حسین عبداللهیفر
ب)امروز:
برای شناسایی وضعیت فعلی چیزی به نام جنبش دانشجویی در کشورمان لازم است شرایط حاکم بر این جریان را پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری مورد مطالعه قرار گیرد:
در یک نگاه اجمالی به تشکلهای دانشجویی گونههای زیر قابل تفکیک میباشند:
الف) تشکلهای دانشجویی مستقل نظیر «جامعه اسلامی دانشجویان»
ب) تشکلهای دانشجویی وابسته به نهادهای رسمی نظیر «سازمان بسیج دانشجویی»
ج) تشکلهای دانشجویی که از عنوان «انجمن های اسلامی دانشجویان» استفاده میکنند.
تشکلهای دسته سوم که سعی میکنند همچنان تحت عنوان «انجمنهای اسلامی دانشجویان» به فعالیتهای خود ادامه دهند در حال حاضر به چند دسته و طیف جداگانه تقسیم میشوند:
1. افراطیون فراری: شامل بخشی از سران دفتر تحکیم سابق میباشد که در حال حاضر بطور علنی در خدمت دشمنان انقلاب اسلامی گرفته و به منظور پیشبرد اهداف خویش هم اکنون در آن سوی مرزها و بر سر خوان غربیها نشستهاند.
2. افراطیون انقلابگرا: شامل طیف مدرن دفتر تحکیم وحدت و ادوار تحکیم وحدت که اعتقادی به اصلاحات نیز نداشته و با راهبرد تغییر قانون اساسی، تنها راه تحقق اهداف خویش را انقلاب دیگری در مقابل انقلاب اسلامی میدانند. از دغدغههای اصلی این طیف در حال حاضر جایگزین کردن عنوان جدیدی به جای «اسلامی» در نام انجمنهای اسلامی است.
3. افراطیون اصلاحگرا: این طیف در برگیرنده آن دسته از انجمنهای اسلامی میباشد که در مقابل شاخص مدرن قرار گرفته و با عناوین شاخه سنتی دانشگاه تهران یا دموکراسی خواه ملی دانشگاه شهید بهشتی به فعالیت خودادامه میدهند.
4. انجمنهای اسلامی اعتدالگرا: نظیر شاخه شیراز دفتر تحکیم وحدت که برای پیشبرد اهداف خود و طرد افراطیون برای ائتلاف باسایر انجمنهای اسلامی تلاش میکند تا آرمان های جنبش دانشجویی را همچنان با نام تحکیم وحدت پیگیری نماید.
صرفنظر از تشتت درون گروهی که تشکلهای دانشجویی را رنج میدهد، نگاه ابزاری گروهها و احزاب اپوزیسیون رادیکال به آنچه که تحت عنوان «جنبش دانشجویی» مطرح میسازند موقعیت سخت و بغرنجی را برای آنها فراهم ساخته است.
به منظور پی بردن به اهداف گروههای سیاسی که همچنان قصد دارند از این تشکلهاو اساساً دانشجو ودانشگاه جهت مقاصد خویش صرفاً به عنوان یک ابزار و اهرم فشار بهره گیرند کافی است به مراسم سال گذشته روز دانشجو (16 آذر 84) که پس از دوری احزاب موسوم به اصلاحطلب از قدرت برگزار گردید، نگاهی بیفکنیم تا انواع انتظارات و اهداف آشکار آنها را براساس آنچه بر زبان جاری ساختند روشن گردد:
1. اپوزیسیون:
در سال گذشته نهضت آزادی به مناسبت 16 آذر اقدام به صدور بیانیهای نمود که صراحتاً در آن آمده است:
جنبش دانشجویی باید به حمایت از نهادهای مستقر در جامعه مدنی و به تقویت آنها در برابر حکومت بپردازد. در سرزمینی که هنوز حاکمیت ملت به معنای مورد آن هنوز به طور مطلوب استقرار نیافته است پیشبرد دمکراسی جز باهم کنشی و همکاری احزاب سیاسی و سازمانهای صنفی و غیر دولتی من جمله تشکلهای دانشجویی ممکن نیست. این نهضت از همه تشکلهای دانشجویی دعوت میکند بارویکرد فراگیرتری به کارکردهای صنفی بپردازد.»
2. افراطیون سیاسی:
دبیر کل سابق حزب مشارکت در مراسم 16 آذر سال گذشته در تشریح دیدگاههای حزبش در خصوص تشکلهای دانشجویی گفت: مامعتقدیم حزب مشارکت حزب نخبگان است نه تودهها، به همین خاطر دانشگاه را مهمترین پایگاه خود میدانیم و اعتقاد داریم برای بقاء و پویایی حزب باید دانشگاهیان را جذب کنیم.
محمدرضا خاتمی همچنین خواستار حمایت از جریانات غیردینی شدو افزود: «معتقدیم جریانات اسلامی درون دانشگاه باید از فعالیت جریان غیر دینی هم دفاع کنند چرا که در صورت نبود نهادهای غیر دینی رسمی، علاقهمندان به این تفکرات مجبورند در انجمنهای اسلامی دانشجویان فعال شوند.»
3. ملی - مذهبیها:
سعید مدنی از عناصر ملی - مذهبی در یکی از مراسمهای 16 آذر گفت: پس از شکست اصلاحطلبان امروز جنبش دانشجویی نمیداند که باید از اصلاحطلبان حمایت کند یا نکند و تا این جنبش نداند که در چه زمینهای میخواهد فعالیت کند موفق نخواهد شد.
تقی رحمانی هم از این طیف در جمع دانشجویان دموکراسی خواه علوم اجتماعی تهران میگوید: «روشنفکران مذهبی نظیر بازرگان و شریعتی اگر چه لازم بوده اما کافی نبوده و نتوانسته چیز تازهای خلق کنند که اگر خلق کرده بودندوضعیت امروز ما این نبود.»
4. سازمان مجاهدین:
مسعود سپهر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز اعلام داشت: ورود دانشجویان به احزاب، باعث تقویت گروهها میشود. این کار به معنای سوءاستفاده یک حزب از جریان دانشجویی نیست. اصلاً بحث سوء استفاده نیست. ما یک انرژی داریم که در دانشگاه هاست پیشنهاد بنده این است که دانشجویان احزاب را تقویت و در قالب احزاب فعالیت کنند.»
اما اینکه تا چه حد تشکلهای افراطی دانشجویی در راستای خواسته احزاب و گروههای فوق حرکت کردند سؤالی است که برای یافتن پاسخ آن نیز کافی است برخی از اقدامات دانشجویی 16 آذر سال گذشته این تشکلها رامرور کنیم:
1. معرفی اعضای جدید شورای مرکزی تحکیم وحدت از میان شاخه مدرن علامه بدون توجه به حضور سایر طیفهای دفتر تحکیم وحدت.
2. اعلام استراتژی دیدهبانی جامعه مدنی که در نخستین قطعنامه شورای جدید تحکیم وحدت بر آن تصریح شده است.
در این قطعنامه آمده است: «دیدهبان جامعه مدنی میتواند با شفاف کردن فضا مانع از عوامفریبی در سطح جامعه شود. دیده بانی جامعه مدنی علاوه بر نقش نقادی و نظارت وظیفه پاسداری و دفاع از نهادهای مدنی را نیز به عهده دارد. باید از تعرض به ارکان جامعه مدنی جلوگیری کرد و با انسجام گروههای اجتماعی و تشکیل زنجیره مقاومت مدنی مانع از فتح جامعه شد.»
3. دیدار شورای جدید تحکیم وحدت با خانواده گنجی و دعوت از همسر وی در دانشگاهها
4. همایش جنبش دانشجویی تحت عنوان «دمکراسی خواهان» که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران باسخنرانی تقی رحمانی، ناصر فکوهی، احمد زیدآبادی، عباس کاظمی و موسی غنینژاد.
5. مراسم نیم قرن آرمانخواهی جنبش دانشجویی توسط انجمن اسلامی دانشگاه تهران
6. برگزاری نشست بازشناسی هویت جنبش دانشجویی در دانشکده فیزیک تهران.
7. برپایی تریبون آزاد در دانشگاه امیر کبیر.
8. همایش دانشکده فنی دانشگاه تهران باسخنرانی عزت الله سحابی و محسن رهامی.
9. برگزاری سمینارها و همایشهای گوناگون دانشجویی که غالباً با سخنرانی عناصر ملی - مذهبی صورت میگرفت.
10. اقدامات عملی نظیر تجمع اعتراضآمیز، صدور قطعنامه توسط دانشجویان کُرد و بیانیه در نقد دولت، ایجاد تنش در مراسم معارفه ریاست جدید دانشگاه تهران.
این در حالی است که حدود دو ماه قبل (4 مهرماه 84) رهبر معظم انقلاب در جمع تشکلهای دانشجویی نسبت به سوء استفاده های احتمالی برخی از گروههای سیاسی هشدار داده بودند.
معظم له تصریح داشتند: «دانشگاه ها را باید جدی گرفت. هم شما دانشجوها هم اساتید بدانید نقشههایی وجود دارد برای اینکه دانشگاهها را از کار بیندازند. کسانی تلاش و توطئه میکنند تا اصلاً در کلاسهای درس و کارگاههای تحقیق را ببندند و دانشجو را به علم و فراگیری بیرغبت کنند. با این توطئه باید مبارزه کرد. این مبارزه هم به عهده دولت و مسئولان است هم به عهده شما تشکلهاست هم به عهده عناصر صاحب نفوذ و صاحب اقتدار است.»