تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۷۸۵۷۹

سیمای امنیت و نظم عمومی در تعالیم اسلام

از نظر قرآن، هیچ حکومتی نمی تواند بدون تشویق خادمان و مجازات و کیفر خطاکاران به پیروزی برسد و این همان اصلی است که ذوالقرنین از آن بخوبی استفاده کرده است.

امنیت و نظم عمومی:
انسان ها برای زندگی راه و رسمی را انتخاب می نمایند که یکی از آنها دینی است که پیامبران به انسان ها می آموزند، چون اساسا در عرف قرآن دین به راه و رسم زندگی اطلاق می شود و مؤمن و کافر و حتی کسانی که صانع را منکرند، بدون دین نیستند. زیرا زندگی انسان، بدون داشتن راه و رسمی خواه از ناحیه نبوت و وحی باشد یا از راه وضع و قرارداد بشری اصلا صورت نمی گیرد.(1) اگرچه انسان در مقام برخوردار با همنوعان خود اجتماع تعاونی را پذیرفته و بدین وسیله در حقیقت بخشی از آزادی عمل خود را برای نگهداری بخشی دیگر فدا نموده است، ولی مجرد بناگذاری اجتماع تعاونی با وجود عدم تعادل و تفاوت فاحشی که در مقام موازنه در نیروی روحی و جسمی افراد است دردی را دوا نمی کند و برخورد منافع افراد همین اجتماع که برای اصلاح و رفع اختلاف بوجود آمده، اولین سبب به روز فساد و اختلاف می شود.
بدین ترتیب، ضرورت یک سلسله مقررات مشترک در میان افراد یک جامعه کاملا حس می شود، زیرا بدیهی است که حتی در یک معامله داد و ستد ناچیز، اگر مقررات مشترکی وجود نداشته باشد معامله تحقق نمی پذیرد. پس باید در میان افراد جامعه قوانینی بوجود آید که با جریان آن، اجتماع از متلاشی شدن و منافع افراد از ضایع شدن، محفوظ و مصون بماند و دستگاه آفرینش که هدایت انواع بسوی هدف و سعادتشان جزء برنامه اوست، انسان را به سوی قانونی که سعادت جامعه را تضمین می کند هدایت نماید.
خداوند متعال می فرماید: «من نطفه خلقه فقدره ثم السبیل یسره» (20/80 و 19) (2) آسان نمودن راه زندگی برای انسان که زندگی اجتماعی برایش مقدر شده است، این است که قوانین و مقرراتی در دسترس وی گذاشته شود (3) که از جمله آنها موضوع امنیت و نظم عمومی در زندگانی اجتماع انسان ها است. این موضوع از موضوعات و مباحث اصولی ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام است و به تعبیر دیگر دومین هدف پیامبران بعد از تبشیر و انذار (هشدار دادن) (4) ایجاد امنیت و نظم عمومی از طریق رفع اختلاف بر مبنای کتاب الهی است. «کان الناس امه واحده فبعث الله النبین مبشرین و منذرین و أنزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه» (312/2) (5) در آغاز مردم امت یگانه ای بودند، آنگاه خداوند پیامبران مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت و بر آنان به حق کتاب های آسمانی نازل کرد تا در هر آن چه اختلاف می ورزند، میان مردم داوری کنند. (6) به بیان دیگر امنیت نخستین و مهم ترین شرایط یک زندگی سالم اجتماعی است، به همین دلیل ابراهیم (ع) هنگام بنای کعبه نخستین چیزی را که از خدا برای آن سرزمین تقاضا کرد نعمت امنیت بود «رب اجعل هذا البلد ءامنا» (35/14) (7) و نیز به همین دلیل سخت ترین مجازات ها در فقه اسلامی، برای کسانی در نظر گرفته شده است که امنیت جامعه را به خطر می افکنند. (8)
این بلد عمد، مرکزی برای ایجاد عدالت و امنیت و نظم عمومی قرار داده شده است: «جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس» (97/5) (9) و «ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکا و هدی للعالمین» (96/3) (10) اولین خانه ای که برای قیام مردم ساخته شده و خداوند آن را محترم شمرده همانا کعبه است. با این تلقی که قبله ما محل قیام (به قسط و عدالت) است می توان گفت که عبادت ما عین عبادت ماست. (11)
در حج، این مراسم عبادی - سیاسی مسلمانان، همگی می آموزند که چگونه می توان با کمال امنیت و نظم با یکدیگر زندگی کرد، امنیت و نظم عمومی در پرتو برخورداری افراد یک جامعه از عقاید صحیح، اختلاف حسنه و احکام الهی حاصل می شود. داستان زندگی حضرت سلیمان (ع) در قرآن یک نمونه عالی از حکومتی است که توانست امنیت و نظم عمومی را در جامعه ایجاد نماید. به عبارت دیگر؛ ولایت سلیمانی شایسته حکومت انسانی است و در حقیقت تشکیل حکومت صالحان اولین گام اساسی برای ایجاد امنیت و نظم عمومی است. برای اداره یک حکومت وسیع و کشور پهناوری همچون کشور سلیمان عوامل زیادی لازم است، ولی از همه مهم تر سه عامل است:
1- وسیله ارتباطی سریع و مستمر و فراگیر که رئیس حکومت بتواند با آن از تمام جوانب کشورش آگاه گردد.
2- مواد اولیه ای که برای تهیه ابزار لازم برای زندگی مردم و صنایع مختلف، مورد استفاده قرار گیرد.
3- نیروی فعال کار که بتواند از آن مواد بهره گیری کافی کند و کیفیت لازم را بدهد و نیازهای مختلف کشور را از این نظر برطرف سازد.
خداوند این هر سه موضوع را در اختیار سلیمان قرار داده بود و او نیز به نحو احسن برای رفاه مردم و عمران و آبادانی و امنیت از آنها بهره می گرفت. این موضوع اختصاص به عصر سلیمان و حکومت او ندارد و ندارد و توجه به آن، امروز و فردا و این جا و همه جا برای اداره صحیح کشورها ضرورت دارد. (12)
نحوه اطلاعات رهبر از دائره حکومتش به وسائل و مقتضیات زمانش مرتبط است. به عنوان مثال، پیامبر (ص) مأمورانی برای جمع آوری اطلاعات قرار داده بود که از آنها به عنوان «عیون» تعبیر می شد تا آن چه را که ارتباط با سرنوشت جامعه ی اسلامی در داخل و خارج داشت برای او گردآوری کنند، به همین دلیل، حکومت اسلامی می تواند مأموران اطلاعاتی داشته باشد یا سازمانی برای گردآوری اطلاعات تأسیس کند و آنجا که بیم توطئه بر ضد جامعه و یا به خطر انداختن امنیت و حکومت اسلامی می رود به تجسس برخیزد. نکته ی مهم این است که مرز میان «تجسس» و «به دست آوردن اطلاعات لازم برای حفظ امنیت جامعه» بسیار دقیق و ظریف است و مسئولین اداره امور اجتماع باید دقیقا مراقب این مرز باشند، تا هم حرمت اسرار انسان ها حفظ شود و هم امنیت جامعه و حکومت اسلامی به خطر نیافتد. (13)
عوامل ایجاد امنیت و نظم عمومی:
بیان شد که داستان حکومت سلیمان (ع) نمونه قرآنی خوبی برای اداره جامعه ماست. از آن جمله در جریان داستان هدهد به سه نکته اساسی می رسیم:
الف- در محیط جامعه باید آن قدر صراحت و آزادی وجود داشته باشد که حتی یک فرد عادی بتواند در موقع لزوم به رئیس حکومت بگوید: «من از چیزی آگاهم که تو نمی دانی!».
ب- در سازمان اجتماعی بشر، نیازهای متقابل آن قدر زیاد است که گاه سلیمان ها محتاج یک پرنده می شوند (14) . به عبارت دیگر بهره مندی از تمامی نیروها برای اداره ی جامعه، از هر فردی به مقدار توانایی و وسعت و کارآمدی اش، لازم و ضروری است.
پ- ممانعت از نیروهای محمل و ستمگر با بهره مندی از قدرت نظامی و نیروهای اطلاعاتی، به همان نحوی که سلیمان (ع) «دیوها را دربند کرده و ظالمان را بر سر جای خود نشانده بود» (15).
1- مدیریت سالم:
امنیت و نظم عمومی یک جامعه در پرتو برخورداری جامعه از یک مدیریت سالم حاصل می شود. از جمله عوامل آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تعهد 2- تخصص 3- توان و قدرت
قرآن از زبان یوسف (ع) که خود را شایسته پست کلیدی اقتصاد مملکت دانسته چنین می گوید: « اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم» (55/12) (16).
یوسف (ع) با پشتوانه تعهد و تخصص توانست با سه شرط: الف- تولید بیشتر، ب- نظارت بر مصرف، ج- آینده نگری؛ عدالت اقتصادی را که یکی از ابعاد امنیت و نظم عمومی است بوجود آورد . (17)
هم چنین، قرآن علت شایستگی طالوت به فرماندهی در جنگ را چنین بیان کرده است: «ان الله اصطفئه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم» (47/2) (18)، از زبان دختر شعیب (ع) درباره ی موسی (ع) چنین آمده است: «یأبت استئجره ان خیر من استئجرت القوی الامین (19)» (26/28). امام علی (ع) گفته است: «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه» (20)، مردم! سزاوارتر به خلافت [=حکومت] کسی است که به آن تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر».
2- علم و آگاهی:
علم و آگاهی یکی دیگر از عوامل ایجاد امنیت و نظم است. این موضوع از دو راه قابل بررسی است:
الف- بالا بردن فرهنگ عمومی جامعه اسلامی:
قرآن می فرماید: «و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا» (36/17) (21) که در جامعه اسلامی تأئیدها و تکذبیها باید بر اساس شناخت باشد نه بر پایه شایعات و گمانها. در این آیه به یکی از مهم ترین اصول زندگی اجتماعی اشاره شده است که نادیده گرفتن آن نتیجه ای جز هرج و مرج اجتماعی و از بین رفتن روابط انسانی و پیوندهای عاطفی نخواهد داشت و اگر به راستی این برنامه قرآنی در کل جامعه انسانی و همه جوامع بشری به طور دقیق اجرا شود، بسیاری از نابسامانی ها که از شایعه سازی و جو سازی و قضاوت های عجولانه و گمان های بی اساس و اخبار مشکوک و دروغ سرچشمه می گیرد برچیده خواهد شد. در غیر این صورت، هرج و مرج در روابط اجتماعی همه جا را فرا خواهد گرفت و هیچ کس به دیگری اطمینان پیدا نخواهد کرد و آبرو و حیثیت افراد همواره در مخاطره قرار خواهد گرفت (22).
ب- زمینه علم و آگاهی را برای جامعه فراهم نمودن و مردم را در جریان امور قرار دادن
قرآن می فرماید «ان الظن لا یغنی عن الحق شیئا». هم چنین در نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر به این امر اشاره شده است؛ زمانی که ملت گمان کردند تو نسبت به آنان ظلم و ستمی روا داشته ای، وظیفه داری دلایل و براهین خود را نسبت به کاری که موجب سوء ظن ملت و زدن اتهامات شده است را به طور آشکار و بدون هیچ ابهامی برای عموم ملت بازگو کنی، به طوری که با بیان صریح دلائل و براهین تو، سوءظن و موارد اتهام از طرف ملت برطرف شود. زیرا این کار تو:
1- باعث تعلیم و تقویت نفس خودت به عدالت خواهد رسید.
2- نسبت به ملت، نهایت ملاطفت و مهربانی را کرده ای.
3- ملت را، متوجه قدم نهادن در راه مستقیم و حق نموده ای.
3- تشویق و تنبیه:
سیاست تشویق و تنبیه بر مبنای تبشیر و انذار می تواند موجب امنیت و نظم عمومی در جامعه اسلامی گردد و به عبارت دیگر عدالت را بر مبنای تعادل تضمین نماید. به بیان دیگر، وظیفه قوه قضائیه فقط تنبیه خائنان نیست بلکه تشویق خادمان نیز باید در حیطه وظایف آنان قرار گیرد.
امام علی (ع) فرموده است: «ازجر المسی بثواب المحسن» «با پاداش دادن به نیکوکار بدکار را بیازارید.»
از نظر قرآن، هیچ حکومتی نمی تواند بدون تشویق خادمان و مجازات و کیفر خطاکاران به پیروزی برسد و این همان اصلی است که ذوالقرنین از آن بخوبی استفاده کرده است.
قرآن از زبان وی نقل می کند: «قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم یرد الی ربه فیعذبه عذابا نکراو اما من دامن و عمل صالحا فله جزاء الحسنی و سنقول له من امرنا یسرا» (88/18 و87)
«ذوالقرنین گفت: اما آن کسانی که دست به سیه کاری زده اند به زودی عذابشان خواهیم کرد و بعد از مرگ به سوی پروردگارشان باز می گردند و پروردگارشان آنها را با عذابی ناهنجارتر معذب خواهد ساخت و اما آن کسانی که ایمان آورده اند و دستاوردهای شایسته ای داشته اند، برای آنان پاداشی است بهتر از پاداش دنیا که عطایشان خواهد شد و ما فرمان می دهیم تا رفاه و آسایش در اختیارشان قرار بگیرد. »
امام علی (ع) در فرمان معروفش به مالک اشتر که یک دستورالعمل جامع کشورداری است می فرماید:
«و لا یکونن المحسن و المسیء عندک بمنزله سواء فان فی ذلک تزهیدا لاهل الاحسان و تدریبا لاهل الاسائه علی الاسائه»
«هیچ گاه نباید نیکوکار و بدکار در نظر تو یکسان باشند، زیرا این امر سبب می شود که نیکوکاران به کار خود بی رغبت شوند و بدکاران جسور و بی پروا گردند.
در داستان سلیمان سوال او از غیبت هدهد خود یک درس آموزنده است. یک حکومت سازمان یافته و منظم و پرتوان، چاره ای ندارد جز این که تمام فعل و انفعالاتی که در محیط کشور و قلمرو او واقع می شود را زیرنظر بگیرد و حتی بود و نبود یک پرنده، یک مأمور عادی را از نظر دور ندارد.
4- قدرت:
یکی دیگر از عواملی که موجب امنیت و نظم عمومی می گردد، آمادگی نظمی و توان و قدرت کافی برای مقابله با گروهایی است که می خواهند امنیت و نظم جامعه اسلامی را بر هم زنند. به بیان قرآنی، این آمادگی نظامی ایجاد ترس در دل دشمنان شناخته و ناشناخته می کند و از خیال خام خود منصرف می گرداند: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم و ءاخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم» (60/8) «و در برابر آنان هر نیرویی که می توانید (از جمله نگهداری اسبان) فراهم آورید، تا به آن وسیله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید، هم چنین دیگرانی را هم غیر از آنان، که شما ایشان را نمی شناسید و خداوند می شناسدشان.
در دین اسلام، هزینه کردن در این راه مصداق انفاق فی سبیل الله می باشد، انفاقی که منافع و اجر و پاداش آن نیز باز به خود امت اسلامی بر می گردد:
«و ما تنفقوا من شیء فی سبیل الله یوف الیکم» (60/8)
در پرتو این آمادگی و توازن رزمی است که جامعه اسلامی مورد ظلم و ستم قرار نمی گیرد و امنیت و نظم عمومی به نحو احسن در آن حاصل می گردد. «و انتم لا تظلمون»، «و بر شما ستم نمی رود.»
5- امر به معروف و نهی از منکر:
از جمله اموری که انسان های مؤمن به آن ملزم شده اند، مسأله نظارت عمومی و یا امر به معروف و نهی از منکر است. در قرآن آمده است: «و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون». (104/3) «و باید از میان شما، گروهی (مردم را) به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند.»
محدوده این امر به معروف و نهی از منکر برای ناس یعنی تمام مردم است: «کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» (110/3) «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده اید، در حالی که به کار پسندیده فرمان دهید و از کار ناپسند باز دارید.»
بدیهی است کسانی توانایی انجام این واجب الهی را خواهند داشت که اول به خودسازی پرداخته باشند: «امه قائمه یتلون ایات الله أناء اللیل و هم یسجدون* یومنون بالله و الیوم الاخر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» (114/3 و113)، «گروهی درست کردارند که آیات الهی را در دل شب می خوانند و سر به سجده می نهند، به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان می دهند و از کار ناپسند باز می دارند.»
مسلمانان به وسیله این نظارت عمومی در جامعه جوی را فراهم می کنند که اصلاحات اجتماعی با سرعت بیشتری پیش رود:
«و یسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین» (114/3)
«و در کارهای نیکی شتاب می کنند و آنان از شایستگانند.»
این نظارت عمومی می تواند هم جنبه فردی و هم جنبه اجتماعی داشته باشد که جنبه گروهی آن به مراتب اثر بیشتری خواهد داشت. ناگفته نماند که در مسأله امر به معروف و نهی از منکر، وسعت دید یعنی شناخت زمان و مکان به عبارت دیگر گستره ی بینش و شناخت مسائل و مشکلات جامعه، که از اهمیت بالایی برخوردار است. در صورتی که انسان های مؤمن و دارای بینش وسیع، توان و هم خود را صرف این امر کنند بهره ی بیشتری حاصل می شود.
از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر یکی از ابواب جهاد و از مصادیق بارز جهاد فی سبیل الله است، بر این اساس و بنا به توصیه قرآن، در جهاد باید سراغ مهره های اصلی رفت: «فقاتلوا ائمه الکفر» (12/9).
«پس با پیشوایان کفر بجنگید» دیگر آنکه در راه امر به معروف و نهی از منکر باید همواره از انسان های مؤمن و صالح کمک گرفت و از کسانی که اعتقاد به این هدف ندارند دوری جست.
در تاریخ کربلا چنین می خوانیم که امام حسین (ع) در میان راه به «عبید الله بن حر» برخورد کرد. امام (ع) به دیدن «عبیدالله» رفت و او را احترام فراوان نمود، اما هنگامی که امام او را دعوت به یاری نمود، او سوگند یاد کرده که از کوفه بیرون نیامده مگر به خاطر این که از این جنگ کناره گیری کند. سپس اضافه کرد، من می دانم اگر با این گروه نبرد کنی نخستین کشته خواهی بود ولی این شمشیر و اسبم را تقدیم شما می کنم. امام صورت از او برگرداند و فرمود: «هنگامی که از جان خود مضایقه دارای نیازی به مال تو ندارم» سپس این آیه را تلاوت کرد: «و ما کنت متخذ المضلین عضدا» (51/18) اشاره به این که تو گمراهی و گمراه کننده و شایسته دستیاری نیستی. (23) به هر حال نداشتن یار و یاور از آن بهتر است که انسان از افراد آلوده و ناپاک یاری بطلبد و آنها را گرد خود جمع نماید». (24) نکته دیگر این است که ایجاد امنیت و نظم عمومی بر پایه عدل و قسط، حتی بر خون مسلمانها ترجیح دارد. «و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدئهما علی الأخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیء الی امر الله فان فاءت فأصلحوا بینهما بالعدل و اقسطوا ان الله یحب المقسطین» (9/49) (25)، «و اگر بین دو طائفه از مومنان با هم درگیر جنگ شوند شما اهل ایمان در میان آنان صلح و صفا برقرار سازید و اگر یک طایفه یک طایفه دیگر ستم کرد که با خودخواهی حق آنان را پایمال کند شما باید با طایفه ی خودخواه پیکار کنید تا آنگاه که از خودخواهی خود دست بردارد و به فرمان خدا بازگردد پس اگر به فرمان خدا گردن نهاد با عدالت و انصاف میان آن دو طایفه را اصلاح کنید و حتما حق را به صاحب حق بازگردانید نه آنکه با حق کشی صلح و صفا را برقرار سازید. خداوند رحمان دادگران را دوست دارد» (26).
اگر جامعه اسلامی این روش را شیوه خود سازد، زمینه رحمت الهی را فراهم نموده است: «انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم و اتقوا الله لعلکم ترحمون» (10/49) (27)، «پس میان دو برادر خود را - اگر درگیر نزاع هستند - اصلاح کنید و از خشم خدا بترسید که با هواداری از یکی، حق آن یک را ناحق کنید که مورد رحمت الهی قرار بگیرد» (28).
6- اخلاق:
یکی دیگر از مباحث مهم که جامعه از منابع و آثار مفید آن برخوردار می شود توجه به موضوعات اخلاقی است که در رشد افراد جامعه به صورت فردی و اجتماعی تأثیر به سزایی دارد. هر چه مسئولان فرهنگی جامعه اسلامی در این راه سرمایه گذاری نمایند به امنیت و نظم عمومی جامعه یاری رسانده اند.
همان گونه که برای سلامت جسم انسان ها دو راه وجود دارد: اول بهداشت و دوم درمان؛ به همین صورت اخلاق نیز به منزله بهداشت روان انسان هاست که از مفاسد الزامی پیشگیری می نماید. سپس نوبت به درمان، می رسد. به عبارت دیگر اجرای احکام ظاهر اجتماع را پاک نگه می دارد و اخلاق علاوه بر ظاهر، باطن جامعه را هم پاک نگه می دارد و این دو با هم و در کنار هم نتیجه بخش است و یکی از این رو جای دیگری را پر نمی کند. توجه به هر دو آنها موجب می شود که مدینه فاضله و شهر سالم ایجاد گردد.
قرآن بعد از انکه از مومنان جامعه اسلامی به عنوان برادران ایمانی یکدیگر نام برده، برای ایجاد امنیت کامل و نظم عمومی و استحکام روحیه اخوت اسلامی، مؤمنین را ترغیب به رعایت دستورات ششگانه اخلاقی می نماید: (29)
1- نهی از مسخره کردن
2- نهی از عیب جویی
3- نهی از القاب زشت
4- نهی از گمان بد
5- نهی از تجسس
6- نهی از ترغیب
7- همزیستی مسالمت آمیز:
یکی دیگر از عوامل که موجب می شود امنیت و نظم عمومی در جامعه سامان یابد و پایدار بماند، همزیستی مسالمت آمیز با پیروان دیگر ادیان آسمانی و ترجیح صلح بر جنگ است. باید توجه داشت که جنگ در اسلام هیچگاه به عنوان یک ارزش تلقی نمی شود بلکه از این نظر که مایه ویرانی و اتلاف انسان ها و نیروها و امکانات است، ضد ارزش محسوب می شود.
جنگ و نزاع، در برخی از آیات قرآن در ردیف عذاب های الهی قرار گرفته است. در سوره انعام آیه 65 می خوانیم: «قل هو القادر علی ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعا و یذیق بعضکم باس بعض» (65/6)، «بگو خداوند قادر است عذابی از طرف بالا - همچون صاعقه - یا از زیر پای شما - همچون زلزله - بر شما بفرستد، یا شما را به صورت دسته های پراکنده قرار دهد و طعم جنگ و خونریزی را به گروهی از شما به وسیله گروه دیگر بچشاند. در این جا جنگ چیزی در ردیف صاعقه و زلزله و بلاهای زمینی و آسمانی شمرده شده است و به همین دلیل در اسلام تا آنجا که امکان دارد از جنگ پرهیز می شود.
در عین حال، آنجا که موجودیت امتی به خطر می افتد، یا اهداف والا و مقدس او در معرض سقوط قرار می گیرد، جنگ یک ارزش می شود و عنوان جهاد فی سبیل الله به خود می گیرد. (30) در منطق قرآن، هم زمان با حفظ ارزش های اسلامی ترجیح صلح بر ادامه جنگ خود یک سنت حسنه است:
«و ان جنحوا للسلم فاجنح و توکل علی الله انه هو السمیع العلیم» (61/8) (31)، «اگر آنها تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح در آی و بر خدا تکیه کن که او شنوا و دانا است (32).
در پرتو این همزیستی مسالمت آمیز محیطی فراهم می شود که پیروان دیگر مکاتب بتوانند برای آشنایی با وحی الهی و شناخت مکتب اسلام به تحقیق و تفحص بپردازند که ریشه بسیاری از ناباوریها در ناآگاهی ها است:
«و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مأمنه ذلک بانهم قولا لا یعلمون» (6/9) (33). «اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست او را پناه ده تا کلام خدا را بشنود آنگاه او را به سرپناهش برسان. آن بدین سبب است که آنان مردمی هستند که نمی دانند. (34)
به بیان دیگر، پیشرفت و پیشبرد اسلام بیشتر بر اساس نشر آگاهی ها است، از امام صادق (ع) روایت شده است که:
«اذا کان یوم القیامه جمع الله عزوجل الناس فی صعیدا واحد و وضعت الموازین فتوزن دماء الشهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء» (35). «چون روز قیامت شود خداوند عزوجل مردم را در یک زمین مسطح گرد هم می آورد و میزانها برقرار می شود پس خونهای شهیدان با مرکب دانشمندان سنجیده می گردد ولی وزن مرکب دانشمندان بر خون شهیدان ارجح و افزون باشد» . (36) 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات