تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۷۸۵۸۸

ایران و امنیت خلیج‌فارس


نبی‌الله ابراهیمی
گروه دیپلماتیک: همگرایی اصولاً در منطقه خاورمیانه علی‌الخصوص منطقه خلیج‌فارس با موارد متضادی همچون سیاسی شدن مردم، پویش برون‌گرایی و تسری عمودی، زمینه را برای یک همگرایی منطقه‌ای به چالش کشیده است. عدم توازم بین دولت و مردم به شدت مشهود است و دولت‌های منطقه با یک فقدان تعریف نامشخص از همگرایی قرار دارند. اگرچه شورای همکاری خلیج‌فارس در سال 1981 در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی ایران پدید آمد و موفقیت‌های اقتصادی چشمگیری داشته است، ولی رهیافت کلان این سیستم منطقه‌ای در موضوع امنیت منطقه‌ای با فقر محسوسی همراه است. ماهیت این شورا از بعد امنیتی به بعد اقتصادی تسری یافته است. لذا کمبرند شمالی خلیج‌فارس دارای دو بینش متضادی با این شورا هست که دو کشور ایران و عراق به شدت اصطکاک خود را بر این سیستم امنیتی منطقه‌ای وارد آورده‌اند. هدف بلندمدت ایران در خلیج‌فارس تامین امنیت این منطقه به کمک قدرت‌های حاشیه آن است. عراق نیز با رویکرد و گفتمان پان عربیسم و بعثیسم از ضعف ژئوپولتیک و ژئو استراتژیک خود در این منطقه در سال‌های حکومت صدام به شدت رنج می‌برد که همین علت بحرانی را به وجود آورد که در سال 1991 سیستم امنیتی شورای همکاری را در برخورد با بحران‌های منطقه‌ای به زیر سئوال برد. با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق هژمونی آمریکا در این منطقه کامل‌تر شد و امنیت خلیج‌فارس با امنیت ملی آمریکا به شکل دیوانه‌واری پیوند خورد. منطقه خلیج‌فارس به دنبال تحریم نفتی سال 1973 و افزایش قیمت نفت و وقوع انقلاب اسلامی 1979 و به هم ریختن طرح دو ستونی آمریکا و بعد تجاوز عراق علیه ایران 1988 – 1980 و جنگ خلیج‌فارس در سال 1991 بی‌ثبات شد و ایران بعد از انقلاب اسلامی متهم به کشور طرفدار تجدیدنظرطلبی شد. تجاوز عراق علیه ایران، ‌واکنش و حمایت اعراب از عراق را در پی داشت و این امر اگرچه بعد از بحران 1991 و اعلام موضع بی‌طرفی ایران در کوتاه‌مدت باعث گرمی روابط ایران با شورا شد ولی طرح ادعاهای تازه امارات متحده عربی بر سر جزایر سه‌گانه ایرانی مرحله‌ای جدید از منازعات منطقه‌ای را فراهم آورده است که امنیت این منطقه را به چالش کشده است. با طرح دکترین مهار دوجانبه (عراق و ایران) در دوران تصدی دولت کلینتون، عملاً‌ امنیت خلیج‌فارس به وسیله واشینگتن و با حمایت شورای همکاری خلیج‌فارس به پیش رفت. با حمله مارس 2003 آمریکا علیه عراق این مطنقه شاهد ریزش پویش ساختار امنیتی شده است. سلاح هسته‌ای، نفت و بنیادگرایی سه زاویه متساوی‌الاضلاع را تشکیل می‌دهند که منطقه خلیج‌فارس در محور آن قرار دارد.
بنیادگرایی و رشد تروریسم فراملی در کشورهای عربستان سعودی و کویت در حال رشد است و مقوله نفت که ذخایر دست نخورده عراق و نیاز روزافزون جهانی به نفت تلاش برای حفظ کنترل بازار این طلای سیاه و سیاست‌های آمریکا برای تعدیل رفتارهای بین‌المللی هند و چین و نیاز کشورهای مذکور به نفت خلیج‌فارس از عوامل حفظ اهمیت امنیتی این منطقه به شمار می‌رود. مسئله هسته‌ای که ایران و حتی عربستان برای پیشبرد منافع ملی خود به شدت در حال توسعه آن هستند. بنابراین رهیافت شورای همکاری پایه سست یک تحلیل رفتاری را تشکیل می‌دهد و این سیستم منطقه‌ای از یک تعادل جغرافیایی به شدت رنج می‌برد. عدم حضور ایران شیعی مذهب – فارس زبان و عراق شیعی و دارای مرز کمتر از 12 کیلومتر در خلیج‌فارس هر کدام نحله گم‌شده‌ای برای سیتسم امنیتی منطقه‌ای خلیج‌فارس است. البته آنتی‌تز همگرایی این منطقه اختلافات ارضی بین دو محور شمالی و جنوبی این منطقه است، اختلاف ایران با امارات و اختلاف حل نشده عراق با کویت یا عربستان سعودی. تمامی عوامل یاد شده از فقدان اجماع یک ساختار هماهنگ امنیتی در این منطقه خبر می‌دهند. با تحولات ایجاد شده بین سوریه و لبنان و تسری نفوذ افقی سوریه و کاهش نفوذ عمودی این کشور در لبنان، سوریه برای ایجاد یک شبکه امنیتی منطقه‌ای مجبور به نزدیک شدن به عراق خواهد بود تا بتواند ضعف مدیترانه‌ای خود را در قبال اسرائیل جبران کند و اصطکاک خود را به سوی لایه خلیج‌فارس هدایت نماید. ایران نیز به دلیل تعارضات فرهنگی و عقیدتی و اختلافات ارضی نمی‌تواند در سیستم هماهنگ امنیتی عربی در آب‌های خلیج‌فارس شرکت نماید و باید کشش تقاضای خود را به سوی شامات گسترش دهد تا بتواند امنیت خلیج‌فارس را به سوی شامات گسترش دهد تا بتواند امنیت خلیج‌فارس را به امنیت مدیترانه و هلال خصیب پیوند زند. پس با این صحبت‌ها منطقه خلیج‌فارس در کوتاه‌مدت شاهد یک بستر مناسب امنیتی هماهنگ نخواهد بود و زنان زیادی برای پر کردن خلاء هویتی به نام هویت امنیت مشترک باید صرف نماید. پس بهترین سامانه برای چنین امنیت سازه‌ای روابط دوجانبه یا سه جانبه امنیتی کشورهای منطقه خواهد بود. بنابراین با توجه به حساسیت هارتلند خاورمیانه برای حیات ایالات متحده و گرایش کشورهای عربی منطقه خلیج‌فارس برای پیوند نظامی با بازوی غربی آتلانتیک و برای پرکردن مشروعیت خود و مدیریت سیاسی در کشورهای خویش از امید یک سیستم تام منطقه‌ای باید برای حداقل چند سال آینده چشم‌پوشی کرد. با توجه به اینکه کمربند شمالی (ایران و عراق) دو کشور بزرگ شیعی و کمربند جنوبی کشورهای محافظه کار عرب (عربستان، عمان، کویت، امارات قطر و بحرین) هستند و این دولت‌های کوچک نفت‌خیز فوق‌العاده نگران تمامیت ارضی خود هستند، این دولت‌ها در همسایگی دو کشور بزرگ قرار دارند و رهیافت کلان خود را به اقدام متقابل خواهد گذاشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات