نبیالله ابراهیمی
گروه دیپلماسی: سنخ و ماهیت روابط ایران با عراق در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی تحت تاثیر مسائل مرزی، ملاحظات ایدئولوژیکی و ژئوپولتیکی، مسئله نفت و اهمیت روزافزون آن، موضوع کردهای عراق و اتباع ایرانی مقیم این کشور و نقش و میزان تاثیرگذاری قدرتهای خارجی بر سیاست خارجی دو کشور بوده است. ایران و عراق قدیم همواره بر رویکرد مسلط مبارزهجویی دائمی و همزیستی مقطعی تاکید داشتهاند. این دو کشور در حد فراگیری در امور داخلی یکدیگر دخالت کردهاند، حمایت صدام از جنبش کردهای مخالف ایران و تحریک قومیت عرب خوزستان و دیگری حمایت ایران از شیعیان مانند پتانسیل انتفاضه شیعیان در سال 1991 در جنوب این کشور، از جمله موارد تضاد رفتاری ایران با عراق قدیم بوده است. ولی عراق نویت دارای خصوصیات برجستهآی است. لذا چهار مرحله را در ابتدا میان ایران و عراق از زمان استقلال تا روی کار آمدن شیعیان میتوان بررسی کرد. مناسبات عراق با ایران از زمان استقلال این کشور در دهه 1920 میلادی از امپراتوری عثمانی در برایند چهار مرحله تاریخی شکل گرفت. دو کشور همسایه برخوردار از موقعیت ممتاز ژئوپولتیک در منطقه خاورمیانه و حوزه خلیجفارس بودهاند. با دید کلان میتوان چهار مرحله پویشی فرآیندی را در پیشبرد تحلیل روابط تاریخی بغداد – تهران بررسی کرد. مرحله نخست، به زمان قبل از وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و متقابلاً تقویت و نهادینه شدن ایدئولوژی بعثیسم در عراق برمیگردد.
در این مرحله با توجه به نقش شاه ایران در معادلات منطقهای و نقش دوستونی در منطقه شکننده خلیج فارس همواره دولت بعثی عراق در ضعف ساختاری و رفتاری منطقهای در برای ایران قرار داشته است.
عملکردها و راهبردها
تحلیل رفتاری بغداد در این دوره که با فقدان رهبر کاریزمای عربی (جمال عبدالناصر) در جهان عرب روبهرو بود باعث بلندپروازی صدام حسین و ادعای ارضی نسبت به آب و خاک سرزمین ایران شد. در مرحله دوم که با تلاقی نهادینه شدن گفتمان تحلیلی و رفتاری انقلاب اسلامی و برآیند پان عربیسم دروازه شرق عربی (عراق) همراه بود، جنگی را به وجود آورد که باعث خسارتهای معنوی فراوان به ایران و خسارت 700 میلیارد دلاری به زیرساختهای انقلاب جوان وارد آورد. اگرچه مرحله اول دوره رقابت جنگ سرد در جهان دوقطبی بود ولی در مرحله دوم باعث فروکش کردن نسبی رقابت بین دو قطب و برتری نفوذ افقی ایالات متحده در منطقه بود. رژیم بعثی با استفاده از مسائل امنیتی و تهدیدهای عمودی در ایران و تیرگی روابط تهران – واشینگتن، حداکثر بازی با حاصل جمع صفر را با ایران آغاز کرد ولی ایران با استفاده از پتانسیلهای درونی خود تا حد زیادی توانست بر این مقطع روابط سرد و وحشت بغداد – تهران فائق آید. کما اینکه خط مشی لمپنیسم در سیاست خارجی عراق یکی از طولانیترین و خونینترین جنگهای قرن بیست را به وجود آورد. مرحله سوم که زلزله سیاسی را در منطقه به وجود آورد یکی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1990 و دیگری اشغال کویت توسط ارتش بعث عراق بود. در این برهه زمانی ما شاهد پیروزی دیپلماسی ایران در منطقه و جهان هستیم که موضوع بیطرفی ایران در قبال جنگ نفت و فقدان بازی حاشیهای بغداد در استراتژی منطقهای خد نمود این پیروزی است. رژیم بعثی در این دوره با استقرار ناوهای جنگی آمریکا در خلیج فارس تسلط فضایی بر آسمان عراق توسط آمریکا و انگلیس، تحریمهای گسترده اقتصادی و نظامی، باعث حداقلی شدن تهدیدهای بغداد علیه تهران و بحران مشروعیت داخلی رژیم صدام شد.
دوره حساس
در کنکاش این دوره یعنی از سال 1991 تا سال 2001 روابط بغداد – تهران بر توازن قدرت به سمت ایران و محدودیت رفتاری بغداد در روابط بینالمللی بوده است. ولی الگوهای رفتاری مرحله چهارم یک پارادایم حداکثری را بعد از عملیات یازدهم سپتامبر و بلافاصله حمله مارس آمریکا علیه عراق به وجود آورد. این حمله توانست منطقه شکننده خاورمیانه را دچار سقوط ریزش ساختاری سنتی کند وتنظیم قواعد نوین بینالمللی و منطقهای را در بینالنهرین رقم زند. ایران نیز که روابط خود را بعد از قدرت گرفتن شیعیان در عراق بر مبنای مناسبات سازنده و گذر از زمستان سرد سیاسی بنا نهاد توانست بعد از استقلال عراق در سال 1920 و تحمل ایدئولوژی تهدید محور – فاشیسم و بعثیسم به باز تعریف پارادایم گفتمان کلان منظر شیعهگری اعتدالگرا بعد از انتخابات یازدهم بهمن و پیروزی اندیشه نوین تجددگرای سیستانی نوعی روابط متقابل را با عراق نوین بنا نهد. بنای گفتمانی ایران در روند ایجابی اوضاع داخلی عراق و مشارکت در کنفرانسهای منطقهای حمایت از بغداد و حضور ابراهیم الجعفری در حکومت موقت و شرکت او در کنفرانس وزرای داخلی کشورهای همسایه عراق در تهران نوعی حس متقابل همکاری سازنده فی ما بین را به وجود آورده است، سیاست ایران کمک به روند شکلگیری دولت مردمی و استقرار امنیت در این حوزه ژئوپولتیک، تاثیرات زیادی در اتخاذ رویکردهای جدید و متفاوت از سوی جمهوری اسلامی ایران با عراق بده است. سفر اخیر کمال خرازی وزیر خارجه به بغداد و دیدار گرم او با رهبران مذهبی و سیاسی عراق نوین از جمله آیتالله سیستانی و ابراهیم الجعفری و جلال طالبانی نوید از بازتاب علائق مشترک دو کشور در نظام کنونی منطقهای و بینالمللی دارد. سفر خرازی پیامآور مرحله و فرایند نادری در روابط بغداد و تهران محسوب میشود.
ابراهیم الجعفری و حزبالدعوه
نخستوزیر بینالنهرین از اعضای حزبالدعوه الاسلامی یک پزشک است که در سال 1966 به این حزب پیوست. این حزب جزء قدیمیترین جنبش اسلامگرا در عراق است. حزب مذکور که در سال 1957 میلادی تاسیس شد بر پایه ایدئولوژی اصلاح در اندیشه اسلامی و زمینهساز موسسات دینی استوار است. حزبالدعوه که آقای جعفری سخنگوی این حزب، جزء محبوبترین حزب شیعی عراق بوده که توسط جمعی از روحانیون مکتب نجف اشرف از جمله شهید آیتالله صدر تاسیس شده که بعد از به قدرت رسیدن صدام و حزب بعث به طور کامل قلع و قمع شد. او بعد از فرار به ایران پناه برده و توانست بعضی عملیاتهای ضد بعثیسم را در ایران فرماندهی نموده و از کمکهای ایران به خصوص بعد از 1983 بهره کامل برد. او در مجموع بعد از 24 سال تبعید در ایران و بعد در لندن موفق شد حزب از هم پاشیده خود را دوباره سازماندهی کند. او بعد از عضویت در شورای موقت عراق اشغالی هماکنون در پست نخستوزیری دولت عراق قرار دارد. پدیده جعفری یکی نمایانگر یا شاخص پارادایم بعثیسم میانهروی مکتب نجف، در پرتو اندیشه فقهی علی سیستانی است که میتواند حلقه ایجابی همکاری سازنده بر مبنای گفتمان مسلط سطوح تحلیل فتاری ایران و عراق باشد، گستردگی تنوعات فرهنگی فضایی، ستیز قومی، تنوع ادیان و مذاهب، تعارض اعراب و اسرائیل، اندیشه قوممدارانه، دخالتهای نیروهای فرامنطقهای، تهدیدهای درونی رادیکالیسم اسلامی و وهابیسم از جمله شاخصهایی است که در اقلیم بحرانخیز خاورمیانه در موارد آشکار توجه دو بازیگر منطقهای حائز اهمیت است. سفر ابراهیم الجعفری به ایران میتواند بیانگر رفع نابسامانیها و رفع تضادهای رفتاری دو جانبه را فراهم سازد و یک آیندهسازی همواره گون را در منطقه شمالی خلیجفارس نهادینه سازد. روند عراق نوین برحسب شکلگیری الگوی سیاسی غیر بسیط (فدرالیسم) و زمینهساز نفشآفرینی گروههای مذهبی قومی در سطح ملی را فراهم میآورد و تشیع حداکثری و کردهایی را با «بازی موثر» در الگوی نوین همانندسازی موثر و هماهنگ روابط دوجانبه را رقم زده است.
آینده عراق در حوز کشش و رانش ژئوپولتیک سه حوزه تمدنی و فرهنگی ایرانی – ترکی و عربی قرار دارد که این روند شکلگیری عراق نوین با انتخاب شیعیان در اریکه قدرت دو حوزه تمدنی بینالنهرین و ایران بزرگ، میتوانند چالشزدایی را در روابط فیمابین بنیان نهند. با سقوط صدام جنبشهای دیدی در قالب بعثی نو و عربیسم جدید در حال ظهور است و این موارد جامعهشناسی سیاسی عراق در قبال بحران هویت عراقی در حال رشد است که این شاخص خطرناکی در روابط دو جانبه محسوب میشود. به هر حال نگاه کلان سفر ابراهیم الجعفری میتواند پیامدهای امنیتی را به حوزههای داخلی تسری دهد. چه حوزه داخلی عراق و چه حوزه داخلی ایران. این سفر میتواند توازن قدرت را در برابر مشی نومحافظهکاری شیوخ جنوبی خلیجفارس به وجود آورد و نوامیریسم جنوبی را برای مقابله با مردمسالاری دینی شمالی به چالش بطلبد و این مردمسالاری دینی شیعی میتواند در درازمدت از بازی منفی تقابلی آل شیوخ تا حد زیادی بکاهد. نسیم خنک از بینالنهرین میـواند فضای مثبت دو مکتب شیعی را نیز تقویت کرده چرا که شیعیان عراق را به لحاظ سیاسی میتوان در امتداد طیف اسلام سیاسی و اسلام فقاهتی کمتر سیاسی طبقهبندی کرد. رقابت گوناگون میان حوزههای علمیه شیعه میان صدریها و پیروان آیتالله سیستانی و آیتالله خویی میتواند تسری نفوذ این رقابتها بر روابط سیاسی عراق و ایران نیز باشد. پس سفر جعفری نوعی پیوند دو جانبه دو مکتب فقهی شیعی نیز میتواند برداشت شود. پس این فرصت تازه در بینالنهرین برای ایران نوعی بازی موثر را برای تهران در قبال شورای همکاری خلیجفارس و ترکیه به وجود آورده و جبهه تهران – بغداد میتواند به سود دو کشور تمام شود. از سوی دیگر حکومت با ثبات عراق در عین حال که امنیت غرب کشور را تامین خواهد کرد افزایش مبادلات مرزی را به دنبال خواهد داشت که موجب رونق اقتصادی شهرهای مرزی ایران خواهد شد.
از نگاهی دیگر ایران و عراق با توجه به مقدورات و معذورات منطقهای خویش باید نگاه درازمدت خویش را برای مبارزه پروژه پساصهیونیستی و حضور مستمر تلآویو در شمال عراق آماده کنند و این سفر میتواند تجلی چنین جرقهای باشد. حضور نیروهای آمریکا در عراق نیز جنبههای مباحث سفر جعفری را تشکیل میدهد که جناح راست انجیلی ایالات متحده برای نیل به اهداف هژمونیک خود در منطقه و کمک به اصطلاح دومینوی خاورمیانه بزرگ میتواند به گسترش یا جلوگیری از روابط دوستانه ایران و عراق تبدیل شود. البته حضور نیروهای آمریکایی بالعکس حضور بنیادگرایی اسلامی را در عراق فراهم آورده که روند موفقیتآمیز دولت جعفری برای مبارزه با تکوین این رویداد خطرناک، حمایتهای تهران را در چگونگی مهار این واقعه طلب مینماید. ایران گسترش تروریسم را همواره به عنوان واکنشی واپسگرایانه و تحجرآمیز دانسته و توان خود را برای جلوگیری از رشد بنایدگرایی و تروریسم میتواند همزمان با سفر رسمی جعفری العام نماید. بنابراین سفر آقای جعفری به تهران میتواند پیامدهای مثبت و سازنده را در روابط بین ایران و عراق به وجود آورده و هماهنگسازی و آیندهسازی را در ساخت متقابل دو کشور را به وجود بیاورد. رویکرد جعفری، اعلام نماید. بنابراین سفر آقای جعفری به تهران میتواند پیامدهای مثبت و سازنده را در روابط بین ایران و عراق به وجود آورده و هماهنگسازی و آیندهسازی را در ساخت متقابل دو کشور را به وجود بیاورد. رویکرد جعفری، رویکردی مشارکتی در قالب عدم مداخله دوجانبه و توسعه و رشد اقتصادی و بازیافت نقش نوین عراق در معادلات منطقهای و بینالمللی است. رهیافت نخستوزیر عراق مبنی بر روشهای حداکثر سودآوری در روابط متقابل و شروع سازنده در سازمانهای منطقهای و بینالمللی با کمک ایران است. لذا چشمانداز همکاری بغداد – تهران در درازمدت مبتنی بر اعتمادسازی و حداکثر مفید و موثر بودن این مناسبات خواهد بود. در پایان جایگاه ایران و عراق در مناسبات و استراتژیهای منطقهای با 1- فروکش کردن نسبی ناامنی در این کشور 2- روی کار آمدن شیعیان 3- سفر خرازی و جعفری به دو کشور 4- درک حقایق از ژئوپولتیک منطقه توسط دو کشور نوید از نسیم خنک بین دو کشور دارد. لذا همگرایی دو کشور به صورت روند معقولانه میـواند به شرط برخی رفع موانع جدی میان دو کشور به وجود آید. عمده این موارد چالشانگیز عبارتند از : 1- شفاف کردن مباحث مربوط به خسارت 700 میلیارد دلاری جنگ هشت ساله عراق علیه ایران.
2- اتمام پرونده مربوطه به اختلافات دیرینه در خصوص برخی نقاط مرزی از جمله قلمرو آبی اروند رود و پایبندی دولت عراق به تعهدات قرارداد 1975 الجزایر.
3- در نظر گرفتن تسهیلات لازم در مرزها برای تردد دوگانه به ویژه زوار از قبیل حذف روادید و راهحلهای آسان.
4- فعال کردن بازارهای مرزی و محلی در نقاط مختلف مرزی بین دو کشور.
5- اجرای معاهده دوجانبه عدم مداخله بین دو کشور.
6- همکاریهای دوجانبه سیاسی و امنیتی در نقاط حساس دو کشور. البته پذیرفتن آغاز تجاوز عراق علیه ایران و پذیرفتن غرامت جنگی از سوی عراق آغاز روند رویکرد مثبت دوجانبه خواهد بود.