«پیش از برگزاری کنفرانس اسلو، رهبران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که مسیر دستیابی به صلح همان مذاکرات مستقیم است. این امر در زمان جنگ سرد در دههی 80 مطرح شد؛ زمانی که توازن قوا وجود داشت، اما رهبران اسراییل در آن زمان مانند اسحاق شامیر و شیمون پرز، موانعی را در مسیر برگزاری کنفرانس بین المللی صلح ایجاد کردند و توانستند به حمایت دولت آمریکا دست یابند.»
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی فرامنطقهای الحیات در تحلیلی تحت عنوان "صلح، رویاهای اعراب و ناامیدی آمریکا" به قلم عید بن مسعود الجهنی، رئیس مرکز انرژی و تحقیقات استراتژیک خلیج فارس، آورده است:
«اوضاع به همین منوال باقی ماند تا اینکه مذاکرات صلح از اسلو در اوایل دههی 90 قرن گذشته تحت نظارت 100 درصد آمریکا آغاز شد. امروز و بعد از گذشت مدت زمان طولانی از آغاز روند اسلو، تنها طرحهایی از جمله طرح مادرید، طرح نقشهی راه، کمیتهی کاری چهارجانبه و مذاکرات غیر مستقیم و مستقیم که جدیدا مطرح شده است پدیدار شد.
این روند نتیجهای نداشت. به رغم گذشت 18 سال از آغاز مذاکرات همچنان آمریکا معتقد است که اسراییل یک ضرورت است و همچنان اقدامات استعمارگرانه و شهرک سازیهای اسراییل را در اراضی عربی اشغالی و در راس آن بیت المقدس حمایت میکند.
کسی که تاریخ درگیری اعراب و اسراییل را از زمان شکل گیری اسراییل در خاک اعراب در سال 1948 دنبال کرده، دریافته است که اسراییلیها در طول این سالها تنها دست به جنایت زدهاند. از جنگ علیه مصر در سال 1956 و جنگش علیه اعراب در سال 1967 گرفته تا جنگهایش علیه لبنان در سالهای 1982، 1996، 2006، جنگ
غزه در سال 2008 و پیش از آن کشتار صبرا و شتیلا، جنین، قانا و جنایتهایش علیه بیت المقدس و شهرک سازیها در فلسطین و بیت المقدس که آن را به بخشهای کوچک تبدیل کرد، ما را به این نتیجه رساند که صلح تنها سراب است و این همان شرایط صلح با رژیم نژادپرست تروریستی است که صلح و ثبات را رد میکند. جامعهی جهانی موضع جدی را در قبال آن ندارد و کمیتهی کاری چهار جانبه با التماس و تضرع از اسراییل میخواهد شهرک سازیها را متوقف کند، اما بنیامین نتانیاهو نخست وزیر دولت تندروی اسراییل، تنها پاسخ نه را میدهد. جورج میچل، فرستادهی ویژهی آمریکا در بهانه تراشیهایش و در سفرهای دورهایاش به منطقه بارها شکست میخورد. حتی دولت آمریکا نیز درباره دست یابی به صلح ابراز ناامیدی کرده است.
اما اعراب نیز میگویند باید روند شهرک سازی در کرانه باختری به عنوان شرط روند صلح متوقف شود. روشن است این امر هرگز محقق نخواهد شد، چون نژاد پرستی مثل آویگدور لیبرمن وزیر امور خارجه اسراییل، فراتر از آن رفته و از دولت اسراییل خواسته تا فلسطینیهای مقیم اسراییل را به اراضی فلسطینی منتقل کنند. در حالیکه فلسطینیها صاحبان اصلی سرزمینهای اشغالی هستند. لیبرمن اعلام کرده است کشور اسراییل باید یهودی باشد. نخست وزیر نژاد پرست اسراییل نیز از تشکیلات خودگردان فلسطین خواست یهودیت اسراییل را به رسمیت بشناسد.
اعراب باید بدانند که دولت عبری، زبان صلح را حتی به طور ظاهری رد میکند. از نظر آنها راه دست یابی به صلح اذعان تشکیلات خودگردان فلسطین به وجود اسراییل است، اما طی دو دوره گذشته صلحی حاصل نشد و امروز اعراب به خانه اول بازگشتهاند. نتانیاهو مجددا از آنها خواسته است تا یهودیت دولت نژاد پرست او را به رسمیت بشناسند. درخواستهای اسراییل از اعراب برای چشم پوشیهای یک جانبه از سوی فلسطینیها پایان نخواهد یافت، چون زور است که تعیین کننده است. اسراییل هم زور کافی را دارد و هم از حمایت مداوم آمریکا برخوردار است.
آمریکا با حق وتوی خود تمام قطعنامههای شورای امنیت را با مشکل روبرو میسازد. قطعنامههایی که در زمینهی عقب نشینی اسراییل از اراضی عربی اشغالی و در راس آن بیت المقدس بود که میتوان به قطعنامههای معروف 242 و 252 در سال 1967 و 1968 اشاره کرد.
مسالهی مهم از زمان صدور این قطعنامهها، این است که تمام آنها به زباله دان تاریخ پیوستهاند و هیچ چیزی تغییر نکرده است. به علت حمایت آمریکا و عدم عمل به قطعنامههای بین المللی و بیتوجهی به جامعه جهانی، اشغالگری در بیت المقدس و بلندیهای جولان نیز ادامه یافت. اسراییل امروز با احداث دیوار حائل، اراضی فلسطینی را از هم جدا کرده است. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا نیز مانند جورج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا، اعلام کرد که کشور فلسطین تشکیل خواهد شد و صلح برقرار خواهد شد، اما جورج بوش از کاخ سفید رفت و صلح برقرار نشد. با این وجود برخی اعراب حرفهای وی را باور کردند و وی را ستودند. امروز همان سناریو در دورهی ریاست جمهوری اوباما تکرار شده است. اعراب این بار نیز امیدهای زیادی به این رئیس جمهور بستهاند، اما اعراب باید قبل از اینکه فرصت از بین برود بدانند که آمریکا قلبا و قالبا همانند اسراییل است. تغییر رئیس جمهور هیچ چیز را تغییر نخواهد داد.
تصمیم گیری در آمریکا تنها در دست رئیس جمهور نیست. روسایی در آمریکا هستند که طرفدار اسراییل و علیه منافع اعراب هستند. رهبران آمریکا و اسراییل در راستای یک هدف مشترک تلاش میکنند، اما اعراب هنوز این واقعیت را نفهمیدهاند. ظلمی که در طول این سالها به اعراب وارد شده، نشات گرفته از قدرت اسراییل است که مورد حمایت سیاسی و نظامی آمریکا است.»