تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۰  ، 
کد خبر : ۱۷۸۵۲۰

جهانی شدن، فرصت‌ها و تهدیدها (بخش دوم)


 ایمان ممبینی
وی همچنین معتقد است که جهان از حالت «در خود بودن» به سمت «برای خود بودن» حرکت کرده است. به گونه ای که هرگونه تغییر در بخش هایی از جهان موجب تغییر و اثرگذاری در دیگر بخش های جهان در مقیاس های مختلف می شود.
گیدنز و فوکویاما جهانی شدن را یکپارچگی فرهنگی و رسیدن به یک اجماع در عرصه فرهنگ جهانی می دانند. (قراگوزلو: 81182) لایبز و کاتز جهانی شدن را به مثابه سلطه بدون چون و چرای تمدن غرب می دانند و در این باره می گویند: استیلا همان چیزی است که در لس آنجلس بسته بندی می شود و سپس به دهکده جهانی ارسال می شود و آن گاه در مغز انسان های بی گناه می نشیند. (همان: 80)
شولت به طور کلی پنج تعریف را از جهانی شدن با وجود همپوشانی های موجود از یکدیگر متمایز می کند. جهانی شدن به مفهوم بین المللی شدن، جهانی شدن به معنای آزادسازی، جهانی شدن به مفهوم جهان گستری، جهانی شدن به معنای غربی شدن یا آمریکایی شدن و در نهایت جهانی شدن به معنای قلمروزدایی یا فوق قلمروگرایی.
شولت پس از بررسی و ارزیابی هر پنج تعریف رایج در ادبیات مربوط به جهانی شدن، تعریف پنجم را به عنوان معنای اصلی جهانی شدن انتخاب می کند و معتقد است که تعاریف دیگر هر کدام تنها قادر هستند بخشی از جهانی شدن را توضیح دهند. (شولت 9 :1382-7)
جان تاملینسون نیز جهانی شدن را شبکه ای به سرعت گسترش یابنده و همیشه متراکم شونده، از پیوندها و وابستگی های متقابل می داند که وجه مشخصه زندگی اجتماعی نوین به شمار می رود. (تاملینسون 4 :1381-1)
مفهوم جهانی شدن به مجموعه فرآیندهایی اطلاق می شود که به موجب آن دولت های ملی به نحو فزاینده ای به یکدیگر مرتبط و وابسته می شوند و همین وابستگی و ارتباط است که برای حاکمیت ملی و دولت ملی مشکلاتی ایجاد می کند. (نش: 10 :1380)
جهانی شدن را از نظر اقتصادی این گونه تعریف کرده اند: ترکیب در هم برهمی از پیمان های تجارت آزاد، اینترنت و یکپارچه سازی بازارهای مالی که در حال محو مرزها و متحد کردن جهان در یک بازار منفرد و پرسود و آکنده از رقابتی بی رحمانه است. (رابرتسون و دیگران 61 :1383)
با نگاهی به تعاریف موجود این نکته مشخص می شود که هرکدام از این تعریف ها به یک جنبه جهانی شدن پرداخته اند و همین نگاه خاص و سلیقه ای باعث شده است تا در مورد فرآیند جهانی شدن، هیچ گونه توافقی بین اندیشمندان وجود نداشته باشد.
زلزله ژئوپولیتیک (رابرتسون)، بحران فرهنگی (تاملینسون)، پایان تاریخ (فوکویاما)، پایان جهان (بوردیو)، گم کردن بنیادین جهت (ویرلیو)، جامعه ریسکی (بک)، جهان رها شدن (گیدنز)، جامعه در حال بن بست (بومن)، تعابیر و تفاسیر مختلفی است که از جهانی شدن وجود دارد.
بنابراین تعبیرها و تفسیرهای متفاوت، نشان دهنده بروز یک انقلاب هستند، انقلابی که به قول پرانک غیرقابل بازگشت و غیرقابل جلوگیری است. (عاملی 19 :1383)
علل جهانی شدن
فارغ از این که جهانی شدن پیامدها و نتایج مثبت و یا منفی به بار آورده است این پدیده امروزه به صورت یک واقعیت کتمان ناپذیر درآمده است. شاید کم تر کسی باشد که تغییر و تحولات سریع دنیای معاصر را با دیده تردید بنگرد.
اما باید دید که چه علل و عواملی باعث ایجاد این پدیده شده است؟ برای تبیین این پدیده و پاسخ دادن به این سؤال نیز وحدتی بین نظریه پردازان جهانی شدن وجود ندارد و در واقع تبیین های متفاوتی ارایه شده است.
به عنوان مثال مارکسیست ها سرمایه داری را موتور محرکه جهانی شدن قلمداد کرده اند. برخی از نظریه پردازان پیشرفت های تکنولوژی و پویایی های کارآفرینی را مهم شمرده اند و گروهی دیگر نقش چارچوب های نظارت را در درجه نخست، در فراهم آوردن امکان جهانی شدن و سپس هدایت آن مهم جلوه داده اند.
جهانی شدن همانند سایر پدیده های اجتماعی مستلزم ارتباطات درونی پیچیده ای است که نمی توان آن را به یک علت اصلی مثل دولت، تکنولوژی، سرمایه داری، یا امپریالیسم فرهنگی محدود کرد.
هر چند عوامل متعددی در ایجاد و رشد سریع این فرآیند نقش داشته اند اما به طور کلی چهار دسته عوامل را می توان در این زمینه مشخص کرد.
الف) گسترش عقل گرایی به عنوان چارچوب غالب
ب) سرمایه داری
ج) نوآوری های تکنولوژی در ارتباطات و داده پردازی
د) تشکیل چارچوب های نظارتی توانمند
قبل از توضیح هر کدام از این مراحل ذکر این نکته لازم است که هر یک از این چهار مفهوم اهمیتی نسبی 100 درصد دارند. عقل گرایی و سرمایه داری شرایط ساختاری را فراهم کرده اند و تحولات تکنولوژی و نظارتی نیز این فرآیند را ترویج کرده اند. (شولت 109 :10881382.)
الف) عقل گرایی: عقل گرایی در شرایط زمانی و مکانی مختلف به شیوه های گوناگون ظاهر شده است. با وجود این ساختار اجتماعی عقل گرا-یعنی ساختاری که به طور منظم سایر شکل های دانش را کنار می زند- مشخصه تاریخ نوین است.
تفکر عقل گرایانه زمینه را برای ظهور جهانی شدن فراهم کرده است. به عنوان مثال در برداشت انسان مدار به عنوان یکی از خصوصیات دانش عقل گرایانه، کیهان نه قلمرو خدایان است و نه زیست کره ای برای انواع حیات وابسته به یکدیگر و نه قلمرو و یک قبیله خاص.
تفکر عقل گرایانه بر فضای انسان اندیشه ورز، یعنی بر کره زمین به عنوان مکانی واحد متمرکز است. این نوع تفکر درباره زمین، زمینه مهمی را برای جهانی شدن فراهم کرده است.
ب)سرمایه داری: سرمایه داری یکی از شیوه های تولید است که بر مبنای انباشت مازاد و کسب سود هر چه بیش تر متکی است. دستیابی به این هدف نیازمند دسترسی به بازارهای جهانی است.
در واقع مارکس ظهور جهانی شدن را زمانی پیش بینی کرد که در کتاب گروندریسه نوشت «سرمایه به خاطر ماهیت خود همه موانع مکانی را درمی نوردد و کل دنیا را برای به دست آوردن بازار تسخیر می کند.» (شولت 1382: ص115) امروزه نیروی ساختاری سرمایه داری به گونه ای است که بیش تر جمعیت دنیا انباشته مازاد را امری طبیعی قلمداد می کنند.
ج)تکنولوژی: یکی دیگر از عوامل جهانی شدن پیشرفت های تکنولوژی در زمینه های حمل و نقل هوایی، ارتباطات الکترونیکی، داده پردازی دیجیتالی و غیره بوده است.
تاثیر این پیشرفت ها در قرن 21 به گونه ای بوده است که این قرن را عصر ارتباطات می دانند. در واقع همان گونه که مارشال مک لوهان پیش بینی کرده بود، جهان امروزه به شکل دهکده ای درآمده است.
جهان در آستانه قرن 21 به این اندیشه مک لوهان که با اشاره به دستاوردهایی از علوم و فن آوری گفته بود که «قطر زمین به اندازه یک دهم ثانیه نوری است» بیش از پیش پی برده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات