تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۷۸۴۰۶
همبستگی ملی و مشارکت عمومی در دولت عدالت‌محور اسلامی

محور حرکت

علی ایمانی مقدمه: رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۴ شعار «همبستگی ملی و مشارکت حداکثری» را محور حرکت ملت و دولت ایران اعلام نمودند. متعاقب آن در تیرماه ۱۳۸۴ کاندیدایی حداکثر آراء را به خود اختصاص داد که عدالت خواهی و تحول را شعار محوری خود قرار داده بود. مقاله پیش رو به تبیین مفاهیم همبستگی ملی و مشارکت سیاسی و راه های حداکثری نمودن آن در یک دولت عدالت محور می پردازد. در این مقاله، رابطه این همانی واژگان همبستگی ملی و مشارکت عمومی با مقوله عدالت تبیین می گردد. این مقاله را بخوانید.

فراخون مهم رهبر معظم انقلاب برای وحدت و همبستگی ملی نه یک تاکتیک جهت حصول یک هدف آنی، بلکه راهبرد اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران است و پیش نیاز اساسی آن امنیت ملی می باشد.
نقطه عزیمت این بحث دغدغه همیشگی دولتمردان ایران در طول تاریخ جهت حفظ استقلال و تأمین امنیت ملی بوده است. بیم از هجوم بیگانه و تهدید استقلال و امنیت ملی در این مرز و بوم تاریخ دیرپایی دارد و یک علت آن هم موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران است.
عبارات خیر و شر، اهورا- اهریمن، ایران- انیران و خودی- بیگانه و دوست- دشمن، همواره در دل خود دارای یک بار معنایی ارزشی بوده که خودیها را به وحدت حول محور (خیر، خوبی و ایران) در مقابل (شر، بدی و انیران) می خواند. انیران نماد هر چیز غیرایرانی و بیگانه در ایران باستان است.ایران، تاریخی مملو از تجاوز و تهاجم کشورها و اقوام بیگانه را دارد. شگفتی آنجاست، مادامی که بی عدالتی حکومتهای وقت به سکه رایج تبدیل شده با فقدان همبستگی ملی، تعلل و بی عملی مردم برای مشارکت در دفاع از کشور و سرانجام فروپاشی کشور مواجه شده ایم.
بی عدالتی و مظالم ساسانیان اساسی ترین دلیل شکست آنان در مقابل اعراب مسلمان بود و هجوم و تجاوز اقوام بیگانه چون مغولان در غیاب انسجام درونی و همبستگی ملی به نتیجه رسید.
در جریان تهاجم نظامی روسیه در آغاز قرن نوزدهم به ایران طیفی از مورخین عقب ماندگی و فقدان ارتش مدرن و تکنولوژی برتر را دلیل هزیمت و شکست قوای ایران می دانند. اما بررسی های دقیق تاریخی و گزارشاتی از رقابت صدر اعظم وقت با فرمانده قشون ایران حکایت از فقدان انسجام درونی، همبستگی ملی و نبود مشارکت حداکثری در دفاع از کشور و نتیجه تلخ آن یعنی شکست از روسیه می کند.امروزه دولتمردان فهیم جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده اند که با شیوه های جدید نظامی و فرهنگی که استقلال و اساس کشور را تهدید می نمایند، مواجه هستند. لذا شعار محوری همبستگی ملی و مشارکت عمومی نه یک نیاز مقطعی بلکه ضرورتی تاریخی است و تحقق آن در یک دولت عدالت محور عینیت می یابد. زیرا فقدان عدالت اجتماعی، از بین رفتن همبستگی ملی و شکست اتحاد و اعتماد دولت- ملت را در پی دارد. از این رو در مقاله حاضر در پی اثبات این فرضیه هستیم که:
 همبستگی ملی و مشارکت عمومی در یک دولت عدالت محور قابل تحقق است.
به عبارتی دیگر همبستگی ملی و مشارکت عمومی نتیجه طبیعی تحقق عدالت اجتماعی در یک جامعه است و این دو مقوله با یکدیگر همپوشانی دارند.برای روشن تر شدن بحث در اینجا به ایضاح مجمل برخی از مفاهیم اصلی می پردازیم.
 تعریف مفاهیم اصلی
همبستگی ملی:
همبستگی از نفس ساختار زندگی جماعتی نتیجه می شود که هر کس را به دیگری در بافتی از مبادلات متقاطع نیازمند می سازد. دورکیم سرچشمه این نخستین نوع همبستگی را تقسیم کار می دید. توسعه همبستگیها بر ژرفای غریزه انسانی مبتنی است. جاذبه متقابل بین انسانها وجود دارد. روان شناسان تنهایی را دلهره آور می دانند. میل به شرکت در گروهی که هر کس شکوفایی کامل وجود خود را در آن می یابد احتمالاً یکی از محرکهای زندگی مشارکتی است.
در فراسوی جامعه مدنی کنونی که ناقص، ظالم و سطحی است، رؤیایی از شهر هماهنگی نهفته است که اعضای آن بالاخره از خودخواهی ها، تنگ بینی ها و وجود مجزای خود دست کشیده و هر کدام نه به کمک تعهدات حقوقی و شیوه های مبادله و تقسیم کار و نه به کمک زنجیره های بایستی ها و داشتنیها بلکه به کمک تفاهم متقابل، نوع دوستی و عشق با دیگران بستگی یافته باشد.
منسوب به ملت و آنچه که در ید و اختیار ملت است و گاهی توسعاً در زبان فارسی دوستی را به سبب وابستگی دولت به ملت، ملی می گویند.همبستگی ملی در لسان رهبر انقلاب به جهت تأکید بر وجه ارزشی و دینی آن در قالب عبارت «وحدت» نمود یافته است.در اینجا وحدت مردم یعنی نبودن تفرقه، نفاق، درگیری و کشمکش، حتی دو جماعتی که از لحاظ اعتقاد دینی هم مثل هم نیستند می توانند کنار هم باشند، می توانند دعوا نکنند.»
 مشارکت عمومی:
تظاهر علنی و جمعی اراده مردم برای انجام عملی است که به سرنوشت و منابع عموم آنان مربوط است.
یکی از مؤلفه های تعیین کننده جامعه مدنی، وجود آزادیهای فردی و فراهم بودن زمینه و فرصت برای شهروندان جهت مشارکت در سیاست و امور حکومتی و همچنین شرکت در تشکل های حزبی و صنفی برای تحقق خواسته های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. درواقع مشارکت سیاسی نوعی تظاهر علنی اراده مردم برای تعیین سرنوشت جمعی خود است. بدون مشارکت، فرد عنان قدرت را به دست کسانی می سپارد که مهار آنها به سادگی ممکن نیست. تنها از طریق مشارکت است که قدرت سیاسی به طریق مسالمت آمیز دست به دست می گردد و میزان توسعه سیاسی یک کشور بستگی مستقیم به این مؤلفه اساسی دارد.
 دولت:
دولت مجتمعی است که بنا به قانون، توسط حکومتی دارای قدرت اجبارکننده، در اجتماعی که سرزمین مشخصی دارد شرایط عمومی و بیرونی نظم اجتماعی را حفظ می کند. حاکمیت واحد، اقتدار، حوزه سرزمین مشخص و ملت منسجم و متحد از شرایط اساسی تحقق خارجی دولت است. لذا ملت باید همبستگی ملی و مشارکت عمومی برای حفظ دولت و ادامه حیات داشته باشد.
 دولت عدالت‌محور:
در اینجا منظور از دولت مجموعه حاکمیت است که شعار ایجاد عدالت در همه زمینه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را محور سیاست راهبردی خود در عرصه سیاست داخلی و خارجی قرار داده است. حکومت علوی (۴۳-۳۸ ه . ق) الگوی مطلوبی از دولت عدالت محور اسلامی است. در چنین حکومتی عدل اساس ملک است زیرا «در عدالت گشایش برای عموم آزاد است و آن کس که تحمل عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است».لذا در چنین دولتی عدالت ایجاد آرامش و اعتدال در عرصه زندگی اجتماعی می نماید و اعتماد و همبستگی بین دولت و ملت را افزایش می دهد.
1- همبستگی ملی در دولت عدالت محور
عامل همبستگی، سنگ بنای تشکیل جوامع انسانی یا گروه های انسانی است. امیل دورکیم دوگونه همبستگی را از یکدیگر متمایز می کند. همبستگی مکانیک و همبستگی ارگانیک.
الف) همبستگی مکانیک یا خود به خود را می توان غالباً در گروه های انسانی ابتدایی مشاهده کرد. گرایش به گروه براساس مشابهت اعضای جماعت حاصل می شود. یعنی همانندی نژادی، قومی، زبانی و مذهبی انسانها را به یکدیگر همبسته می کند.
ب) همبستگی ارگانیک یا اندامی معمولاً در مرحله پیشرفته تری از روابط اجتماعی حاصل می شود زیرا ترقی علم و صنعت و به وجود آمدن تقسیم کار الزاماً نوعی سازمان بندی اندامهای جامعه را ایجاب می کند وگرنه در این وضعیت انسانها از یکدیگر متمایز و منفک بوده و به سوی پراکندگی و جدایی پیش خواهند رفت.
چه عاملی شرط به هم پیوستگی اجتماعی اعضای جامعه را فراهم می کند؟ انسجام اجتماعی متغیری عمده در انواع مختلف کنشهای اجتماعی است. وجدان جمعی یا یکپارچگی اخلاقی نیرومند بین اعضای جامعه نشان دهنده سلامت اجتماعی است و ضعف «وجدان جمعی» یعنی کمبود بهم پیوستگی و یکپارچگی بیانگر آنست که جامعه دچار یک بیماری جدی است. به هم پیوستگی اجتماعی امکان حمایت روانی اعضای جامعه را در وضعیت های بحرانی فراهم می کند و از نگرانیها، فشار و از تأثیر بحران بر افراد می کاهد.تحولات روبه پیشرفت جوامع انسانی و پیچیده شدن روابط اجتماعی و شکل گیری دولت مدرن ما را در شرایط همبستگی ارگانیک قرار داده است. دولت به عنوان محور اصلی ایجاد انسجام و سلامت اجتماعی حلقه مفقوده تعریف فوق است. دولت به لحاظ تأثیر بی بدیلی که در حوزه های مختلف اقتصاد، فرهنگ و سیاست بر جامعه دارد می تواند با محور قرار دادن عدالت در کردار سیاسی و نحوه اعمال اقتدار خود به سمت همبستگی ملی و افزایش اقتدار ملی حرکت نماید. در این صورت همسان سازی یا همانند سازی دولت و ملت عملی گردیده است.
زمانی که افراد با یک دولت ملی «همسان سازی» می کنند در حقیقت آنها خود را با موفقیتها و شکست های آن دولت درگیر می سازند. مثلاً وقتی می گوییم ما ایرانی های مسلمان بسیار قدرتمند، پرتلاش، صادق، خلاق و به طور کلی برتر هستیم؛ بنابراین من فردی قدرتمند، پرتلاش، صادق، خلاق و برتر می باشم. این استدلال ممکن است اشتباه باشد، اما هیجان آن فوق العاده است. هرقدر افراد با شدت بیشتری با ملتی «همسان سازی» کنند رهبران ملی در بکاربردن نمادها (مانند پرچم، قانون اساسی و...) برای بسیج افراد به پیگیری هدف هایی که نخبگان آنها را خوشایند می پندارند، توانایی بیشتری خواهند داشت.زمانی که همسان سازی ها با کشور شدیدتر از همسان سازی های محلی و قومی است، کشور از نظر روان شناسی یا فرهنگی یکپارچه است.(۱۰)
هرقدر دولت در گستره جغرافیایی کشور و در تقسیم امکانات عادلانه رفتار نماید و زمینه مشارکت همه اقشار، اقوام و گروه ها را در عرصه های مختلف قدرت، اقتصاد و فرهنگ فراهم نماید و به مثابه امینی منصف عمل نماید فرایند همسان سازی و همگونگی در عرصه ملی تسریع می گردد. میزان تداخل منافع و همسویی ایدئولوژیک در میان جامعه (اقوام، زنان، طبقه سرمایه دار، گروه های مذهبی و روشنفکران) با دولت (بوروکراسی دولتی، ارتش و قوه قضاییه) از عوامل مهم تعیین کننده همگونگی و میزان شدت و ضعف تأثیر مردم بر دولت (قدرت سیاسی) است. هرچه هماهنگی میان منافع مادی و علایق معنوی ملت با دولت بیشتر باشد، حضور ملت در صحنه سیاسی و یا دخالتشان در امور حکومت مانعی بر سر راه اعمال قدرت دولت نخواهد بود.
به لحاظ اهمیت همگونگی به عنوان نقطه عزیمت ایجاد همبستگی ملی به تبیین دقیق تر آن می پردازیم. همگونگی استقرار همبستگی نزدیک تر میان اجزای موجود زنده یا میان اعضای جامعه است.(۱۱)
همگونگی فرایند یکی شدن افراد جامعه است، یعنی فرایندی که می کوشد آن جامعه را هماهنگ سازد تا بر نظمی که اعضای جامعه می پذیرند استوار باشد.غرض از همگونگی سیاسی سهمی است که قدرت متشکل، حکومت و دولت در این فرایند دارند. دولت به عنوان قدرت متشکل به از میان برداشتن تضادهایی که جامعه را تهدید می کند و آن را تقسیم می نماید، اقدام می کند. امحاء تعارضات و نفاق ها نه تنها به قدرت بلکه به عدالت و مشروعیت ناشی از آن نیاز دارد. در این صورت دولت اعتدالی جامعه را به سوی سازش پیش می برد.غرض از این سازش، همسازکردن منافع مورد دعواست تا از این راه مبارزه پایان پذیرد.
دموکراسی با نخستین فن سازش سازگاری دارد. آیین های دموکراسی مواجهه دائمی متخاصمان را با یکدیگر سازمان می دهد.
گام دوم سازش عدالت در کردار سیاسی دولت برآمده از روش دموکراتیک است که سازش کامل مزیت ها و فداکاری ها هر کس را در اجتماع متعادل می کند. پس برپایه عدالت و شکل ابتدایی آن انصاف بنا شده که ترازو و مظهر آن است. بدین ترتیب هر فرد، گروه و طبقه می تواند راضی شود. از این رو مفهوم عدالت در فرایند همبستگی نقش عمده ای بازی می کند. وجود خطر خارجی، بیگانه و اجنبی نیز در توسعه همبستگی ملی اهمیت فراوان دارد.
دورکیم معتقد است که همگونگی سرچشمه اصلی همبستگی است. هر جامعه ای در ابتدا بر همگونگی مبتنی است و در هر جامعه اشتراک زبان، مذهب، عادات و به طور کلی تر اشتراک فرهنگ امری اساسی است. وقتی که به تفاوت با اعضای گروه های (کشورهای) دیگر تکیه شود همگونگی بیشتر محسوس می شود. تصویر ذهنی از اجنبی در توسعه همبستگی ها اهمیت فراوان دارد. وجود خطر خارجی و تهدید دشمن چه واقعی باشد یا فرضی، همین اهمیت را دارد.(۱۲)        ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات