در سال ۲۰۰۳ وقتی «آرنولد شوارتزنیگر» به فرمانداری کالیفرنیا انتخاب شد همه سیاستمداران فرانسوی خنده تمسخرآمیز به لب آوردند به غیر از یک نفر: نیکولاس سارکوزی.
برای سارکوزی، رهبر حزب راست میانه گولیست و پسر یک خانواده مهاجر مجاری، به قدرت رسیدن یک ستاره اتریشی تبار هالیوود در آمریکا نشانه مدرنیته بود. سارکوزی در اظهارنظری بعد از پیروزی انتخاباتی شوارتزنیگر گفت: اینکه یک نفر که در کشورش خارجی به حساب می آید و تلفظ نامش هم مشکل است، به فرمانداری بزرگترین ایالت آمریکا رسیده موضوع کمی نیست.
در سه سال گذشته سارکوزی با پیشبرد اصلاحات، مبارزه با جرم و جنایت، صریح سخن گفتن و تزریق افکار مترقی به حزب راست میانه «اتحادیه ای برای جنبش مردمی»، به محبوب ترین سیاستمدار فرانسه تبدیل شده است. سیاستمداری که اغلب خلاف جهت آب شنا می کند. او نظرات هموطنانش را درباره مهاجرت، رفاه اجتماعی و کاهش مالیات به چالش گرفته و به آنها می گوید که در بعضی از این موارد، فرانسه باید به خارج نگاه کند و از انگلستان تونی بلر و حتی آمریکای جورج بوش الهام بگیرد. ظهور او جان تازه ای به صحنه سیاست فرانسه بخشیده است، چرا که این عرصه سال هاست که رهبران یکسانی را تجربه کرده است.
هدف او مشخص است سیاستمدار ۵۰ ساله ای که انرژی زیاد و عزم مبارزه اش باعث شده که Speedy (به معنای پرسرعت) لقب بگیرد، امیدوار است که رأی دهندگان فرانسوی مانند کالیفرنیایی ها عمل کنند و او را به عنوان رئیس جمهور بعدی فرانسه انتخاب نمایند. در سال ۲۰۰۳ او سنت فرانسوی را شکست و آشکارا از برنامه اش برای رئیس جمهور شدن سخن گفت. این کار اختلافاتی را میان سارکوزی و استادش ژاک شیراک برانگیخت. او چندی پیش در گفت وگویی در پاسخ به این سؤال که چگونه در کشوری که احتیاط بر بلندپروازی ارجحیت دارد می خواهد در صحنه سیاسی ظهور کند؟ شانه هایش را بالا انداخت و گفت: «خوب من بلندپروازم، باید طور دیگری وانمود کنم»؟
منتقدان سارکوزی او را به تکبر متهم می کنند. بعضی می گویند او انسانیت و اخلاق سیاسی ندارد. عده ای دیگر به تبار او اشاره می کنند. ممکن است این اتهامات رنگی هم از واقعیت داشته باشد، اما مسئولان افکارسنجی و سیاستمداران طیف های مختلف اذعان دارند که او رابطه خوبی با مردم فرانسه برقرار کرده و ارقام نظرسنجی ها هم این موضوع را تأیید می کند. اخیراً در نظرسنجی از فرانسوی ها پرسیده شد آیا دوست دارند که سارکوزی نقش بیشتری در سیاست کشورشان ایفا کند؟ که ۴۹درصد از فرانسوی ها به این سؤال پاسخ مثبت داده اند. این رقم محبوبیت بیشتر از دیگر سیاستمداران فرانسوی است.
پاتریک بالکانی از نمایندگان حزب گولیست در پارلمان فرانسه و از دوستان نزدیک سارکوزی می گوید: بدون شک ما شاهد «پدیده سارکوزی» هستیم. او همه سیاستمداران دیگر فرانسه را پشت سر گذاشته است. سارکوزی بیشتر از دیگر سیاستمداران فرانسه به این نکته آگاه است که دوران سیاست آرام در فرانسه گذشته و در روز انتخابات اکثر رأی دهندگان ناامید فرانسوی یا در خانه می مانند و یا به تندروهای افراطی رأی می دهند. او با کنارگذاشتن برنامه های محافظه کارانه و ارائه پیشنهادات بی سابقه برای تکان دادن الگوی مساوات گرایی فرانسه آن هم به زبانی ساده و قابل فهم که در عرصه سیاست فرانسه نادر است، تصویری مدرن ایجاد کرده است.
برخلاف شیراک و دیگر رهبران سیاسی که در حال مرهم گذاشتن بر زخم هایشان بعد از رأی منفی فرانسه به قانون اساسی اروپا هستند، سارکوزی مشغول تحکیم جایگاه خود به عنوان آخرین پناهگاه در مقابل ظهور احزاب افراطی است. او اخیراً به پست وزارت کشور برگشته، جایگاهی که موقعیت سیاسی چند سال پیش را برایش فراهم می کند. سارکوزی همچنین شغل خود را به عنوان رهبر حزب حفظ کرده و قصد دارد از این دو جایگاه برای تحکیم موقعیتش در انتخابات ریاست جمهور سال ۲۰۰۷ استفاده کند. اگر سارکوزی انتخاب شود پایان عصر ریاست جمهوری به شیوه پادشاهی رقم می خورد و الگویی جدید از ریاست جمهوری در فرانسه آغاز میشود.
تمایلات دوگانه سارکوزی که از یک سو خود را متمایز از دیگران می کند و از سوی دیگر به دنبال جلب حمایت دیگران است، ریشه در سوابق خانوادگی او دارد. پدر مجارستانی او در پایان جنگ جهانی اول از دست کمونیست ها گریخت و به پاریس رفت و در همانجا با یک دختر یونانی ازدواج کرد. این ازدواج عمر چندانی نداشت. مادر سارکوزی با تلاش بسیار سه پسرش را به شیوه پاریسی ها به تحصیل واداشت و هزینه آموزش آنها را تأمین کرد. سارکوزی درباره آن دوران می گوید: «من طرز تفکر آنهایی را دوست دارم که می گویند باید همه چیز را خودمان بسازیم چون هیچ چیز به ما داده نشده است. من هم خیلی زود یاد گرفتم که در یک استخر شنا باید به اتکای خودم از غرق شدن نجات یابم.»
او خیلی زود دریافت که برای رسیدن به جایگاه سیاسی باید پایگاه محلی محکمی فراهم کند و این کار را در حومه پاریس و با نزدیک شدن به ژاک شیراک انجام داد. اگرچه اکنون تأکید دارد که: «شیراک هرگز چیزی به من نداده است.»
در سال ۱۹۸۳ سارکوزی ۲۸ ساله یک عضو سرشناس حزب را در حومه پاریس شکست داد و به عنوان جوان ترین شهردار بر کرسی شهرداری شهر «نیلی» نشست. هوش و دانایی سارکوزی و مهارت سخنوری اش توجه شیراک را جلب کرد و به همین دلیل سارکوزی را زیر چتر خود کشید.
سارکوزی به گونه ای جای پسری را گرفت که شیراک هیچ وقت نداشت. او در تبلیغات انتخاباتی سال ۱۹۸۸ مشاور سیاسی شیراک بود و وقتی گلیست های دیگر بعد از شکست شیراک در انتخابات در مقابل فرانسوا میتران، به دنبال به دست گرفتن رهبری حزب بودند، سارکوزی در کنار او باقی ماند.
وقتی راست ها در انتخابات پارلمانی سال ۱۹۹۳ پیروز شدند، سارکوزی وزیر بودجه دولت ادوارد بالادور گلیست شد و می دانست همه این ها برای انتخاب ریاست جمهوری شیراک در سال ۱۹۹۵ فعالیت می کنند. اما وقتی بالادور با افزایش محبوبیتش تصمیم گرفت که خود وارد انتخابات شود، روابط شیراک و سارکوزی رو به تیرگی گذاشت. سارکوزی به یکی از ستون های اصلی تبلیغات انتخاباتی بالادور تبدیل شد و حمله به اردوگاه تبلیغاتی شیراک را آغاز کرد. سارکوزی پسرخوانده به سارکوزی خیانتکار تبدیل شد و وقتی شیراک در انتخابات به پیروزی رسید، سیاستمدار جوان به شدت مغضوب رئیسجمهور شد.
اما همان سیاستی که به جدایی آنها منجر شد بار دیگر این دو را کنار هم قرار داد. در سال ۱۹۹۷ وقتی شیراک انتخابات پارلمانی زودرس برگزار کرد و با شکست روبه رو شد، با بازگشت سارکوزی به کادر رهبری گلیست ها موافقت کرد و به او اجازه داد که در انتخابات سال ۱۹۹۹ اداره حزب را به عهده بگیرد. سارکوزی بعد از کسب فقط ۱۳درصد آرا با قبول شکست مدتی از سیاست کناره گرفت. در این مدت او کتابی نوشت به نام «آزادی» که در آن برنامه سیاسی بلندپروازانه اش را مطرح کرد، برنامه ای که در نهایت به برنامه انتخاباتی شیراک در سال ۲۰۰۲ تبدیل شد.
اما شیراک همه خطاهای سارکوزی را نبخشیده بود. او بعد از پیروزی در انتخابات به جای پست نخست وزیری، وزارت کشور را به سارکوزی پیشنهاد کرد که نظارت بر نیروی پلیس، انتخابات و نهادهای مذهبی از جمله وظایف آن بود. سارکوزی به سرعت ناامیدی را پشت سرگذاشت و از شغل جدیدش به عنوان فرصتی برای مقابله با جرم و جنایت یعنی نگرانی درجه اول شهروندان فرانسوی استفاده کرد.
جرم و جنایت دلیل و انگیزه حداقل ۲۰ درصد از رای دهندگان فرانسوی برای رای دادن به ژان ماری لوپن بود. سارکوزی در مدت زمان کوتاهی رهبری عملیات سرکوب جرم و جنایت، مهاجرت های غیرقانونی و فساد اخلاقی را به عهده گرفت و با حضور همیشگی خود روحیه نیروی پلیس را تقویت کرد. این اقدامات باعث محبوبیت او در میان راست ها شد و اکنون او در میان این طیف به اندازه لوپن محبوبیت دارد.
محبوبیت شیراک به ویژه بعد از همه پرسی قانون اساسی رو به کاهش است. رئیس جمهور عامل اصلی این شکست تلقی می شود. بسیاری نتایج این انتخابات را نشان دهنده میزان فاصله افکار و عقاید او با خواسته های رای دهندگان تحلیل کرده اند. اگر چه شیراک تا سال دیگر تصمیم خود را برای انتخابات اعلام نمی کند اما نظرسنجی هاشان می دهد ۷۲درصد از فرانسوی ها مخالف حضور دوباره شیراک هستند.
اما سارکوزی در موقعیت متفاوتی قرار دارد و نتیجه این همه پرسی موقعیت او را تحکیم کرده است، چرا که او از حامیان تحول اقتصادی ـ اجتماعی فرانسه بوده و این همه پرسی هم ضرورت این نکته را نشان می دهد. از سوی دیگر او محبو ب ترین وزیر دولت جدید منصوب شیراک بعد از همه پرسی است و هنوز رهبری حزب را علی رغم خواست شیراک به عهده دارد.
سارکوزی برای تحکیم و تقویت بیشتر جایگاه خود پیشنهاد کرده است که برای اولین بار نامزد حزب برای ریاست جمهوری در یک انتخابات عمومی تر برگزیده شود نه فقط توسط رهبری حزب. این پیشنهاد واکنش شدید طرفداران شیراک را برانگیخت و او را به شکستن رسوم حزب متهم کردند. اما سارکوزی بالاخره موفق می شود و تا وقتی چهره برجسته دیگری از میان گولیست ها ظهور نکند او اولین گزینه در این رقابت است.
سارکوزی هم از نظر سبک و شیوه کاری و هم از نظر شخصیت، چهره ای متفاوت در عرصه سیاست فرانسه است. او بر خلاف شیراک بلندقامت، کوتاه قد و مشکی است. نظرسنجی ها نشان می دهد که شیوه صریح سخن گفتن سارکوزی و عملگرایی او در کنار علاقه مندی اش به مسابقات دوچرخه سواری توردو فرانس، فوتبال و هنرهای عام باعث محبوبیتش در میان طبقه متوسط شده است.
سارکوزی بر خلاف همقطاران دیگرش یک وکیل تجربی است و هیچ گاه در دانشکده های نخبگان، تحصیل نکرده است. سنت گرایان فرانسوی مخالف شیوه کاری سارکوزی، سیاست های بازار آزاد او هستند و گرایش آمریکایی او را خطرناک می دانند. آنها می گویند این سیاست ها نه تنها الگوی اقتصادی فرانسه بلکه کلیشه سکولاری جامعه و آن را تحت الشعاع قرار میدهد.
سارکوزی در پاسخ به منتقدانش می گوید، کتاب مرجعی وجود ندارد که راه حل همه مشکلات را بتوان در آن پیدا کرد، باید با عملگرایی کار را پیش برد.
او در اظهاراتش گفته که در همه موضوعات با پرزیدنت بوش هم عقیده نیست، اما به سمت سیاست های آمریکا گرایش دارد.
در آوریل ۲۰۰۴ دولت بوش برای میهمان خود سارکوزی فرش قرمز پهن کرد و او در واشنگتن با کاندولیزا رایس و کالین پاول دیدار کرد. البته او از خطرات نزدیک شدن بیش از حد به دولت آمریکا در شرایط کنونی آگاه است. نزدیکان او می گویند او از مخالفت فرانسه با جنگ عراق حمایت می کند، اما در محافل خصوصی، تهدید فرانسه به استفاده از حق وتو در شورای امنیت را یک اشتباه خوانده است.
سارکوزی هیچ گاه به طور علنی در این باره حرفی نزده و موضعی نزدیک به آمریکا اتخاذ نکرده. چون می داند این موضوع از حساسیت های افکار عمومی به ویژه در آستانه انتخابات است.
سارکوزی این نکته را هم می داند که حمایت از کوچک کردن نظام رفاه اجتماعی، اگر خودکشی سیاسی نباشد یک ریسک سیاسی بزرگ است. بخشی از آرای منفی به همه پرسی قانون اساسی اروپا در فرانسه از نگرانی از سیاست های بازار آزاد اروپا و تأثیر آن بر نظام رفاه اجتماعی فرانسه ناشی شد. به همین دلیل سارکوزی سال گذشته در مدت کوتاهی که وزیر دارایی بود از سیاست های جانبدارانه از بازار، فاصله گرفت و از دخالت دولت برای کمک به شرکت های فرانسوی حمایت کرد. او همچنین در رویکرد حمایتی خود از بازار همواره جوانب و ملاحظات اخلاقی را در نظر می گیرد تا حمایت جامعه را از دست ندهد.
مخالفان سارکوزی این اقدامات او را فریبکارانه می دانند و آن را تقبیح می کنند. سارکوزی اولین سیاستمدار فرانسوی نیست که از لیبرالیسم اقتصادی و روابط نزدیک تر با واشنگتن حمایت می کند، اما اولین کسی است که به «موضوعات خاصی» همچون اتحادیه ها، کارآفرینان خصوصی و گروه های مذهبی قومی توجه نشان می دهد. محبوبیت او هم دقیقاً به همین دلیل است. او را سیاستمدار پست مدرن فرانسه میخوانند.
سارکوزی هم در میان مسلمانان پایگاه خود را محکم کرده و هم در میان یهودیان. وقتی وزیر کشور بود رهبری مبارزه با تحرکات یهودی ستیزی را به عهده گرفت. در سال ۲۰۰۲ هم در ایجاد یک نهاد انتخابی برای جامعه مسلمانان نقش محوری داشت و همچنین پیشنهاداتی برای تأمین مالی مساجد و آموزش امامان جمعه مطرح کرد. او در وزارت کشور، یک مسلمان را به عنوان مقام ارشد اداری در یکی از ۲۲ منطقه فرانسه منصوب کرد. همین اقدامات باعث شده که او به اولین سیاستمدار فرانسوی تبدیل شود که آرای قومی مذهبی متنوعی را به خود جلب کرده است.
درباره موضوع حساس مهاجرت و اصلاح قوانین آن هم سارکوزی نظام سهمیه بندی را ارائه کرده که بر نیاز بازار کار فرانسه استوار است. مهاجرت غیرقانونی در کنار نرخ بالای بیکاری، جرم و جنایت و ظهور «اسلام رادیکال» در شهرهای بزرگ فرانسه دلیل اصلی آرای ۱۵ درصدی راست گرایان افراطی به رهبری لوپن بود.
علی رغم این محبوبیت هنوز معلوم نیست سرنوشت سارکوزی چه می شود. بعضی تحلیلگران او را با ناپلئون در نبرد پل آرکول مقایسه می کنند که در آن ناپلئون از سربازانش خواست علی رغم عدم آگاهی از این که آن سوی پل چیست به او اعتماد کنند. در حقیقت حرکت به جلو مقصد را برای سارکوزی معلوم میکند.
اگرچه بعد از همه پرسی قانون اساسی اروپا بسیاری از هواداران از او خواسته اند به دولت بپیوندد، اما سارکوزی با قبول پست وزارت کشور در دولت جدید نشان داد که آماده حرکت به جلوست. سارکوزی یک جوان عملگرا و پسر یک مهاجر با نامی خنده دار است که می خواهد در کشوری که رئیس جمهور هایش ریشه های نجیب زادگی چند صد ساله دارند به بالاترین جایگاه سیاسی برسد.