تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۷۸۶۲۸
درنگی در حوزه فرهنگ روسیه و بحران‌های فرارو

فرهنگ، روسیه و بادهای بحرانزا

علیرضا علیزاده‌مدنی مقدمه: آشنایی با فرهنگ و تمدن جوامع گوناگون در دنیایی که به عصر انفجار اطلاعات مشهور شده است امری ضروری می‌نماید. جهان امروز جهان بی‌خبر و در پیله ماندن نیست. باید با فرآیند فرهنگ و افت و خیزهای آن در گستره جغرافیای تاریخی و فرهنگی جهان به کنکاش نشست و توفان‌های بحرانزا را شناخت. آنچه پیش روست منتخبی از نظرگاه‌های س.پومرانتس، نویسنده صاحب‌نظر روسیه،‌ میخائیل شویدکوی وزیر پیشین فرهنگ روسیه و سرگئی چاپنین دبیر تحریریه و مسئول روزنامه کلیسای روسیه است که ضمن بیان انزجار از اوضاع فرهنگی تحمیلی دوران امپراتوری کمونیستی، کاستی‌ها و بحران‌های موجود در نظام فکری و فرهنگی امروز این سرزمین را تحلیل و نقد کرده‌اند. جا دارد از تلاش‌های پژوهشگرانه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی در مسکو که با ترجمه و تهیه اسناد و متن‌های عملی و پژوهشی راه جستجو و کند و کاو را بر علاقه‌مندان هموار کرده است سپاسگزاری کنیم.

در نتیجه پست‌مدرنیسم، جامعه‌ای به وجود آمد که با هر دینی دشمنی بورزد. بعضی محققان جامعه اطلاعاتی جدید معتقدند که اطلاعات، ارزش‌های معنوی جدیدی را به وجود می‌آورد. این فقط حرف نیست. عصر پست‌مدرنیسم در برابر چشمان ما وارد مرحله جدیدی می‌شود و سعی می‌کند از تمامی دستاوردهای فکری بشریت سوءاستفاده کند. این ارزش‌های معنوی، مذهبی، اخلاقی و هنری از متن تاریخی و فرهنگی جدا می‌شوند و بار اخلاقی ذاتی خود را از دست می‌دهند.
تحلیل امروز روشنفکران و صاحب‌نظران روسیه از اوضاع فرهنگی و هنری جامعه روس به عنوان کسانی که عمر خود را در هر دو نظام گذرانده‌اند جای تامل دارد. آنها عموما معتقدند:‌ در حالی که از زیر سیستم فروپاشیده شوروی بسختی و سینه‌خیز خارج می‌شدند به جای حاکمیت فرهنگ مردم‌سالاری، متاسفانه دزدسالاری (klepto cracy) به وجود آمد که بحرانی معنوی را به دنبال داشت. آنها معتقدند این بحران معنوی ـ روانی براحتی برطرف نمی‌شود، زیرا با بحران جهانی هم‌آواز شده است. آنها عموما معتقدند فرهنگ پست‌مدرنیسم غربی نیز دورنمایی از بی‌شرمی و بی‌تفاوتی نسبت به انسان‌ها دارد. چندی‌ قبل در یکی از شماره‌های نشریه «پیام اروپا» مقاله‌ای به بود چون اشکال فعلی جهانی شدن، خود به خود فاصله‌ بین فقر و ثروت را هم در درون هر کشور و هم بین کشورهای غنی و فقیر افزایش می‌دهد، لذا مقابله با اشکال فعلی جهانی‌ شدند مشروع است. «س.پومرانتس» در توضیح وجود این بحران در سطح جهانی شدن بویژه در اروپایی که ظاهرا آرام و مستحکم به نظر می‌رسد، مثالی تاریخی می‌آورد. او وضعیت جهان غرب را با دوران اسکندریه در تمدن‌های باستانی مقایسه می‌کند. مردمی که در اسکندریه قرن اول قبل از میلاد مسیح زندگی می‌کردند از رفاه خوبی برخوردار بودند، رفاه همراه با هنر، علم، کتابخانه‌های عالی و غیر، اما در عین حال این دوران،‌ دوران فروپاشی تدریجی تمدن باستانی اسکندریه هم بود.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که چگونه از فروپاشی تمدن غرب نام می‌برد در حالی که غرب مدتهاست خود را معلم بشریت و مهمترین عامل پیشرفت در جهان می‌داند، می‌گوید: من به طور کلی منکر پیشرفت جهانی نیستم، اما تعریفی دیگر دارم. از نظر وی چنین مسیری در جوامع وجود دارد یعنی جامعه‌ای که به صورت ابتدایی یک جامعه واحد بود، تبدیل می‌شود به یک جامعه پیچیده که در‌ آن بسیاری از مشکلات فردی حل و فصل می‌شود، اما جامعه معنی حیات‌بخش خود را از دست می‌دهد. به عبارت دیگر پیشرفت در «اجزا» صورت می‌گیرد و ادامه می‌یابد، اما «کل» دچار پس‌رفت می‌شود. شدت پیشرفت فنی خطرناک بوده و ممکن است منجر به عواقب سنگین اجتماعی و معنوی شود. زیرا سنت‌ها تخریب می‌گردند و ارتباط بین نسل‌ها به هم می‌ریزد. در نتیجه مرحله معاصر تمدن در خود بذرهای فروپاشی را حمل می‌کند. تمدن از طریق مواد مازادی که خود تولید کرده است خویشتن را مسموم می‌سازد. از دیدگاه پومرانتس تمدن در حالت بحران عمیق قرار گرفته که البته هنوز به سطح نهایی انهدام خود نرسیده است. با این دیدگاه می‌توان دریافت که پیشروی اوایل قرن گذشته به طرف مدینه فاضله یعنی کمونیسم هم بر پایه بحرانی عمیق و جهانی صورت گرفت و دیدیم که در جنگ جهانی اول همان اروپاییان متمدن با انواع و اقسام روشهای وحشتناک به جان یکدیگر افتادند. از نظر روشنفکران امروز روس، کشور بدون این بحران به دنبال لنین نمی‌رفت و اگر جنگ جهانی اول نبود لنین به عنوان رهبر کوچکی از یک فرقه و ایدئولوژی باقی می‌ماند.
در تشرح عمیق و ریشه‌دار بودن این بحران در روسیه سخنان میخائیل شویدکوی وزیر سابق فرهنگ نیز قابل توجه است. او می‌گوید: روسیه معاصر چه روسیه‌ای است؟ ما هنوز به طور کامل سر از کار خودمان در نیاورده‌ایم و نفهمیده‌ایم که «کی» هستیم، چطور زندگی می‌کنیم و کشور در واقع چگونه پیشرفت می‌کند؟ ما به خودمان قبولاندیم که در روسیه فلاکت‌بار زندگی می‌کنیم در حالی که همه چیز بعکس است. این روسیه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم خیلی متنوع و گوناگون و فوق‌‌العاده پرتحرک است و همزمان واقعاً فاجعه‌آمیز است و باعث می‌شود تا تضاد‌ها و شکاف‌های جدید بروز کنند.
پومرانتس دلیل بحران را در نوع تفکر روشنفکران می‌داند. از نظر او روشنفکران روسیه همواره از یک ایده بدون درنظر گرفتن عواقب اجرای آن در عمل الهام می‌گیرند. او در توضیح سخن خویش در پاسخ به خبرنگار روزنامه لیتراتور نایاگازتا می‌گوید:‌ این یک مد است. در آمریکا نیز چنین مد‌هایی وجود دارد و این مدها سریع تغییر می‌کنند. الان یک ایده سراسر کشور را فرا می‌گیرد و چندی بعد ایده دیگر. به طور کلی مردمی که براساس این مدها زندگی می‌‌‌کنند روشنفکر نیستند، اما نمی‌توان از تاثیر نظریه‌ها در امان بود. به عبارت دیگر علت همه بدی‌ها و شرها یکی است. انی تئوری‌ها در وهله نخست آرامش روحی به وجود می‌آورند و اگر کشور در بحران قرار گرفته باشد یکی از ایده‌‌‌‌ها مورد پذیرش قرار می‌گیرند.
او راه نجات و بیرون رفت از آشفتگی‌های فعلی را در صورتی می‌‌داند که احساس وحدتی مقدس به وجود آید. یعنی زمانی که فرهنگ به طور کامل تسلط خود را بر ایده‌های دیگر حفظ کند و به هیچ وجه به آن ایده‌ها و مدها اختیار تسلطگرایانه ندهد. در عین حال بحران ایده‌ها جایگزینی ایده‌ها را مردود نمی‌شمارد. از دیدگاه وی روشنفکران قشری از جامعه هستند که ارزش‌ها را مورد بازیافت قرار می‌دهند در این صورت بعضی از اشکال می‌میرند و اشکال دیگری رخ می‌نمایند.
از نظرگاه وی دوران کنونی دوران بی‌اعتمادی است؛ بی‌اعتمادی و شکاکیتی که پایه‌های آن در نظام استبدادی و توتالیتر گذشت بنا نهاده شده است.
او می‌گوید: این عدم اعتماد به همه، خود یک عطش اعتماد همراه دارد که گواه بر وجود مشکل روحی ماست. ما در حال حاضر پی برده‌ایم که به چه چیزی نیاز نداریم، اما هنوز نمی‌دانیم که به چه چیز و چگونه نیاز داریم و احتمالاًً تا خود را نشناسیم و بحران معنوی موجود را برطرف نکنیم، وضعیت کشور را نمی‌توانیم بهبود بخشیم. تا این مشکل فرهنگی حل نشود نمی‌توان بر معضل اصلاحات سیاسی و اقتصادی فائق آمد. سرگئی چاپنین، مدیر مسئول روزنامه بولتن کلیسایی به جنبه دیگری از بحران موجود در حوزه فرهنگ و اندیشه روسیه اشاره می‌‌کند، او پست‌مدرنیسم موجود را سدی بزرگ در احیاء و بیداری دین در جامعه می‌داند. پست‌مدرنیسم یکی از موانع بسیار جدی بر سر راه تبلیغ ارزش‌های مذهبی است،‌ زیرا این جنبش‌ فکری و طرح اجتماعی با همه تلاش‌ها برای برقراری یک حقیقت واحد مخالف می‌کند و ادعا می‌کند که فقط ویرایش‌های حقیقت وجود دارند. به عقیده آنها هر کس حق دارد سیستم ارزش‌های خود را برقرار کرده و برداشت خود را از زندگی تبلیغ کند. حتی تلاش برای مشخص کردن معانی، قابل قبول نیست، زیرا معانی می‌توانند متفاوت باشند لذا جامعه به تله و دام برابری همگانی می‌افتد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات