نادر کریمیجونی
گاهی تعجیل در وقوع یک رویداد ممکن است با نتایج معکوسی همراه باشد. هیچ تردیدی وجود ندارد که ایالات متحده اراده خود را به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت معطوف داشته است. این اراده البته از ابتدای مطرح شدن پرونده هستهای ایران در آژانس بینالمللی تظاهرات رفتاری گوناگونی را موجب شده و در نتیجه کارکردهای متفاوتی داشته است. اما طی هفتههای گذشته ایالات متحده عجله بیشتری برای خروج پرونده ایران از نهاد فنی آژانس بینالمللی انرژی هستهای و ارجاع آن به نهاد سیاسی شورای امنیت سازمان ملل متحد به خرج داده است. این عجله البته ممکن است به روحیات نومحافظهکارانی که هماکنون رهبری واشینگتن را در دست دارند، مربوط باشد. چه نمونههایی از این تعجیل در تحقق اهداف، در محورهای دیگر عملیات و یا دیپلماسی ایالات متحده نیز به چشم میخورد. مثلاً یکشنبه گذشته و هنگامی که هنوز چند ساعت از پایان یافتن همهپرسی قانون اساسی عراق نمیگذشت، کاندولیزا رایس ابراز عقیده کرد که به نظر میرسد مردم عراق به این همهپرسی رای مثبت دادهاند. بلافاصله بعد از این پیشداوری مقامات عراقی – که اتفاقاً برای حصول همین رای مثبت تلاش میکردند – به تندی به سخنان رایس واکنش نشان دادند و به او یادآوری کردند که وزیر خارجه آمریکا در کمیته نظارت بر همهپرسی عضویت ندارد و به همین دلیل نمیتواند درباره نتایج آن ابراز عقیده کند. این واکنش تند در واقع به رئیس دیپلماسی آمریکا یادآوری میکرد که تعجیل در اعلام نتیجه، از آنرو که ممکن است به ویژه اهل سنت عراق را تحریک کند و زمینهای برای اتهام از پیش تعیین شده بودن نتایج همهپرسی فراهم آورد، خطرناک است.
از این منظر ناکامی وزیر امور خارجه ایالات متحده در جلب نظر رهبران مسکو به مقابله با برنامههای هستهای تهران را هم میتوان نتیجه همان تعجیل نومحافظهکاران دانست. چه در حالی که سررسید موعد اجلاس نوامبر آژانس درباره ایران فرا میرسد، دیپلماتهای آمریکایی به شدت تلاش میکنند تا نظر مساعد کشورهای مهم عضو آژانس را برای اعمال سختگیریهای بیشتر علیه تهران فراهم آورند. اظهارات اخیر جان بولتون سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد در این باره که ایران جهانیان را فریب داده است در کنار اظهارات تند وزیر امور خارجه آمریکا علیه ایران نمونههایی از تبلیغات آشکاری است که براساس قراین موجود با رایزنی دیپلماتهای آمریکایی مقیم در کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی هستهای توام شده است. در همین مصاحبه، جان بولتون اگر چه به BBC در خصوص ضرورت ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد میگوید که این ارجاع میتواند مانع از تحقق نیات اتمی ایران شود، ولی سفیر آمریکا بلافاصله تاکید میکند که اگر این کار میسر نشد سایر گامهایی که میتواند ایران را از انجام تصمیمهای اتمیاش بازدارد، میتواند مورد توجه قرار گیرد.
سفر اخیر وزیر امور خارجه ایالات متحده به پاریس و لندن و سفر غیرمنتظره او به مسکو و افزون بر آن سفر آینده رایس به برلین همگی در جهت اظهار همین نگرانیهای واشینگتن و کوشش برای جلب نظر مساعد اعضای مهم آژانس به منظور ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت برنامهریزی شده است. با این همه اگرچه در پایتختهای اروپایی استقبال نسبتاً امیدبخشی از رایس به عمل آمد ولی در مسکو رهبران روسیه به سختی در برابر خواستههای ایالات متحده ایستادگی کردند و در کمال ناباوری از حق ایران برای انجام غنیسازی در چارچوب NPT دفاع کردند. در این باره لاوروف وزیر امور خارجه روسیه دستیابی به فناوری غنیسازی اورانیوم را حق همه کشورهای امضاکننده پیمان NPT و از جمله ایران دانست و تصریح کرد که کشورش هیچ دلیلی برای پذیرش ادعای آمریکا مبنی بر اینکه ایران به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است، نیافته است. رایس در برابر این اظهارات واکنش نشان داد و گفت که مسئله حق در اینجا مطرح نیست، مسئله این است که آیا میتوان به ایران اعتماد کرد و به او اجازه داد تا چرخه تولید سوخت هستهای را ایجاد کند؟ در حقیقت مقامات آمریکایی به پنهان بودن فعالیتهای هستهای ایران تا پیش از 2003 میلادی اشاره میکنند و میگویند اگر در آن سال هم یک گروه اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران در پاریس درباره فعالیتهای هستهای ایران افشاگری نکرده بود، هماکنون فعالیتهای پنهانی مذکور ادامه یافته بود. آنها اظهارات مقامات ایرانی درباره تجاری بودن علتهای این پنهانکاری را قبول ندارند و میگویند با این پنهانکاری در حقیقت ایران اهداف ویژهای در برنامههای هستهای را دنبال میکرده است.
در مقابل و در تهران مقامات ایرانی اگرچه از علاقهمندی به تداوم مذاکرات هستهای سخن میگویند و تصریح میکنند که برای شروع مذاکرات از جمله با کشورهای اروپایی آمادگی دارند، ولی در همان حال این مقامها تصریح میکنند که برقراری اقدامات داوطلبانه دیگر وجود نخواهد داشت. این بدان معنی است که نه تنها تعلیق فعالیتهای هستهای مرکز فرآوری اصفهان میسر نیست، بلکه تهران اراده خود برای بازگشایی مرکز نطنز را هم نشان میدهد. این همه بدان معنی است که مقامات تهران همچنان بر دیده غیرقابل قبول بودن آخرین بیانیه آژانس بینالمللی انرژی هستهای تاکید میکنند و از انجام آن سرباز میزنند. بالاخص طی روزهای اخیر و بعد از حمایتهای روسیه، چین و اکنون آفریقای جنوبی ایرانیها امکان مناسبتری برای پافشاری بر خواستهها و آرمانهای خود پیدا کرده اند و بر این باورند که در شرایط حاضر دست یافتن به چرخه سوخته هستهای قابل حصولتر از گذشته است. اینکه ایرانیان طی هفتههای گذشته از ایجاد بانک سوخت هستهای در IAEA که پیشنهاد اجرای آن از سوی محمد البرادعی ارائه شده، استقبال چندانی به عمل نیاوردهاند و پیشنهادهای غنیسازی در آفریقای جنوبی و روسیه نیز از سوی تهران با اقبال مواجه نشده، ممکن است به دلیل وجود همین باور در نزد ایرانیان باشد. در حقیقت ایرانیان میپرسند وقتی با ایستادگی بر مواضع میتوانیم فرآوری و غنیسازی هستهای را در کشور خودمان انجام دهیم چرا از این حق صرفنظر کنیم و مراحل غنیسازی را به روسیه یا آفریقای جنوبی بسپاریم به این دلیل ممکن است پیشنهاد انتقال کیک زرد از تهران به آفریقای جنوبی و یا روسیه که این روزها مطرح شده و در مقابل آن بر تحویل اورانیوم غنی شده برای سوخت هستهای به تهران وعده داده شده است، صورت اجرایی به خود نگیرد.
البته ناکامی رایس در مسکو، ایالات متحده را از پیگیری اهدافش علیه ایران ناامید نکرده است. بلافاصله بعد از این ناکامی، رایس به خبرنگاران گفت که رای ممتنع روسیه به قطعنامه اخیر آژانس به معنای حمایت این کشور از برنامههای اتمی ایران نبوده است بلکه مسکو با این رای میخواهد اطلاعات خود درباره اهداف و برنامههای اتمی ایران را کامل کند و ایالات متحده تا تکمیل اطلاعات مسکو صبر خواهد کرد. تحلیلگران درباره این اظهارات به ویژه تاکید میکنند که واشینگتن برای متوقف ماندن مذاکرات هستهای میان تهران و اروپا تلاش میکند. در این صورت و با زیر پا گذاشته شدن آخرین قطعنامه آژانس بینالمللی انرژی هستهای، تداوم فعالیتهای مرکز اصفهان و احتمالاً گسترش دایره فعالیتهای هستهای در ایران اطلاعات لازم برای آنکه مسکو، پکن و احتمالاً پرتوریا را به هواداری از آمریکا ترغیب کند، به دست خواهد آمد و صبر خانم رایس و دیگر نومحافظهکاران آمریکایی ثمربخش خواهد شد.