تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۷۸۶۰۷

ریشه‌ها و عوامل شکل‌گیری نامشروع صهیونیسم (بخش بیست و یک)


منیژه خزایی
گفته شد از جمله رهبران فکری یهود که در بروز زمینه فکری «مقدمات اقامت یهود» تأثیر بسیاری داشتند، لیون بنسکر، کینسبرگ و هرتزل بودند.
دکتر لیون بنسکر، در سال 1882 م، رساله ای با نام «رهایی خود» (خودمختاری) منتشر کرد و اولین جرقه پیدایش جمعیت یا جنبش صهیونیسم را در آن زد.
او در این رساله، موقعیت پست یهودیان اروپایی آن زمان را به طور خلا‌صه بیان و از یهودیان جهان دعوت کرد تا گرد هم جمع شوند و از این سرگردانی نجات یابند.
او می نویسد: «ما همچون ملل دیگر به حساب نمی آییم. ما هیچ رایی بین ملت ها حتی در امور مربوط به خود نداریم و سرزمین پدرانمان برای ما بیگانه است. هستی ما آوارگی است.
لذا همبستگی ما، سلا‌ح اول در برابر دشمن ماست. آینده - با این وضعیت - هیچ مسؤولیت پستی را نیز برای مان مشخص و تضمین نمی کند ... جهان، یهودیان را تحقیر می کند، زیرا ملتی را تشکیل نمی دهند.
تنها راه گشایش این مسأله، همانا تشکیل ملت یهود است تا مردم ما در میهن ویژه خویش، زندگی کنند.»
به این ترتیب، جنبش صهیونیسم به عنوان جنبشی سیاسی که هدف آن تبدیل یهود از دین به ملیت است، آغاز شد. ملیتی که در یک دولت متبلور شد و تمامی یهودیان جهان را در یک میهن قومی خاص، گرد هم آورد.
در همین زمینه، دانشجویان و رهبران تندرو جنبش دوستداران صهیون، تنظیم برنامه کوچ به فلسطین را آغاز کردند. از این پس، جمعیتی جدید به نام «جنبش بیلو» تأسیس شد.
این گروه، کتاب بنسکر (رهایی خود) را کتاب مقدس خویش قلمداد کرد و به تشویق و ترغیب کارگران پیشتاز برای تصرف فلسطین پرداخت. این فراخوان، در سال 1882م، به موجی دامن گیر تبدیل شد و به اولین مهاجرت بزرگ یهودیان به فلسطین انجامید.
مهاجران این گروه (بیلو) از لحاظ انگیزه با سایرین متفاوت بودند. نیت آنان از مهاجرت، اقامت و تصرف یک سرزمین و پدید آوردن «جامعه یهودی» مستقل بود.
ناگفته نماند که اندیشه فراخوانی یهودیان برای تشکیل کشور یهودی، تا اواخر قرن نوزدهم میلا‌دی به کلی برای یهودیان بیگانه بود به طوری که اغلب یهودیان، یهودی گری را دینی آسمانی و نه یک پیوند سیاسی می شناختند و معتقد بودند که راه گشایش مسأله یهود، آمیختن یهودیان به عنوان شهروند در جامعه هایی است که در آن زندگی می کنند.
تئودور هرتزل
صهیونیسم تا این زمان، در کتاب های پراکنده و گروه های محدود و کم اثر باقی ماند؛ تا این که «تئودور هرتزل» یکی از بنیان گذاران و رهبران اصلی صهیونیسم، توانست نخستین گام های عملی را در این زمینه - در اواخر قرن نوزدهم میلا‌دی - بردارد.
هرتزل در سال 1895م، کتاب خود به نام «دولت یهود» (کشور اسرائیل) را منتشر کرد. وی در کتاب خود با یک سلسله نسب سازی جعلی، کوشید تا تاریخ را تحریف کند و به ادعای تاریخی صهیونیسم درباره فلسطین بپردازد.
البته برخی از دانشمندان و تاریخ نگاران برای مقابله با تحریف و تحریف گران تاریخ و ممانعت از پیدایش چنین افسانه هایی، با قوت تمام، این قبیل ادعاها را تکذیب و محکوم کردند.
روژه گارودی، اندیشمند مسلمان فرانسوی، در این باره نوشته است: «افسانه تاریخی [یکی از] بنیانگذاران صهیونیسم (تئودور هرتزل)، همانا تداوم نژاد و حسرت دائمی بازگشت است.
او با یک سلسله نسب سازی جعلی می کوشد به مردم دنیا بقبولا‌ند که همه یهودیان جهان امروز، بازماندگان یک نژاد هستند که همگی به فرمان خداوند، همراه حضرت ابراهیم (ع) و ریش سفیدان او به سرزمین موعود کنعان آمده و سپس به مصر مهاجرت کرده اند و به سبب مهاجرت معجزه آمیز خود به رهبری حضرت موسی(ع) در حدود قرن هشتم قبل از میلا‌د، به دست خداوند از بردگی رها شدند و سپس به رهبری یوشع، به بیرون راندن اقوام بومی پرداختند و فاتح این ارض موعود شدند، تا بنای یک امپراتوری، یعنی امپراتوری داوود (ع) را پی افکند.»(1)
در حقیقت می توان گفت که صهیونیسم با تئودور هرتزل شکل گرفت و نمود اجرایی و عینی آن در اولین گردهمایی صهیونیست‌ها در شهر بال(2) سوئیس در سال 1897 م آغاز شد (که بعدها به این موضوع نیز می پردازیم.)
دغدغه های خاطر هرتزل را سیاست تشکیل می داد و نه مذهب.(3)          ادامه دارد...  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات