مقام معظم رهبری در دیدار صمیمی با دانشجویان در باره سخنان یکی از آنها در انتقاد از عملکرد برخی همکاران رییس جمهور فرمودند: "من در این زمینه ورود و قضاوتی نمی کنم البته ممکن است اشکال و ایراد وارد باشد اما باید مسایل را اصلی فرعی کرد و مراقب بود مسایل درجه دوم، جای مسائل اصلی و تعیین کننده را نگیرد." بیتردید موضوع همکاران رییس جمهور از جمله آقای مشایی از مسائل اصلی نظام نیست که رهبری نظام درباره وی اظهار نظر کنند. به همین دلیل زمانی که او برای اولین بار درباره دوستی با مردم اسرائیل سخن گفته بود مقام معظم رهبری بدون آنکه از او نامی ببرند، با تعبیر «حالا یک نفر یک حرف غلطی زده» آن را کماهمیت شمردند و از مسؤولان، بزرگان، نخبگان و سیاسیون که آن را به مسأله اول کشور تبدیل کرده بودند، گلایه کردند. موضوع انتخاب مشایی بهعنوان معاون اول رئیس جمهور تنها موردی است که مقام معظم رهبری ورود کردند و انتخاب مشایی را بهعنوان معاون اول رئیس جمهور برخلاف مصلحت دکتر احمدینژاد و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقهمندان رئیس جمهور دانستند که البته این ورود به دلیل اهمیت جایگاه معاونت اولی و جلوگیری از بروز اختلاف در میان کسانی بود که خالصانه و دلسوزانه برای احیای گفتمان امام و انقلاب تلاش کردهاند وگرنه باز هم برای شخص مشایی حسابی باز نکردند. دلیلش همان است که خود مشایی در سخنرانیاش در جمع جامعه وعاظ تهران میگوید: مقام معظم رهبری این متن را روی کاغذ بسیار کوچکی نوشته بودند کلمه «جناب» را هم بعداً با علامت« »به آن اضافه کرده بودند و آن را در یک پاکت دستساز کوچک گذاشته بودند.
در ماجرای اظهارات مشایی درباره مکتب ایران و... نیز مقام معظم رهبری وارد نشدند و در پاسخ به دانشجویی که اظهار کرد که دلمان خون است، فرمودند من بنا ندارم در اینگونه مسائل ورود کنم و قضاوتی داشته باشم، ولی شما هم مواظب باشید موضوعات را اصلی - فرعی کنید و مسائل اصلی را فدای فرعی نکنید.
بنابراین موضوع مشایی و اظهارات وی از مسائل اصلی نظام نیست و تبدیل آن به مسأله اصلی، موجب تحت الشعاع قرار گرفتن مسایل اصلی و در نتیجه خوشحالی دشمنان از جمله فتنهگران داخلی میشود. مسأله اصلی، دشمنی آمریکا و همپیمانان اروپاییاش برضد ملت مسلمان ایران است که به زعم خود برآنند تا با تحریم اقتصادی و تهدید نظامی ریشه ملت ایران را بخشکانند و به آرزوی دیرینه خویش یعنی نابودی انقلاب اسلامی دست یابند؛ آرزوی خامی که فتنهگران و کودتاچیان سبز در سال 88 با پشتوانه سنگین مالی و سیاسی آمریکا و انگلیس و برخی دولتهای مرتجع منطقه به دنبال آن بودند، اما با حضور دهها میلیونی ملت ایران در 9 دی و 22 بهمن عقیم ماند و به شکست انجامید. پس چنانچه در این مقاله به موضوع مشایی میپردازیم، در حد پرداختن به یک مسأله فرعی است.
2. پرداختن به مسأله مشایی و پاسخ به اظهارات وی، در راستای رسالت دفاع از ارزشهای اسلام ناب محمدی(ص) که هفته نامه پرتو برای آن تأسیس شده انجام میگیرد، نه جنجالهای سیاسی گروهها و احزاب سیاسی که به دنبال مچ گیری از رییس جمهور محبوب و انقلابی و دولت خدمت گزارند.
3. طرح برخی مسائل در محیطهای علمی و آکادمیک با حضور کارشناسان مربوطه مفید است ولی طرح آن در مجامع عمومی یا رسانه ملی ممکن است زیان آور هم باشد. برای نمونه، موضوع مکتب ایران چنانچه در یک محیط علمی و آکادمیک با حضور کارشناسان مربوطه مطرح میشد، قطعا به این جنجال سیاسی نمی انجامید؛ چرا که این گونه مباحث در محیط آکادمیک مورد نقد و ارزیابی قرار میگرفت، و در صورت صحت و درستی به جامعه عرضه میشد. مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان، طرح این نوع مباحث را مناسب مجامع آکادمیک دانستند و رئیسجمهور نیز در مصاحبه با خبرنگاران گفتند: «مباحث نظری باید در فضای گفت و گو و به منظور کشف حقیقت و نه محکوم کردن یکدیگر مورد نقد قرار گیرد». بنابر این چنانچه آقای مشایی ولایت پذیر و تابع نظر ولی فقیه است، باید از طرح این گونه مباحث در تریبونهای عمومی بپرهیزد و با حضور در مجامع علمی وزن علمی ادعاهای خود را به اثبات برساند. متاسفانه آقای مشایی پس از نهی رهبری باز هم بر همان مشی خود ادامه میدهد!
4) تردیدی نیست مهمترین مسأله کشور در وضعیت کنونی، مقابله با تحریمها و تهدید نظامی است. از این رو، دولت، مجلس و نیروهای مسلح، وظیفه امید دادن به ملت و ارعاب دشمن را بر عهده دارند. رونمایی از طرحهای بسیار مهم نیروهای مسلح و افتتاح پروژههای بزرگ، تاثیر بسزایی در بیاثر نشان دادن تحریمها و تهدیدها و امید بخشیدن به مردم دارد. از سوی دیگر علاوه بر آن، مقام معظم رهبری در پاسخ به تهدیدات نظامی دشمن فرمودند: اگر دشمن بخواهد تهدیداتش را عملی سازد، پاسخ ما به منطقه محدود نمیشود.
متاسفانه آقای مشایی در چنین شرایطی با طرح «مکتب ایرانی» و ناسیونالیستی کردن مبارزه با استکبار موجب اختلاف و جنجال در کشور شده، عملا آب به آسیاب دشمن میریزد! براستی برای مقابله با تحریمها و تهدیدهای نظامی، طرح این گونه مباحث چه نقشی میتواند ایفا کند؟ آیا ناسیونالیستی کردن انقلاب اسلامی ومحصور کردن آن در ایران، به معنای تنها کردن ملت ایران در مصاف با دشمن نیست؟!
5. طرح شعار «مکتب ایرانی» خیانت به آرمانهای جمهوری اسلامی، ملت ایران و آقای دکتر احمدینژاد است. امام خمینی(ره) نهضت و انقلاب را با رمز اسلام، آغاز و با این استراتژی، ایران را جهانی کرد، به طوری که امروز در تمام جهان، نام ایران را قرین اسلام میشناسند. چنانکه معظم له با تدبیر و تیزبینی، فلسطین را از ناسیونالیزم عربی خارج ساخت و با اعلام یک روز به نام قدس، آنرا به مسأله اول اسلام تبدیل کرد و فرمود: «روز قدس روز اسلام است» در اوضاع کنونی، به همان اندازه که بازگرداندن فلسطین به ناسیونالیسم عربی خیانت و خواست دشمن است، ایرانی کردن نهضت و دامن زدن به ناسیونالیسم ایرانی خطرناک بلکه دشمن پسندتر است. امروز مسلمانان جهان دکتر احمدینژاد را احیاگر اندیشههای امام راحل میشناسند و به او امید بستهاند، عکسهای وی در کنار تصاویر سید حسن نصر الله در نزد جوانان مسلمان عرب دست به دست میشود و در نظرسنجیهای مختلف، دومین چهره محبوب پس از سید حسن نصر الله در منطقه مطرح است.
در این شرایط، آقای مشایی ناشیانه یا عامدانه در یک حرکت ارتجاعی درصدد برگرداندن انقلاب اسلامی به ناسیونالیسم ایرانی است. او میگوید: «هرجا نام ایران باشد و ایرانی باشد، آنجا سرزمین ایران است. من از این فراتر میگویم: هرجا که دلی در باور به خدا در عشق به انسان میتپد آنجا ایران است، هرجا که جلوهای از مهربانی باشد، هرجا که نشانهای از محبت و عشق باشد، هرجا که صفا باشد، همانجا ایران است... همانجا که زیبایی را مییابید آن گوهر ایرانی است. در کردار، در پندار، در گفتار، در رفتار، در بینش، در کنش ایران است... یادمان باشد در دور دست تاریخ، این پرچم ایران است که بر فراز آمده است. اکنون دور دستهای تاریخ فردا را ببین. مکتب ایران روشنترین و زیباترین فردا را به همه انسانها هدیه میکند.» (سخنرانی در همایش ایرانیان، 14/5/89- سیاست شورای عالی ایرانیان خارج از کشور)
ترجمه عبارتهای فوق به عنوان رئیس دفتر دکتر احمدینژاد برای مردم ترکیه، عربستان، سودان، تونس، فلسطین، لبنان، عراق و کشورهای آسیای میانه و انتشار آن در مراکز علمی آنها چه بازتابی میتواند داشته باشد؟ آیا با طرح این گونه سخنان، ناسیونالیسم عربی و پان ترکیسم و... در برابر پان ایرانیزم فعال نمی شود؟ شکستن وحدت مسلمانان و صف آرایی آنان در برابر یکدیگر آن هم در آستانه روز قدس به سود چه کسانی تمام میشود؟ آیا این خیانت به امام ره و رهبری و احیاگر گفتمان امام و انقلاب، دکتر احمدینژاد نیست؟!
6. تأکید بر مکتب ایران و توضیحات پس از آن، شبیه حرفهای آقای خاتمی در تغییر شعار تاریخی ملت ایران است. خاتمی در دوران ریاست جمهوریاش همواره به جای «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بر «استقلال، آزادی، پیشرفت» اصرار میکرد! و به هنگام اعتراض بزرگان و علما، رئیس دفتر وی، آقای ابطحی، اینگونه توجیه میکرد: کلمه پیشرفت فراتر از جمهوری اسلامی است از این رو جمهوری اسلامی را نیز در بر میگیرد! در آن زمان راقم این سطور به وی پاسخ داد که بر اساس این منطق، کلمه «پیشرفت» در برگیرنده «آزادی» و «استقلال» نیز هست پس چرا بر حذف «جمهوری اسلامی» تاکید دارید؟ البته بعدها انگیزه آنان در فتنه 88 معلوم شد؛ زیرا رسماً در نوشتهها وشعارهای خیابانیشان جمهوری ایرانی را مطرح و تا مرز براندازی جمهوری اسلامی پیش رفتند. اکنون همین سؤال درباره آقای مشایی مطرح است. او در پاسخ به اعتراض بزرگان و علما و متدینان که چرا گفتهاید باید از این پس ما مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم، گفته است" نگاه کن این هایی که آمدند این جا را اشغال کردند مکتب دارند مکتب آلمان، مکتب ایتالیا، اینها مکتب دارند. اما مکتب آنها در نژاد پرستی و توسعه قدرت بر مبنای ترجیح قومی و قبیله ای بر دیگران است. اما ایران چه؟
اینجا مکتب خداست. مکتب انسان است. ..... ایران مظهر عدالت علوی است مظهر نهضت حسینی است؛ انقلاب ما شعار اصلی اش این بود؛ اندیشه اسلام ناب این جاست؛ در این سرزمین است؛ در منطق ایرانیان است؛ در شیر پستان زنان ایرانی است.» (سایت جهان) اگر این توجیه را بپذیریم همه کشورهای اسلامی که دین رسمی آنها اسلام است حق دارند نام کشورشان را روی آن بگذارند و بگویند مکتب مصر، مکتب پاکستان و مکتب...
به راستی آقای مشایی چه مشکلی با کلمه اسلام دارد که با این عذرها کلمه «ایران» را جایگزین آن میکند؟! آیا این اقدام شبیه همان اقدام اصلاحطلبان در حذف جمهوری اسلامی و توجیهات مضحک آنها نیست؟ البته سخنان قبلی وی مبنی بر این که «دوران اسلام خواهی مثل دوران اسب سواری میماند همانگونه که دوران اسب سواری گذشته، دوران اسلامخواهی نیز گذشته است» (فیلم این سخنان موجود است) حاکی از آن است که آقای مشایی در حذف مکتب اسلام اهداف دیگری سدنبال میکند که در آینده ابعاد بیشتری از آن روشن خواهد شد. ادامه دارد...