هادی محمدیفر
نگاهی بر سفرهای دکتر احمدینژاد به کشورهای اسلامی و نقش آن در پیشبرد و تحکیم انسجام اسلامی در سال 85
پیوندهای فرهنگی بین ملل مختلف بویژه آن دسته از اقوام و ملیتهایی که وجوه اشتراکی خاصی با هم دارند از دیرباز زمینهساز ایجاد ائتلافها و اتحادهای مداومی بین آنان بوده است. فرهنگ به عنوان یک عامل تاثیرگذار نقش مهمی در مناسبات دنیای قدیم و جدید ایفا نموده است. توجه به اشتراک در میان فرهنگها یک نقطه قوت و بیتوجهی به آن و افزایش اختلاف میان فرهنگها همیشه زمینههای واگرایی را میان ملیتها به وجود آورده است. در این میان کشورهای اسلامی با دارا بودن ظرفیتهای لازم برای تبدیل شدن به یک قدرت تاثیرگذار از حداکثر توان بهرهمند هستند و بهرهبرداری از این فرصتها میتواند در آینده نقش اساسی در اتحادها و ائتلافهای احتمالی ایفا نماید. توجه به اشتراک فرهنگی در بین کشورهای اسلامی میتواند زمینههای همگرایی را بین کشورهای اسلامی تقویت و پرداختن به اختلافات جزئی میتواند زمینه واگرایی و ضربات جبرانناپذیری بر جهان اسلام وارد نماید. رفتوآمدهای سیاسی و برقراری روابط دیپلماتیک بین کشورهای اسلامی در همگرایی و وحدت جهان اسلام نقش اساسی میتواند ایفا نماید. حال سفرهای دکتر احمدینژاد در کشورهای اسلامی تا چه حد میتواند به اتحاد دنیای اسلام در این مقطع کنونی کمک کند؟ برای بررسی این موضوع ابتدا باید مقطع کنونی جهان اسلام را در نظر گرفت و سپس به ارزیابی آن پرداخت.
امروز کشورهای قدرتمند جهان اسلام میتوانند نقش اساسی در تبدیل شدن اسلام به یک قطب سیاسی ایفا نمایند. حوادث یازدهم سپتامبر که متعاقب تئوری تمدنهای ساموئل هانتینگتون روی داد جهان اسلام را به صورت یک بازیگر اصلی در جهان در آورد و البته از این لحاظ یک بازیگر اصلی، چون بیشترین حملات بر ضداسلام و در راستای تضعیف کشورهای اسلامی صورت گرفت. در ارزیابی موقعیت کنونی کشورهای اسلامی باید بگویم که از شمال آفریقا که شامل الجزایر، لیبی، مراکش، تونس، سودان و مصر میشود کشورهای اسلامی موقعیت ممتازی در معادلات قاره آفریقا دارند اما این کشورها با چالش عمدهای روبهرو هستند که مهمترین آنها ضعف داخلی میباشد. در عربستان و حاشیه خلیجفارس نیز وضعیت منحصر به فردی حاکم است. درآمد بالای نفت از یک طرف و ظهور یک غده سرطانی به نام رژیم صهیونیستی از طرف دیگر میتواند ویژگیهای مثبت و منفی برای کشورهای این منطقه در پی داشته باشد.
عربستان سعودی به عنوان یک کشور قدرتمند اسلامی میتواند در معادلات جهانی از طریق عرضه و تقاضای نفت خام در بازار مالی جهانی تاثیر بگذارد و کشورهای حاشیه خلیجفارس هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند. عراق نیز تحت اشغال است. فلسطین که قلب جهان اسلام است و کشتار مسلمانان در این منطقه ژئوکالچری نیز هر روز ادامه دارد. سفر رئیسجمهور ایران اسلامی به کشورهای اسلامی سودان و عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر اصلی در خاورمیانه و شمال آفریقا اهمیت زیادی در مناسبات منطقهای ایفا نمود. افزایش قدرت روزافزون ایران اسلامی در منطقه و در شرایط کنونی که حملات غرب بر علیه فعالیت صلحآمیز هستهای شدت گرفته است گمانهزنیهای بیپایه و اساس غرب در تهدید ایران برای کشورهای عرب منطقه مبنی بر تشکیل هلال شیعی از سوی ایران، در سفر آقای دکتر احمدینژاد تا حدود زیادی به هم خورد. ایران و سودان به عنوان دو کشور با دو گرایش و تفسیر متفاوت از دو قطب جهان اسلام یعنی شیعه و سنی میتوانند به همگرایی اسلامی کمک شایانی نمایند. این دو کشور در حال حاضر تحت فشار غرب و تصویب قطعنامههای ناعادلانه شورای امنیت در معرض شدیدترین اتهامها قرار دارند یکی به بهانه نقض حقوق بشردوستانه در منطقه دارفور در غرب سودان و دیگری به بهانه دستیابی به سلاح هستهای.
عربستان سعودی وضعی متفاوت دارد این کشور ظاهرا با غرب و آمریکا متحد استراتژیک است اما از آنجا که بیشترین تعداد خدمه هواپیمایی که حوادث یازدهم سپتامبر را خلق نمودند، عربستانی بودند در معرض شدیدترین حملات قرار دارد. آمریکائیان در نهایت امر ساختار سیاسی عربستان سعودی را قبول ندارند و دیر یا زود از فعالیت بر ضد این کشور اسلامی به منظور تضعیف آن باز نخواهند ایستاد.
در چنین شرایطی همکاریهای راهبردی و فرهنگی میان کشورمان ایران و عربستان و سودان به عنوان سه کشور که نقش سازندهای در جهان اسلام دارند، میتواند موثر واقع شود.
سفر آقای احمدینژاد در حالی انجام شد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر سابق رژیم غاصب صهیونیستی جمهوری اسلامی ایران را متهم به تشکیل امپراتوری اسلامی از فارس تا اسپانیا مینماید. گفته نتانیاهو شاید برای بعضی از مسلمانان هم خیرهکننده باشد اما باید گفت که اگر سران کشورهای اسلامی درک درستی از تحولات منطقهای و جهانی داشته باشند این کشورها پتانسیل تبدیل شدن به یک امپراتوری اسلامی را دارند. همچنان که در ابتدای بحث گفته شد همکاریهای فرهنگی از دیرباز تاکنون زمینهساز همکاریهای دیگری بوده است و اینگونه که «هاس» و نوکارکردگرایان جدید میگویند این همکاریها میتواند از یکی به دیگری تسری یابند. رژیم صهیونیستی که خود طرح "از نیل تا فرات" را دنبال مینماید و کشورهای اسلامی و مسلمانان را در معرض شدیدترین اتهامات قرار میدهد این بار پس از ناکامی در تهدید کشورهای عربی به تشکیل هلال شیعه، درصدد است غرب را بر علیه ایران تحریک نماید. پروژه نیل تا فرات که رژیم صهیونیستی بدون هیچ پشتوانهای از مولفههای یک دولت ـ ملت (حکومت، حاکمیت، سرزمین و جمعیت) حتی در دل رژیم غاصب صهیونیستی ندارد، چگونه میتواند آن را پیاده نماید. در حالی که کشورهای اسلامی حتی سابقه تشکیل امپراتوری اسلامی را در کارنامه خود دارند با فتح تنگه جبلطارق و تصرف اندلس به نظر میرسد این پتانسیل در کشورهای اسلامی وجود دارد. اما نتانیاهو این موضوع را به خاطر عظمت اسلام بلکه به خاطر تحریک غرب و جهان مسیحیت بر علیه اسلام بیان نموده است.
تلاش عربستان سعودی برای آشتی رهبران فتح و حماس در مکه و تلاش برای تشکیل دولت آشتی ملی فلسطین در مکه مکرمه و نقش فعال عربستان سعودی در جهان اسلام نمیتواند برای مقامات رژیم صهیونیستی قابل پذیرش باشد. اعتراض کشورهای اسلامی به تخریب مسجدالاقصی و تغییر هویت این مکان مقدس بویژه از طرف ایران، عربستان و سودان زمینهای واحد را فراهم مینماید تا در مقابل زیادهخواهی رژیم صهیونیستی سیاست واحدی را اتخاذ نمایند. گفتگوهای سازنده ایران و عربستان سعودی در سفر دکتر احمدینژاد به عربستان سعودی با ملک عبدالله شاهزاده با نفوذ سعودی زمینه همکاریهای فنی ـ اقتصادی و راهبردی را فراهم نمود. اگر این همکاریها حول محور اسلام بچرخد آنگاه میتوان امیدوار بود که این سفر نتایج پرباری را برای کشورهای اسلامی بویژه ایران به ارمغان آورد.
توفق ایران و عربستان در همکاریهای دو کشور بویژه در ابعاد اقتصادی و فرهنگی زمینهای فراهم آورد تا دو کشور در کنفرانس بینالمللی بغداد که در 20 اسفند برگزار شد، همکاریهای خود را ادامه دهند. همانطور که میدانیم بعد از سقوط بغداد و اشغال عراق توسط آمریکا که قدرت گرفتن شیعیان را در پی داشت، اختلاف ایران و عربستان سعودی با توطئههای رژیم صهیونیستی و آمریکائیان بالا گرفت. تلاش عربستان سعودی برای تشویق اعراب اهل سنت به منظور همکاری با دولت عراق و نیز تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تشویق شیعیان به منظور ایفای نقش بیشتر اهل سنت در امور حکومتی عراق میتواند به صلح و ثبات در عراق کمک کند. اتخاذ یک سیاست واحد از سوی این دو کشور در بحران عراق میتواند یک نقطه عطف در آینده سیاسی عراق باشد که همکاری و هماهنگی دو کشور در این بحران تلاش مضاعفی را میطلبد.
در تحلیل نهایی از سفرهای دکتر احمدینژاد به کشورهای اسلامی باید گفت این سفرها از طرف مقامات ایرانی تازگی ندارد و دولتهای گذشته نیز به منظور همکاری با کشورهای اسلامی بویژه با مقامات سودان و عربستان ملاقاتهایی داشتهاند. هاشمیرفسنجانی و خاتمی در دوران تصدی خود از این کشور دیدار نمودند اما وجه تمایز این سفرها با سفرهای گذشته مقامات ایرانی، موقعیت کنونی جهان اسلام است که بیش از هر دورانی به وحدت و همگرایی نیاز دارد. هم عربستان و هم ایران و هم سودان اگر بتوانند در زمینههای اقتصادی فرهنگی، علمی و راهبردی وحدت و همدلی داشته باشند نفوذ کشورهای غرب در منطقه خاورمیانه در شرایط بحرانی و حساس منطقه کاهش خواهد یافت و این یک موفقیت خواهد بود در عرصه دیپلماسی برای دولت دکتر احمدینژاد.
از دیگر موضوعاتی که در سفر آقای دکتر احمدینژاد به عربستان سعودی و سودان مطرح شد تاکید بر حق دستیابی ایران بر حقوق حقه خود در چارچوب NPT بود. جمهوری اسلامی ایران نه سلاح هستهای دارد و نه دنبال سلاح هستهای میرود و عربستان سعودی و نیز مقامات سایر کشورهای عربی بویژه دبیرکل اتحادیه عرب عمر موسی بارها بر حق ایران در رسیدن به فناوری صلحآمیز هستهای تاکید کرده است آنچه که امنیت منطقه و کشورهای ایران، سودان و عربستان را تهدید میکند وجود سلاح هستهای اسرائیل ـ که علنا ایهودوالمرت به وجود آن اعتراف نمود ـ و دارا بودن بیش از دویست کلاهک هستهای است اگر کشورهای اسلامی بویژه ایران و عربستان این مسئله را در گفتگوهای خود مدنظر قرار دهند و افکار عمومی کشورهای اسلامی را از نیات صلحطلبانه فعالیت هستهای ایران و برعکس نیات جنگطلبانه تولید سلاح هستهای اسرائیل آگاه سازند نوعی یگانگی در زمینه دیپلماسی هستهای در سیاست منطقهای ایران و کشورهای منطقه به وجود خواهد آمد که نتیجه آن انتقال فناوری صلحآمیز هستهای ایران به کشورهای منطقه در آینده و ضدیت با خاورمیانه عاری از سلاح هستهای خواهد بود.
همکاری و هماهنگی ایران و کشورهای سودان و عربستان در برخورد با یکجانبهگرایی آمریکا در جهان به طور عام و به طور خاص در خاورمیانه از دیگر موضوعاتی است که در صورت ارائه راهکار مناسب برای کاهش قدرت و نفوذ آمریکا در خاورمیانه میتواند از سوی این کشورها مطرح شود که این امر بستگی به تعامل این کشورها با نظام بینالملل دارد. اگر هر سه کشور ساختار چندقطبی در نظام بینالملل را مورد پذیرش قرار دهند آنگاه میتوان امیدوار بود که در مبارزه با نظام تکقطبی و یکجانبهگرا موفق عمل خواهند نمود.