تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۷۸۳۴۷

پس از زوال آپارتاید (بخش اول)


مترجم: حسن پویان
از 12 سال پیش که کنگره ملی آفریقا (ANC) Arecan National Congress) در نخستین انتخابات دمکراتیک در آفریقای جنوبی پیروز شد و به قدرت حکومتی دست یافت تا امروز دلایل متعددی برای سرخوردگی و حتی توهم‌زدایی در آن سرزمین خودنمایی کرده‌اند. گفتنی است که در آن انتخابات،‌ رای‌دهندگان را کسانی تشکیل می‌دادند که به انواع متعدد نژادها تعلق داشتند. دوره 12 ساله پس از سقوط آپارتاید شاهد رفت‌وآمدهای مکرّر نمایندگان بنیادهای باختری اعطاکننده کمک مالی به آفریقا بوده است. در اوگاندا رئیس‌جمهور «یوری موسووینی» قانون اساسی را عوض کرد تا در شرایطی مشکوک برای سومین‌بار به ریاست جمهوری برسد. «ملس زناوی» نخست‌وزیر اتیوپی نیروی پلیس دولتش را واداشت تا عده‌ای بی‌شمار از مردم مخالف و معترض را در خیابان‌ها به ضرب گلوله از پای درآورد و با آن کار آبروی خود را یکسره بر باد داد. در کشوری دیگر (از مستعمرات سابق پرتغال) «رابرت موگابه» که آخرین نفر از فهرست بزرگ‌مردان اصیل آفریقا شمرده می‌شد اکنون به نظر می‌رسد کشورش که زمانی متنعم‌ترین کشور آفریقا شناخته می‌شد،‌دچار مشکلات اقتصادی است. دولت سودان نیز به جنگی سراسر آلوده به کشتار همچنان ادامه می‌دهد. قاره سیاه، به علاوه، توفیقی در غلبه بر قحطی نیافته است. در منطقه شاخ آفریقا، به ویژه ساکنان بخش‌هایی از کنیا و سومالی و اتیوپی، هم اینک با بحران وخیم کمبود مواد غذایی دست و پنجه نرم می‌کنند.
اما به رغم این اوضاع مرگبار در بیشترین بخش قاره سیاه، کشور آفریقای جنوبی مسیری را که برای رسیدن به ثبات نسبی و مردم‌سالاری و بهروزی طراحی کرده بود، تاکنون به طور عمده با پیروزی طی کرده است.
دولت موجود آفریقای جنوبی حتی از آغاز زمامداری‌اش تاکنون، سعی داشته که دیگر ممالک آفریقایی را به پیروی از الگویی که خود در پیش گرفته بود تشویق کند. درواقع می‌توان گفت که آفریقای جنوبی اینک در تلاش است تا سراسر قاره را ترغیب و هدایت کند که راه کاملاً تازه‌ای برای بهروزی در پیش بگیرند.
اینکه در سال 1990 به هنگام فروپاشی نظام آپارتاید، سراسر آفریقای جنوبی را شعله‌های آتش و نهرهای خون فرا نگرفت وسیعاً مرهون رهبری نلسُن‌ماندلا بود. به همان اندازه شایان توجه، تلاش وقفه‌ناپذیر «کنگره ملی آفریقا» در سبک کردن بار فقر و انحطاط احوال زندگی قربانیان رژیم تبعیض نژادی، بدون توسل به ابزار برکت آزادی توده‌گرایی (پوپولیسم) بوده است. حکومت بعد از آپارتاید اگرچه جز ویرانه‌ای اقتصادی از «حزب ملی» (حزب حاکم متعلق به سفیدپوستان) تحویل نگرفت، باز هم توانست از آن تاریخ تاکنون 1/9 میلیون خانه نو در کشور بسازد، 4/5 میلیون خانه را دارای برق کند و 11 میلیون خانه را از آب لوله‌کشی‌شده بهره‌مند سازد. هدف‌هایی که کنگره ملی آفریقا برای اعتلای سطح زندگی مردم کشور (عمدتاً اکثریت سیاه‌پوست و فقیر) در نظر گرفته است، بلندپروازانه‌ترین اهداف در سراسر قاره آفریقا تا به امروز بوده‌اند.
اگر سوار بر اتومبیل از فرودگاه کیپ‌تاون راه بیفتید و در دامنه «تیبل تاون»، حومه شهر را که تقریباً یکپارچه سفیدپوست‌نشین است تماشا کنید، مشاهده خواهید کرد که آفریقای جنوبی هنوز هم پیکری عمیقاً مجروح به صورت میراث شوم آپارتاید دارد. اتومبیل شما در مسیر خود فرسنگ‌ها از برابر شهری می‌گذرد که ساکنان آن در آلونک‌ها به سر می‌برند، و جغرافیای آپارتاید تا امروز نیز تقریباً یکپارچه دست‌نخورده مانده است. این وضعی است که در سراسر آفریقای جنوبی برقرار است. زاغه‌نشینان حوالی کیپ‌تاون هنوز هم برق ندارند، پس چه چیز دیگری در زندگی آنان واقعاً تغییر کرده است؟
«سووه‌تو» که زمانی صحنه نمایش اوج شقاوت تبعیض نژادی بود اکنون از روشنایی برق استفاده می‌کند و خیابان‌ها سنگفرش دارد، ولی آیا شرایط زندگی سه میلیون سیاه‌پوست ساکن حلبی‌آبادهای آن، بر اثر ادامه جدایی از ژوهانسبورگ، استحکام بیشتری نیافته است؟ آنها چگونه فراموش کنند که 50 سال پیش، اقلیت سفیدپیوست، آن سه میلیون سیاه‌پوست را با آتش گلوله از ژوهانسبورگ اخراج کرد؟
چرا در انتظار به سر می‌بریم؟
آنچه که اینک بی‌درنگ خود را در آفریقای جنوبی نشان می‌دهد احساس ناشکیبایی‌ها نسبت به کُندی آهنگ عوض شدن امور در کشور است.
خیلی‌ها عقیده دارند که پیشرفت به سوی تحقّق نظرهای «ماندلا» و تبدیل آفریقای جنوبی به سرزمین یک ملت «رنگین‌کمانی» به قدری شتاب خود را از دست داده که به «خزیدن» شباهت یافته است.
با این حال، از آنجا که دولت نیز از این نکته به خوبی آگاهی دارد، به طور فزاینده‌ در عرصه‌های بیشتری از زندگی ملی دخالت می‌کند تا به سرعت بیشتری در عوض‌کردن آن دست یابد.
بدبختانه دخالت‌های دولت بیش از آنکه سودمند بیفتد اثرات زیان‌بخش به بار می‌آورد. آفریقای جنوبی البته داستان‌هایی شنیدنی درباره سرگذشت خود در دوران پس از آپارتاید دارد، ولی فقط موضوع معدودی از آن داستان‌ها را دستاوردهای نیک «کنگره ملی آفریقا (حزب نلسُن ماندلا که امروز حاکم است) تشکیل می‌دهند. از آموزش و پروش گرفته تا سیاست خارجی و مبارزه با جرم و جنایت، مردم آفریقای جنوبی راه‌حل‌های خلاقانه برای بسیاری از مسائل کشورشان در دوران بعد از آپارتاید یافته‌اند. آن خلاقیت بدون شک اثرگذارترین سرمایه آفریقای جنوبی در زمان حاضر است، و بیش از پیش از خاستگاهی سرچشمه می‌گیرد که به فقیرترین ومحروم‌ترین طبقات مردم کشور در طول تاریخ آن تعلق دارد. همان‌ها هستند که اکنون می‌کوشند خودشان وسایل خروج از تله فقر را فراهم آورند.
اقتصادی با جنبه‌های یأس‌آور
آفریقای جنوبی حق دارد از برخی توفیق‌های اقتصادی که دستاوردش بوده‌اند، بر خود ببالد. از جمله، در نود و چند ماهی که از روی کار آمدن رژیم موجود حکومتی به عنوان وارث ویرانی‌های ناشی از آپارتاید می‌گذرد، اقتصاد کشور بدون وقفه رشد کرده است.
(امروز میانگین این رشد به 5 درصد در سال می‌رسد). در طول تمام مدتی که ذکر شد، اقتصاد ملی، با مقادیر بسیار ناچیز کسری بودجه و سطح نازلی از تورم همراه بوده است.
بورس ژوهانسبورگ در نزدیک به 9 سال بعد از شکست آپارتاید شاهد معاملاتی بود که در تاریخ آن از نظر سودآوری سابقه نداشته‌اند. در خارج از بورس نیز تقاضای کالاها یا خدمات، بازار بسیار گرمی داشته که نشانه‌های روشن آن را می‌توان مشاهده کرد. نمونه‌های این رونق را در تقاضای مسکن و حتی اتومبیل‌های شیک می‌توان در همه جا دید. در سال 2005 هزینه مسکن 21 درصد افزایش نسبت به سال قبل از آن داشته و این رقم از یک تنزل فرخنده در مقایسه با 32 درصد مربوط به سال 2004 حکایت می‌کند. به گواهی اتحادیه ملی اتومبیل‌سازان آفریقای جنوبی انتظار می‌رود که تولید اتومبیل به 617500 دستگاه در سال آینده برسد و نسبت به سال جاری [که رقم مربوط بدن در گزارش ذکر نشده است] بیشتر شود.
رونق چشمگیر تقاضای داخلی در بازار آفریقای جنوبی ضمناً با چنان نوعی از افزایش سرمایه‌گذاری‌های خارجی همراهی داشته که به اعتقاد برخی ناظران، شبیه به امری تقریباً ناشدنی بوده است.
برای مثالف «بار کلی بانک» که از بانک‌های بزرگ انگلستان است با 4/5 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری – (پس از یک غیبت 30 ساله) – بار دیگر به صحنه اقتصاد آفریقای جنوبی بازگشته است. مبلغی که ذکر شد در خرید سهام اکثریت، متعلق به بانک داخلی «آبسا (Absa) که بزرگترین پردازنده وام‌های کوچک در آفریقای جنوبی است، مورد استفاده قرار گرفته است. گفتنی است که بار کلی بانک در 1986 زیر فشار مبارزان ضد آپارتاید مجبور شده بود فعالیت خود را در آن کشور تعطیل کند. پولی که اکنون به وسیله آن بانک وارد اقتصاد آفریقای جنوبی شده،‌ کلان‌ترین مقدار سرمایه‌گذاری خارجی در دوران پس از برچیده‌شدن بساط آپارتاید است. علاوه بر این، شرکت انگلیسی «وُدافُن» (Vodafone) نیز اخیراً سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در شرکت «وُداکوم» (vodacom)» انجام داده است، این شرکت، عملیات فروش و اداره شبکه‌های تلفن همراه را در آفریقای جنوبی رهبری می‌کند.
امّا با همه خبرهای خوشی که از اقتصاد آفریقای جنوبی می‌شنویم، به نظر می‌رسد که دولت حاکم، اکنون، در مقایسه با هر زمان دیگری از سال 1994 تا به امروز، از نظر سیاسی آسیب‌پذیرتر است. وجود چنین وضعی را، این دلیل ساده توجیه می‌کند که حامیان اصلی رژیمی که اینک بر آفریقای جنوبی حاکم است و اکثریت بسیار بزرگ آنان را طبقه فقیران و به ویژه سیاه‌پوستان تشکیل می‌دهند تاکنون کم‌ترین سهم را در برخورداری از تمام مواهبی که پیشرفت اقتصادی به ارمغان آورده است داشته‌اند. اینها، صرف‌نظر از معدودی سفیدپوستان، به طور عمده مرکب از سیاه‌پوستان، سرخ‌پوستان، و مردمان دیگری هستند که اصطلاحاً «رنگین» نامیده می‌شوند. از جمله مشکلات بزرگی که عرصه زندگی را بر این گروه‌های نژادی تنگ کرده است، ابتلا به بیکاری گسترده‌ای است که بنا بر تازه‌ترین آمارها تقریباً 27 درصد از آنان را شامل است. این مقدار بیکاری به رغم 5 درصد افزایش تولید ناخالص ملی که در سال گذشته نصیب اقتصاد آفریقای جنوبی شده، باز هم نسبت به پارسال اندکی افزایش یافته است. تردیدی نیست که اقتصاد آفریقای جنوبی همه‌ساله فرصت‌های اشتغالی جدیدی ایجاد می‌کند، ولی مقدارش آن اندازه نیست که برای جذب تمام افرادی که هر سال وارد بازار بالقوه کار می‌شوند کفایت کند.
