تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۷۸۲۱۳

پیامبر اسلام(ص) از دیدگاه گوستاو لوبون


محمد اصغری‌نژاد
هر پژوهنده‌ای که به دیده دقت به (تمدن عرب) بنگرد، متوجه می‌شود که "لوبون" در نگارش مطالب از دیده انصاف به تمدن اعراب نگریسته‌ است. از این رو نباید برخی اشتباهات کتاب را ناشی از تعصبات ناصحیح دانست، بلکه علل آنها را باید در مواردی که در این مقاله بحث خواهد شد، جستجو کرد.
"گوستاو لوبون" از جمله خاورپژوهان بلندپایه فرانسوی است که به سال 1841 میلادی چشم به جهان گشود و در سال 1931 از دنیا رفت. وی مطالعات گسترده‌ای درباره اسلام و تمدن مسلمان به انجام رسانده است.
در آثار وی تعصبات یک جانبه و منفی نسبت به اسلام و مسلمانان کمتر به چشم می‌خورد و این از ویژگی‌های منحصر به فرد اوست که در کمتر پژوهشگری می‌توان سراغ یافت. او فقط از عرب و تمدن عربی دفاع نکرد، بلکه از حقوق مسلمانان دفاع و از سیاست‌های ظالمانه دولت‌های اروپایی شدیدا انتقاد کرد و در نکوهش دولت متبوعش نسبت به جنایاتی که در حق مسلمانان الجزایر مرتکب شد، ‌مطالب فراوانی را نگاشت.
"لوبون" در اثنای تحقیقات و ساحت‌های علمی خود به کشورهای مختلف، کتاب‌های با ارزشی پیرامون تاریخ و تمدن برخی ملت‌ها نگاشت و حاصل این پژوهش‌ها را با شرح و توضیح در سه کتاب "راز دگرگونی ملت‌ها"،‌ "ماهیت اجتماع" و "آرا و باورها" به ودیعه و آن گاه با توجه به این سه اثر، کتاب‌های دیگری چون "ماهیت انقلاب‌ها و انقلاب فرانسه"، "ماهیت سوسیالیسم"، "تمدن هند"،‌‌ "تمدن مصر" و "تمدن عربی در اندلس" و "تمدن عرب" را به رشته تحریر درآورد.
آثار و نوشته‌های او به زبان فرانسوی بود که احمد فتحی زغلول، صادق رستم و عبدالرحمان برقوقی و دیگران آنها را به زبان عربی ترجمه کردند. کتاب "تمدن غرب" را عادل زعیتر که از مترجمان بنام بود، به عربی بازگرداند. این کتاب چند بار در سال‌های 1945، 1948 و 1979 به چاپ رسیده است.
هر پژوهنده‌ای که به دیده دقت به (تمدن عرب) بنگرد، متوجه می‌شود که "لوبون" در نگارش مطالب از دیده انصاف به تمدن اعراب نگریسته است. از این رو نباید برخی اشتباهات کتاب را ناشی از تعصبات ناصحیح دانست، بلکه علل آنها را باید در موارد ذیل جستجو کرد.
ـ عمده ماخذ تمدن عرب برگرفته از منابع اهل تسنن بوده و چون در آنها گزارش‌های ناصواب به وفور یافت‌ می‌شود، در نتیجه کتاب نیز از این اشتباهات در امان نمانده است.
ـ در ماخذ اهل تسنن به نقش رهبری و امامت در اسلام و هدایت جامعه بشری اشاره نشده است و واقعیت‌ها آن گونه که باید تجزیه و تحلیل نشده و لذاست که در کتاب "تمدن عرب" هم به این عامل مهم و حیاتی و نقش سازنده آن و پیامد‌های منفی عدم وجود آن اشاره نشده است، بلکه با نگاهی دقیق‌تر باید گفت "لوبون" اسلام و تمدن مسلمانان را از نظرگاه اهل تسنن معرفی کرده است.
ـ گزارش‌های نقیض در منابع تسنن، پژوهشگری چون "لوبون" را نیز دچار اشتباه کرده و برخی وقایع را به پیروی از مآخذ غلط نقل کرده است.
ـ درک ناصحیح "لوبون" از مفهوم وحی، غیب، معجزه و قرآن، سبب شده، وی در شرح و توضیح این مضامین به اشتباهات معتنابهی دست یازد.
ـ مشکل دیگر کتاب این است که نشانی مطالب را به تفضیل و به صورت امروزین، عنوان نکرده است.
با این همه تعاریف زیبا و دلنشین "لوبون" از اسلام و رسول خدا(ص) و علل گسترش این دین الهی و تحلیل‌های با ارزشی که نویسنده از این مذهب و نقش سازنده‌اش در شکوفایی تمدن‌ها ذکر کرده، ما را بر آن می‌دارد که توصیفات در خور توجه و تجزیه و تحلیل‌های لوبون و سخنان وی را در مدح اسلام بازگو کنیم!
عظمت اسلام
"گوستاو لوبون" در قسمت‌هایی از کتاب خود به تعریف از اسلام و فرستاده آن، حضرت محمد(ص) پرداخته و به تناسب، تجزیه و تحلیل‌های جالب و ارزنده‌این ارائه داده است که ذکر آنها از دیدگاه یک خاورپژوه فرانسوی،‌ عظمت این مکتب الهی را بیش‌ از پیش روشن می‌سازد.
دوران کودکی حضرت محمد(ص)
"گوستاو لوبون" تحت عنوان "دوران کودکی و جوانی حضرت محمد" می‌گوید:
ـ تاریخ‌نگاران عرب می‌نویسند: "هنگام ولادت پیشوای بزرگ اسلام، نشانه‌های شگفت‌انگیزی آشکار شد؛ از آن جمله گویند: هنگام ولادت او جهان لرزید، آتشکده‌ مقدس رزدتشتیان خاموش شد، شیاطین به وسیله شهاب از صعود به آسمان ممنوع شدند،‌ چهارده کنگره از ایوان کسری شکست و این نشانه‌ای بود که نابودی دولت مقتدر ایران را نوید می‌داد. (ص 100)
حضرت محمد ابتدا از مادرش آمنه شیر خورد، سپس طبق عادتی که تا به امروز اعراب دارند، او را به قبیله‌ بادیه‌نشینی سپردند و تا سه سالگی نزد آن قبیله به سر برد... در این مدت چنان که مورخان نقل کرده‌اند، خوارق عادات و کارهای شگفت‌انگیزی از او دیده شد... ." (ص 100)
ـ "بیست سال که از سن آن حضرت گذشت، در جنگی که میان قریش و قبیله دیگری رخ داد، شرکت کرد و لیاقتی فوق‌العاده در آن جنگ از خود نشان داد که بعدها آن لیاقت در او به نحوی آشکار خودنمایی کرد."‌ (ص 101)
ـ "درستی و خوش‌خلقی او شهرت بی‌سابقه‌[ای] در میان قریش برایش کسب کرد. به همین دلیل، قریش لقب "امین" به آن حضرت دادند. این آوازه بلند به علاوه نیک‌‌‌‌‌‌‌‌رفتاری و صداقت آن جناب، سبب شد که علاقه‌ خدیجه آن زن ثروتمند بیوه مکه را به خود جلب کند تا بدان جا که تمام کارهای تجارتی خود را به حضرت محمد واگذار کند... ." (ص 101)
بعثت حضرت محمد(ص)
ـ "گوستاو لوبون" تحت عنوان "بعثت حضرت محمد[ص]" می‌گوید:
الف‌- "حضرت محمد تا چهل سالگی هیچ‌گونه سخنی درباره بعثت خود اظهار نفرمود. و پس از آن که طبق معمول هر ساله برای عبادت به کوه حرا ـ که در سه مایلی مکه است ـ رفته بود، با رنگی پریده و حالتی متغیر نزد خدیجه آمد و چنانچه مورخان عرب گویند: به او فرمود: همین طور که من در کوه حرا گام برمی‌داشتم، شنیدم جبرئل در گوش من چنین می‌گوید: "اقرأ باسم ربک الذی خلق..." ... سپس به خدیجه فرمود: این سخن، وحی الهی است و من نیز نیروی نبوت و پیامبری را در خود احساس می‌کنم." (ص 102)
ب‌- "تهدیدات و ریش‌خندها[ی مردم مکه] او را در تصمیم خود مردد نساخت، بلکه چنانچه ابوالفداء نقل کرده، به آنها فرمود: اگر خورشید را در دست راست من نهند و ماه را در دست چپم بگذارند، از این کار دست نخواهم کشید." (ص 103)
ج- "حضرت محمد[ص] در برابر آزاد و شکنجه،‌ با کمال متانت و بردباری و خونسردی مقاومت کرد. و هر روز به برکت فصاحت و بلاغت او، پیروان تازه‌[ای] به او می‌گرویدند." (ص 104 و 105)
د- "10 سال بدین ترتیب از عمر او گذشت و در این ده سال دقیقه‌‍[‍ای] از کار تبلیغ دین خود، کوتاهی نکرد." ص(105)
وقایع پس از هجرت
"گوستاو لوبون" تحت عنوان "وقایع پس از هجرت" می‌گوید:
ـ "پس از اینکه پیغمبر به مدینه وارد شد جنگ‌ها را خود رهبری می‌کرد یا یکی از یارانش را به رهبری برمی‌گزید. اولین جنگ مهمی که در سال دوم هجرت اتفاق افتاد، غزوه "بدر" بود. در این جنگ، یاران [حضرت] محمد[ص] که از 314 تن بیشتر نبودند، 5 و در میان همه آنها سه اسب‌سواری بیش‌تر نبود، لشکر دشمن را که متجاوز از دو هزار نفر بودند،‌ 6 تار و مار کردند. و این شکست دشمن موجب شهرت جنگی پیغمبر گردید." (ص 106)
ـ "پس از جنگ بدر، جریان‌های دیگری بین حضرت محمد و همسایگان مدینه اتفاق افتاد که در غالب آن پیش‌آمدها غلبه و نصرت با حضرت بود و از خصوصیات او این بود که چون مغلوب می‌شد، مرعوب نمی‌شد و چون فاتح و پیروز می‌گشت، از حد اعتدال پا بیرون نگذاشته‌، مغرور نمی‌شد." (ص 107)
ـ "پس از چند سال کار پیغمبر اسلام بالا گرفت و نیروهای زیادی به دست آورد، ولی برای این که قدرتش توسع پیدا کند، لازم بود مکه را نیز به تصرف درآورد، ولی مصلحت چنان دید که ابتدا برای انجام این کار، با مسالمت رفتار کند. از این رو، با 1400 نفر از یاران خود به سوی مکه رهسپار شد. قریش گرچه از ورود او به مکه جلوگیری کرد، ولی فرستادگان آنها از بزرگداشت بی‌سابقه یاران پیغمبر نسبت به او مبهوت شدند؛ به طوری که یکی از آنها گفت:‌ من، دربار امپراتور روم و پادشاه ایران را دیده‌ام، [ولی] به خدا سوگند هیچ پادشاهی را در میان پیروانش به عظمت و جلالت محمد ندیده‌ام." (ص 107)
ـ "پس از این که [حضرت محمد(ص)] به شهر مکه در‌آمد، با قریشی که در طول بیست سال دست از آزار و دشمنی او نکشیده بودند، و از هر گونه اذیت و عنادی درباره او فروگذار ننموده بودند، با کمال مهربانی و ملاطفت رفتار کرد و با سختی توانست آنها را از دستبرد یاران خشمگین خود‌ (که در صدد انتقام از ایشان بودند) نگهداری فرماید... ." (ص 109)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات