رضا مقدادیان
گروه سیاسی: سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران به مناسبت 16 آذر در گفتوگویی با خبرگزاری دانشجویان به تبیین نگاه خود در خصوص دانشجویان سیاسی در ایران پرداخت. این گفتوگو اولین موضعگیری خاتمی درباره دانشجویان پس از مواجهه او با دانشجویان تحکیمی در 16 آذر سال گذشته و در دانشگاه تهران است. خاتمی یک سال پیشتر در حالی که برای دو سال از حضور در میان دانشجویان سر باز زده بود، به دانشگاه تهران رفته بود که با انتقاد دانشجویان از عملکرد خود روبهرو شد. دانشجویان تحکیمی و سیدمحمد خاتمی اگرچه پیوندی سیاسی را در روزهای پیش از دوم خرداد 76 به ثبت رساندند و این همکاری دانشجویان، تاثیر بسیاری در روی کار آمدن دولت خاتمی داشت اما گویی پیش از پایان دوران هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی مهر پایانی بر این ارتباط خورده بود. 16 آذر 83، نه خاتمی آنچنان در دانشگاه ظاهر شد که در انتظار دانشجویان باشد و نه استقبال دانشجویان از محمد خاتمی مطابق انتظار رئیسجمهور وقت بود. خاتمی لب به انتقاد از دانشجویان گشود و دانشجویان نیز به انتقاد از او پرداختند. خاتمی گفت که در سالهای پیشین برخی با طرح «عبور و مرور» ترافیک را در مسیر اصلاحات سنگین کردند و دانشجویان نیز در برابر با شعار «خاتمی، استعفا، استعفا» به او پاسخ دادند. منظور خاتمی از «عبور و مرور» طرح بحث «عبور از خاتمی» توسط دانشجویان تحکیمی بود. خاتمی اما در انتقاد از دانشجویان به همین مقدار نیز بسنده نکرد و عملکرد آنان را با مجاهدین خلق و گروههای مشابه در سالهای پس از انقلاب مقایسه کرد. دو سال غیبت خاتمی در میان دانشجویان گویی در نیم بسته ارتباط را میان او و دانشجویان به کل بسته بود و همراهان دیروزین را تبدیل به منتقدان و معترضان کرده بود. خاتمی چه بسا در آن لحظات، در ذهن، دیدارها و پیمانهای خود با دانشجویان را در هفتهها و ماههای پیش از دوم خرداد مرور میکرد. آن گاهی که او رئیس کتابخانه ملی بود و تحکیمیها برای اقناع وی به کاندیداتوری در انتخابات به دیدار او میرفتند. خاتمی در آن جلسات به دانشجویان مستقر در شورای مرکزی تحکیم گفته بود که بدون همراهی و پشتیبانی این دانشجویان پا در مسیر کاندیداتوری نخواهد گذاشت و حضور خود در عرصه سیاسی کشور را منوط به حمایت لجستیکی این دانشجویان دانسته بود. گویی با پایان بهار اصلاحات بر آن روزها و خاطرات غباری نشسته و پاییز فرا رسیده بود. دانشجویان و رئیسجمهور بیگانه از هم بودند و علاوه بر این دانشجویان تحکیمی از اصلاحطلبان مستقر در احزاب دوم خردادی نیز راه خود را جدا کرده بودند.
16 آذر 83، 16 آذر باشکوهی بود
سیدمحمد خاتمی اما در گفتوگوی خود با ایسنا از 16 آذر سال گذشته با صفت «باشکوه» یاد کرده و گفته است: «به محض اینکه مسئولیت ریاست جمهوری را پذیرفتم نسبت به 16 آذر اهتمام ویژهای داشتم و جز یکی دو سال که به مناسبتهای مختلف نتوانستم در دانشگاه حضور یابم، همه سالها حضور داشتم و فکر میکنم که یکی از باشکوهترین روزهای 16 آذر روز دانشجوی سال گذشته بود.» او همچنین در برابر کسانی که برخورد سال گذشته او با دانشجویان را تاوان و برآیندی از سالهای دوری وی از آنها خواندهاند گفته است: «اینکه تاوان داده شد یا نه، را باید بگذاریم با تحلیل علمی مورد بررسی قرار گیرد اما اینکه میگویم حادثهای باشکوه بود از این جهت است که فکر میکنم برای اولین بار رئیس یک قدرت که یک قدرت مشروع مردمی است و شخص اول اجرایی کشور – که در سابقه تاریخی کشور ما شخص اجرایی همواره جدا از مردم بوده و مردم انتظاری جز تبعیت از او نداشتند – در مقابل سادهترین بخش جامعه و بیسرمایهترین بخش به لحاظ امکانات مادی یعنی قشر دانشجو قرار گرفت و هیچ دلهرهای از طرف کسی که میخواست اعتراض کند وجود نداشت و هیچ دلخوری از طرف کسی که قدرت داشت، نبود و این پدیده در تاریخ ما پدیده مهمی است.» اگرچه دانشجویان در 16 آذر سال گذشته از برخورد خاتمی و تیم محافظان وی با دانشجویان ناراضی بودند اما به هر حال خاتمی در این گفتوگو آن اتفاق را مهر تاییدی بر روند اصلاحطلبی در ایران خوانده است چرا که از نظر او: «مگر ما از اصلاحات چه میخواستیم؛ مگر این نبود که به مردم بگوییم از جنس خودشان هستیم و این پدیده برای من بسیار باشکوه بود و اگر نگویم تنها حادثه باشکوه دوره هشت ساله بود به یقین یکی از مهمترین و باشکوهترین حوادث دوران من بود که دانشجو بدون دغدغه خاطر میتوانست انتقادش را بگوید و خدا را شکر میگویم که در تمام این سالها کسی به خاطر انتقادها و جفاهایی که به من کرده است مورد مواخذه قرار نگرفت و معتقدم که این شیوه باید ادامه یابد.» خاتمی بدین ترتیب همچنان از تمایل خود برای حضور در میان دانشجویان سیاسی سخن گفته است: «اگر این قاعدهای که گذاشته بودم که فعلاً به خاطر رسیدگی به برخی کارهای آیندهام کمتر در مجامع عمومی حضور به هم رسانم نبود امسال هم به هر صورت با توجه به تقاضای فراوان دانشجویان در دانشگاه حضور مییافتم.»
بخشی از توقعات دانشجویان اشتباه بود
خاتمی پس از این در گفتوگوی خود به تحلیل نگاهش درباره نقش دانشجویان در مسیر اصلاحات و جدا شدن راه دانشجویان از او و همراهانش در ادامه این مسیر پرداخته است. روایت خاتمی از نقش دانشجویان در حماسه دوم خرداد چنین آغاز میشود: «دانشجویان احساس میکردند، حرکتی آغاز شده که متناسب با خواست آنها است و این همان چیزی بود که بعدها به اصلاحات تعبیر شد. جامعه دانشگاهی ما منتظر شنیدن صدایی بود که از دل تاریخش برآید، در عین حال نگاه به امروز و فردا داشته باشد و این را قبل از دوم خرداد یافتند و صمیمانه به میدان آمدند. اگر بخش فرهیخته جامعه به طور عام و بخش دانشگاهی به طور خاص و همچنین بخش دانشجویی به طور اخص نبود شاید تحولی که در دوم خرداد رخ داد اصلاً امکانپذیر نبود.» رئیسجمهور سابق اما در ادامه این روایت به مشکلات پیش آمده در این مسیر پرداخته و برای اولین بار علاوه بر مقاومتها در برابر این حرکت به «اشتباهات» نیز اشاره کرده است: «البته بعد از دوم خرداد حوادثی پیش آمد، هم اشتباهاتی در کار بود و هم مقاومتهایی در قبال این حرکت شد و در مجموع این موارد طبیعی است و حرکتهای اجتماعی هزینههای خاص خود را دارد و امروز هم میتوانیم با نگاه به گذشته راه خود را بیشتر پیدا و اصلاح کنیم. جنبش دانشجویی زنده بوده و خواهد بود هر چند که فراز و نشیبهایی دارد، اشتباه میکند اما در مجموع در ذات خود حرکت رو به جلو دارد.» خاتمی در ادامه این روایت خود، اما به نوعی از تفاوت نگاه خود با دانشجویان سخن گفته، وقتی تاکید کرده است که بخشی از توقعات دانشجویان بیش از حد ظرفیت جامعه و بخشی نیز خارج از اهداف اصلاحات بود: «گلایه من این است که به خاطر شتابزدگی و اشتباهات، بهانههایی از این دست داده میشد و ادعا میشد که جنبش دانشجویی اگر رها شود به برانداز تبدیل خواهد شد و بدین وسیله سختگیری توجیه میشد و به این دو دلیل شاهد نوعی دلزدگی در سطح دانشجویان شدیم. دانشجویان توقعاتی از اصلاحات داشتند که در عین اینکه توقعات درستی بود ولی بخشی از آنها بیش از حد ظرفیت جامعه بود و نیز گاه توقعاتی مطرح میشد که اساساً بنا نبود اصلاحات به آن سمت حرکت کند.» او با این حال از «سرکوب و فشار» به عنوان عواملی یاد کرد که در انزوای دانشجویان موثر بود و باعث شد که دانشجویان سیاسی از حلقه واسط بودن میان مردم و نخبگان باز بمانند.
ممکن است در ماجرای 18 تیر کوتاهی کرده باشم
بخشی از انتقادات دانشجویان نسبت به سیدمحمد خاتمی از آن زمانی آغاز شد که آنها با حادثه 18 تیر مواجه شدند و پس از آن اصلاحطلبان را در پیگیری عاملان این حادثه بیتفاوت دیدند. آنچنان که دانشجویان تحکیمی نیز در گفتوگوهای خود، از 18 تیر به عنوان نقطه آغازی در کاهش ارتباط میان خود و اصلاحطلبان سخن گفتند. خاتمی در این گفتوگو با اشاره به آن حادثه و در پاسخ به توقع دانشجویان در پشتیبانی از آنها گفته است: «من سکوت نکردم و در آن مقطع از دانشجویان دفاع کردم. شاید انتظار این بود که در آن زمان با هیجان بیشتری در جمع دانشجویان حاضر میشدم و سخنرانی میکردم اما شما به آرشیوهایتان ارجاع میدهم تا مواضع من را ببینید، همچنین تلاشهایی در سطح کلان جامعه انجام شد و تصمیمات سختتری که قرار بود اتخاذ شود ولی در اثر همان تلاشها اتخاذ نشد.» رئیسجمهور سابق در حالی که از 18 تیر به عنوان یکی از برگهای سیاه تاریخ یاد کرده، گفته است: «در نهایت ماجرا به دزدیدن یک ریشتراش خلاصه شد، ولی هنوز بخشی از دانشجویان ما به خاطر آن جریان در زندان هستند. طبیعی است که وقتی چنین حادثهای پیش میآید عدهای فرصتطلب هم اقداماتی انجام میدهند و آشوب میکنند ولی دانشگاه و دانشجو از این جریان بری بود. اجازه بدهید به خاطر مواضع مثبتی که آقای هاشمی شاهرودی دارند و تحولات مثبتی که در آنجا انجام میشود موضوع آن دادگاه را زنده نکنیم و فقط میگویم که یکی از تلخترین حوادثی که بسیار برای نظام و انقلاب مضر بود و برای وجهه ایران در دنیا بد بود نحوه برخورد با مسئله کوی دانشگاه بود.» خاتمی اما تاکید کرده که چه بسا در جریان این حادثه کوتاهی نیز کرده باشد و با این حال گفته است که او مسئولیت حفظ انسجام نظام را نیز عهدهدار بوده است: «ممکن است که کوتاهی کرده باشم اما موضعگیری کردم و در سخنرانی که یک هفته بعد از آن جریان داشتم، گفتم که به دلیل برخوردی که با جریان قتلهای زنجیرهای داشتم انتظار تاوان بسیاری داشتم که یکی از آنها همین اتفاق بود که انجام شد. گلایه دانشجویان را با کمال میل میپذیرم، در عین حال مسئول این بودم که جامعه و نظام ما دچار پاشیدگی نشود و باید انسجام را حفظ میکردم و اگر اشتباه کردم عذرخواهی میکنم.»
در درجه اول میگویم که خودم اشتباه کردم
خاتمی در ادامه این گفتوگو و با ادامه تحلیل خود از جریان دانشجویی، برخی اتفاقات را ناشی از تندروی دانشجویان خوانده است. او از دانشجویان انتقاد کرده که چرا مردمسالاری را جدای از دین میخواستند و بار دیگر از «مردمسالاری دینی» سخن گفته است: «اگر مردمسالاری سازگار با دین نباشد استوار نخواهد شد و یکی از دلایلش این است که مردمسالاری در صورتی به صورت فرهنگ تبدیل خواهد شد که احساس کنیم با دین که محتوای ذهنی اکثریت جامعه است، سازگار است. البته وقتی از مردمسالاری دینی حرف میزنم، منظورم حکومت نژادپرستانه کاستی نیست و مردمسالاری دینی به این معنا است که هر کسی در مجموعه این مردم زندگی میکند باید از حقوق و ملزومات یک زندگی شرافتمندانه برخوردار باشد.» خاتمی سپس در پاسخ به این پرسش که «آیا اتهام تندروی به دانشجویان جفا در حق آنها نیست» قدمی به عقب نشسته است و اعتراف به اشتباهاتی از سوی خود کرده و اشتباهات دانشجویان را کمتر از دیگران دانسته است: «من معتقدم که همه ما اشتباهاتی کردهایم، در درجه اول میگویم که خودم اشتباه کردم و بعد میگویم جریان اصلاحطلبی اشتباهاتی کرده است و دچار توهم عجیبی شد و جنبش دانشجویی هم مانند یک جریان انسانی اشتباهاتی داشته که شاید در مجموع بسیار کمتر از اشتباهات سایرین باشد. دانشجویان با وجود تاثیر و نقشآفرینی که داشتند، بسیار کم اشتباهتر از بخشهای دینی، سیستمی و حکومتی و احزاب ما بودند.» خاتمی اما تاکید کرده که زمان اتهام زدن گذشته است: «ما در متن یک پروسه تاریخی قرار گرفتهایم و همه باید دست به دست هم بدهیم به خصوص کسانی که از لحاظ مطلع و مرجع به یک تبار میرسند، کسانی هم که روبهرو هستند محترمند و اتفاقاً جامعه با تکثر زنده است اما باید سازوکارهای دموکراتیک حاکم باشد. باید همه با هم برای ساختن آینده به گذشته نگاه کنند و امروز هم خوشبختانه نوعی بیداری، تامل و نگاه به آینده و تامل به گذشته در جنبش دانشجویی به وجود آمده است.»
عبور از قانون اساسی، شعار نادرستی بود
خاتمی در ادامه این گفتوگو به تبیین اصلیترین نقطه افتراق خود با اصلاحطلبان و در راس آنها دانشجویان پرداخته است. مسئلهای که او یک بار نیز در دوران ریاست جمهوریاش طرح آن توسط برخی اصلاحطلبان را «خیانت به ملت» توصیف کرد: «معتقدم که این تنها قانون اساسی است که با تکیه بر فرهنگ بومی و دینی ما توسط خبرگان تصویب شده و به رای مردم گذاشته شده و در تاریخ ما چنین مواردی کمیافت میشود و این قانون اساسی ظرفیتهای فراوانی برای محقق شدن و تقویت پایههای مردمسالاری در جامعه ما دارد که متاسفانه کسانی که ضد مردمسالاری هستند قانون اساسی را قبول ندارند و در مقابل آن ایستادگی میکنند، همچنین کسانی که از مرزها عبور کردهاند قانون اساسی را قبول ندارند. یکی از دعواهای من این بوده که شعاری که به عنوان اصلاحات داده میشود و عنوان میشود که قانون اساسی باید تغییر یابد در واقع گذشتن از مرزهایی است که هنوز در آن مرزها ظرفیتهای پر نشده وجود دارد. البته اینها بدان معنا نیست که قانون اساسی عیب و نقص ندارد حرف من این بود که بیایید در این چارچوب حرکت کنیم و اگر اصلاحات میخواهیم روش اصلاحات، روش انقلابی نیست بلکه روش اصلاحات روش اصلاحی، تفاهم و پیشرفت و دور نشدن از هویت جامعه است.» خاتمی بدین ترتیب تاکید کرده است که «مبنای هویت»اش، انقلاب اسلامی است و سپس از دانشجویان و اصلاحطلبان دیگر پرسیده است که مبنای هویت آنها کجا است؟ او سپس انتقاد خود از «دوستان» را چنین ادامه داده است: «من به دوستانمان میگفتم که بر مبنای انقلاب اسلامی حرکت کنید، قانون اساسی را بپذیرید و اولویتها را تشخیص دهید، نمیتوان پذیرفت که مملکت، فقیر است اما ما فقط شعار اصلاحات میدهیم بلکه من معتقدم باید کارهای بنیادی در عرصه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، روابط بینالملل و... انجام شود.» بنابراین از نظر خاتمی در چنین چارچوبی نمیتوان از «مردن اصلاحات» سخن گفت: «اصلاحات نمرده است و معتقدم که 120 سال است اصلاحات در کشور دنبال میشود و به رغم تمام ضربههایی که به آن وارد میشود، هنوز زنده است. جریان اصلاحطلبی که خواهان حفظ آزادی و هویت فرهنگی خود در مقابل دو جریان سنتپرست و غربپرست بود، از قبل از انقلاب مشروطه آغاز شده و هویت خود را حفظ کرده است و راه اصلاحات راهی ادامهدار است.» رئیسجمهور سابق با این توضیحات از نگرانی خود نسبت به مواجهه با یک انقلاب سخن گفته و تاکید کرده است که تقابلها با اصلاحات چه بسا در درازمدت به «از هم پاشیدن شیرازه» بینجامد و ما را با انقلابی دیگر مواجه سازد، اگرچه «جامعه ما تاب هیچ انقلاب دیگری را ندارد.»
اصلاحطلبان بزرگترین جفا را به دولت کردند
خاتمی منتقد آنانی است که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته برای فضاسازی تبلیغاتی به نفع خود علیه او و دولتش سخن گفتند و این اتفاق را «بزرگترین جفای اصلاحطلبان به دولت» توصیف کرده است. او با اشاره به فضای تبلیغاتی در نهمین انتخابات ریاست جمهوری گفته است: «برخی اصلاحطلبان بزرگترین جفا را به دولت کردند و به مردم گفتند که دولت ضعیف است. برای مردم کاری نکرده است و قطعاً روزی برای مردم توضیح خواهیم داد که دولت چه کاری برای آنها در آن دوره انجام داده بود و چه تاثیراتی برای تقویت بنیانهای جامعه و تحول و تقویت بنیه اقتصادی و علمی به دنبال داشت.» او با اشاره به افزایش آمار تعداد دانشجویان از 700 هزار به 2 میلیون و 300 هزار و همچنین افزایش آمار مقالات علمی به لحاظ کمی و کیفی و همچنین تحولاتی که در زمینه اقتصاد در دوران او انجام شده بدین ترتیب از عملکرد دولت خود دفاع کرده است: «متاسفانه هم اصلاحطلبان دولت را ضعیف جلوه دادند و توجهشان صرفاً جنبههای سیاسی بود و هم مخالفان دولت عنوان کردند که نان از سفره مردم خارج شده و همه این موارد به جدایی مردم از اصلاحطلبان دامن زد و نوعی دلسردی از اصلاحطلبی در جامعه ایجاد شد که بسیار خطرناک است.» خاتمی این دلسردی را از آن روی خطرناک توصیف کرده که به اعتقادش: «اگر این دلسردی تقویت شود، در سفره کسانی که شعار ضداصلاحات میدهند نمیرود بلکه به معنای دور شدن جامعه از نظام و انقلاب و جستوجوی راهی غیر از اصلاحات و غیر از جریانات ضد اصلاحات خواهد بود و در نهایت امنیت نظام به خطر میافتد.»
خاتمی در این گفتوگو اگرچه همچنان از تفاوت نگاه خود با دانشجویان سیاسی سخن گفته و مرز فکری خود با آنها را ترسیم کرده، اما نسبت به سال گذشته موضع همدلانهتری با دانشجویان را به نمایش گذاشته است. گویی پایان دوران ریاست جمهوری خاتمی، پایانی بر تقابل جدی او و دانشجویان خواهد بود. اکنون او رئیسجمهور نیست که از «سنگین کردن ترافیک» توسط دانشجویان انتقاد کند و دانشجویان نیز در نبود اصلاحطلبان در قدرت، آسوده از آن هستند که پیادهنظام احزاب حاکم در دانشگاه نخواهند بود و از این منظر فشاری بر آنان وارد نیست. اصلاحطلبان خانه قدرت را ترک گفتهاند و باید دید آیا دانشجویان، همنشین آنان خواهند شد. سکه سیاست در اردوگاه برگشته است. اگر زمانی دانشجویان از اصلاحطلبان میخواستند که مطالبات آنها را جدی بگیرند و چنین مطالبهای بیپاسخ میماند، اکنون این اصلاحطلبان هستند که مطالبههای خود از دانشجویان را مطرح میکنند. رئیس دورهای جبهه اصلاحات، دانشجویان تحکیمی را به عضویت مجدد در جبهه دوم خرداد فرا میخواند و از خالی بودن صندلی آنها در این جبهه سخن میگوید و خاتمی نیز به گفتوگوی همدلانه با دانشجویان میپردازد. گویی عصر جدیدی در مسیر اصلاحطلبی آغاز شده است.