یکی دیگر از مسائل بزرگی که گریبانگیر حکومت موجود آفریقای جنوبی است، افزایش مهارنشدنی نابرابری (به بیان دقیق‌تر، عدم وجود عدالت اجتماعی) است. در این باره که قرار است «طبقه متوسطی» از سیاه‌پوستان در آفریقای جنوبی زایانده شود، سخنان زیادی به گوش می‌رسد، ولی این در حالی است که تعداد کسانی به ویژه از سیاه‌پوستان که سطح معیشت آنها در زیر خط فقر تعریف شده از سوی دولت قرار دارد، بدون وقفه در حال افزایش است. «تابوامبکی»، رئیس‌جمهوری، صحبت از شکافی می‌کند که موجب جدایی دو اقتصاد اوّل و دوم در کشورها شده است. این گفته،‌ تداعی‌کننده تحلیلی است که «بنیامین دیزرائیلی از نخست‌وزیران عصر ملکه ویکتوریا، درباره اَوانِ صنعتی‌شدن منچستر داشته است.
با این یادآوری که کنگره ملی آفریقا به رهبری نِلسُن ماندلا از آغاز مبارزاتش وعده می‌داد که برای رهانیدن طبقه محرومان آفریقای جنوبی (عملاً به معنی سیاه‌پوستان) تلاش خواهد کرد، امروز نارضایی آن طبقه به طرز فاحشی محسوس است. این نارضایی را یک انتخابات محلی که روز اوّل مارس گذشته انجام گرفت و در آن، کنگره ملی آفریقا برای نخستین بار در تاریخ نسبتاً کوتاه موجودیت حاکمانه‌اش به عنوان یک نهاد دمکراتیک، خود را با چالشی جدی روبرو یافت، به ثبوت رساند. اگرچه در آن انتخابات نیز شکستی عمده بر کنگره ملی آفریقا وارد نیامد، با این حال رهبرانش تنزل آراء طرفداران را در برخی حوزه‌ها به روشنی مشاهده کردند. در سال گذشته بی‌آنکه انتخاباتی در کار باشد، در حدود 880 مورد تظاهرات اعتراض‌آمیز خیابانی بدون مجوّز در نقاط مختلف کشور برپا شدند. تظاهرکنندگان، در شعارهایی که می‌دادند و پارچه‌نوشته‌هایی که حمل می‌کردند، خواهان برخورداری از خدمات موعود در قانون اساسی بودند و به خصوص رفع کمبود فاحش مسکن را طلب می‌کردند.
از 1994 به بعد، کنگره ملی آفریقا خود را ناگزیر یافت تا به مؤسسات جهانی اعطاکننده وام و بازارهای مالی عالَم اطمینان بدهد که آفریقای جنوبی جای مطمئنی برای سرمایه‌گذاری است و دولتی که در پی فروپاشی رژیم تبعیض نژادی بر کشور حاکم شده است، قصد ملی کردن شرکت‌ها و بنگاه‌های مختلف را به هیچ وجه ندارد. در چنان تلاشی [برای جلب سرمایه‌گذاری‌های خارجی]، کنگره ملی آفریقا مصلحت را در آن می‌دید که نان که اصطلاحاً می‌گویند، جهان را «از شانه راست» بنگرد. معنی آن طرز نگرش، چشم امید دوختن به مؤسساتی بود که همه بی‌استثنا در سیطره سفیدپوستان قرار داشتند.* برای رسیدن به هدف، کنگره ملی آفریقا برنامه‌ای به نام «رشد، اشتغال و توزیع مجدد ثروت»، اختصاراً (GEAR) را به عنوان دستگاه گرداننده سیاست اقتصادی کشور اعلام کرد و خود را متعهد شمرد که به یک رشته روش‌ها و معتقدات بی‌تذبذب و محتاطانه (که از هرگونه شائبه‌های چپ روانه نیز به دور باشد) وفادار بماند. اگرچه آن احتیاط‌ها تاحدودی به ثمر رسید، بدین‌معنی که هم ثبات اقتصادی در پی آورد و هم به رونق بازار مصرف داخلی که می‌توانست مساعدت سرمایه‌گذاران خارجی را برانگیزد منجر گردید، ولی باز هم کفایت نکرد تا سرمایه‌های خارجی به میزان رضایت‌بخشی وارد کشور شوند و به ویژه در رفع مشکل مسکن و در کنارش کمبود فرصت‌های شغلی، موثر بیفتند. به این ترتیب در ثقل گران وسعت بیکاری رنگین‌پوستان فقیر، در واقع کاهش نمایانی پدید نیامد. به عبارت دیگر، برنامه GEAR و دستگاه گرداننده‌اش با شکست روبرو شد تا جایی که کنگره ملی آفریقا را مجبور کرد که راستای نگرش خود را عوض کند و این بار از شانه چپ به جهان خارج بنگرد.
بقیه در شماره فردا

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات