تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۷۸۳۷۸
آسیب‌شناسی اخلاق اجتماعی

خشونت کلامی


معصومه طاهری
کنار غرفه فروش میوه، در یکی از میادین میوه و تره بار تهران بزرگ، ایستاده ایم و ناخودآگاه شاهد مکالمه آرام فروشنده و خریدار هستیم، عاقبت فروشنده کیسه گوجه فرنگی را پر کرده و به دست خریدار می دهد، خریدار با سرعت کیسه را زیر و رو و گوجه های لک دار و معیوب را به بیرون پرتاب می کند، فروشنده هم با سماجت خاصی مجدداً گوجه فرنگی ها را به داخل کیسه می ریزد و به این رفتار خریدار معترض است.
چند لحظه بعد کیسه گوجه فرنگی به کناری افتاده و خریدار و فروشنده با صدای بلند با یکدیگر شروع به مجادله می نمایند، ابتدا کلمات را می توانستم تشخیص دهم لکن به تدریج الفاظ نامفهوم به سمت بی احترامی سپس توهین می رود.
دقیقاً مردم و شاهدان عبوری دو دسته می شوند، عده ای به طرفداری از خریدار، با فروشنده برخوردهای تندی می کنند و بعضی به حمایت از فروشنده از خریدار انتقاد می نمایند و حضور بعضی از افراد را در میادین میوه و تره بار موجب اختلال و مجادله ذکر می کنند.
بالاخره مسئول بازرسی میدان وارد غرفه می شود و طرفین دعوا را از یکدیگر جدا می کند، خریدار همچنان با صدای بسیار بلند الفاظ زشتی را به زبان می آورد و نثار فروشنده می نمود. و فروشنده هم خریدار را بدون جواب نمی گذاشت و خیلی کوتاه با یک جمله بی ادبانه پاسخ می داد.
به تدریج که به سمت دفتر هدایت می شدند فریادها ضعیف تر می شد وبا قطع صدای آنها مجدداً همه به سر کارهای خود بازگشته و خرید و فروش به جریان می افتد تا باز بی احترامی دیگر و ... مطمئناً شما هم هر از چند گاهی شاهد یکی از این مجادله ها در معابر، وسایل نقلیه عمومی، حتی در محیط کوچک خانواده و در میان اعضای بسیار نزدیک خانواده هستید.
معمولاً صحبت ما ابتدا بسیار عادی و ملایم هستند، به تدریج رنگ عصبانیت به خود می گیرند و در اندک زمانی تبدیل به کلمات غیرمحترمانه و در صورت ادامه، مشکل جدی می شود و نیاز به میانجی و واسطه به وجود می آید.
آیا هرگز فکر کرده اید که ریشه رفتارهای سوءاجتماعی را باید در کجا جستجو نمود؟ به چه دلیل گاه در مناسبات میان افراد صحبت های منطقی و عاقلانه ناگهان تبدیل به بی احترامی و منازعه می شوند؟ چگونه می توانیم در مقابل هیجان های موقتی و احساسات گذرا مقاومت و مسائل خود را با سعه صدر و آرامش حل نماییم؟ شکی نیست که پایه و بنیان بسیاری از رفتارهای انسان ابتدا در محیط خانه شکل می گیرد، جسم و روح از اوان کودکی و طفولیت همراه با آموزش و تربیت در خانواده انسجام می یابند نوعاً والدین کم حوصله و عصبی موجب می شوند که فرزندانی کم تحمل و شکننده وارد جامعه شوند، در خانه هایی که جو ناآرام و پراضطراب وجود دارد فرزندان ناخودآگاه نگرانی هایی را با خود همراه دارند، مجادلات و بحث های تکراری و بی نتیجه پدر و مادر و چگونگی برقرار نمودن ارتباط کلامی، مستقیماً فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهد، به تدریج بکارگیری بسیاری از واژه های غیر محترمانه به صورت امری عادی در خانواده در می آید، با این پیش زمینه، کودک وارد جامعه بزرگتر از خانه یعنی مدرسه می شود و دقیقاً همین رفتارهای تند و افراطی را در ارتباط با هم کلاسِی های خود اعمال می کند و از اینکه بعضی با تعجب به او می نگرند تا مدتی گیج و سردرگم می شود، به هر حال مدرسه مجموعه ای از افراد است که با آموزش های اولیه و تربیت های متفاوت در کنار هم جمع شده اند، متأسفانه شاهدیم که در این جامعه دوم، بسیاری از دانش آموزان تحت تأثیر گروه های خاص اخلاقی به تدریج تغییر رفتار و روش می دهند و همرنگ دیگران می شوند، مسائلی همانند رقابت، تظاهر، دوری از برچسب های رایج، مبنی بر مظلوم بودن و بی دست و پایی، کودک را وادار می نماید که در مقابل بعضی از تهاجمات عکس العمل مشابه داشته باشد، متأسفانه بعضی برخوردهای توأم با توهین و تحقیر مدیریت کادر آموزش و معلمین نیز فرهنگ و عدم بردباری، خشونت های کلامی و بی احترامی را که دانش آموزان از خانواده همراه آورده اند نهادینه می کند و در واقع این رفتارهای والدین و معلمین است که بچه ها و دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد و شخصیت آینده آنها را شکل می دهد به نصایح و پیام های تربیتی ....
در اینجا این سؤال مطرح است که به چه دلیل در مدارس به صورت ریشه ای و اساسی با این معضل برخورد نمی شود به نظر می رسد مسئولین مدارس همین قدر که دانش آموزان ظاهر ساکت و آرام داشته باشند و در مقابل مدیر و ناظم تظاهر به نظم و احترام نمایند کافی است در حالی که به محض دور شدن سایه معلم و مدیر و ناظم همین شاگردان به ظاهر منظم و مرتب به سرعت تغییر رفتار می دهند که باور کردنی نیست به هر حال واهمه از نمره انضباط و احضار والدین و .... کارساز واقع می شود و یک نوع احترام کاذب و موقتی حکمفرما می شود سپس نوجوان ما وارد محیط بزرگتر از مدرسه مانند دانشگاه، محل کار و کسب و ... می شود و معمولاً تا جایی که به عقیده، منافع و حتی سلائقش برخورد نمی کند.
آرام و محتاط است لیکن به محض روبه رو شدن با اولین معضل صبر را از کف می دهد و واکنش نشان می دهد حال طرف مقابل خریدار باشد یا همسر و یا شریک مالی و تجاری و ... خیلی سریع مرزهای احترام را می شکند و الفاظ و یا رفتارهای تند و عکس العمل های نامطلوب از خود نشان می دهد و آن را دفاع از حقوق خود می داند.
بسیاری اوقات و پس از آرامش نسبی، از رفتار ناهنجار خود پشیمان می شود و علاقمند است آن را جبران نماید، لکن گاهی نیز باید انگشت ندامت بگزد و موضوع جبران را فراموش کند زیرا آنچنان پل های پشت سر خود را خراب نموده که قابل برگشت و اصلاح نیستند.
متأسفانه در ایران رسانه ها بخصوص رادیو و تلویزیون نیز در این زمینه نیز فرهنگ عدم بردباری و خشونت کلامی را اشاعه می دهند و در سریال های ایرانی و یا برنامه های رادیویی محاوره های عامه پسند را با بهره گیری از الفاظ و کلمات تحقیرکننده و بعضاً توهین آمیز، مترادف می دانند و بعضی اوقاب بیننده و یا شنونده از نوع رابطه اعضای خانواده در این رسانه ملی و عمومی تعجب می کند و به دنبال نمونه آن در جامعه می گردد.
هر گاه اعتراض و یا انتقادی به این نوع برنامه ها و دیالوگ ها می شود عنوان می گردد که مثلاً فلان سریال تلویزیونی دقیقاً منطبق با پرونده های موجود ساخته شده است و مصداق دارد و این سؤال مطرح است که به چه دلیل رادیو و تلویزیون جهت برنامه سازی به جستجوی الگوهای مطلوب و مثبت که فراوان هم می باشد نمی رود و نوعاً بر موارد خاص که مغایر با اخلاق اجتماعی است تأکید می ورزد؟ امروز اکثر رسانه های جمعی دنیا سعی می کنند حتی زوایای تیره و کدر جامعه خود را به گونه ای نمایش و یا به صور مختلف در معرض افکار عمومی قرار دهند که در نهایت نتیجه مثبت و کاربردی برای جامعه داشته باشد و افراد در سطوح مختلف بتوانند در جهت حفظ ارزش های اخلاقی و اجتماعی خود و جامعه از آن بهره گیری نمایند.
به عنوان مثال یکی از دوستان تعریف می کرد اخیراً یک مدیر مدعی فرهنگی زمان معرفی خود و در جلسه معارفه خطاب به جمع اظهار نمود: نگران نباشید ما در این واحد آموزشی سه سوته شاگرد می گیریم و این مکان را اند هنر می نماییم و به هیچ عنوان هم قات نخواهیم زد حضار غافلگیر و متعجب شدند لکن این گونه صحبت و دیالوگ برقرار کردن به نظر عجیب نیست زیرا ما بارها اینگونه واژه ها حتی بدتر از آن را از دهان بازیگران تلویزیون و مجریان و گویندگان بعضی از برنامه های ظاهراً مفرح و جوان پسند تلویزیونی شنیده ایم و بی تفاوت از کنار آن گذشته ایم، در حالی که فرهنگ سازی در جامعه مطمئناً باید به گونه ای دیگر باشد.
چه باید کرد؟
با توجه به کمبودهای محسوس آموزشی و ناتوانی جامعه و در رأس آن آموزش و پرورش رسانه های عمومی بخصوص رادیو و تلویزیون در تبیین و تثبیت قابل قبول فرهنگ اجتماعی و اخلاقی غنی اسلامی و ایرانی تکلیف چیست؟ باید به انتظار بمانیم تا احتمالاً در آینده دگرگونی محسوسی به وجود آید.
به هر حال باید بپذیریم که تا امروز سایه نهادهای اجتماعی کننده (مدرسه و ... ) نقش ساختاری خود را به خوبی و نحو مطلوب انجام نداده اند بنابراین بهتر است به همان محیط کوچک و صمیمی خانواده امیدوار باشیم، و سعی کنیم فرزندان خود را در محیطی پرورش دهیم که مرزهای اخلاقی را به خوبی بشناسند و از همان طفولیت حدود و حریم های را به خوبی تشخیص دهند و متقابلاً والدین نیز محدوده ها را کاملاً رعایت و محترم بشمارند، فرزندان ما باید یاد بگیرند که در خارج از خانواده مشاهده بعضی مسائل آنها را از این حدود و مرزها خارج ننمایند و بتوانند امور خود را بدون تشبث به توهین و بی احترامی و احیاناً برخوردهای فیزیکی بگذرانند.
با درایت و سعه صدر و طمأنینه مشکلات و معضلات سر راه خود را حل نمایند و با بکارگیری رفتارهای مطلوب، منطقی و قانونمند اذهان دیگران را هم به این نکته مهم معطوف دارند و از این طریق از بسیاری وقایع ناگوار جلوگیری نمایند، بدیهی است با توجه به وسعت یافتن ابعاد اقتصادی و مشکلات خاص ناشی از آن، همچنین کمرنگ شدن تدریجی بسیاری از روابط عاطفی و حتی خویشاوندی در سایه مسائل اقتصادی که می توان اذغان نمود امروزه دامنگیر کل جهان می باشد، موظفیم به نگاهداری و رشد ارزش های فرهنگی و اجتماعی به جا مانده شدیداً اهتمام ورزیم و حتی مبادرت به بازماندن و تجدید تعریف ارزش های اجتماعی و اخلاقی نماییم و همواره به یاد داشته باشیم که در این ملک و سرزمین که همه ما به آن افتخار می کنیم شخصیت ها و دلسوزانی حضور داشته اند که شدیداً غم این مسائل را در دل داشته اند و دارند و با قلم و قدمشان سعی در بهسازی محیط فرهنگی جامعه نموده اند، ذکر نام بسیاری از آنها که امروز برای جهانیان تبدیل به اسطوره شده اند همانند سعدی، حافظ، فردوسی و مولوی و ... کاملاً تکراری است.
همچنین روایات و احادیث به جا مانده از معصومین و اولیا و مهمتر از همه برترین دستورالعمل زندگی بشر یعنی قرآن مجید. بنابراین بیاییم در تصمیمی مهم و سرنوشت ساز در مقطع و سالی که به آن عنوان تکریم و احترام بخشیده شده است حقوق و حریم های اخلاقی را در جامعه ارج نهیم و این نکته را فراموش ننماییم که ما ایرانیان وارث ارزش ها و سجایایی هستیم که در کمتر نقطه ای از دنیا یافت می شود بنابراین سعی کنیم این میراث های گرانبها و گرانقدر را به خوبی نگاهبانی و حفظ نماییم و ادامه پاسداری از آنها را به نیکویی به عهده آیندگان و نسل های آتی بسپاریم .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات