده دیده میشود.
بزرگترین پارک، پارک "تجاری ملی " (National Business Park) است؛ متشکل از 285 هکتار از برجهای شیشهای بزرگ و مستطیل شکل. ساکنین این ساختمانها پیمانکارها هستند و در مکانهای عمومیتر به عمد حضور خود را کمرنگتر نشان میدهند. اما در پارک تجارت ملی، جایی که تنها پیمانکارها به آن جا میروند، علامتهای تجاری بزرگ آنها به وضوح دیده میشود. شرکتهایی مانند: "بوز آلن هامیلتون "، "مخابرات ال-3 ; "، "سیاسسی "، "نورثروپ گرومن "، "جنرال دینامیکز " و "سیایآیسی. "
بیش از 250 کمپانی - حدود 13 درصد کمپانیهای آمریکای محرمانه- در مجموعه فورت میده حضور دارند. برخی از این شرکتها در این مجموعه چندین اداره دارند، مانند "نورثروپ گرومن " که 19 اداره و "اسایآیسی " که 11 اداره دارند. در کل 681 مکان در مجموعه فورت میده برای انجام کارهای تجاری محرمانه وجود دارد.
در این مجموعه کارمندانی حضور دارند که باید از قوانین سخت پیروی کنند. آنها دائما تست دروغسنجی میدهند، فرمهای تعهد به عدم انتشار اطلاعات امضا میکنند و گزارشهای حجیم در مورد سفرهای خارجی خود ارایه میدهند. این افراد برای مواجه شدن با همسایههای فضول و دوستان کنجکاو آموزش دیدهاند. برخی از این افراد برای احراز هویتهای جعلی آماده شدهاند.
این کارمندان اگر بیش از حد مشروبات الکلی بنوشند، پول زیادی قرض بگیرند و یا با شهروندانی از کشورهای دیگر معاشرت کنند، ممکن است جواز امنیتی خود را از دست بدهند و دیگر کاری در NSA و سازمانهای اطلاعاتی خواهر نخواهند داشت.
نقش پیمانکارهای خصوصی
پریست و آرکین در بخش دیگری از مقاله خود به نقش پیمانکارهای خصوصی اشاره کردهاند و مینویسند: با گسترش آمریکای فوق محرمانه، دولت به پیمانکارهایی با صلاحیت امنیتی وابسته شده است، این کارمندها در ریاضی خبره هستند. NSA برای انجام وظایفش از بیشترین تعداد ریاضیدانان در بین سازمانهای دنیا استفاده میکند. این سازمان همچنین از زبانشناسان و کارشناسان تکنولوژی و نیز رمزنگاران بهره میبرد. بسیاری از آنها ISTJ خطاب میشوند (درونگرای حساس، متفکر و منتقد)، ویژگیهای شخصیتی که در تست شخصیتی مایرز - بریگز وجود دارد و ویژگی غالب در فورت میده به شمار میرود.
"کن اولمان "، مدیر بخش "هوارد "، یکی از شش بخش در محدوده جغرافیایی تحت نفوذ NSA میگوید: "برخی از کارمندان این آژانس از باهوشترین افراد روی زمین هستند. آنها به دنبال آموزش خوب و کیفیت زندگی بالا هستند. "
مدرسهها البته جز بهترین مدرسهها هستند و برخی نیز وارد دورههای آموزشی میشوند که در آنها به افراد جوان حتی ده ساله آموزش داده میشود که چه سبک زندگی برای کسب صلاحیت امنیتی لازم است و چه نوع رفتاری برای چنین مشاغلی مناسب نیست.
بیرون از یکی از مدرسهها اتوبوس زرد مدرسه در کنار ساختمانی پارک شده است که متعلق به اتحاد "پنج چشم " است - بخش اطلاعاتی مشترک پنج کشور آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزلند در مورد دنیا.
اتوبوس مدرسه بچهها را به خانههایشان میبرد که از جمله مرفهترین محلهها در کشور محسوب میشوند. طبق اطلاعات Census Bureau، شش شهرک از ده شهرک بسیار ثروتمند آمریکا، متعلق به این مجموعههای امنیتی هستند.
نیروی کار "National Reconnaissance Office " (که ماهوارههای جاسوسی را مدیریت میکند) از لادان کانتی که ثروتمندترین کانتی کشور آمریکا است میآیند. "NRO "، "CIA " و دفتر مدیریت اطلاعات ملی در "فیرفکس کانتی " (دومین شهرک ثروتمند آمریکا) قرار دارند. "آرلینگتون کانتی "، نهمین شهرک ثروتمند آمریکا جایگاه پنتاگون و دیگر ادارههای اطلاعاتی است. "مونتگومری کانتی "، دهمین شهرک ثروتمند آمریکا میزبان "National Geospatial-Intelligence Agency "، و سرآخر "هوارد کانتی "، سومین شهرک ثروتمند 8 هزار کارمند NSA را در خود جای داده است.
"کنت منسر "، یک کارمند بخش دفاع در هوارد کانتی که به انطباق شهرک با گسترش فورت میده کمک میکند میگوید: "اگر اینجا یک کارخانه کرایسلر بود ما همه جا درباره کرایسلر صحبت میکردیم: در سالن بولینگ، در جلسات. همهجا کرایسلر کرایسلر کرایسلر. تنها کسانی که در نیروی کار NSA نیستند نمیتوانند تاثیر آن بر روی زندگی کارمندان درک کند. "
تاثیر NSA و دیگر سازمانهای مخفی در این مجموعه تنها از بعد مالی نیست. این تاثیر حتی بر جریان ترافیک یک روز خاص نیز تاثیر میگذارد. برای نمونه یک ون سفید رنگ وارد ترافیک این بخش میشود و کمی بعد پنج ون مشابه به دنبال آن شروع به حرکت میکنند.
در هر ون دو مامور دولتی در حال آموزش دیدن از طرف آکادمی مشترک آموزشی ضداطلاعات تلاش میکنند تا در جادههای محلی و در حین "نظارت بااحتیاط " (که در این مورد معلمی در نقش یک جاسوس است) گم نشوند. کار واقعی این ماموران ارتش و دیگر آژانسهای دولتی، شناسایی جاسوسان خارجی و توریستها و مشخص کردن سازمانهای بانی آنها و نیز مشخص کردن مکان جاسوسها و جمع کردن شواهد برای اقدام علیه آنها است.
اما در این روز، افراد در حال آموزش از طریق رادیو به هم متصل هستند و نقشه خیابانها را علامتگذاری کردهاند. حدود 4 هزار مامور فدرال و ارتشی هر سال در کلاسهای ضداطلاعات مجموعه فورت میده شرکت میکنند.
مامور دیگری که در صندلی مسافر جلوی ون نشسته است نقشه را نگه میدارد و علامتهای زرد رنگ روی آن را جابهجا میکند و تلاش میکند تا مکان ونهای دیگر و مظنون یا "خرگوش " را گم نکند.
ماموران دیگر موتور ون خود را به راه میاندازند و با سرعت 60 مایل در ساعت به دنبال خرگوش میروند و در حال حرکت یکدیگر را از حضور پلیس محلی باخبر میکند که خبری از ماهیت و ماموریت ونها ندارد.
ناگهان خرگوش یک بلوک کامل از نزدیکترین ون جلو میافتد و از چراغ زرد رد میشود و در نتیجه ماموران در پشت چراغ قرمز گیر میافتند. سپس چراغ سبز میشود. یکی از مامورین سر راننده ماشین جلویی فریاد میزند تا زودتر حرکت کند. همکار او میگوید که مظنون را گم کردهاند و همه تلاش میکنند تا دوباره او را پیدا کنند.
سرانجام، ماموران خرگوش را در کتابفروشی بوردرز در کلمبیا دوباره پیدا میکنند. شش مرد در لباسهای پولو و شلوارهای خاکی به ردیفهای مجلهها نگاه میاندازند و به جلو میروند.
مربی آنها میگوید: "سختترین بخش کار، نحوه رفتار است. برخی از مامورین نمیتوانند آرام باشند و رفتار مناسبی از خود نشان بدهند... آنها باید طوری رفتار کنند که انگار در حال چرخیدن در مغازه هستند. اما باید از بالای کتابها به نگاه کردن اطراف بپردازند. "
داخل مجموعه، نمونه خوبی از مرز بین دنیای مخفی و دنیای عادی است. یک فروشگاه ساندویچ کوییزون در این مجموعه وجود دارد که همه چیزش به دیگر فروشگاههای کوییزون مشابه است غیر از ساعت کارش که از ساعت یازده صبح آغاز میشود. افراد منتظر عینکهای آفتابی اوکلی به چشم دارند که هدیه از طرف سربازان جنگ افغانستان است. چهل درصد نیروی کار NSA افراد نظامی آماده به خدمت هستند و این شعبه از کوییزون از محل کار آنها چندان دور نیست.
در بخش دیگری از مجموعه، "جروم جیمز "، یکی از ساکنان محلی در مورد ساختمانی که پشت حیاطش ساخته شده است، میگوید که "آن جا قبلا مزرعه بود اما یک روز افرادی شروع به ساختن این ساختمان کردند. اما این ساختمان من را نگران نمیکند برایم مهم نیست. "
این ساختمان که پشت نردهها قرار دارد، از یک زمین فوتبال بزرگتر است و هیچگونه علامتی در مورد ماهیت آن وجود ندارد. آدرسی برای آن وجود دارد اما "گوگل مپز " آن را نمیشناسد. اگر این آدرس را در گوگل مپز تایپ کنید، یک آدرس دیگر نشان داده میشود 7600. هیچ نام خیابانی وجود ندارد.
در داخل چنین ساختمانی، فردی مانند "جاستین والش " ساعتها روی یک نردبان میایستد و به یک سقف کاذب روی ساختمان یکی از بزرگترین کمپانیها در "آمریکای فوق محرمانه " مینگرد. والش متخصص امنیت وزارت دفاع است و هر مجموعه فردی مانند او را در اختیار دارد؛ چه فورت میده باشد و چه ساختمانهای زیرزمینی کریستال سیتی در آرلینگتون نزدیک پنتاگون و چه پارکهای تجاری پیشرفته پیرامون مرکز ملی امنیتی هوایی در دایتون اوهایو.
والش وقتی روی نردبان مخصوصش نباشد، در حال سر و کله زدن با یک دستگاه کپی است تا مطمئن شود که این دستگاه اطلاعات محرمانه در حافظه خود را تکثیر نمیکند. والش از یک دستگاه مغناطیسی بزرگ برای پاک کردن دادههای طبقهبندی شده از روی هارد درایوها استفاده میکند، سیستم هشدار و کابلهای فیبر نوری آن را بررسی میکند و همینطور کدگذاری این هشدار برای فرستادن سیگنال به اتاق مرکزی را امتحان میکند.
دولت همه چیز را در "آمریکای فوق محرمانه " تنظیم میکند: میزان آهن در نردهها، میزان کاغذ ریخته شده در کسیهها برای از بین بردن اسناد طبقهبندیشده، ضخامت دیوارها و ارتفاع طبقات عایق صدا.
به گفته ناظر والش، در ناحیه واشنگتن، 4 هزار اداره شرکتی وجود دارند که با اطلاعات طبقهبندیشده سر و کار دارند که این میزان نسبت به سال گذشته 25 درصد رشد داشته است. و در هر روز ماموریت، تیم والش 220 ساختمان را تحت نظر خود دارند. تمام این ساختمانها چیزهایی دارند که باید چک شوند و ساختمانهای جدید نیز باید از بالا تا پایین بررسی شوند و تنها پس از بررسی است که NSA به ساکنان این ساختمانها اجازه تماس تلفنی به آژانس را میدهد.
به زودی در فورت میده یک ساختمان دیگر هم ساخته خواهد شد: یک ساختمان چهار طبقه که دیوارهایش میتواند انفجار یک ماشین را تحمل کند. "دنیس لین " میگوید که مهندسین استحکام بیش از حد معمولی به میلگردهای ساختمان دادهاند تا اسکلت ساختمان بتواند تحمل بسیار بیشتری از حد معمول در برابر حوادث پیشبینینشده داشته باشد.
لین، قائم مقام کمپانی تجاری ریان نیز تا بحث به NSA کشیده میشود خودش یک پا جاسوس میشود. او که 55 ساله است، تمام زندگی خود را مثل سایهها سپری کرده است. او اطلاعات تجاری را از طریق شبکه افراد مطلع خود جمعآوری میکند؛ این شبکه متشکل از مدیران اجرایی مانند لین است که امیدوارند از سازمانی که بسیاری از همسایگانشان چیزی درباره آن نمیدانند کسب درآمد کنند.
او وقتی NSA یا یک سازمان دولتی مخفی دیگر یک ساختمان دیگر را اجاره میکنند، با پیمانکارهای بیشتری قرارداد میبندند و دسترسی خود به اجتماع تجاری محلی را گسترش میدهند کاملا باخبر میشود. او پروژههای ساخت و ساز، جابهجایی مشاغل و شرکتها را دنبال میکند. او میداند که برنامهریزان محلی تخمین میزنند که 10 هزار شغل بیشتر در اثر گسترش NSA ایجاد خواهد شد و 52 هزار شغل جدید دیگر نیز به خاطر انتقال واحدهای اطلاعاتی به پست فورت میده به وجود خواهند آمد.
لین ماهها پیش از آنکه اعلام شود فرمانده بعدی "U.S. Cyber Command " همان ژنرال چهارستاره رییس NSA خواهد بود از تمامی شایعات در این زمینه مطلع بود. او میگوید: "قضیه بخش سایبری بسیار بزرگ خواهد بود. یک فرمانده سایبری میتواند تمامی اقلام یک ساختمان را بررسی کند. "
لین از این مطلع است چرا که شاهد رشد NSA پس از یازده سپتامبر بوده است. NSA پس از یازده سپتامبر حدود 1.7 میلیارد دلار قطعه ارتباطات کدگذاریشده در هر 24 ساعت رد و بدل میکند: ایمیلها، پستهای بولتینها، پیغامهای فوری، آدرسهای آیپی، شماره تلفنها، تماسهای تلفنی و مکالمات تلفن همراه.
"جنی برنز " نیز به نوبه خود شاهد این امر بوده است. برنز در مجموعه فورت میده فعالیت تجاری میکند. او یک شب پس از کارش در حال نوشیدن به افرادی حاضر در رستوران اشاره کرد و گفت: "من میتوانم این افراد را شناسایی کنم. کت و شلوارشان، آرایش موهایشان و رفتارشان نشاندهنده ماهیتشان است. آنها طوری به نظر میرسند انگار که هراس دارند که کسی چیزی در موردشان بپرسد. "
او میگوید که ماموران مخفی به این رستوران میآیند تا مراقب افراد خاصی باشند تا بیش از حد لزوم صحبت نکنند. برنز خود به مدت بیست سال با یکی از این مامورین مخفی زندگی کرده است. همسر او برای NSA کار میکرد و حالا یکی از پیمانکاران است. همسر برنز به جنگ نیز رفته بود. همسر او چیزهای مهمی میداند اما برنز نمیداند دقیقا چه چیزهایی.
خانم برنز میگوید که دو دهه پیش با همسرش ازدواج کرده و از آن زمان در تلاش بوده تا خود را وفق دهد. خانم برنز قبل از بیرون رفتن با افراد دیگر از آنها میخواهد تا زیاد از همسرش سوال نپرسند. در اکثر موارد آنها متوجه میشوند اما اگر متوجه نشوند دردسر درست میشود و خانواده برنز دیگر با آنها بیرون نمیروند.
خانم برنز همسرش را به عنوان یک ناظر و خودش را یک مداخلهگر توصیف میکند. او میگوید: "این که همسرم هرگز مرا برای مسافرت نمیبرد و هیچ وقت کار هیجانانگیزی نمیکند من را اذیت میکند. حس میکنم به من خیانت میشود. "
اما از سوی دیگر برنز میگوید: "همسرم را واقعا به خاطر کاری که میکند ستایش میکنم. او سالهای زیادی از زندگی خود را صرف این کرده که ما بتوانیم گذران زندگی کنیم و در بین عامه مردم هم کارش به رسمیت شناخته نمیشود. "
در بیرون رستوران، مجموعه همچنان به کارش ادامه میدهد. در شب و در محدوده پارک ملی تجاری، چراغهای ادارهها تک و توک روشن هستند. محوطه 140 اتاقه ماریوت تمام اتاقهایش را به افرادی اجاره داده که هنگام ورود تنها میگویند که "ارتشی هستند. "
در داخل NSA، ریاضیدانان، زبانشناسان و متخصصان و کدگذاران داخل و خارج میشوند. آنهایی که خارج میشوند، با آسانسور به طبقه اول میروند. هر کدام از آنها یک جعبه پلاستیکی با یک بارکد دارند. در داخل جعبه یک کلید است که با راه رفتن آنها تکان میخورد. برای کسانی که در این محل کار میکنند، این صدا نشاندهنده ساعت عوض شدن شیفتها است.
کارمندانی که شیفتشان شروع شده در گردان را به جلو هل میدهند و افراد در حال خروج نیز کارتهای شناسایی محل کار خود را وارد دستگاه میکنند تا هنگام خروج ساعت بزنند. در باز میشود، آنها کلیدشان را به داخل جعبه میاندازند و از در گردان خارج میشوند. در NSA به آهستگی میرانند و همراه با بقیه ماشینها از محوطه خارج میشوند. در مجموعه فورت میده، پایتخت "آمریکای محرمانه " تقریبا نیمهشب شده، اما این مکان بدون خواب و استراحت است و هر روز نیز بزرگتر میشود.